آزار بهائيان
بهائيان ايران تحت انواع فشارها، شجاعانه در اعتقاداتشان پايدارى مىكنند.
رها ثابت، ساسان تقوا و هاله روحی، نوامبر ٢٠٠٧ بازداشت شدند، و صرفاً در ارتباط با باورهای خود و عمل به اعتقادات آئین بهائی، دوران محکومیت چهارسالۀ خود را در زندان بسر میبرند
بهائيان ايران در طول تاريخ اين آئين همواره تحت ستم بودهاند. در سالهاى ميانى سده ۱۸۰۰ ميلادى قريب ۲۰۰۰۰ نفر ازپيروان اين آئين توسط نيروهاى دولتى يا تودههائى از مردم كه آنها را كافر به اسلام مىدانستند به قتل رسيدند.
خشونت ادوارى عليه بهائيان ايران در قرن بيستم نيز ادامه پيدا كرد و بارها مسئولان حكومتى براى گريز از شرايط بحرانى آنها را قربانى كردند.
براى نمونه در سال ۱۹۳۳ مطبوعات بهائى غيرقانونى اعلام شد، رسميت ازدواج بهائى لغو شد و بهائيانى كه در مؤسسات دولتى شاغل بودند از كار اخراج و يا تنزل مقام پيدا كردند. در سال ۱۹۵۵ مقامات حكومت ايران با كلنگ در تخريب مركز ملى بهائيان ايران در تهران پيشقدم شدند.
براى بهائيان اين شيوه آزار نمادى از سوء تفاهم و وحشتى است كه هميشه در زمان پيدايش يك آئين نو از بطن يك دستگاه جا افتاده دينى بروز مى كند. اين الگو بارها در طول اعصار تكرار شده و عملاً تمام اديان بزرگ در دوران اوليۀ تاريخشان با آزارهاى شديدى مواجه بودهاند.
در سال ۱۹۷۹ با برقرارى جمهورى اسلامى در ايران آزار بهائيان جهت تازهاى پيدا كرد و بخشى از سياست رسمى حكومت شد كه به شكلى روشمند پيگيرى مىشود.
از آن زمان، بيش از ۲۰۰ بهائى اعدام يا كشته شدهاند، صدها نفر به زندان افتادهاند و دهها هزار نفر از اشتغال، بازنشستگى، تجارت و امكانات آموزشى محروم گرديدهاند. تمام تشكيلات ادارى بهائى توسط حكومت ممنوع شده و اماكن مقدّس، زيارتگاهها و گورستانهاى بهائى مصادره، تخريب و يا ويران شدهاند.
حكومت ايران در برابر فشارهاى شديد بين المللى به تدريج اعدام بهائيان را متوقف كرد و تعداد زندانيان بهائى را به شدت كاهش داد. اما ستم و آزار كلى بهائيان — البته با روشى كه به نظر مى رسد براى پنهان ماندن از ديد بازرسان بين المللى حقوق بشر طراحى شده — ادامه يافت.
در سالهاى اخير بهائيان ايران در معرض دستگيرىها و بازداشتهاى مكررى بودهاند كه به قصد ايجاد وحشت در آنان انجام مىگرفته است. به عنوان نمونه بعضى از زندانيان در حالى كه خانوادهشان با استيصال در جستجوى آنها بودند، بدون اجازه تماس با ديگران، در محلهاى ناشناسى نگهدارى مىشدند.
اضافه بر آن مأموران دولتى منازل اين افراد را مورد تجسسهاى طولانى قرار داده، اسناد، كتابها، كامپيوترها، دستگاههاى كپى و ساير اموال آنها را مصادره مىكردند.
حكومت ايران با ايجاد محدوديتهاى وسيع اجتماعى و اقتصادى كوشيده است با زير فشار قرار دادن اين جامعه، شريانهاى حياتى آن را قطع كند. اماكن مقدس بهائى را ويران كرده است، مانع صدور جواز كسب و امكانات ديگر اشتغال براى بهائيان شده و كودكان دانشآموز بهائى را مورد آزار قرار داده است.
