هوالأبهی

رنگون

جناب آقا سیّد مصطفی علیه بهآء اللّه الأبهی

هوالأبهی

ای ثابت بر میثاق آنچه بمرحوم جمال افندی مرقوم نموده بودید ملاحظه گردید از ریاض معانیش نفحات انجذاب استشمام شد و از مطلع مضامینش انوار ثبوت و رسوخ مشاهده گشت سبب روح و ریحان گردید و باعث سرور قلب یاران از عبارات مکتوب آن مرحوم دلتنگ شده بودید حقّ با شماست فی‌الحقیقه عتاب بوده و لازم نبوده ولی آن متصاعد الی اللّه چون بآن جناب نهایت اعتماد و وثوق را داشت و همچه میدانست که اگر در مقام تشویق لسان شدید بکار برد دلیل بر عدم تکلیف و برهان قلب سلیم و حبّ صمیم است لهذا آن عبارت را بشما مرقوم نمود و من مکتوب ایشان را ندیده بودم پاکت تنها را آورده بود مهر نمودم والّا نمیگذاشتم که ارسال نماید حتّی چندی پیش از اتّفاقات باو گفتم که جناب مبادا باحبّای هندوستان از عدم تکلیف چیزی مرقوم نمائید که محزون گردند جواب گفتند احبّای آن سامان بمنزلۀ اولاد منند هر چه نویسم محزون نگردند من در جواب گفتم پسر حقیقی نیز اگر از پدر زجر شدید بیند سبب تأثّر گردد تصدیق نمود با وجود این بشما از کثرت محبّت و اعتماد آن عبارت را مرقوم نمود ولی بجان یاران قسم که این خطاب و عتابش از جوهر حبّ و اعتماد منبعث والّا در جمیع اوقات نهایت ستایش را از شما مینمودند و بقدری بشما تعلّق داشت که وصف ندارد و همیشه میگفت که جناب آقا سیّد مصطفی بجهت آن صفحات بلکه تمام هندوستان کافی وافیست ولی باید فراغتی داشته باشد بر سر مطلب رویم آن جناب واضح و آشکار است که تعلّق بامور این عالم ندارید و شخص نفیسی چون آن جناب دل بعالم خسیس نبندد و ثوب رثیث نپوشد اوج عزیز را از دست ندهد و بحضیض ذلیل راضی نشود تاج وهّاج عزّت قدیمه را بر سر نهد و اکلیل جلیل سلطنت ابدیّه را بر فرق گذارد شراب این خراب‌آباد سرابست و نعیم این دار سقیم جحیم است زیرا رو بزوالست کسانی چون شما که از صهبای محبّت اللّه سرمستند از بادۀ هوا و هوس بیزارند و کسانی که از کوثر الطاف سیرابند از برکۀ منجلاب در کنار نفحۀ گلشن وجدان شما آن صفحات را معطّر نموده است و پرتو شمع عرفان آن جناب آن اطراف را منوّر کرده است ولی چون تعلیمات الهیّه طلب ازدیاد و عدم قناعت بدرجه‌ئی از درجات است چنانچه جمال احمدی روحی له الفدآء ربّ زدنی علماً فرمود لهذا آن متصاعد الی اللّه خواسته است که شما در اعلی افق تبلیغ و انقطاع و اسمی فلک توحید و ارتفاع چون نجم بازغ طالع و لائح گردید و اشهد باللّه اموری که الآن بآن مألوف و مشغول آن نیز محافظۀ عزّت امر اللّه و ملاحظۀ ناموس شریعة اللّه است ای متوجّه الی اللّه در ایّام کشف نقاب و ظهور شمس حقیقت بظاهر انوار ساطعۀ جمال قدم بر آفاق طالع بوده و جهان شرق و غرب از ضیاء ساطع لامع جمالش روشن در آن وقت و آن زمان احبّای الهی که بمنزلۀ نجوم نورانیّه بودند و سرج رحمانی اگر روشن و پرنور بودند چندان ظهور و بروزی نداشت ولی حال چون آفتاب در پس پردۀ جلال و سحاب غیاب پنهان درخشندگی ستارگان و پرتوافشانی چراغان بسیار پرجلوه و نمایان پس این بندگان هر چه بیشتر جانفشانی نمایند پرتوافشانی بیشتر و هر چه زیادتر بکوشند از گنج آسمان بیشتر نصیب و بهره برند وقت غنیمت است و فرصت اکتساب قربیّت حضرت احدیّت در تسویۀ امور و تأدیۀ دیون با جناب ابوظفر صاحب آنچه بیشتر بکوشید بیشتر مقبول و فی‌الحقیقه تجارت و زراعت و صناعت مانع از خدمت حضرت احدیّت نه بلکه بجهت اثبات دیانت و امانت و ظهور اخلاق رحمانیّت واسطۀ عظماست و دلیل لائح

