کتابخانه

مؤسّسۀ مشرق‌الأذکار

فهرست مطالب

از آثار حضرت عبدالبهاء

دوستان را محفلی باید و مجمعی شاید که در آن مجامع و محافل بذکر و فکر حقّ و تلاوت و ترتیل آیات و آثار جمال مبارک روحی لأحبّائه الفدآء مشغول و مألوف گردند و انوار ملکوت ابهی و پرتو افق اعلی بر آن مجامع نورا بتابد و این محافل مشارق اذکار است که بقلم اعلی تعیین و مقرّر گردیده است که باید در جمیع مدن و قرا تأسیس شود … و این مجامع روحانی در نهایت تنزیه و تقدیس ترتیب یابد تا از محل و ارض و هوایش نفحات قدس استشمام گردد.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۵۵)[۸]

ای دوستان حقیقی عبدالبهآء این دم بیاد شما افتادم یعنی قریب غروبست و از کثرت مشقّت راحت مسلوب ولی من بیاد شما در نهایت نشئه و سرورم و از ربّ غفور تأیید موفور میطلبم مشرق‌الأذکار مطلع الأنوار است و مجمع ابرار نفوس نفیسه چون در آن مجامع ملکوتیّه اجتماع نمایند و نماز آغاز کنند و ببدایع الحان ترتیل آیات گردد و ترنیم مناجات اهل ملأ اعلی استماع نمایند و فریاد یاطوبی و یابشری برآرند که الحمد للّه در ملأ

ادنی نفوسی از ملائکۀ ملکوت ابهی بمناجات و دعا قیام نمودند و در محفل تقدیس ترتیل آیات توحید مینمایند آیا چه فضلی است اعظم از این.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۹]

یا احبّآء عبدالبهآء و سهمائه و شرکائه فی عبودیّة ربّ الجنود انّ اعظم الأمور و اهمّ مشروع الیوم تأسیس مشرق‌الأذکار و بنیان معبد یرتفع منه صوت التّهلیل الی ملکوت ربّ الجلیل طوبی لکم بما افتکرتم فی هذا و نویتم تأسیس هذا البنآء و سبقتم الکلّ فی بذل الأموال لهذا المقصد العظیم و المشروع الکریم سترون ملائکة التّأیید تتتابع علیکم و جنود التّوفیق تتهاجم امامکم.

و عندما یتمّ مشرق‌الأذکار و تتوقّد فیه الأنوار و یحضر فیه الأبرار و تقوم الصّلوة تضرّعاً الی ملکوت الأسرار و یرتفع صوت التّمجید للرّبّ المجید هنالک یفرح المؤمنون و ینشرح صدور امتلأ بمحبّة الحیّ القیّوم.

و یهرعون النّاس الی التّبتّل فی ذلک البیت المعمور و ینتشر نفحات اللّه و تعلو کلمة اللّه و تتمکّن تعالیم اللّه من القلوب تمکّن الرّوح فی النّفوس و یستقیم النّاس علی امر ربّکم الرّحمن.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۱۰]

و ما من نفس تقوم علی خدمة هذا البنآء الّا و یؤیّده اللّه بقوّة من ملکوته العظیم و یفیض علیه برکةً روحانیّةً سماویّةً یمتلئ بها قلبه بالنّور البدیع و تقرّ به عینه بمشاهدة المجد القدیم.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۱۱]

ای ثابت بر پیمان مکتوب شما رسید و مقصود واضح و پدید شد از همّت و جدّ و جهد احبّای الهی مرقوم نموده بودید که در بنیان مشرق‌الأذکار بی‌اختیارند و بنفس نفیس سنگ‌کشی میفرمایند فی‌الحقیقه این خبر بدرجه‌ئی سبب سرور قلوب گردید که خارج از توصیف و تقریر است زیرا تصوّر حال آن جمع بزرگوار گردید که در کمال خضوع و خشوع حمل احجار نموده و بر ملوک عالم افتخار مینمایند.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۱۲]

از معابد سؤال نموده بودید که حکمتش چیست حکمتش این است که در وقت معلوم نفوس وقت اجتماع را بدانند و کل مجتمع گردند و جمیع بالاتّحاد بمناجات پردازند تا از این اجتماع الفت و اتّحاد در قلوب ازدیاد یابد.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۵۸)[۱۳]

از قرار مسموع شما را نیّت چنان که خانۀ خویش را گاهی باجتماع بهائیان مزیّن نمائید تا بعضی بتمجید ربّ مجید پردازند … این قدر بدان که اگر چنین بنمائی آن خانۀ ترابی آسمانی گردد و آن هیکل سنگی محفل رحمانی شود.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۵۷)[۱۴]

انشآءاللّه بعد هیاکلی در نهایت متانت و صفا و ظریف و لطیف و خوش وضع و منظر در جمیع بلاد … تأسیس خواهد شد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۱۵]

مشرق ‌الأذکار هرچند بظاهر بنیان جسمانیست ولی تأثیر روحانی دارد و سبب الفت قلوب و اجتماع نفوس گردد در ایّام ظهور هر مدینه‌ئی که در آن معبدی تأسیس شد سبب ترویج و تثبیت قلوب بود و سبب اطمینان نفوس زیرا در آن اماکن ذکر حقّ مستمرّ و دائم بود و از برای قلب سکون و قرار جز بذکر ربّ مختار نه سبحان‌اللّه بنای مشرق‌الأذکار تأثیری عظیم در جمیع مراتب دارد در شرق تجربه شد و چنین ظاهر و آشکار گشت حتّی اگر در قریه‌ئی خانه‌ئی مسمّی به مشرق‌الأذکار گشت تأثیری دیگر داشت تا چه رسد به بنا و تأسیس آن.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۶۰)[۱۶]

جناب کربلائی محمّد هادی خادم مشرق‌الأذکار مخدوم منست یعنی من خادم او هستم زیرا خادم جمال مبارکست و در مشرق‌الأذکار جاروب‌کش است این خدمت نیست سلطنت است و این امر عادی نیست صرف موهبت است.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۱۷]

مشرق‌الأذکار از اعظم تأسیسات عالم انسانیست و تفرّعاتش بسیار است مشرق‌الأذکار اگرچه محلّ عبادتست ولکن مربوط باسپیتال و اجزاخانه و مسافرخانه و مکتب اطفال ایتام و مدرسۀ تدریس علوم عالیه است هر مشرق‌الأذکار مربوط باین پنج چیز است امیدوارم که در امریک حال مشرق‌الأذکار تأسیس شود و بتدریج اسپیتال و مکتب و مدرسه و اجزاخانه و مسافرخانه نیز در نهایت انتظام ترتیب یابد بیاران الهی این تفصیل را بفهمانید تا بدانند که مشرق‌الأذکار چه ‌قدر مهمّ است مجرّد عبارت از محلّ عبادت نیست بلکه از هر جهت مکمّل است.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۶۴)[۱۸]

هر جمعی که در محلّی اجتماع کنند و بذکر حقّ مشغول گردند و از اسرار الهی دم زنند یقیناً از نفثات روح القدس نصیب گیرند.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۵۶)[۱۹]

نامۀ شما با دو نقشۀ مشرق‌الأذکار رسید هر دو نقشه ملاحظه گردید سبب سرور قلوب شد یاران و اماء رحمان جمیع بذکر خیر تو مشغول شدند ولی رسم و هندسۀ مشرق‌الأذکار را با اعضای محفل روحانی مذاکره نمائید تا بالاتّفاق قراری دهید جمیع امور را باید واسطۀ اتّحاد و اتّفاق کنید تا الفت و وحدت یاران روز بروز بیفزاید حال همین مسئلۀ مشرق‌الأذکار را باید نوعی مجرا دارید که بر الفت و اتّحاد و یگانگی احبّا بیفزاید و آن اینست که بالاتّفاق مذاکره نمایند بعد نقشه‌ئی ترتیب دهید و چون چنین اقدام کنید تأییدات الهی پیاپی رسد در عشق‌آباد احبّای الهی بنای مشرق‌الأذکار را اسباب الفت تامّه نمودند و بنهایت محبّت و خلوص انتخاب جمعیّتی فرمودند و آن جمعیّت بتأسیس و ترتیب و تنظیم و هندسۀ مشرق‌الأذکار پرداخت روز بروز تأیید رسید الحمد للّه در کمال متانت و عظمت بنا و انشاء شد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۰]

فی‌الحقیقه قلوب صافیۀ نورانیّه مشارق اذکار است و آهنگ تبتّل و تضرّع متواصل بملأ اعلی از خدا خواهم که قلب هر یک از شما صومعه‌ئی از صوامع الهیّه گردد و سراج هدایت کبری در آن روشن شود و چون قلوب چنین موهبتی یابد البتّه در بنای مشرق‌الأذکار نهایت همّت و غیرت خواهند نمود تا ظاهر عنوان باطن گردد و صورت خبر از معنی دهد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۱]

ای یاران شرق و غرب از اعظم اساس دین اللّه و معانی کلمة اللّه و تکلیف احبّآء اللّه تعاون و تعاضد است زیرا عالم انسانی بلکه سائر کائنات نامتناهی بتعاون و تعاضد قائم و اگر تعاون و تعاضد متبادله در بین کائنات نماند وجود بکلّی متلاشی گردد …

اساس حیات و وجود تعاون و تعاضد است و سبب انعدام و اضمحلال انقطاع این امداد و استمداد و هر چه رتبه بالاتر آید این امر عظیم یعنی تعاون و تعاضد شدیدتر گردد لهذا در عالم انسانی تعاون و تعاضد اتمّ و اکملتر از سائر عوالم است بقسمی که بکلّی زندگانی انسانی مربوط باین امر عظیم است علی‌الخصوص بین احبّای الهی باید این اساس قویم در نهایت متانت باشد بقسمی که هر یک در جمیع مراتب مدد بدیگری رساند چه در مراتب حقایق و معانی و چه در مراتب جسمانی علی‌الخصوص در تأسیسات عمومی که نتائجش راجع بکلّ افراد است و بالأخصّ در مشرق‌الأذکار که اعظم اساس الهیست.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۲]

مرقوم فرموده بودید که احبّا را نیّت چنان که اعانۀ مشرق‌الأذکار نمایند این خبر سرورپرور بود زیرا فیوضات ملکوتیّه و تأییدات ربّانیّه و توفیقات صمدیّه متوجّه ارتباط و اتّحاد و اتّفاق عالم انسانیست لهذا این عمل مبرور اعانۀ شرق بغرب محمود و مشکور و از خصائص یوم این ظهور است تا بحال قطعیّاً وقوع نیافته که شرق اعانۀ غرب نماید یعنی ایران امداد بنیان مشرق‌الأذکار در امریکا کند این اوّل وقوعاتست که چنین واقع گردیده لهذا یقین است که نتائج محموده خواهد بخشید آثار ممدوحه ظاهر خواهد شد شکر جمال قدم و اسم اعظم را که چنین پیوند و التیام بعالم انسانی بخشید و چنین اساس متین بنهاد و چنین مقصد جلیل ترویج کرد و چنین خیمه‌ئی در قطب امکان برافراخت که نتائجش شعوب مختلفۀ عالم متّفق و همدم گردند و اقالیم شاسعه اقلیم واحد شود و اوطان متعدّده وطن واحد گردد و حکومات مختلفه ارتباط و اتّفاق تام حاصل نمایند بنیاد بیداد برافتد و بنیان جنگ و جدال و تاراج و تالان و بغض و عدوان ویران شود این تعاون شرق و غرب و تعاضد خاور و باختر برهان کافی وافی بر حصول این مقصد مبارک است.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۳]

ای ثابت بر پیمان بشارت قرب اتمام مشرق‌الأذکار و انتظام باغچه‌ها و عنقریب فوران فوّاره‌ها سبب سرور بی‌منتها شد فی‌الحقیقه بسیار مشرق‌الأذکار با روح و ریحان و باصفا خواهد شد متانت و لطافت بنا و حسن انتظام خیابانها و طرّاحی گلها و غلیان فوّاره‌ها و شکوفۀ درختها و لطافت هوا و حلاوت منظر جمع گردد جنّتی در نهایت صفا تشکیل گردد فی‌الحقیقه بی مثیل و نظیر شود.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۴]

امّا مشرق‌الأذکار در عالم ناسوت بنیان الهی است و سبب حصول وحدت عالم انسانی زیرا جمیع ملل در مشرق‌الأذکار متّحد و متّفق شوند و بآهنگ توحید به تسبیح و تهلیل ربّ جنود پردازند و البتّه باید سرور تو در نشر نور هدایت باشد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۵]

اوّل مشرق‌الأذکار در آمریک در شیکاغو تأسیس یافت و این شرف و منقبتی است که بی‌پایان است البتّه از این مشرق‌الأذکار هزاران مشرق‌الأذکار تولّد خواهد یافت.

(الواح نقشۀ ملکوتی)[۲۶]

نامۀ شما بتاریخ ٢٣ نوفمبر ١٩١٨ رسید و از مضامین معلوم گردید که الحمد للّه بخدمت مشرق‌الأذکار مشغولید تا این بنیان عمومی تأسیس یابد فی‌الحقیقه در این خصوص بسیار همّت نموده‌اید امیدوارم که این همّت روز بروز ازدیاد یابد اعمال مثل اشجار میماند درختی را نشاندن آسانست ولی پرورش دادن و بثمر رساندن زحمت دارد تا حال تأسیس مشرق‌الأذکار بود ولی اتمامش زحمت دارد امیدوارم که احبّای الهی موفّق بر اتمام مشرق‌الأذکار گردند.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۷]

ای ثابتان بر عهد و پیمان دفتری که بجهت تأسیس مشرق‌الأذکار و توابع آن مریضخانه و مدارس و مسافرخانه و محلّ عجزه و فقرا ارسال نمودید و همچنین اسماء اعانه‌دهندگان قرائت گردید حمد خدا را که نفوس مبارکه را موفّق بآن نمود که بچنین امر عظیمی قیام نمایند و چنین بنیانی تأسیس کنند که الی‌الأبد باقی و برقرار و کنگره‌اش متواصل بعنان آسمانست هرچند این مشرق‌الأذکار در نقطۀ خاک تأسیس میگردد ولی بحقیقت از تأسیسات ملأ اعلی است لهذا گفته میشود که بعنان آسمان متواصل شکر کنید خدا را که بچنین خدمت عظیمی قیام نموده‌اید زیرا تأسیس مشارق ‌الأذکار درین عصر و قرن نهایت اهمّیّت دارد و سبب ثبات و استقامت احبّا و محلّ تضرّع و ابتهال بساحت کبریا و اعظم واسطۀ نشر نفحات اللّه هست درین ایّام وضع خشتی از مشرق‌الأذکار یا توابع آن نظیر بنیانی عظیم است لهذا من از آن احبّای الهی بسیار خوشنود و خورسندم که موفّق بچنین امر عظیمی شدند و امیدم چنین است که این بنیان در نهایت لطافت و متانت تأسیس یابد و توابعش بتدریج تکمیل گردد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۸]

… ملاحظه کن که روح مجرّد و نفس مؤیّد حضرت حاجی میرزا محمّد تقی افنان چگونه بخدمت این امر عظیم پرداخت راحت و آسایش خویش را در یزد بگذاشت و خدمةً لأمر اللّه به عشق‌آباد شتافت در بنای مشرق‌الأذکار چه ‌قدر جانفشانی کرد حیات و زندگانی خویش را بکلّی فدا نمود تا موفّق بآن شد که اوّل مشرق‌الأذکار در آن دیار تأسیس فرمود این خدمت بسیار عظیم بود زیرا مشرق‌الأذکار اوّلست که باسم حقّ در جهان تأسیس گردیده لهذا اهمّیّت عظیمه دارد ولی من‌بعد صدهزار مشرق‌الأذکار تأسیس خواهد شد در نهایت شکوه و ابّهت و عظمت این مشرق‌الأذکار عشق‌آباد بمنزلۀ مادر است که مشرق‌الأذکار سائره مانند اولاد معنویّه از او تولّد خواهند یافت.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۲۹]

ای یاران رحمانی خبر تأسیس مشرق‌الأذکار رسید که در آن دیار محامد و نعوت الهی بملکوت ابهی متواصل و آهنگ ستایش و نیایش آن دلبر نورانی بملأ اعلی متواصل چه مژدۀ خوشی بود که سبب نهایت سرور و روح و ریحان گردید زیرا مشرق‌الأذکار سبب تنبّه و تذکّر و تذلّل و تبتّل یاران الهیست قلوب نورانی گردد و نفوس روحانی شود و نفحات ملکوت ابهی بمشام آید عالم انسانی عالم دیگر گردد و احساسات قلبی چنان قوّت گیرد که جمیع وجود را احاطه نماید امیدوارم که در جمیع اطراف و اکناف مشرق‌الأذکار ولو در نهایت ستر و خفا باشد تأسیس گردد و بجهت حکمت مختصّ بخواصّ یاران و محرمان اسرار باشد تا وقتی که شیوع و شهرتش سبب جزع و فزع غافلان نگردد.

