کتابخانه

مؤسّسۀ مشرق‌الأذکار

فهرست مطالب

از دستخط‌های بیت العدل اعظم

سؤالات مندرج در مرقومه مورّخ ۲۳ ژانویه ۱۹۶۴ شما راجع به نحوۀ استفاده از مشرق‌الأذکار مورد توجّه دقیق قرار گرفته است.

محفل شما مختار است مستخرجاتی از کتب مقدّسۀ ادیان شناخته شدۀ گذشته را به صلاح‌دید خود انتخاب نماید.

در خصوص سؤال شما راجع به قرائت هم‌زمان یک متن توسّط چند نفر، این روش مجاز است مشروط به اینکه از نظر محفل شما جنبۀ تئاتر یا نمایش نداشته باشد و چنان هم به نظر نیاید. در خصوص محلّ استقرار خواننده، همانطور که حضرت ولیّ محبوب امر اللّه فرموده‌اند: ”تلاوت‌کننده باید در محلّی بایستد که به خوبی توسّط همه دیده و شنیده شود.“

موسیقی در مشرق‌الأذکار باید فقط صوتی باشد چه صوت یک فرد و یا گروه.. استفاده از یک میهمان، یک گروه کُر صوتی، یا یک تک‌خوان بلامانع است مشروط بر اینکه چنین اجراهایی به تبلیغات برای برنامه‌های عبادتی مشرق‌الأذکار تبدیل نگردد و احتیاطات لازمی که شما ذکر کرده‌اید صورت گیرد. استفاده از اصواتی که امروزه به نحو مرغوبی ضبط می‌شود بدون شک اجرای برنامه‌ها را با بالاترین کیفیّت و با هزینۀ کم ممکن می‌سازد ولی تمام اشارات موجود به موسیقی صوتی در بنای مشرق‌الأذکار مفهوم حضور واقعی خوانندگان را می‌رساند.

در نامه‌ای صادره از جانب هیکل مبارک در سال ۱۹۳۱خطاب به یکی از احبّای ساکن شیکاگو، مندرج در ”اخبار امری“، شمارۀ ۵۵، صفحۀ ۴، حضرت شوقی افندی ابراز امیدواری فرموده‌اند که ”حال که ساختمان به اتمام رسیده مشرق‌الأذکار مملوّ از متحرّیان مخلص و پاک‌دل خواهد شد. این مشرق‌الأذکار باید متفاوت از سایر معابد باشد که حتّی اگر مملوّ از نفوسند ولی علّت جذب آنان اصغای موسیقی است. در این مشرق‌الأذکار قوای روحانی باید چنان قوی باشد که قلب هر نفس حاضر را نسبت به شکوه و جلال حضرت بهاءاللّه آگاه نماید.“

در خاتمه، مروری بر آخرین پاراگراف‌های توقیع منیع مورّخ ۲۵ اکتبر ۱۹۲۹ حضرت ولیّ محبوب امر اللّه خطاب به جامعۀ بهائی امریکا ماهیّت واقعی مشرق‌الأذکار را به وضوح آشکار می‌سازد. در آن سطور، هیکل مبارک تجمّلات و تشریفات مفصّل را تقبیح فرموده انذار می‌فرمایند که مبادا ”محوّطۀ داخلیِ بنیان مرکزی به‌ مجموعه‌ای از مراسم مذهبی و نیایشی“ تبدیل گردد و یا اینکه ”منظره‌ای از مراسم و مناسک فرقه‌ایِ نامنسجم و مغشوش“ شود. در پایان، حضرت شوقی افندی عبادت بهائی و خدمات منبعث از مؤسّسۀ مشرق‌ الاذکار را به هم مرتبط ساخته آنها را عاملی حیاتی برای احیای عالم و رمز مقام بی‌نظیری می‌ شمارند که این مؤسّسۀ رفیع قویّ الارکان و عظیم الشّأن دارا می‌باشد.

(ترجمه‌ای از دستخطّ مورّخ ۱۳ مارس ۱۹۶۴ خطاب به محفل روحانی ملّی ایالات متّحدۀ امریکا)[۵۸]

این جمع ممانعتی برای برگزاری مراسم ازدواج بهائی روی پلّه‌ها در خارج سالن مرکزی مشرق‌الأذکار نمی‌بینند ولی پیشنهاد می‌شود که مهمان‌سرای موجود در زمین مشرق‌الأذکار حتّی جای مناسب‌تری برای این منظور خواهد بود. همچنین تلاوت ادعیه و آیات در داخل مشرق‌الأذکار قبل و یا بعد از مراسم ازدواج اقدامی مناسب خواهد بود.

