«اثمار سدرۀ انسانی اعمال طيّبه و اخلاق مرضيّه بوده و هست.» حضرت بهاءالله

حُسن اخلاق و رفتار 

صداقت، امانت و عدالت

صداقت و امانت، معنایی بسیار وسیع‌تر از دروغ نگفتن دارند و نماینگر توان‌مندی کلی برای تشخیص، ارزش‌نهادن و پاسداری از حقیقت هستند. بدون این خصائص روحانی، پیشرفت فردی و اجتماعی امکان‌پذیر نیست. عدالت معیاری برای سنجش رفتار فرد و تلاش‌های جمعی فراهم می‌آورد و از این رو، برای استقرار وحدت و هماهنگی در تمامی سطوح اجتماع حیاتی است. بدین ترتیب، یکی از مقتضیات زندگی سراسر خدمت به بشریت، تلاش مداوم برای پرورش صداقت، امانت و عدالت و اطمینان حاصل نمودن از حضور همیشگی این خصائص در فکر و عمل است.


نسأله تعالی أن يؤيّد الکلّ علی الصّدق الخالص و يقرّبهم اليه. (از خداوند متعال می‌خواهیم که همه را بر راست گویی راستین یاری کند و به او نزديک گرداند.)

حضرت بهاءالله، لوح ابن ذئب

اعمال و افعال حق مشهود و ظاهر چنانچه در جميع کتب سماويّه نازل و مسطور است، مثل امانت و راستی و پاکی قلب در ذکر حق و بردباری و رضای بما قضی اللّه له و القناعة بما قدّر له و الصّبر فی البلايا بل الشّکر فيها و التّوکّل عليه فی کلّ الاحوال. (رضایت بر آن‌چه خداوند امر کرده و قناعت بر آن‌چه مقدر کرده است و نه تنها صبر پیشه کردن بلکه شکر نمودن در میان بلایا و در همه حال بر او توکل کردن) اين امور از اعظم اعمال و اسبق آن عند حق مذکور.

منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، شمارۀ ۱۳۴

امانت باب اعظم است از برای راحت و اطمينان خلق. قوام هر امری از امور به او منوط بوده و هست. عوالم عزت و رفعت و ثروت به نور آن روشن و منير.

مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، لوح طرازات

صدق و راستی اساس جميع فضائل انسانی است. اگر نفسی از آن محروم ماند از ترقی و تعالی در کليۀ عوالم الهی ممنوع گردد و چون اين صفت مقدس در نفسی رسوخ نمايد، سائر صفات و کمالات قدسيه بالطبع حاصل شود و فرد کامل گردد.

حضرت عبدالبهاء، نقل شده در ظهور عدل الهی

راستی و درستی و حق‌پرستی صفتِ راستان است و سمتِ پاکان. صدق، بهترين صفتی است از صفات زيرا جامع کمالات است چه که شخصِ صادق، محفوظ از جميع آفات و متنفر از جميع سيئات و مصون از کل خطيئات، زيرا جميع اخلاق و اعمال مذمومه، ضدِ صدق است و شخصِ صادق از جميع آن‌ها گريزان.

منتخباتی از مکاتيب حضرت عبدالبهاء، جلد ۲

یا ابن الروح، أَحَبُّ الأَشْيَاءِ عِنْدِي الإنْصافُ. لا تَرْغَبْ عَنْهُ إِنْ تَكُنْ إِلَيَّ راغِباً وَلا تَغْفَلْ مِنْهُ لِتَكُونَ لِي أَمِيناً وَأَنْتَ تُوَفَّقُ بِذلِكَ أَنْ تُشَاهِدَ الأَشْياءَ بِعَيْنِكَ لا بِعَيْنِ العِبادِ وَتَعْرِفَها بِمَعْرِفَتِكَ لا بِمَعْرِفَةِ أَحَدٍ فِي البِلادِ. فَكِّرْ فِي ذلِكَ كَيْفَ يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ. ذلِكَ مِنْ عَطِيَّتِي عَلَيْكَ وَعِنايَتي لَكَ فَاجْعَلْهُ أَمامَ عَيْنَيْكَ. (ای پسر روح، محبوب‌ترين امور نزد من، انصاف است. گر مرا خواهی، از آن روی بر مگردان و از آن غفلت مکن تا امین من گردی. به وسیلۀ انصاف است که می‌توانی امور را با چشم خود ببینی نه با چشم دیگران و به معرفت خود بشناسی نه به معرفت هيچ کس دیگری در دنيا. در این باره، آن‌گونه که سزاوار است اندیشه کن. انصاف، هدیۀ من به تو و عنایت من در حق تو است، پس همیشه به او ناظر باش.)

حضرت بهاءالله، کلمات مکنونۀ عربی، شمارۀ ۲

هيچ نوری به نور عدل معادله نمی‌نمايد. آن است سبب نظم عالم و راحت امم.

حضرت بهاءالله، لوح ابن ذئب

سراج عباد، داد است، او را به بادهای مخالف ظلم و اعتساف خاموش منمائيد و مقصود از آن، ظهور اتحاد است بين عباد. در اين کلمۀ عليا، بحر ِحکمت الهی، مواج. دفاتر ِعالم، تفسير آن را کفايت ننمايد.

مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، لوح کلمات فردوسیه

فی الحقيقه اگر آفتابِ عدل از سحابِ ظلم فارغ شود، ارض، غير ارض مشاهده گردد.

منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، شمارۀ ۱۱۲

یادداشت: