بواسطۀ جناب آقا میرزا عبدالحسین تفتی علیه بهآء اللّه
جناب ملّا حبیباللّه نجل ایشان جناب آقا میرزا محمود جناب آقا محمّد حسین رجبعلی جناب آقا محمّد اسمعیل محمّد جناب آقا صفر علی علیمحمّد جناب علیجان جناب عبّاس علی شمس جناب استاد صفر علی حسن رحیم جناب آقا اسداللّه جناب عبّاس علی کریم جناب مسیّب جناب حاجی فضلاللّه جناب رضا عزیز علیمحمّد جناب محسن جناب آخوند ملّا ولیّاللّه جناب آقا میرزا ابوالقاسم طرقی جناب آقا میرزا علی اصفهانی جناب آقا میرزا محمّد علیخان نطنزی جناب آقا ملّا عبّاس جناب آقا علی ولد آقا جعفر نطنزی جناب آقا عبّاس آقا علی اکبر جناب آقا عبّاس رحیم محمّد علی جناب آقا رضا مشهدی جعفر جناب آقا عبدالحسین علیهم بهآء اللّه الأبهی
الهی الهی هؤلآء عباد کشفت عن اعینهم الغطآء و جزلت لهم العطآء و نوّرت ابصارهم بمشاهدة آیاتک الکبری حتّی ترکوا الضّلالة و العمی و اهتدوا الی نور الهدی و انقذتهم من غمار الضّلالة و الغوی و نجّیتهم من ظلام حالک مستول علی الوری ربّ کلّ واحد منهم رضیع ثدی عنایتک و غریق بحر هدایتک و متوجّه الیک و منجذب الی ملکوت فردانیّتک لک الحمد بما هتکت الأستار و اظهرت الأسرار و اشرقت بالأنوار و اظهرت الآثار حتّی لاح نور الایقان و اضآء صبح الاطمینان و تنوّر القلوب و الوجدان و قاموا علی خدمة امرک و اعلآء کلمتک و نشر ذکرک و نثر لآلئ معرفتک و ایقاد نار محبّتک و لک الشّکر علی ذلک انّک انت المعطی الهادی المهیمن الکریم اللّطیف الودود لا اله الّا انت الملک الحقّ المقتدر العزیز الرّؤف
ای یاران عبدالبهآء در هر دمی صدهزار شکرانه بملکوت قدم نمائید که بدرقۀ عنایت رسید و صبح هدایت دمید و نسیم موهبت وزید و آهنگ ملأ اعلی بمسامع روحانیان رسید و آذان نغمۀ یابهآءالأبهی شنید سبحاناللّه با وجود آنکه حضرت اعلی روحی له الفدآء در جمیع زبر و الواح ذکری جز ستایش من یظهره اللّه نفرمودند و جمیع احکام و مسائل و حقائق و معانی بیان را مشروط و موکول بتصدیق اسم اعظم نمودند و بصریح عبارت بیان فرمودند که اگر الیوم خود را ظاهر فرماید انا اوّل المؤمنین بعد در خطاب بشخص بزرگواری میفرماید ایّاک ایّاک ان تحتجب بالواحد البیانی لأنّهم خلق عنده یعنی در ظهور مجلّی طور مبادا محتجب بواحد بیانی گردی و واحد بیانی عبارت از هیجده حروف حیّ و نفس مبارکست که عدد واحد تمام شود با وجود این غافلان محتجب بآن گشتند که چرا فلان موقن نشد و حال آنکه حضرت اعلی روحی له الفدآء چنین فرمودند ایکاش آن شخص را میدیدند و اطوار و احوال و کردار او را بمیزان الهی میسنجیدند تا واضح و معلوم شود که بسبب انحراف حتّی عقل و شعور مسلوب شده تا چه رسد باسرار و عرفان ربّ غفور
اهل فرقان اعتراض بحضرت اعلی روحی له الفدآء مینمودند و میگفتند این القیامة الکبری و این الطّامّة العظمی این المیزان و این امتداد الصّراط این السّؤال و الجواب و این الحساب و الکتاب این الحشر و النّشور و این قیام اصحاب القبور این طلوع الشّمس من مغربها و این انتثار النّجوم من مطالعها و این زلزلة الأرض فی مشارقها و مغاربها این النّفخ فی الصّور و این النّقر فی النّاقور این تسعّر النّار و این تزیین الجنّة بفاکهة الثّمار این الکوثر و السّلسبیل و این المآء المعین باری اعتراض مینمودند که این وقائع عظمی صریح کتاب اللّه و شروط قیامت کبراست امّا حضرت اعلی میفرمایند که جمیع این وقوعات خمسین الف سنه در دقیقهئی در طرفة العین واقع و منقضی شد با وجود این اهل بیان گویند این ملوک البیان و این معابد اهل التّبیان این اجرآء الأحکام و این مکتب من یظهره اللّه فتبّاً لکلّ جاهل و سحقاً لکلّ متجاهل
