از نامههای صادره از جانب حضرت ولیّامراللّه
و از جملۀ آثار افروختگی و برازندگی و فرزانگی و نشاط قلبی و انبعاثات روحی اجتماع در مشرقالأذکار در اسحار است و تضرّع و مناجات در آن معبد جلیل پرانوار خیلی این مسئله مهمّ است و ثمرات آن عظیم نفس این اجتماع در مشرقالأذکار در اسحار سطوت امر را بنمایاند و قوّه و نفوذ کلمة اللّه را آشکار کند تعلّق قلوب را باوامر الهیّه واضح نماید و توجّه نفوس را بشطر احدیّه ظاهر و باهر فرماید ابداً تهاون و فتور در این عمل مبرور جائز نه.
در مورد خصوصیّت جلساتی که در تالار مشرقالأذکار منعقد میشود، حضرت ولیّامراللّه معتقدند که این جلسات باید صرفاً خصوصیّت عبادت داشته باشد و مطلقاً شامل سخنرانیها و خطابههای بهائی نباشد. در حال حاضر هیکل مبارک تشکیل جلسات بهائی از جمله انجمن شور روحانی در سالن زیرزمینی مشرقالأذکار را بلامانع میبینند. حضرت شوقی افندی مؤکّداً تشویق میفرمایند که سرود خواندن گروه کُر توسّط مردان، زنان و اطفال در تالار مشرقالأذکار معمول شود و از انعطافناپذیری در روش عبادت بهائی مطلقاً و اکیداً احتراز گردد. هر چقدر خصوصیّت عبادت بهائی در مشرقالأذکار عمومیتر و غیر رسمیتر باشد مطلوبتر است. استفاده از تصاویر و عکسها به استثنای اسم اعظم، امری است که باید شدیداً از آن خودداری نمود. مناجاتهای نازله از قلم حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء و همچنین آثار مقدّسۀ انبیای الهی و سرودها بر اساس آثار مقدّسۀ بهائی و غیر بهائی باید قرائت و یا تلاوت شود.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۱ آوریل ۱۹۳۱ خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۴۵]
آرزوی قلبی حضرت ولیّامراللّه آنست که نما و منظر مشرقالأذکار و اصولی که این مؤسّسه بر آن استوار است در قلوب نفوس آن محل نفوذ کرده به جذب آنان به امر مبارک کمک نماید. ساختن بنایی زیبا به تنهایی کافی نیست بلکه ما باید آن را مملوّ از نفوس مشتاق و مخلصی نماييم که طالب فضای روحانیش باشند.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۶ مه ۱۹۳۱ خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۴۶]
در بارۀ برنامههایی به منظور جمعآوری تبرّعات برای مشرقالأذکار استفسار نموده بودید. حضرت شوقی افندی معتقدند که بهترین و والاترین روش همانا تبرّعات داوطلبانهای است که با طیب خاطر و حسّی از فداکاری در راه پیشرفت امر اللّه تقدیم میشود. این مشرقالأذکار باید با فداکاری بنا شود و حقیقتاً روش شایسته این است. تمسّک به این اصل است که لزوماً دریافت هرگونه کمکی از غیر بهائیان را منتفی میسازد. یک معبد بهائی باید منحصراً توسّط بهائیان بنا شود؛ چنین مشروعی یک فعّالیّت بشردوستانۀ معمولی نیست که برای آن بتوان از هر فردی تقاضای کمک نمود.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۴ آوریل ۱۹۳۲ خطاب به احبّای کینوشا “Kenosha”، ویسکانسین “Wisconsin”)[۴۷]
تبرّعات شما برای مشرقالأذکار و همچنین روش قابل توجّهی که احبّای عزیز را در فعّالیّتهایشان برای توسعۀ دامنۀ اعلان عمومی امر مبارک مساعدت مینمایید خدمتی حقیقی و سرمدی است. اگرچه در حال حاضر قادر به تقدیم تبرّع مالی به میزان سالهای گذشته نیستید، نباید احساس دلسردی نمایید تا چه رسد به یأس و ناامیدی. بهترین روش حمایت مؤثّر شما از تأسیس مشرقالأذکار از طریق امکانات مالی نیست بلکه از طریق وظیفۀ اساسی شما یعنی تعمیم کمک روحی و معنوی به کسانی است که مسئول بنای آن بنیان مقدّس و بینظیر میباشند. عشق، خلوص و اشتیاقِ حقیقی است که مآلاً میتواند تکمیل بنای مشرقالأذکار را تضمین نماید. ملاحظات مادّی هرچند ضروری است ولی به هیچ وجه مهمّترین عامل نیست. اگر به غیر از این بود بنای مشرقالأذکار هرگز به مرحلۀ پیشرفت کنونی خود نمیرسید زیرا منابع جامعه محدود و طیّ دو سال گذشته شدیداً تحت تأثیر بحران اقتصادی بیسابقۀ جهانی بوده است. امّا علیرغم همۀ این موانع مادّی، مشرقالأذکار پیشرفتی بدون وقفه نموده و این خود به تنهایی کافی است که هر ناظر بیطرفی را متقاعد به قدرت قوای محرّکۀ امر اللّه سازد، قوایی که تحت تأثیرش همۀ مشکلات مادّی میباید مآلاً زایل گردد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۰ دسامبر ۱۹۳۳ خطاب به یکی از احبّا)[۴۸]
در مورد تلاوت الواح با صوت در مشرقالأذکار، حضرت شوقی افندی مایلند به احبّا توصیه فرمایند که از هرگونه انعطافناپذیری و یکسانی در مسائل عبادتی اجتناب نمایند. خواندن مناجاتها به زبانهای شرقی چه بدون صوت و چه با صوت بلامانع است ولی در عین حال خواندن این نوع مناجاتها در مراسم دعا در تالار اجتماعات مشرقالأذکار ابداً الزامی نیست. این روش نه باید ضروری تلقّی شود و نه ممنوع. نکتۀ مهمّی که باید همیشه به خاطر داشت آنست که به استثنای نمازهای مشخّص، حضرت بهاءاللّه هیچگونه دستور صریح و خاصّی در مسائل مربوط به نیایش و عبادت چه در مشرقالأذکار و چه در اماکن دیگر صادر نفرمودهاند. دعا و مناجات اصولاً ارتباطی است بین انسان و خداوند و به این ترتیب فراتر از کلّیّۀ رسوم و مناسک است.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۵ خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۴۹]
و قد ابتهج حضرته خصّیصاً من الهمّة المبذولة لشرآء ارض حظیرةالقدس و التّبرّعات الّتی جمعت لهذا الأمر المرغوب المحمود … و لسیادته وطید الأمل بأنّه فی هذه السّنة یتوفّق الأحبّآء متّفقاً فی تأسیس بنیان حظیرةالقدس و شرآء ارض فی محلّ مناسب فی عاصمة ذلک القطر.
ثمّ تفضّل حضرته بأنّه یلزم التّعاون و التّعاضد المستمرّ و مشروط بوجوب التّضحیة حتّی یتحقّق هذا المشروع الخطیر الّذی هو مقدّمة لتأسیس مشرقالأذکار فی ذلک الاقلیم و بذلک یزداد الدوائر الأمریّة و استحکام المؤسّسات الالهیّة و نفوذ الجامعة و اقتداره رونقاً و بهآءً.