ای یاران الهی ملاحظه نمائید که در آن مجمع روحانی چون جمع گردید و در اسحار۲ باذکار مشغول شوید و بعد از ادای صلوة جمعاً بآهنگ لطیف بذکر ربّ کریم مشغول گردید چه‌ قدر لطافت و رقّت و روحانیّت و نورانیّت حاصل گردد آن آهنگ بملکوت ابهی رسد و آن بانگ ملأ اعلی را بسرور و نشاط آرد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۳۰]

مشرق‌الأذکار مغناطیس تأیید پروردگار است مشرق‌الأذکار اساس عظیم حضرت آمرزگار مشرق‌الأذکار رکن رکین آئین کردگار مشرق‌الأذکار تأسیسش سبب اعلاء کلمة اللّه مشرق‌الأذکار تهلیل و تسبیحش مفرّح قلوب هر نیکوکار مشرق‌الأذکار نفحات قدسش روحبخش کلّ ابرار مشرق‌الأذکار نسیم جانپرورش حیاتبخش عموم احرار مشرق‌الأذکار مصابیحش مانند نور صباح روشنی آفاقست مشرق‌الأذکار آهنگش مفرّح ارواح ملأ اعلاست مشرق‌الأذکار ترتیل آیات توحیدش سبب سرور و حبور اهل ملکوت ابهاست.

الیوم اعظم امور و اتمّ خدمات در آستان مقدّس الهی تأسیس مشرق‌الأذکار است … مقصود اینست که احبّای الهی در کمال حکمت در آن محل بنماز و عبادت حضرت پروردگار و ترتیل آیات و کلمات الهیّه و ترنیم قصائد و نعوت رحمانیّه مشغول گردند.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۳۱]

ای عبد بهاء موسیقی از علوم ممدوحه در درگاه کبریاست تا در جوامع کبری و صوامع عظمی بابدع نغمات ترتیل آیات نمائی و چنان آهنگی از مشرق اذکار بلند کنی که ملأ اعلی باهتزاز آید ملاحظه کن که نظر باین جهت فنّ موسیقی چه ‌قدر ممدوح و مقبول است اگر توانی الحان و انغام و ایقاع و مقامات روحانی را بکار بر و موسیقی ناسوتی را تطبیق بر ترتیل لاهوتی کن آن وقت ملاحظه فرمائی که چه‌ قدر تأثیر دارد و چه روح و حیات رحمانی بخشد نغمه و آهنگی بلند کن که بلبلان اسرار را سرمست و بیقرار نمائی.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۳۲]

و انّنی شکرت اللّه بقلب سلیم بما ایّد الاحبّآء مع الفقر و الفنآء علی اعانة مشرق‌ الاذکار الّذی سیرتفع دعائمها فی قطب امریکا.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۳۳]

ای یار حقیقی عبدالبهآء منتهای آمال و آرزوی شما انشاء و بناء مشرق‌الأذکار بود الحمد للّه حال وقتش آمد الأمور مرهونة بأوقاتها بنآء علیه باید نهایت همّت را در این بنیان عظیم نمود که در غایت متانت و رزانت و ظرافت و لطافت ساخته گردد این مسئله خدمت عظیمیست بآستان مقدّس که تا ابدالآباد در ملکوت تقدیس آوازه‌اش فرحبخش قلوب اهل ملأ اعلی گردد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۳۴]

امّا مشرق‌الأذکار بسیار مهمّ است مقصود این است که محلّی ولو مختصر در زیر طبقات خاک و حجر باشد باید تعیین شود و حکمةً مستور و مخفی باشد تا سبب عناد اهل فساد نگردد اقلّاً هفته‌ئی یک روز محلّ اجتماع خواصّ احبّا گردد که کاشف اسرارند و محرم راز و هر نوع که باشد ولو حفره‌ئی در زیر زمین باشد آن حفره جنّة المأوی گردد و حدیقۀ علیا شود و روضۀ رضوان گردد محلّ انشراح ارواح شود و مرکز انجذاب قلوب بملکوت ابهی.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۳۵]

امّا هندسۀ آن محلّ باید بترتیب مشرق‌الأذکار عشق‌آباد شود یعنی باید نُه رکن داشته باشد و بنا در نهایت روحانیّت و لطافت و ارتفاع و صفا و با نظارت باشد بقسمی که بسیار موقع دلگشا باشد بقدر امکان باید در لطافت موقع و محلّ و نظارت و صفایش همّت نمود.

(از الواح حضرت عبدالبهاء)[۳۶]