و بمرور ایّام بنیان رفیع مشرق الاذکار در حوالی و اکنافش مرتفع گردد و بر رونق و روحانیّت و ابّهت و صفا و جلال معاهد امریّه بیفزاید و روح زندۀ آزاد آئین ربّ العالمین را بر روی زمین بظاهر ظاهر مثالی برازنده و تمثالی پاینده میسّر و مقرّر گردد.
(توقیع مورّخ اوت ۱۹۲۷ خطاب به تعدادی از محافل روحانی ملّی)[۳۷]
باید به خاطر داشت که بر طبق اصول معدود ولی محکمه و مقرّرۀ حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس، بنای مرکزی مشرقالأذکار علاوه بر مؤسّسات خدمات اجتماعی مانند آنهایی که برای تسکین مصیبتزدگان، اعانت به فقرا، پناه مسافران، تسلّی محرومان و تعلیم عوام، در میقات مقرّر در حول آن تأسیس خواهد شد، باید به عنوان مقرّی ملاحظه شود که جدا از این ملحقات منحصراً جهت عبادت پروردگار طرّاحی و کاملاً به این امر اختصاص یافته است. امّا از این بیان کلّی نباید چنین استنباط نمود که محوّطۀ داخلیِ بنیان مرکزی به مجموعهای از مراسم مذهبی و نیایشی با آداب و رسوم سنتیِ معمول در کلیساها، مساجد، کنیسهها و سایر عبادتگاهها تبدیل خواهد شد. خیابانهای مختلفی که همگی به سالن مرکزی مشرقالأذکار در زیر گنبد ختم میشوند برای استفادۀ پیروان مذاهب مختلفی نیست که به قواعد و عقایدی انعطافناپذیر و بشرساخته پایبند هستند و هر یک اصرار دارند گوشهای مجزّا از مشرقالأذکار حضرت بهاءاللّه را که تعلّق به عموم دارد به خود اختصاص دهند تا مراسم مذهبی خویش را به طریق خود در آن محل بجا آورند، دعاهای خود را بخوانند، وضوی خود را بگیرند، و علایم مخصوصۀ آیین خویش را به نمایش گذارند. بالعکس مشرقالأذکار به کلّی از ارائۀ چنین منظرهای از مراسم و مناسک فرقهایِ نامنسجم و مغشوش مبرّا است، منظرهای که با تمهیدات کتاب اقدس کاملاً متباین و با روح نبّاض آن سفر مقدّس بالکلّ متغایر میباشد. غرفۀ مرکزیِ عبادتِ بهائی که در قلب مشرقالأذکار واقع است در محیط مقدّس و جوّ آرام و روحانی خود، فقط نفوسی را گرد هم خواهد آورد که تجمّلات و تشریفات مفصّل را برای همیشه کنار گذاردهاند و خالصانه خداوند یکتایی را ستایش میکنند که حضرت بهاءاللّه مظهر ظهور او در این عصر میباشد. مشرقالأذکار برای این نفوس نمادی از آن حقیقت اصلیّهای خواهد بود که اساس آیین بهائی است، یعنی حقایق دینی مطلق نیستند بلکه نسبیاند و ظهور الهی نیز نهایی نیست بلکه متتابع و مستمرّ است. آنان یقین خواهند داشت که پدر آسمانیِ رئوف و ناظری که در گذشته و در مراحل مختلفِ تکامل نوع انسان پیامبران خود را به عنوان حاملین پیام و مظاهر انوار خود بر بشر ظاهر فرموده، ممکن نیست فرزندان خود را در این دوران حساس از مدنیّت، از هدایتی که در میان این ظلمت حائله شدیداً به آن نیاز دارند محروم فرماید، ظلمتی که نه نور علم و نه عقل و هوش بشری قادر به زایل کردن آن است. لذا با شناخت حضرت بهاءاللّه به عنوان مطلع اشراق این نور الهی، با انجذابی وافر به آستانش پناه خواهند آورد و فارغ از تشریفات و آزاد از قید مرام، در آن آستان جمع خواهند شد تا خدای واحد را که جوهر و شمس حقیقت ابدی است نیایش کنند و به تمجید نام انبیا و پیامبرانش پردازند که از اوّل لا اوّل الی یومنا هذا، در اوضاع متنوّع و با موازین مختلف نور هدایت الهی را در دنیایی ظلمانی و متمرّد منعکس ساختهاند.
امّا هر قدر مفهوم عبادت بهائی، چنانکه در بنای مرکزی این معبد جلیل مشاهده میگردد، الهامبخش باشد نمیتواند تنها عامل و یا حتّی عامل اصلیِ نقشی انگاشته شود که مشرقالأذکار، به نحوی که قلم مهیمن حضرت بهاءاللّه آن را طرح فرموده، مقدّر است در حیات ارگانیک جامعۀ بهائی ایفا نماید. عبادت بهائی هر قدر مفهومش متعالی و انجذابش شدید باشد ولی جدا از اقدامات اجتماعی و بشردوستانه و مساعی آموزشی و علمیِ متمرکز در ملحقات مشرقالأذکار، هرگز نمیتواند نتایجی برتر از ثمرات ناچیز و غالباً زودگذر حاصله از تأمّلات زاهد گوشهگیر و یا عبادات عابد بیتحرّک داشته باشد. اینچنین عبادتی نمیتواند به نفسِ عبادتکننده رضایت و نفعی پایدار ببخشد تا چه رسد به عامّۀ نوع بشر مگر آنکه در خدمت مجدّانه و خالصانه به عالم انسانی حلول و تجسّد یابد، خدمتی که ترویج آن اعظم موهبت ملحقات مشرقالأذکار است. مساعی نفوسی که در حول و حوش مشرقالأذکار به تمشیت امورِ جامعۀ مشترک المنافع آتیۀ بهائی اشتغال خواهند داشت نیز هر قدر خالصانه و مجدّانه، ثمربخش و مؤثّر نخواهد بود مگر آنکه هر روز با عوامل روحانیّۀ متمرکز در بقعۀ مشرقالأذکار و منتشر از آن قرین گردد. هیچ چیز جز فعل و انفعال مستقیم و مستمرّ بین قوای روحانیّۀ ساطعه از این مشرقالأذکار و متمرکز در قلب این معبد، و همم عالیه و مساعی مبذولۀ نفوسی که امور آن را در راه خدمت به نوع بشر اداره میکنند، ممکن نیست بتواند عوامل ضروریّهای را فراهم نماید که آلام و اسقام مزمنهای که بشریّت را به شدّت مبتلا نموده است برطرف سازد. زیرا نجاح و فلاحِ جهان پرمشقّت، به یقین مبین بالمآل منوط به آگاهی نفوس از دریاق اعظم آیین حضرت بهاءاللّه است که از یک طرف با ارتباط معنوی با روح آن حضرت و از طرف دیگر با تنفیذ حکیمانه و اجرای خالصانۀ اصول و قوانین نازله از قلم اعلایش تقویت و تحکیم میگردد. در بین همۀ مؤسّساتی که به نام مبارکش منتسباند مسلّماً هیچ یک جز مؤسّسۀ مشرقالأذکار نمیتواند به نحو اکمل و اتم ضروریّات عبادت و خدمت بهائی را که هر دو برای تجدید حیات عالم لازم و واجب است تأمین نماید. این است راز عظمت و قدرت و موقعیّت بینظیر مشرقالأذکار به عنوان یکی از مؤسّسات برجستهای که حضرت بهاءاللّه مقرّر فرمودهاند.
(ترجمهای از توقیع مورّخ ۲۵ اکتبر ۱۹۲۹ خطاب به احبّای ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۳۸]
دعا و مناجات در مشرقالأذکار میتواند به هر لسانی تلاوت شود و این کار منحصر به اطفال نیست. تغییرات جزئی در متن مناجاتها مجاز است و توصیه مینمایم که شما لحنی از موسیقی به آثار نازله بدهید که به نظر این عبد فوقالعاده مؤثّر خواهد بود. دعا خواهم کرد که محبوب بیهمتا شما را ملهم به الهامات خود نماید تا موفّق به اجرای این خدمت عظیم به امر اللّه شوید.