معنی تعلیم الفت و محبّت نوع بشر در دیانت بهائی این است که ما همواره باید آماده باشیم تا حتّیالمقدور به کسانی که مضطرب و رنجورند از هر جهت کمک و مساعدت نماییم. خیرات و مبرّات بهائی جوهر تعالیم الهی است و لذا باید در هر جامعۀ بهائی توسعه یابد. مؤسّسات خیریّه از قبیل دارالایتام، مدارس و بیمارستانهای رایگان برای فقرا، از متفرّعات ضروری هر مشرقالأذکار است. هر جامعۀ محلّی بهائی مسئول است که به وسایل ممکنه رفاه اعضای فقیر و نیازمندش را تأمین نماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۶ ژوئن ۱۹۳۶ خطاب به یکی از احبّا)[۵۱]
در مورد سواد لوحی از حضرت عبدالبهاء که به ضمیمۀ مکتوب مورّخ ۲۰ اکتبر خود ارسال نموده بودید و در آن هیکل مبارک ترتیب بنای ساختمانهای متفرّعات مشرقالأذکار را تعیین میفرمایند: حضرت شوقی افندی معتقدند که این لوح نباید به نحوی محدود و انعطافناپذیر تعبیر و تفسیر شود و این مفهوم را برساند که این متفرّعات باید دقیقاً طبق ترتیب مذکور بنا شوند. همینطور نباید آن را فهرست جامعی از تمام ساختمانهایی دانست که در آینده در اطراف بنای مرکزی مشرقالأذکار تأسیس خواهند شد. بیت العدل عمومی تعداد و ترتیب بنای متفرّعات آیندۀ مشرقالأذکار و روابط آنها نسبت به یکدیگر و نسبت به خود مشرقالأذکار را تعیین خواهند نمود. اگر نسخه اصلی لوح مبارک را در دست دارید ارسال آن به حضرت ولیّامراللّه موجب قدردانی ایشان خواهد شد.
در مورد سؤال راجع به رابطۀ یک ساختمان اداری با مشرقالأذکار: این نکته نیز باید در آینده تعیین شود ولی این رابطه هر شکل و جزئیّاتی که در آینده داشته باشد باید بر اساس این اصل کلّی باشد که این دو مجموعه از مؤسّسات بهائی نمایانگر دو جنبۀ ضروری و متمایز ولی جداییناپذیر حیات بهائی یعنی عبادت و خدمت هستند. بنای مرکزی مشرقالأذکار که منحصراً به عبادت اختصاص دارد معرّف عنصر روحانی است و از اینرو نقشی اساسی در هر جامعۀ بهائی دارد در حالی که کلّیّۀ متفرّعات دیگر، اعمّ از اینکه صرفاً جنبۀ اداری، فرهنگی و یا بشردوستانه داشته باشند، نسبت به خود مشرقالأذکار از نظر اهمّیّت در درجۀ دوّم قرار دارند.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۸ ژانویه ۱۹۳۹ خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۵۲]
در مورد سؤال کلّی در بارۀ مشرقالأذکار و تشکیل جلسات عبادت در آن:
حال که اوّلین و معظّمترین مشرقالأذکار غرب بنا شده و تا چند سال آینده برای نیایش و جلسات منظّم عبادت توسّط بهائیان مورد استفاده قرار خواهد گرفت، حضرت ولیّامراللّه مایلند مؤکّداً انذار فرمایند که مبادا هیچگونه ترتیبات، تشریفات و یا آدابی، به غیر از حدّ اقلّ مندرج در تعالیم الهی مرسوم گردد. ماهیّت این جلسات همانا دعا، تفکّر و تلاوت آیات از آثار مقدّسۀ بهائی و سایر ادیان است. تعداد تلاوتکنندگان ممکن است یک نفر یا بیشتر باشد؛ هر بهائی و حتّی غیر بهائی که از او خواسته شود میتواند جزو تلاوتکنندگان باشد. جلسات باید ساده و موقّر و به نحوی برگزار شود که روح را با استماع کلام خلّاق الهی به اهتزاز آورده تعلیم و تعالی بخشد. ایراد نطق و ارائه مطالب اضافی نباید صورت گیرد.
حضرت بهاءاللّه استفاده از منابر را نهی فرمودهاند. ایستادن تلاوتکننده بر روی سکوی کوتاهی به منظور استماع بهتر حاضرین بلامانع است ولی سکو نباید در طرح معماری ساختمان گنجانده شود.
تلاوتکننده باید در محلّی بایستد که به خوبی توسّط همه دیده و شنیده شود. کلّیّۀ جزئیّات این مطلب به صلاحدید محفل روحانی شما واگذار میشود که پس از دریافت نظر افراد مجرّب، تصمیمات لازم را اتّخاذ نماید. همانطور که هیکل مبارک قبلاً به شما اطّلاع دادهاند، پیشنهادشان این است که محلّ نشستن حاضرین بهتر است ثابت و غیر قابل حمل باشد.