(ترجمه‌ای از دستخطّ مورّخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۷۳ خطاب به محفل روحانی ملّی پاناما)[۵۹]

حضرت بهاءاللّه از بدایت رسالت عظیم خویش توجّه ملل عالم را مؤکّداً به ضرورت انتظام امور عالم بشری در جهت ایجاد جهانی متّحد و متّفق در جمیع شئون اساسیِ حیات خود جلب فرمودند. آن حضرت در آیات و الواح بی‌شمار مکرّراً و به انحای گوناگون اعلام فرمودند که ”نموّ عالم و تربیت امم“ از جمله فرامین الهیّه برای این يوم افخم است. وحدت عالم انسانی که اصلِ عامل و در عین حال هدف غایی این ظهور اعظم الهی است مستلزم برقراری انسجامی پویا بین نیازهای روحانی و عملی زندگی بر روی کرۀ زمین می‌باشد. لزوم قطعی اين انسجام در حکم نازله از قلم اعلی در بارۀ تأسیس مشرق‌الأذکار — مرکز روحانیِ هر جامعۀ بهائی که در اطراف آن ملحقاتی برای پیشرفت اجتماعی، بشر‌دوستانه، آموزشی و علمی نوع انسان باید شکوفا گردد — به طور واضح بیان شده است.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۰ اکتبر ۱۹۸۳ خطاب به بهائیان جهان)[۶۰]

همانطور که در یکی از پیام‌های قبلی ذکر کرده‌ایم، شکوفایی جامعه به خصوص در سطح محلّی نیاز به بهبود قابل ملاحظه‌ای در الگوهای رفتار دارد: آن الگوهایی که به وسیلۀ آنها جلوۀ جمعی خصایل فرد فرد اعضای جامعه و کارکرد محفل روحانی در وحدت و صمیمیّت جامعه و در پویاییِ فعّالیّت و رشد آن متجلّی است. شکوفایی جامعه نیاز به همبستگی عناصر متشکّلۀ آن — یعنی بزرگسالان، جوانان، اطفال — در فعّالیّت‌های روحانی، اجتماعی، آموزشی، اداری و اشتغال آنان در نقشه‌های محلّیِ تبلیغ و توسعه دارد. لازمۀ شکوفایی جامعه وجود اراده‌ای جمعی و احساسی از هدف‌مندی است تا به محفل روحانی از طریق انتخابات سالیانه تداوم بخشد. این شکوفایی شامل نیایش ‌جمعی پروردگار است. از‌ اینرو، برگزاری جلسات مرتّب دعا، در صورت امکان در حظیرةالقدس‌های محلّی و در غیر این صورت در اماکن دیگر از جمله در منازل احبّا، برای حیات روحانی جامعه ضروری است.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۱۹۹۶ خطاب به بهائیان جهان)[۶۱]

در هر سرزمینی، ما عطشی روزافزون برای حیات روحانی و وضوح اخلاقی مشاهده می‌نماییم. عدم کارآیی نقشه‌ها و برنامه‌هایی برای بهبود انسان که بر اساس یک زندگی که با آگاهی روحانی و فضایل اخلاقی نباشد، تصدیق شده و می‌شود. چه کسانی می‌توانند برای ارضای این اشتیاق مجهّزتر از نفوسی باشند که از تعالیم حضرت بهاءاللّه الهام گرفته به قوای ملکوتی آن حضرت مؤیّداند؟

رشد روحانی منبعث از عبادت فردی از طریق روابط محبّت‌آمیز بین احبّا در هر محل و با عبادت جمعیِ جامعه و با خدمت به امر اللّه و به هم‌نوعان تقویت می‌گردد. این جنبه‌های گروهیِ حیات معنوی مرتبط به حکم مشرق‌الأذکار است که در کتاب اقدس نازل شده است. اگرچه وقت بنای مشرق‌الأذکار محلّی هنوز فرانرسیده است، برگزاری جلسات مرتّب دعا که به روی عموم باز است و مشارکت جوامع بهائی در پروژه‌های خدمات بشردوستانه تجلّیاتی از این عنصر حیات بهائی و گامی دیگر در جهت اجرای حکم پروردگار عالمیان است.

حضرت بهاءاللّه می‌فرمایند ”قد زیّنّا سمآء البیان بانجم الحکمة و الاحکام فضلاً من لدنّا و انا الغفور الکریم یا احبّآء اللّه فی الدّیار ان اعرفوا قدر تلک الایّام و تمسّکوا بما نزّل من لدی اللّه العلیّ العظیم انّه یذکرکم فی السّجن الاعظم و یأمرکم بما یقرّبکم الی مقام قرّت به ابصار المخلصین البهآء علیک و علی الّذین فازوا بکوثر الحیوان الّذی جری من قلمی البدیع“.

