جناب سلیمان خان

فی ذی‌ قعدة ١٢٩۵

هو الاقدس الاعظم العلیّ الابهی

حمد محبوبی را لایق و سزاست که باصبع قدرت ختم رحیق مختوم را گشود و بایادی الطاف بر عالمیان مبذول داشت هر نفسی اقبال نمود از او آشامید و بفیوضات نامتناهیۀ الهیّه فائز شد و هر که اعراض نمود فی ‌الحقیقه از ثمرۀ وجود محروم ماند صد هزار افسوس و دریغ که ایادی مکرمت رحمن کوثر حَیَوان عطا میفرماید و اهل عالم اکثری از آن بی‌نصیب و در بادیه‌های اوهام بکمال حیرت و غفلت سالک و این رحیق در مقامی کلمة اللّه است که در خزینۀ علم ابدی مکنون بوده و بخاتم حفظ مختوم و در مقامی عرفان مطلع اسماست عرفانیکه از قلم اعلی جاری شده نه عرفانیکه از اوهام تولّد یافته طوبی لنفس فازت و عرفت و شربت و ویل للّذین اعرضوا بما اتّبعوا کلّ غافل بعید

اگر اینعبد بخواهد اینمقام را علی ما هو علیه شرح نماید و معروض دارد البتّه قلم عاجز ماند از حق میطلبم که اهل عالم را از نفحات ایّام خود محروم نفرماید اگرچه کلّ ایّام منسوب بحق است و از حق است و لکن این یوم تخصیص یافته چنانچه در کتب و صحف و زبر سماویّه ذکر این یوم بوده و اهل بصر ادراک نمودند و بمنظر اکبر شتافتند طوبی لک و للّذین فازوا بکوثر الحَیَوان فی ایّام ربّهم الرّحمن انشآء اللّه بعنایت الهی قلوب پژمرده و نفوس ظلمانیّه را بانوار کلمۀ الهیّه منوّر و تازه نمائید قسم بآفتاب افق عرفان اگر نفسی للّه بر خدمت امر قیام نماید البتّه قلوب عباد را جذب کند و بافق اعلی کشاند الامر بید اللّه یعطی من یشآء ما یشآء انّه لهو المعطی الکریم

عرض این فانی خدمت حضرة عالی آنکه اینعبد بدستخطّ سرکار فائز و آنچه در او مرقوم بود در ساحت اقدس عرض شد فرمودند انشآء اللّه باید بمبارکی اسم اعظم بعضی از اهل عالم را که فی‌ الجمله از ظنون و اوهام فارغند و بانوار یقین روشن و منیر آگاه نمایند و بمدینۀ باقیه کشانند بسیاری از نفوس بسیار بعید مشاهده میشوند تا چه وقت و زمان دست عنایت رحمن ایشانرا ببحر قرب و وصال کشاند انّه لهو المقتدر القدیر خذ کأس الحَیَوان باسم ربّک و قل یا ملأ الامکان ان اسرعوا و تعالوا الی ما قُدّر لکم ایّاکم ان تمنعوا انفسکم عمّا خُلقتم له اتّقوا اللّه و لا تکوننّ من المحتجبین انتهی

و اینکه در بارۀ سیّد عبداللّه مرقوم داشتید اینعبد او را ندیده و از احوال او اطّلاع نداشته بسیار عجبست از نفوسیکه سبب فساد و تضییع امر الهی شده و میشوند دنیا را وفائی نبوده و نیست اَیْن بقائها بعد الّذی نَریها یأتی بخلق و یذهب بخلق آخر در هر حین فنای خود را بر حسب ظاهر مینماید ولکن بصر مفقود تا مشاهده کند باری از حق میطلبیم نفوس طاغیۀ باغیۀ غافله را هدایت فرماید و بمعرفت انفس خود تأیید نماید شاید از حد تجاوز ننمایند و بافترا قیام نکنند وقتی از لسان مبارک اینکلمۀ مبارکه اصغا شد فرمودند امر را مثل هیکل مشاهده کنید روح آن انقطاعست و جناح آن تقوی طوبی لمن تزیّن بتقوی اللّه و انقطع عمّا سواه انتهی