قدری باید در حجبات اهل فرقان نظر کرد و اشکالات و شبهات آنان صدهزار مرتبه اعظم از اینست گذشته از این جمال مبارک در ایّام عراق دو سال غیبوبت فرمودند شخص معهود در پس پردۀ خوف چنان محجوب که نام و اثر بکلّی مفقود کار بدرجهئی رسید که ذکری از امر اللّه نماند نفوسی بودند معدود و مخمود و در زاویۀ خمول مخفی و مستور تا آنکه جمال قدم روحی لأحبّائه الفدآء مراجعت فرمودند بمحض ورود به عراق چنان پرتو انوار بآفاق زد که عقول واله و حیران شد صیت امر اللّه بلند گشت و آوازۀ اشراق شمس حقیقت بشرق و غرب رسید فریداً وحیداً بنفس مقدّس مقابل من علی الأرض قیام فرمودند و واضح و آشکار بدون ستر و حجاب باعلاء کلمة اللّه در آفاق پرداختند خضعت له الأعناق و ذلّت له الرّقاب و خشعت له الأصوات و شخص معهود در زاویۀ خمول خزیده و از ترس و خوف در صفحات بصره و سوقالشّیوخ نام خویش را حاجی علی گذاشته و کفش و گج فروشی مینمود و این قضیّه را حتّی بیانیان شاهد و گواهند نفسی انکار نتواند و چون بقوّت اسم اعظم امر اللّه را عظمتی حاصل و خوف و خشیت از میان رفت شخص معهود اظهار وجود فرمود و حال در جزیرۀ قبریس چون تحت حمایت انگلیس است بمکاتبه پرداخته زیرا ابداً خوفی نیست حرّیّت ادیان و آزادی هر ملّتی موجود یا للّه این شخص محترم قریب چهل سالست که در جزیرۀ قبریس است چه قدرتی بنمود با وجود حرّیّت و کمال آزادگی ادیان و ملل که انسان واضحاً صریحاً در میادین و معابر و معابد اقامۀ حجّت و برهان میتواند که بنماید آیا این شخص محترم توانست که یک نفس هدایت نماید و یا آنکه در مجمعی و محفلی لسان نطق بگشاید و یا آنکه شخصی را مذعن باندک دانائی خویش نماید و یا آنکه حرکتی نماید که ذکرش در محلّی و یا روزنامهئی مذکور شود آیا عجزی اعظم از این تصوّر توان نمود لا واللّه
امّا جمال مبارک در سجن اعظم در کمال اقتدار مقابل من علی الأرض قیام فرمود و بملوک و سلاطین الواح مرقوم و ارسال فرمود حتّی بمرحوم ناصرالدّین شاه لوح مخصوص فرستاد و در جمیع اوروپا آن الواح نشر گردید مختصر اینست که امر مبارکش را در سجن اعظم فیالحقیقه در تحت سلاسل و اغلال بلند فرمود چه قدرتیست اعظم از این واللّه الّذی لا اله الّا هو اگر اندک انصافی باشد همین برهان کفایت است و ببرهان دیگر احتیاج نیست و از اوّل ابداع تا بحال هیچ مظهر مقدّسی از مظاهر الهیّه در یوم خود امر خویش را در سجن اعظم در تحت سلاسل و اغلال بلند نکرد و این قضیّه در ایّام خود ما واقع گشت حکایت و روایت نیست که ادنی شبهه حاصل شود صیت الهی از سجن اعظم بلند شد و آوازۀ امر حقّ در سجن اعظم جهانگیر گشت و ندای الهی از تحت سلاسل و اغلال آفاق را بحرکت آورد فأنصفوا یا اولی الانصاف و از این گذشته البتّه میدانید که شخص معهود حال در چه حالتست بظاهر ظاهر نیز در خسران مبین است جمیع اولاد هر یک در حالتی عجیب یکی ترسا شده و دیگری در کلیسا پارسا یکی وقف شرابخانه است و دیگری خادم بتخانه البتّه این تفاصیل بگوش کلّ رسیده غافلان اگر انکار کنند شخصی معتمد بفرستند تا تماشا کند مقصد اینست حال مقتدا چنین فیا اسفا علی الأتباع و البنات و البنین ولی بحر اعظم را این گونه کفها مقاومت ننماید یک موج زند و خاشاک و خس را بکنار اندازد و دریا در نهایت صفا جلوه نماید کلّاً پریشان و پشیمان گردند و نادم و بینشان شوند فسوف ترون الغافلین فی خسران مبین و علیکم البهآء الأبهی
این سند از کتابخانهٔ مراجع بهائی دانلود شده است. شما مجاز هستید از متن آن با توجّه به مقرّرات مندرج در سایت www.bahai.org/fa/legal استفاده نمائید.
آخرین ویراستاری: ۳ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۰ قبل از ظهر