در آستان مقدّس دعا می‌کنیم که توجّه بیشتر به کنه روحانی تعالیم که این احکام آن را متجلّی می‌سازد موجب افزایش ایمان یاران به منشأ کلّ مواهب الهی و جذب نفوسی به امر مبارک از میان بندگان محروم از مائدۀ روحانی‌اش گردد.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۸ دسامبر ۱۹۹۹ خطاب به بهائیان عالم)[۶۲]

یکی از ویژگی‌های بارز عهد پنجم [از عصر تکوین] تقویت حیات نیایشی جامعه از طریق ارتفاع بنای مشارق اذکار ملّی بر مبنای مقتضیات جوامع ملّی خواهد بود. زمان اجرای این طرح‌ها از طرف بیت العدل اعظم در رابطه با پیشرفت فرایند دخول افواج در هر کشور تعیین خواهد شد. این توسعه طیّ مراحل متوالی نقشۀ ملکوتی حضرت عبدالبهاء بسط خواهد يافت. بعد از اکمال و اتمام امّ‌المعابد غرب، حضرت ولیّ‌امراللّه برنامه‌ای برای بنای مشارق اذکار قارّه‌ای آغاز کردند. اوّلین آنها مشرق‌الأذکار کامپالا(Kampala) ، سیدنی (Sydney) و فرانکفورت(Frankfurt) بود که در پاسخ به اهداف نقشۀ ده‌ساله ساخته شد. در ادامه این مسیر، بیت العدل اعظم اقدام به بنای مشرق‌الأذکار در شهرهای پاناما‌ (Panama City)، آپیا (Apia) و دهلی ‌نو(New Delhi) نمودند. امّا مرحلۀ بنای مشارق اذکار قارّه‌ای هنوز اکمال نیافته و یک بنای دیگر باید ساخته شود. با سرور و سپاس فراوان در اين ایّام مبارک و فرخنده تصمیم اجرای اين آخرین پروژه را اعلام می‌داریم. در طیّ نقشۀ پنج‌ساله، بنای امّ‌المعابد امریکای جنوبی در سانتیاگو (Santiago)، پایتخت شیلی (Chile) شروع خواهد شد و به اين ترتیب یکی از آمالی که حضرت ولیّ‌امراللّه بالصّراحه بیان فرموده بودند تحقّق خواهد یافت.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۰۱ خطاب به بهائیان جهان)[۶۳]

صد سال پیش در بعد از ظهر روز یازدهم عید اعظم رضوان حضرت عبدالبهاء در حالی که جمعیّتی چند صد نفری در حضور مبارک ایستاده بودند اوّلین کلنگ بنای مشرق‌الأذکار را در گروس پوینت (Grosse Pointe) واقع در شمال شیکاگو (Chicago) بر زمین زدند. نفوسی که برای شرکت در این مراسم شکوه‌مند در آن روز بهاری دعوت شده بودند از پیشینه‌های مختلف از جمله نروژی، فرانسوی، هندی، ژاپنی، ایرانی و امریکایی بومی بودند. گویی معبدی که هنوز ساخته نشده بود منویّات مرکز میثاق را تحقّق می‌بخشید چه که در شام‌گاه قبل از این مراسم در بارۀ مشرق‌الأذکار فرموده بودند: ”تا نوع بشر مکانی جهت اجتماع داشته باشد“ و ”اعلان وحدت عالم انسانی از صحن مقدّس آن بلند شود.“

مستمعین آن حضرت در این مراسم و تمام کسانی که در طول سفرهای ایشان به مصر و ممالک غرب خطابات مبارک را استماع می‌کردند یقیناً مفاهیم گستردۀ این بیانات را برای اجتماع و ارزش‌ها و مشاغل ذهنی آن به خوبی درک نمی‌کردند. حتّی امروز چه کسی می‌تواند ادّعا کند که قادر است از اجتماع آینده‌ای که مقدّر است در ظلّ این ظهور اعظم جلوه نماید جز تصوّری مبهم چیزی در ذهن خود مجسّم نماید؟ احدی نباید تصوّر کند که مدنیّتی که تعالیم الهی نوع بشر را به سوی آن پیش می‌برد صرفاً با تعدیلاتی در نظم کنونی عالم به وجود خواهد آمد. این تصوّر بسی دور از حقیقت است. حضرت عبدالبهاء در خطابه‌ای که چند روز پس از استقرار سنگ زاویۀ امّ ‌المعابد غرب ایراد نمودند فرمودند که ”از جمله نتایج ظهور قوای روحانی آنست که عالم انسانی ترکیب اجتماعی جدیدی به خود خواهد گرفت “و ”عدل الهی در جمیع امور بشری ظاهر خواهد شد.“ این کلمات و دیگر بیانات بی‌شمار مرکز میثاق که در این دورۀ بزرگداشت صدمین سال اسفار تاریخی آن حضرت مکرّراً مورد مطالعه و مداقّۀ جامعۀ بهائی قرار می‌گیرد سبب افزایش آگاهی نسبت به تفاوت فاحشی است که بین اجتماع امروز و دیدگاه شگفت‌انگیزی که حضرت بهاءاللّه به عالم عطا فرموده‌اند وجود دارد.

در پیام رضوان سال ۲۰۰۱ اشاره نمودیم که در کشورهایی که فرایند دخول افواج به حدّ کافی پیشرفت کرده و شرایط جوامع ملّی مساعد باشد، تأسیس مشرق‌الأذکار ملّی را تصویب خواهیم نمود و شروع این کار یکی از ویژگی‌های عهد پنجم عصر تکوین امر بهائی خواهد بود. اکنون با شعفی بی‌پایان اعلان می‌داریم که مقرّر است دو مشرق‌الأذکار ملّی یکی در کشور جمهوری دموکراتیک کنگو (Democratic Republic of the Congo) و دیگری در پاپوآ گینه نو (Papua New Guinea) بنا شود. در این دو کشور ملاک‌هایی که تعیین نمودیم به نحوی آشکار تحقّق یافته و پاسخ مردم به امکاناتی که سلسله نقشه‌های کنونی به وجود آورده خارق‌العاده بوده است. با پیشرفت ساختمان آخرین مشرق‌الأذکار قارّه‌ای در سانتیاگو (Santiago)، شروع پروژه‌هایی برای تأسیس مشرق‌الأذکارهای ملّی نشانۀ رضایت‌بخش دیگری از نفوذ و رسوخ امر الهی در تار و پود اجتماعات بشری است.

گام مهمّ دیگری نیز امکان‌پذیر است. مشرق‌الأذکار که حضرت عبدالبهاء آن را یکی از ”اعظم تأسیسات عالم انسانی“ توصیف فرموده‌اند دو جنبۀ اساسی و تفکیک‌ناپذیر حیات بهائی یعنی عبادت و خدمت را به هم می‌پیوندد. پیوند خدمت و عبادت در انسجام موجود بین فعّالیّت‌‌های جامعه‌سازی نقشه نیز منعکس است به خصوص بین شکوفایی روح نیایش که در جلسات دعا متجلّی است و فرایند آموزشی که توان‌مندی برای خدمت به نوع بشر ایجاد می‌نماید. ارتباط بین عبادت و خدمت مخصوصاً در آن دسته از محدوده‌های جغرافیایی در سراسر جهان آشکار است که جوامع بهائی از نظر تعداد عضو به نحو قابل ملاحظه‌ای رشد کرده‌اند و تحرّک و اشتغال به فعّالیّت‌های اجتماعی چشم‌گیر می‌باشد. بعضی از این محدوده‌ها به عنوان جایگاه‌های نشر یادگیری تعیین شده‌اند تا توانایی دوستان را برای پیشبرد برنامۀ نوجوانان در مناطق مربوطه پرورش دهند. همان طور که اخیراً اشاره کرده‌ایم توان‌مندی برای تداوم بخشیدن به برنامۀ نوجوانان موجب توسعۀ حلقه‌های مطالعه و کلاس‌های کودکان نیز می‌گردد. بدین ترتیب جایگاه یادگیری علاوه بر هدف اوّلیّه‌اش تمامی طرح ترویج و تحکیم را تقویت می‌نماید. در این قبیل محدوده‌های جغرافیایی است که می‌توان طیّ سال‌های آینده تأسیس یک مشرق‌الأذکار محلّی را مورد تأمّل قرار داد. با قلوبی مملوّ از سپاس به آستان جمال قدم و در نهایت سرور به اطّلاع شما عزیزان می‌رسانیم که مشورت با محافل روحانی ملّی مربوطه در بارۀ بنای اوّلین مشرق‌الأذکار محلّی در هر یک از محدوده‌های جغرافیایی زیر در شرف آغاز است: باتامبانگ (Battambang) در کامبوج (Cambodia)، بیهار شریف (Bihar Sharif) در هندوستان (India)، ماتوندا سوی (Matunda Soy) در کنیا (Kenya)، نورت دل کائوکا (Norte del Cauca) در کلمبیا (Colombia)، و تانا (Tanna) در وانواتو (Vanuatu).

به منظور کمک به تأسیس این دو مشرق‌الأذکار ملّی و پنج مشرق‌الأذکار محلّی، صندوقی به نام صندوق مشرق‌الأذکار برای همۀ این ‌گونه پروژه‌ها در مرکز جهانی تأسیس نموده‌ایم. از احبّای عزیز در سراسر عالم دعوت می‌کنیم که با فداکاری و بر حسب توانایی خود در تقدیم تبرّعات به این صندوق مشارکت نمایند.

هم‌کاران عزیز و محبوب: کلنگی که یک‌‌صد سال پیش به ید مبارک حضرت عبدالبهاء بر زمین زده شد حال باید در هفت کشور دیگر بر زمین زده شود. این اقدام نویددهندۀ روزی است که به پیروی از دستور حضرت بهاءاللّه، در هر شهر و دهکده بنایی برای نیایش و عبادت پروردگار ساخته خواهد شد، از این مطالعِ ذکر الهی پرتو انوارش ساطع و طنین حمد و ثنایش مرتفع خواهد گشت.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۲ خطاب به بهائیان جهان)[۶۴]

در تعداد فزاینده‌ای از محدوده‌های جغرافیایی وسعت و پیچیدگی برنامۀ رشد در تناسب با ازدیاد قابلیّت سه شرکت‌کنندۀ نقشه — افراد، جامعه، و مؤسّسات — در حال افزایش است تا جوّی از حمایت متقابل ایجاد نماید. بسیار خرسندیم که در تعداد روزافزونی از محدوده‌ها همان ‌طور که انتظار می‌رفت اکنون فعّالیّت‌ها به مرحله‌ای رسیده است که صد نفر یا بیشتر، اشتغالِ فزون از هزار نفر را در پی‌گیریِ یک الگویِ زندگی روحانی، پویا و تقلیب‌‌کننده تسهیل می‌نمایند. اساس این فرایند البتّه از آغاز مبتنی بر حرکتی جمعی به سوی بینشی از رفاه مادّی و معنوی بوده که از جانب نفس مقدّس محیی‌ عالمیان افاضه گردیده امّا وقتی که گروه‌های چنین عظیمی به مشارکت قیام می‌کنند آن ‌گاه حرکت تمامی یک جمعیّت به راحتی قابل تشخیص است.