و اینکه در بارۀ آن سارق خائن مرقوم داشتید اگر ناس بامانت و دیانت و بآنچه از مصدر امر مأمورند عمل مینمودند البتّه جمیع بکمال راحت و عزّت مشاهده میشدند افق امانت تیره مانده و افق صداقت و وفا غبارآلود مشاهده میشود از حق جلّ جلاله سائل و آملم که نفوسی مبعوث فرماید که از دیانت و امانت و صدق و وفاشان عالم مزیّن و منوّر گردد لیس هذا علی اللّه بعزیز و البّته آن نفس که خیانت نموده بجزای عمل خود خواهد رسید در سنۀ قبل در اینصفحات هم امثال این امور واقع شده که بعضی در سبیل ادّعای ایمان و عرفان و محبّت و مودّت نموده و بعد اشیاء مهاجرین و مقبلین را سرقت نموده فرار اختیار کرده‌اند فرمودند لا تصدّق ما تسمع و لا تطمئنّ عمّن یخضع انتهی بسی از نفوس هستند که خضوع و خشوع و کلمات چرب شیرین را دام خود قرار داده‌اند از حق میطلبیم زمین را از نفوس شریرۀ خبیثه پاک و مطهّر فرماید این صدمات واردۀ بر سرکار چون در سبیل حق وارد شده البتّه ثمرات کلّیّه از آن ظاهر خواهد شد و بمکافات آن خواهید رسید

ذکر مختار الملک فرموده بودید عرض شد فرمودند انشآء اللّه بعنایات الهیّه فائز باشند از حق میطلبیم مقبلین را مؤیّد فرماید بر خرق احجاب کلّها بسیار مشکل است نفسی بقوّت و قدرت خلیلی قیام نماید و اصنام نفوس مشرکه را ببازوی اقتدار درهم شکند سالهاست مردم بظنون و اوهام تربیت شده‌اند رایحه‌ئی از گلستان یقین استشمام ننموده‌اند ولی در هر حال مأیوس نباید بود و از تبلیغ امر بحکمت و بیان نباید غافل شد للّه باید گفت و الی اللّه باید دعوت نمود که شاید اطفال روزگار از لبن معارف احرار بالغ شوند و بمنظر اکبر ناظر گردند انتهی

عریضۀ جناب ملّا شاه ‌رضا عرض شده و جواب از سماء عنایت نازل و ارسال شد و همچنین عریضۀ کپیتان در ساحت اقدس عرض شد و جواب آن عنایت شده ارسال شد و سه لوح ابدع اقدس هم از افق عنایت بی‌اسم ارسال شد بهر که مصلحت دانند عنایت فرمایند

و اینکه در بارۀ اخبار نوشته بودند امر مثل سابق است بقسمیکه در سورۀ رئیس و الواح اخری نازل شده بعد از همۀ مجالسها و مصالحه‌ها هنوز غبار جدال مرتفع و نار بغضا مشتعل اراضی دولت عثمانیّه در انقلاب در هر گوشه ضوضائی بلند شده و لکن دعائی از سماء عنایت در حقّ دولت نازل و امر فرمودند اصحاب تلاوت نمایند بعد از اظهار این عنایت امید هست که عاقبت فی ‌الجمله راحتی دست دهد الامر بیده یفعل کیف یشآء عالم منقلبست و نفسی سبب و علّت آنرا ادراک ننموده طبیب حقیقی را از معالجۀ امراض منع نموده‌اند و خود نه درد میدانند و نه دوا سبحان‌ اللّه چه غفلتی است که کل را اخذ نموده بحر معانی را گذاشته‌اند و ببرکه‌های ملح اجاج توجّه نموده‌اند با اینکه شمس علم از افق سما مشرق مع‌ ذلک بجهلای ارض تمسّک جسته و تشبّث نموده‌اند زهی حسرت و ندامت اینست که هر روز ببلای جدیدی مبتلا میشوند و بعذاب الیمی معذّبند

فیهذا المقام اختم القول انّه لا اله الّا هو لم یزل کان مهیمناً علی الاشیآء و لا یزال یکون متعالیاً عن ذکر ملأ الاسمآء ما وصفه احد حقّ وصفه انّه لهو المقدّس المنزّه المتعالی العزیز الحکیم البهآء علی حضرتکم و علی من معکم من الّذین شربوا رحیق الاستقامة و فازوا بهذا الامر البدیع

این سند از کتابخانهٔ مراجع بهائی دانلود شده است. شما مجاز هستید از متن آن با توجّه به مقرّرات مندرج در سایت www.bahai.org/fa/legal استفاده نمائید.

آخرین ویراستاری: ۲ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۰ قبل از ظهر