(ترجمهای از دستخطّ حضرت شوقی افندی، ضمیمۀ نامۀ مورّخ ۸ آوریل ۱۹۳۱ صادره از جانب آن حضرت خطاب به یکی از احبّا)[۳۹]
از مجهودات بیوقفه و فداکارانۀ احبّای امریکا در شرایط بحران شدید اقتصادی و مالی که اکنون کشورشان و تمامی جهان را در بر گرفته، عمیقاً قدردانی میکنم. ترفیع بنای مشرقالأذکار تحت چنین وضعیّتی و تکمیل تزیینات ظریف و نفیس آن به همّت تنها تعدادی انگشتشمار از پیروان امر الهی، و علیرغم افسردگی، بلاتکلیفی و خطراتی که محیطشان را احاطه نموده، به راستی خود دیگر گواهی است از مظاهر قوای غیبیّۀ قاهرۀ حضرت بهاءاللّه که فیوضات موهوبیش شامل حال جمیع نفوسی خواهد شد که به اجرای اوامرش قیام نمایند. امر الهی در حال ورود به مرحلهای از فتوحات بیسابقه است. اگر ما به سهم خود کلّیّۀ فرامین و وصایای مولای محبوب را به مرحلۀ اجرا گذاریم، عظمت و قدرت امر اللّه تدریجاً ظاهر خواهد شد.
(ترجمهای از دستخطّ حضرت شوقی افندی، ضمیمۀ نامۀ مورّخ ۲۰ دسامبر ۱۹۳۱ صادره از جانب آن حضرت خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۴۰]
برای جوامع بهائی پراکنده در شرق و غرب عالم که اکثر آنها با محدودیّت و ستم روزافزون مواجهاند و هیچ یک نمیتوانند مدّعی بهرهمندی از فیوضات دوگانهای باشند که یک مشرقالأذکار با طرح و بنایی مخصوص و یک نظم اداری کامل و مؤثّر همواره اعطا میکند، تمرکز و وجود دو نهاد در یک محل، یعنی آنچه در آینده سرچشمۀ حیات روحانی جامعه شناخته خواهد شد با آنچه هماکنون مرکز فعّالیّتهای اداریش محسوب میشود، نشانۀ آغاز مرحلۀ دیگری از تکوین تدریجی و نامحسوس الگوی جامعۀ بهائی در این دوران رو به زوال است — جامعهای با بنیانی الهی، با وحدتی ارگانیک، با بینشی روشن، و با حیاتی پویا که هدف اصلیاش ملهم از دو اصل هدایتکننده میباشد، عبادت خداوند و خدمت به همنوع.
(ترجمهای از دستخطّ حضرت شوقی افندی، ضمیمۀ نامۀ مورّخ ۴ ژوئیه ۱۹۳۹ صادره از جانب آن حضرت خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۴۱]
از مشرقالأذکار که حضرت بهاءاللّه آن را در کتاب مستطاب اقدس محلّی برای عبادت مقرّر فرمودهاند، نمایندگان جوامع بهائی هم محلّی و هم ملّی همراه با اعضای لجنات مربوطه وقتی که هر روز در سحرگاهان در آن مکان جمع میشوند، الهامات لازمی دریافت خواهند کرد که آنان را قادر خواهد ساخت تا طیّ تلاشهای روزانهشان در حظیرةالقدس که عرصۀ فعّالیّت اداریشان است به ایفای وظایف و مسئولیّتهای خويش، آنچنان که شایستۀ حارسان منتخب امر اقومش است بپردازند.
احداث این نماد و مبشّر نظم جهانی حضرت بهاءاللّه، نظمی که هنوز در مرحلۀ جنینی تکوینش میباشد، در میان هرج و مرج، اضطرابات، رقابتها، و بحرانهای مکرّر که علایم زوال تمدّنی در حال احتضار است، بلاتردید تحرّک عظیمی در سیر اعتلای امر اللّه در جمیع قارّات کرۀ ارض فراهم خواهد آورد و بیش از هر اقدام دیگری، توجّه انبوه مبتلایان به فقر روحانی، محرومیّت اقتصادی، ناآرامی اجتماعی، و نابسامانی اخلاقی در قارّهای پرابتلا را به مؤسّسات نوبنیادش جلب خواهد نمود.
(ترجمهای از دستخطّ حضرت شوقی افندی، ضمیمۀ نامۀ مورّخ ۲۵ ژوئن ۱۹۵۴ صادره از جانب آن حضرت خطاب به محفل روحانی ملّی آلمان و اطریش)[۴۳]