این حرکت در حال حاضر به خصوص در محدوده‌هایی‌ مشهود است که قرار است در آنها مشرق‌الأذکار محلّی مرتفع گردد. برای مثال در وانواتو (Vanuatu)…. بر مبنای چنین پیشرفتِ مداوم در زمینۀ ترویج و تحکیم و اجرای سی دوره از برنامه‌های فشردۀ رشد است که احبّا هم‌گام با سایر ساکنان این جزیره مجدّانه می‌کوشند تا درک عمیق‌تری در بارۀ مشرق‌الأذکار یعنی بنیانی برای حصول ”الفت قلوب و اجتماع نفوس“ را در بین خود حاصل نمایند. ساکنان جزیرۀ تانا با حمایت فعّالانۀ رهبران سنّتی خود بیش از صد ایده و نظر در رابطه با طرح این معبد ارائه داده‌اند که خود نمایان‌گر آنست که تا چه حدّ مشرق‌الأذکار افکار آنان را به خود مشغول داشته و چه چشم‌اندازهای جذّابی از تأثیرات آن مؤسّسۀ رفیع‌البنیان بر زیستن در سایۀ ممدودش آشکار شده است

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۴ خطاب به بهائیان جهان)[۶۵]

بیش از دو سال از زمانی که در رضوان ۲۰۱۲ خبر تأسیس دو مشرق‌الأذکار ملّی و پنج مشرق‌الأذکار محلّی را هم‌زمان با بنای آخرین مشرق‌الأذکار قارّه‌ای در سانتیاگو، شیلی به عالم بهائی اعلان نمودیم می‌گذرد. این اقدامات با رشد حیات جامعه که اکنون از طریق نیایش و خدمت در همۀ نقاط عالم در حال توسعه و پیشرفت می‌باشد ارتباط مستقیم دارد و به منزلۀ گام‌های جدیدی است که در پیشبرد وظیفۀ عظیم تأسیس مشرق‌الأذکار در عالم امکان ”باسم مالک الادیان“ که حضرت بهاءاللّه آن را به عهدۀ نوع بشر محوّل فرموده‌اند برداشته می‌شود، مراکزی که در آن نفوس انسانی ”جمیع بالاتّحاد“ مجتمع گردند، آیات الهی را استماع نمایند، به مناجات پردازند، تا از آنها ”نفحات اللّه“ منتشر گردد و ”آهنگ تسبیح و تهلیل به ملکوت تقدیس“ رسد.

پاسخ احبّا در سراسر جهان به دعوت این جمع موجب مسرّت عمیق این مشتاقان است. به خصوص در ممالک و مناطقی که اخیراً برای بنای مشرق‌الأذکار تعیین گردیده‌ شاهد سرور خودجوش و تعهّد قلبی و فوری احبّا نسبت به ایفای سهم خود در انجام کارهای ضروری و افزایش پویایی فعّالیّت‌هایی بوده‌ایم که مستلزم تأسیس مشرق‌الأذکار در بین یک جمعیّت است؛ لازمۀ فداکاری و جان‌فشانی در صرف وقت، نیرو، منابع مادّی به صور گوناگون می‌باشد؛ و شایستۀ کوشش‌های مستمرّ برای آگاه ساختن گروه‌های فزاینده‌ای از مردم به جهت درک و کسب بینش نسبت به بناهای رفیع ‌الشّأنی است که برای ذکر الهی در میان آنها ساخته خواهد شد. پاسخ مشتاقانۀ جامعۀ اسم اعظم نمایان‌گر پذیرش مسئولیّت‌هایی است که در پیشبرد این پروژه‌ها بر عهدۀ آن جامعه گذاشته شده است.