مرقوم فرموده بودید که رسالۀ مقاله را ترجمه فرموده‌اید البتّه طبع نموده بکسانی که مستحقّ و مستعدّ هستند بدهید نه عموم زیرا طبیعت ناس عجیب است که چون طالب اطّلاع باشند بمحض اینکه رساله را قرائت نمایند گویند مطّلع بر این امر و حقیقتش شدیم چندان عطش از برایشان باقی نماند باید بشنوند که چنین رساله‌ئی هست تا بکمال شوق بطلبند و چون قرائت کنند از عقب مبیّن درآیند و بحضور شما بشتابند فطرت بالطّبع چنین است که بامر آشکار چندان میل و رغبت ننمایند بالعکس بامر غیر معلوم و معروف نهایت حرص در اطّلاع دارند حالا شما کار را بین‌بین بگیرید نه پنهان و نه ارزان فابتغ بین ذلک سبیلا

امّا مسئلۀ اشتباه کار آن جناب بر آن مغفور این را بیقین بدانید که امر شما ابداً مشتبه نشده میدانست و میدانیم که در چه زحمات و مشقّات افتاده‌اید امید بربّ وحید است که عنقریب از مرارتهای شدید خلاص شده نفس راحتی بکشید حکایت سیّد محمّد دمشقی اینست که این شخص رفیق شخص شاذلیست که او از میرزا محمّد سرمشق خطّ میگرفت آن تلمیذ خطّی او این القاآت باو کرده و با او ملاقات نشده است مگر چند دقیقه و او صحبت سیاحتهای خویش را نمود و بس

و امّا قضیّۀ حضرات انگلیسها که از ایران مرقوم نموده اینست که چون علم امر اللّه در امریکان بلند شده است و نار اللّه الموقده در آن صفحات نهایت اشتعال را یافته حضرات پروتستان انگلیز در ایران بسیار مکدّر شده‌اند و مضطرب گشته‌اند علی‌الخصوص در این ایّام که سرایت به اروپا نموده و در پاریس و لوندره پیدا شده از جمله یک زن از امریکا به پاریس عبور نموده و بزیارت روضۀ مبارکه میآمد در چند روز در پاریس شش نفس را تبلیغ نموده و ندای کل در ظلّ علم میثاقست مختصر اینست که شعله بآفاق زده غزلی در سه سال پیش مرقوم گشت دو بیت آن اینست

شمع شبستان حقّ نور بآفاق بخش

مقتبس از شمس شو شعله و اشراق بخش

شرق منوّر نما غرب معطّر نما

نور بسقلاب ده روح بافلاق بخش

و از جمله

حبّ بهائی سراج

صون بهائی زجاج

خاک درش بر تو تاج

مژده بمشتاق بخش

باری از این جهت انگلیزها میخواهند که باین نشریّات افکار مؤمنین امریکا را پریشان نمایند ولکن هیهات هیهات

جناب ابوالحسن و ابوظفر صاحبان و والده و خاله و همشیرگان جمیع را تکبیر ابدع ابهی ابلاغ نمائید و همچنین سائر دوستان را بکمال اشتیاق تکبیر ارفع اعلی ابلاغ نمائید

و امّا در خصوص مبلّغ و شفاخانه و مدرسه و مطبعه و ترجمه و سائر وسائل نشر مرقوم نموده بودید هذا حقّ لا ریب فیه این امور خیریّه از اساس کلّیّۀ امر اللّه است و عنقریب باعظم درجه تأسیس گردد ولی حال باید بصرف نفحات اللّه تبلیغ امر نمود تا کسی را گمان نرود که بآنچه واسطۀ نشر سائر ادیانست این امر نیز انتشار یافت حال در امریکا جمیع این وسائل مفقود با وجود این امر اللّه بقوّۀ روح القدس انتشار یافت عنقریب ملاحظه خواهی فرمود که در کلّ اروپا انتشار یافته پس ای برگزیدۀ عبد بها قامتی بفراز و رخی برافروز و چهره‌ئی بنما و آستینی بیفشان و پرتوی بجو و ندائی بلند کن و البهآء علیک و علی جمیع احبّآء اللّه ع ع

این سند از کتابخانهٔ مراجع بهائی دانلود شده است. شما مجاز هستید از متن آن با توجّه به مقرّرات مندرج در سایت www.bahai.org/fa/legal استفاده نمائید.

آخرین ویراستاری: ۱۹ مه ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۰ قبل از ظهر