هو الابهی

ط

جناب ادیب دبستان الهی علیه بهآء اللّه الابهی ملاحظه نمایند

هو الابهی

ای مشتعل بنار موقدۀ در سدرۀ رحمانیّه صبح است و انوار ساطعۀ از ملکوت ابهی آفاق شاسعۀ امکان را روشن و منوّر نموده و نسائم جانبخش حدائق قدس ملأ اعلی مشامّ روحانیانرا معطّر فرموده این قلب مستمند را بقسمی بروح و ریحان و اشتیاق مشاهدۀ جمال یاران آورده که زمام از دست برده و در شور و جوش و خروش آورده که بانگ سروش میرسد ای بندۀ درگاه حضرت احدیّت ابهی قلم بردار و بذکر و یادِ آن یار مهربان افت چه که آن سرگشتۀ کوی دوست در این آن چنان در تب و تاب آتش است که قطره‌ئی از زلال عنایت او را سلسبیل روح‌بخش است بجان عزیزت قسم که زمام چنان از دست رفته است که ابداً قلم تحریر نتواند و آنچه خواستم ملاحظۀ خط کنم نتوانستم دیگر شما بقوّۀ بصیرت و قلب بخوانید ای دوست چه گویم و چه نویسم که ندای الهی از ملکوت ابهی چنان بلند است که گوش نزدیک است پردۀ سکونش بدرد و از صدای صلای ابهی عالم امکان بکلّی بحرکت فوق ‌العادۀ وجودی از هم بپاشد بیش از این ممکن تحریر نیست ع ع

این سند از کتابخانهٔ مراجع بهائی دانلود شده است. شما مجاز هستید از متن آن با توجّه به مقرّرات مندرج در سایت www.bahai.org/fa/legal استفاده نمائید.

آخرین ویراستاری: ۹ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۰ قبل از ظهر