این پروژه‌ها در چهار کشور به مرحلۀ تهیّۀ طرح بنای معبد رسیده است. کار تهیّۀ طرح با انتخاب مهندس آرشیتکت و تنظیم طرح مقدّماتی معماری که شامل مشخّص کردن نیازهای ساختمان می‌باشد آغاز می‌گردد و نهایتاً به انعقاد قراردادی برای طرح نهایی می‌انجامد. مهندسین آرشیتکت‌ با چالش خطیر طرح مشرق‌الأذکار ”باکمل ما يمکن فی الامکان“ رو به رو هستند، طرحی که به طور طبیعی با فرهنگ محلّی و حیات روزانۀ کسانی که برای دعا و مناجات در آن گرد هم خواهند آمد هماهنگی داشته باشد. این وظیفه مستلزم خلّاقیّت و مهارتی است که زیبایی، ظرافت، و شکوه را با اعتدال، کارآیی و اقتصاد تلفیق دهد. تعدادی از آرشیتکت‌ها از مناطق دور و نزدیک با خشنودی آمادگی خود را برای انجام این کار اعلام نموده‌اند. در عین حال که از این ‌گونه کمک‌ها البتّه استقبال می‌شود، محافل ملّی اهمّیّت اشتغال مهندسینی را که با ناحیۀ محلّ ساختمان این معابد آشنایی کامل داشته باشند در نظر خواهند داشت.

احبّا در سراسر جهان با سرور از مشاهدۀ این پیشرفت‌ها نیروی خود را در تقویت فرایندهای محدوده‌های جغرافیایی یکی پس از دیگری تمرکز ‌می‌دهند و در انجام این وظایف ارزش تعامل پویا بین عبادت و خدمت را که از شرایط ارتقای پیشرفت روحانی، اجتماعی و مادّی جامعه می‌باشد فراموش نکرده‌اند. امید چنان است که نفوسی که مشغول خدمت در شهرها، محلّه‌ها و دهکده‌ها می‌باشند از مجهوداتی که در ساختن اوّلین دو بنای مشرق‌الأذکار در ابتدای قرن بیستم در شرق و سپس در غرب به عمل آمد الهام گیرند.

در شهر عشق‌آباد، گروهی از مؤمنین جان‌فشان ایران که در آن سامان اقامت گزیده و برای مدّتی در ترکستان به امنیّت و آرامش رسیده بودند، قوای خود را صرف ایجاد الگویی از حیات نمودند که منعکس‌کنندۀ اصول متعالی روحانی و اجتماعی آیین حضرت بهاءاللّه بود. گروهی که ابتدا از چند خانواده تشکیل شده بود در طیّ چند دهه با ملحق شدن عدّه‌ای دیگر به چند هزار نفر بهائی بالغ گردید. این دوستان با پیوندهای دوستی و رفاقت حاصله از روح ایمان و اتّحادِ در هدف به درجۀ والایی از هم‌بستگی و پیشرفت نائل شده در سراسر عالم بهائی شهرت یافتند. با درک خود از تعالیم الهی و در فضای آزاد مذهبی‌ که به آنان اعطا شده بود این نفوس با همّت کوشیدند که شرایطی را به وجود آورند تا به تأسیس مشرق‌الأذکار، که ”اعظم تأسیسات عالم انسانیست“ منجرّ گردد. در قطعه زمینی مناسب در مرکز شهر که به طراز قبول نفس جمال مبارک مزیّن شده و سالیان قبل ابتیاع گردیده بود، ساختمان‌هایی برای رفاه همگانی ساخته شد از جمله سالنی برای تشکیل جلسات، مدارسی برای کودکان، مسافرخانه‌ای برای بازدیدکنندگان، و یک درمان‌گاه کوچک. یکی از علایم موفّقیّت‌های قابل‌ ملاحظۀ بهائیان عشق‌آباد، که در آن سال‌های پربار خود را در رفاه، علوّ طبع و اکتسابات عقلانی و فرهنگی ممتاز ساخته بودند آن بود که می‌کوشیدند تا تضمین نمایند که در جامعه‌ای که بی‌سوادی به خصوص در بین دختران متداول و رایج بود همۀ کودکان و جوانان بهائی باسواد باشند. در چنین جوّی از رفاه، پیشرفت و مجهودات متّحد که در هر مرحله به ید عنایت حضرت عبدالبهاء پرورش یافته بود، مشرق‌الأذکاری باشکوه — برجسته‌ترین بنا در آن ناحیه — تأسیس گشت. تقریباً بیست سال، احبّا به خاطر تحقّق هدف والای خود از سروری روحانی برخوردار بودند: استقرار یک مرکز نیایش، مرکز تشکیلاتی حیات جامعه، مکانی که نفوس در سپیده‌دم برای دعا و مناجاتِ خاضعانه قبل از آنکه به کار روزانۀ خود مشغول شوند در آن گرد هم می‌آمدند. با آنکه طوفان لامذهبی نهایتاً در آن منطقه بوزید و آمال را سرنگون ساخت ولی وجود کوتاه‌مدّت مشرق‌الأذکار در عشق‌آباد شاهدی است ماندگار بر ارادۀ گروهی از احبّا که با الهام از قدرت کلام خلّاق الهی توانستند الگویی غنی از حیات به وجود آوردند.

