ای دوستان الهی و مشتعلان بنار محبّت رحمانی در این خاکدان ترابی آشیانه نمودن صفت خراطین ارضست و سمت طیور خاک پست مرغان چمنستان الهی جز در گلبن الهی لانه نخواهند و پرندگان بوستان تقدیس جز در حدائق باقی توحید بر سدرۀ تجرید مسکن نجویند بازان اوج عظمت بغیر از هوای سمای عزّت محلّ طیران و میدان جولان نخواهند این خاکدان فانی چون سراب بادیۀ حیرانی ظلّیست زائل و این عالم ترابی در نظر اولیای الهی از ذرّۀ متلاشی پست و حقیرتر است چون از شئون این عالم و محو و فنایش و کدورت و صفایش و کثافت و جفایش و سراب بقیعش و سمّ نقیعش کما هو حقّه واقف و مطّلع گشتند از جهان و جهانیان بیزار شدند و از هر چه جز حقّست در کنار گشتند دل بجهان باقی بستند و از این شئون کونی و ظلمات امکانی رستند پری از صفات تقدیس گشودند و در این فضای وسیع پرواز نمودند تا باوج اعلی و ملکوت ابهی و مقعد صدق عند ملیک مقتدر عروج نمودند و بشرف لقای جمال اعلی و نعمت لا تفنی و موهبت عظمی مشرّف گشتند
پس ای مخموران صهبای الهی و سرمستان جام جذب و موهبت رحمانی از جمیع شئون و فنون و ظهور و کمون و مقتضیات جنون چشم پوشید و از راحت و نعمت و عزّت و ثروت و بزرگواری این جهان فانی بگذرید و همّت را باقتباس انوار رحمانی و استفاضۀ مواهب ملکوت صمدانی بگمارید و اگر بلای عظیمه و رزایای شدیده رخ دهد و جمیع من فی الوجود بر اذیّت و جفای بر شما قیام نمایند محزون مشوید مغموم نگردید و جزع و فزع منمائید بشارت عظیمه از فم مطهّر در الواح الهیّه وارد و مژدۀ جانبخش در کتب صمدانیّه نازل و مضمون آن کلام مبارک اینست که بلایائیکه بر احبّای الهی وارد و صدمات و اذیّات و مصیباتیکه بر عاشقان جمال رحمانی نازل میشود حکمتش اینست که چون این نفوس مقدّسه بمنزلۀ فروع و اوراق سدرۀ مبارکۀ الهیّه هستند لهذا آنچه بر اصل شجرۀ مبارکۀ الهیّه وارد البتّه بر فروع و اوراق آن نیز نازل میشود حال چون اعظم بلایا و محن و آلام و اشدّ متاعب سجن و سلاسل و اغلال را حق بنفسه در سبیل جمالش حمل فرمود و بکمال سرور و حبور و تمام روح و ریحان ایّام مبارک را در سجن و زندان بگذراند شما نیز ای احبّای الهی هر یک بقدر لیاقت و استعداد خویش از این موهبت عظمی بهرهئی باید ببرید و از این رحمت کبری نصیبی باید بگیرید چون بحقیقت ملاحظه فرمائید چه فضلی اعظم از این فضل و چه احسانی اکبر از این احسان که در این سبیل رحمن در بلایا شریک جمال قدم باشید و سهیم نیّر اعظم گردید بشری للمخلصین
و اگر از عوالم الهیّه و جهان معنوی الهی که بعد از عروج این ارواح بملکوت ابهی و جبروت اعلی مقدّر شده بوئی بمشامّ جهانیان رسد البتّه هر یک در قربانگاه در سبیل محبّت اللّه بکمال شوق و اشتیاق بشتابد و اگر نفحات معطّرۀ آن جهان الهی مشامّ روحانیان را معنبر نمینمود و قلوب مبارکشانرا انوار ساطعۀ از افق ابهی منوّر نمیکرد هرگز این بلایای شدیده و مصائب کلّیّه را تحمّل نمیفرمودند پس بدانید که نسائم جانبخش جهان الهیست که مشامّ اولیای الهی را معطّر نموده و ارواح مقدّسشانرا مبشّر کرده که باین حلاوت شدائد اذیّت و نقمت اهل عالمرا تحمّل مینمایند
و اگر مواهب آن عوالم الهیّه و اسرار آن ملکوت باقیه در این عالم فانی و جهان ترابی مشهود و واضح نیست جای عجب نه و وسیلۀ شک و شبهه نیست زیرا این واضح و مشهود بلکه بدیهیست که هر استعداد و لیاقتی و قوا و کمالی که هر شئ در رتبهئی از مراتب تحصیل و اکتساب مینماید در رتبۀ ما فوق آن رتبه چون مبعوث شود ظاهر گردد مواهب مکتسبۀ در رتبۀ اوّل که ما دون این رتبه است در این رتبۀ ما فوق ظاهر و آشکار شود و بعبارة اخری کمالات مکتسبۀ در عالم ما دون ظهورش در عالم ما فوق است زیرا آن عالم ما دون استعداد وسعت ظهور آن مواهب را ندارد مثلاً استعداد و مواهبی را که جماد در عالم جماد تحصیل مینماید در عالم جماد مشهود نگردد بلکه چون از عالم جماد بعالم نبات انتقال نماید آن موهبت موهوبه رخ بگشاید و چون نبات استعداد حصول جسم حسّاسی را در عالم نبات تحصیل نماید حین انتقال بعالم حیوان این کمال ظاهر شود و چون انسان در عالم رحم قوّۀ باصره و قوّۀ سامعه و قوّۀ شامّه و قوای سائره و احساسات بشریّه و کمالات انسانیّه را اکتساب نماید در عالم رحم سعت و گنجایش ظهور این مواهب موجود نه بلکه غیر ممکن و محالست که بصر عیان شود و سمع نمایان گردد لکن چون از تنگنای رحم مادر باین عالم وسیع منوّر انتقال نماید آن چشمش روشن و بینا گردد و گوشش شنوا شود و لسانش گویا گردد و کمالاتش واضح و عیان گردد و یقین داند بلکه مشهود بیند که این مواهب را جمیعاً در عالم ظلمانی رحم اکتساب و تحصیل نموده بود ولکن آن عالم سعت و گنجایش ظهور این اسرار را نداشت بلکه خود مولود نیز بتمامه از این مواهب بیخبر بود و اگر چنانچه جبریل بر او نازل میشد و خبر میداد که چنین فضل و عنایتی بتو در این محلّ تنگ و تاریک احسان شده قبول نمینمود بلکه تکذیب میکرد حال بهمچنین فضل و مواهبی و الطاف و رغائبی که بنفوس مقدّسه در این عالم عنایت شده و کمالاتیکه تحصیل نمودهاند این عالم سعت ظهور آنرا ندارد بلکه چون بعوالم سائرۀ الهیّه انتقال نمایند آن موهبت کبری رخ بگشاید و آن رحمت عظمی جمال بنماید و همچنین جنینی که از این مواهب محروم بود محرومیّتش بعد از انتقال ظاهر و عیان گردد مثل اینکه محرومیّت و نقائص نفوس محتجبه نیز بعد از فوت از این عالم معلوم و مشهود گردد
این سند از کتابخانهٔ مراجع بهائی دانلود شده است. شما مجاز هستید از متن آن با توجّه به مقرّرات مندرج در سایت www.bahai.org/fa/legal استفاده نمائید.
آخرین ویراستاری: ۱۹ مه ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۰ قبل از ظهر