جامعۀ سيصد و پنجاه هزار نفرۀ بهائيان ايران بزرگترين اقليت مذهبى در اين كشور را تشكيل مىدهد و تنها انگيزۀ فشار بر آنها تعصبات مذهبى است.
بنيادگرايان مسلمان در ايران و جاهاى ديگر از مدتها پيش ديانت بهائى را به عنوان تهديدى بر عليه اسلام تلقى مىكنند و بهائيان را مرتد و كافر مىشناسند. مواضع پيشرو آئين بهائى در زمينۀ حقوق زنان، جستجوى بلاواسطۀ حقيقت، و لزوم آموزش به طور اخص براى روحانيت مسلمان ثقيل بوده است.
در ژوئن ۱۹۸۳، به عنوان نمونه، مقامات ايرانى ده زن و دختر بهائى را دستگير كردند. اتهام اين جمع آموزش در كلاسهاى درس اخلاق بهائى بود كه مشابه مدارس يكشنبه در غرب است.
در تلاش براى وادار كردن اين زنان به انكار اعتقاداتشان — درخواستى كه از همه زندانيان بهائى مى شود — آنها را مورد صدمات جسمى و روحى شديدى قرار دادند. اما اين زنان، مثل اكثر بهائيانى كه در ايران دستگير شدهاند، به اين خواسته تن ندادند و در نتيجه همگى اعدام شدند.
اعتراض بين المللى عليه آزار بهائيان ايران بسيار گسترده بوده است. در سراسر جهان هزاران مقاله در اين باره منتشر شده است. مؤسسات معتبر بين المللى از جمله پارلمان اروپا و مجالس قانونگزارى در چندين كشور قطعنامههائى در محكوميت يا ابراز نگرانى نسبت به وضعيت بهائيان ايران صادر كردهاند.
محل مسکونی حضرت باب در شیراز، یکی از مقدسترین اماکن بهائیان دنیا، در سال ۱۹۷۹ توسط گروههای سپاه پاسداران تخریب و سپس بدستور حکومت با خاک یکسان شداز همه مهمتر كميسيون حقوق بشر سازمان ملل و مجمع عمومى اين سازمان چندين قطعنامه در ابراز نگرانى نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران صادر كردهاند. تقريباً در تمام اين قطعنامهها به موقعيت بهائيان ايران به طور خاص اشاره شده است.
علیرغم اين فشارهاى بين المللى دائماَ اسناد تازهاى به دست مىآيد كه نشان مىدهد حكومت ايران از هدف نابود كردن جامعۀ بهائى اين كشور دست برنداشته است. در سال ۱۹۹۳ يك سند محرمانه در بارۀ تعيين يك سياست هماهنگ و كلى در قبال "مسائل بهائيان" به دست آمد.
اين سند كه توسط شوراى عالى انقلاب فرهنگى تهيه و به امضاى على خامنهاى، رهبر جمهورى اسلامى ايران، رسيده است با صراحت مى گويد "ترقی و توسعۀ" جامعه بهائى بايد "مسدود شود".
جلوگيرى از آموزش جوانان اين جامعه، نمونهاى از تلاشهاى حكومت ايران براى متوقف كردن رشد جامعۀ بهائى در اين كشور است. از سال ۱۹۷۹ ورود جوانان بهائى به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالى ممنوع شده است.
هرچند دولت در سالهاى اخير تظاهر مىكند كه اين سد برداشته شده اما همواره پس از ثبت نام دانشجويان بهائى دلايلى براى اخراج آنها يافته است.
به عنوان نمونه، در سال تحصيلى ۲۰۰۶–۲۰۰۷ اكثر دويست دانشجوى بهائى كه توانسته بودند در دانشگاهها ثبت نام كنند تا پايان سال اخراج شدند.
در سال تحصيلى ۲۰۰۷–۲۰۰۸ تقريباَ هشتصد نفر از بيش از هزار بهائى كه كنكور سراسرى را در ژوئن ۲۰۰۷ با موفقيت گذرانده بودند نامههائى دريافت كردند مبنى بر اين كه پرونده آنها "ناقص" است و در نتيجه از ثبت نام محروم شدند.