کمی بعد از آغاز کار ساختمان مشرق‌الأذکار عشق‌آباد، در نیم‌کرۀ غربی جهان، اعضای جامعۀ نوپای بهائی امریکای شمالی تحت تأثیر عواطف روحانی و ایمان خالصانۀ قلبی خود به فکر تأسیس مشرق‌الأذکار در آن سامان افتادند و به منظور کسب اجازه از مولای محبوب در سال ۱۹۰۳ مرقومه‌ای تقدیم حضورش نمودند. از آن لحظه به بعد مشرق‌الأذکار به نحوی جدایی‌ناپذیر با سرنوشت آن خادمان جان‌فشان حضرت بهاءاللّه پیوند خورد. در حالی ‌که پیشرفت این پروژۀ پیچیده به واسطۀ پیامدهای دو جنگ جهانی و بحران شدید اقتصادی در طیّ چندین دهه معوّق ماند، هر مرحله از پیشرفت آن با توسعۀ جامعه و استقرار نظم اداری آن پیوندی نزدیک داشت. در همان روزی که عرش مطهّر حضرت ربّ اعلی در قلب کوه کرمل در مارس ۱۹۰۹ استقرار یافت، نمایندگانی در سطح ملّی گرد هم آمدند تا نهادی به نام ”هیئت معبد بهائی“ تأسیس نمایند، نهادی که هیئت‌مدیرۀ منتخب آن، هستۀ مرکزی جوامع محلّی در سراسر آن قارّه شد. این اقدام به زودی منجرّ به تشکیل محفل روحانی ملّی بهائیان ایالات متّحده و کانادا گردید. حضرت عبدالبهاء در طیّ اسفار خود در امریکای شمالی سنگ زاویۀ آن ساختمان رفیع ‌البنیان، معروف به امّ‌المعابد غرب را به دست مبارک خویش با قوای روحانی عظیمی نصب فرمودند. سیل تبرّعات که برای این مشروع عظیم تاریخی از مراکز بهائی در افریقا، آسیا، اروپا، امریکای لاتین و منطقۀ اقیانوس آرام روان گشت شاهد بارزی از هم‌بستگی و جان‌فشانی احبّای شرق و غرب است.

همان طور که پیروان جمال اقدس ابهی در هر سرزمین هر روز افکار خود را حصر در ذکر الهی نموده مستمرّاً مساعی خالصانۀ خود را در راه خدمت به او مصروف می‌دارند، امید چنان است که این بیانات پرشور حضرت عبدالبهاء خطاب به نفسی که تحت هدایات صمیمانۀ حضرتش همّ خود را صرف بنای اوّلین مشرق‌الأذکار نموده بود الهام‌بخش آن عزیزان باشد:

… حال نیز در نهایت انقطاع و به شعلۀ نار انجذاب به عشق‌آباد بشتاب و یاران الهی را تحیّت مشتاقانۀ عبدالبهاء برسان و روی هر یک را ببوس و شدّت حبّ این عبد را به جمیع بیان نما و بالنّیابه از عبدالبهاء در بنای مشرق‌الأذکار خاک بکش و گِل بردار و سنگ ببر تا انجذاب آن خدمت سبب روح و ریحان مرکز عبودیّت گردد. آن مشرق‌الأذکار اوّل تأسیس پروردگار واضح و آشکار است لهذا این عبد امیدوار است که اخیار و ابرار هر یک جان‌فشانی نمایند و فرح و شادمانی کنند و خاک‌کشی را کامرانی شمرند تا این بنیان رحمن بلند گردد و آیین یزدانی منتشر شود و در جمیع اطراف و اکناف نیز به کمال همّت بر این امر عظیم قیام نمایند. اگر عبدالبهاء مسجون نبود و موانع در میان نه البتّه بنفسه به عشق‌آباد می‌شتافت و در بنای مشرق‌الأذکار حمل تراب می‌کرد و بی‌نهایت مسرور و شادمان می‌شد. حال یاران باید به این نیّت قیام نمایند و نعم البدل گردند تا به مدّتی قلیله این بنیان نمایان گردد و احبّا به ذکر جمال ابهی مشغول شوند و آهنگ مشرق‌الأذکار در سحرگاه به ملأ اعلی رسد و گلبانگ بلبلان الهی اهل ملکوت ابهی را به وجد و طرب آرد دل‌ها خوش شود و جان‌ها بشارت یابد و قلب‌ها روشن گردد. اینست آمال مخلصین و اینست منتها آرزوی مقرّبین….

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۱ اوت ۲۰۱۴ خطاب به بهائیان جهان)[۶۶]

مشرق‌الأذکار مفهومی منحصر به‌ فرد در تاریخ ادیان و نمادی از روح تعالیم اساسی الهی در این دور یزدانی است و به حقّ می‌توان آن را بنیانی عمومی برای حصول الفت قلوب و اجتماع نفوس دانست، مکانی برای نیایش و عبادت پروردگار که ابواب آن به روی همگان از هر دین و آیین، و هر قوم و ملّت باز است و با تساوی کامل، زن و مرد، پیر و جوان و کودک را پذیراست؛ مأمنی است مناسب برای تأمّل و تعمّق در مفاهیم روحانی و تفکّر در مسائل بنیادین زندگی مانند مسئولیّت فردی و جمعی برای بهبود وضع اجتماع. نشان این یگانگی بی‌نظیر و اجتماع نفوس متنوّع و کثیر حتّی در نفْس بنای مشرق‌الأذکار نیز جلوه‌گر است، بنایی که با جوانب و ابواب نُه‌گانه‌اش نشانی از حسّ جامعیّت و کاملیّتی است که عدد نُه نماد آن می‌باشد.