اجرای موسیقی فقط صوتی، بلامانع است و تعیین محلّ ایستادن خواننده یا گروه خوانندگان منوط به تصمیم محفل شما میباشد ولی در این مورد نیز نباید مکان مشخّصی تعیین شود و نه محلّ مخصوصی در جزئیّات طرح معماری علامتگذاری شود. کیفیّت انعکاس صوت قطعاً باید عامل اصلی در تعیین محلّ خوانندگان باشد.
هیکل مبارک لزومی بر تأکید اهمّیّت فوقالعادۀ تصمیماتی که شما باید در رابطه با اتمام … مشرقالأذکار اتّخاذ نمایید نمیبینند. آن حضرت توصیه میفرمایند که شما همواره بهترین توصیههای فنّی را جویا شوید و در نظر داشته باشید که نکتۀ اصلی آن است که جلسات در مشرقالأذکار باید در محیطی زیبا و باصفا، آرام و با متانت و سادگی صورت گیرد و به نحوی برگزار شود که حضّار بتوانند اصوات را به بهترین وجهی بشنوند و کیفیّت صدا دلنشین باشد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۶ خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا و کانادا)[۵۳]
خصوصیّات اصلی طرح بر طبق تصريحات حضرت عبدالبهاء این است که بنا باید نُه ضلعی و مدوّر باشد. به غیر از این، معمار در انتخاب سبک طرح خود هیچ محدودیّتی ندارد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۵ ژوئن ۱۹۵۴ به محفل روحانی ملّی آلمان و اطریش)[۵۴]
نکتۀ دیگری که به اختصار ذکر میشود این است که مشرقالأذکار ویلمت الگویی برای سایر مشارق اذکار نیست و همچنین نمونۀ سبک جدیدی از معماری بهائی نمیباشد. بنا بر این لزومی ندارد که معماران شما سعی در متابعت از آن طرح نمایند. آنچه لازم الاجراست پیروی از دستورات حضرت مولی الوری در مورد مشرقالأذکار است و سپس ایجاد طرحی مطلوب و مناسب برای منطقۀ شما میباشد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۰ فوریه ۱۹۵۵ خطاب به محفل روحانی ملّی آلمان و اطریش)[۵۵]
باید مراقب بود که در ساختن مشرقالأذکار، فرد تحت تأثیر آرمانها و احساسات ناشی از شرایط قرار نگیرد بلکه با واقعبینی کامل به این نکته واقف باشد که مشارق اذکار بناهایی صرفاً ساخته از سنگ و فولاد است. آنچه مشرقالأذکاری دلنشین و جذّاب ایجاد خواهد کرد انجام مفروضات است نه تقلید از بنای مقام اعلی و یا مشرقالأذکار ویلمت. ما به دنبال نمونههای فوقالعادۀ معماری نیستیم بلکه طالب بروز قوایی هستیم که از ساختن اوّلین بنای روحانی در قارّۀ اروپا منبعث خواهد شد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۹ نوامبر ۱۹۵۶ خطاب به محفل روحانی ملّی آلمان و اطریش)[۵۶]
تأثیرات این امّالمعابدِ تمامی منطقۀ پاسفیک بعد از اتمام ساختمانش، همانا لایتناهی و شگفتانگیز خواهد بود. مولای محبوب خطاب به احبّای امریکایی فرمودند که مشرقالأذکار ویلمت بزرگترین مبلّغ صامت خواهد بود و شبههای نیست که آن بنا اثراتی عمیق در انتشار امر اللّه نه تنها در ایالات متّحدۀ امریکا و نیمکرۀ غربی بلکه در سراسر عالم داشته است. بنا بر این میتوانیم انتظار داشته باشیم که ساختن ”امّالمعابد“ دیگری در قلب اقیانوسیّه و دیگری در قلب افریقا، و همچنین دیگری در قلب اروپا اثرات عظیمی هم درسطح محلّی و هم بینالمللی خواهد داشت.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۹ ژوئیه ۱۹۵۷ خطاب به محفل روحانی ملّی استرالیا)[۵۷]