بنای مشرق‌الأذکار تجلّی‌گاه قوای روحانی و کانون منضمّات و ملحقاتی است که به منظور رفاه نوع بشر و بروز و تحقّق ارادۀ جمعی برای خدمات همگانی تأسیس می‌گردد. این ملحقات شامل مراکز آموزشی، علمی، فرهنگی و اقدامات عام‌ّ المنفعه، مظهر آرمان‌های پیشرفت اجتماعی و تعالی معنوی با استفاده از علم و دانش بشری است و نشان می‌دهد که چون علم و دین با هم هماهنگ شوند راه‌گشای ارتقای مقام انسان و شکوفایی تمدّن ‌گردند. همان ‌طور که به خوبی مطّلع و به آن عاملید، نیایش و پرستش پروردگار اگرچه ریشه در فطرت بشری داشته و عامل ترقّی حیات معنوی است ولی باید منشأ ثمر و اثری در عالم وجود گردد و این جدایی‌نا‌پذیریِ عبادت و خدمتِ به هم‌نوع است که مؤسّسۀ مشرق‌الأذکار آن را تجسّم و تحقّق می‌بخشد. در این رابطه به ترجمۀ فارسی بیانی از حضرت ولیّ‌ عزیز امر اللّه توجّه فرمایید که می‌فرمایند:

عبادت بهائی هر قدر مفهومش متعالی و انجذابش شدید باشد ولی جدا از اقدامات اجتماعی و بشر‌دوستانه و مساعی آموزشی و علمیِ متمرکز در ملحقات مشرق‌الأذکار، هرگز نمی‌تواند نتایجی برتر از ثمرات ناچیز و غالباً زودگذر حاصله از تأمّلات زاهد گوشه‌گیر و یا عبادات عابد بی‌تحرّک داشته باشد. این‌چنین عبادتی نمی‌تواند به نفسِ عبادت‌کننده رضایت و نفعی پایدار ببخشد تا چه رسد به عامّۀ نوع بشر مگر آنکه در خدمت مجدّانه و خالصانه به عالم انسانی حلول و تجسّد یابد، خدمتی که ترویج آن اعظم موهبت ملحقات مشرق‌الأذکار است.

حضرت بهاءاللّه و حضرت ربّ اعلی، دو مظهر ظهور الهی در این عصر نورانی در بارۀ دعا و مناجات چنین آموزش می‌دهند: دعا و مناجات گفتگویی است مستقیم و بدون واسطه بین روح بشر و خالق او؛ به منزلۀ غذای روح است و باعث تداوم حیات روحانی؛ هم‌چون شبنم صبحگاهی موجب طراوت و لطافت قلوب می‌گردد و روان را از تعلّقات نفس امّاره پاک و منزّه می‌سازد؛ ناری است که حجبات را می‌سوزاند و نوری است که انسان را به سوی پروردگار می‌کشاند؛ موجد قوّتی است روحانی که پرندۀ روح را با بال و پر خود در فضای نامتناهی الهی به پرواز درآورده به قربیّت درگاه احدیّت فائز می‌نماید. آنچه موجب پرورش قابلیّت‌های نامحدود روح و سبب جلب تأییدات الهی می‌گردد کیفیّت نیایش است و تطویل آن محبوب نبوده و نیست. قدرت نهفته در دعا و مناجات وقتی ظاهر می‌شود که انگیزۀ اصلی آن محبّت ‌اللّه باشد؛ از ترس، توقّع، تظاهر و خرافات به دور بوده با صداقت و پاکی دل تلاوت شود تا موجب تعمّق و تأمّل و سرانجام شکوفایی عقل و خرد انسانی گردد. چنین نیایش بی‌آلایشی از محدودۀ حروف و کلمات بگذرد و از اصوات و نغمات فراتر رود؛ حلاوت نغمه و آهنگش شادی آفریند، قلوب را به اهتزاز آرد، بر نفوذ کلمات بیفزاید، تمایلات دنیوی را به صفاتی ملکوتی تبدیل نماید و محرّک خدمات خالصانه به عالم انسانی گردد.

دعوت این مشتاقان از بهائیان آن است که مساعی جامعه‌سازی را که با پشت‌کار به آن مشغولند به منزلۀ الگوی جدیدی از نحوۀ اجتماع نوع انسان مشاهده نمایند. این الگوی اجتماع در تمامیّت خود، قابلیّت خدمت در ابعاد مختلف را افزایش می‌دهد: قابلیّت آموزش نسل جوان، قابلیّت توان‌دهی به نوجوانان، قابلیّت تعلیم و تربیت روحانی کودکان، قابلیّت تشویق دیگران به خدمت با مدد نفوذ کلمة ‌اللّه و بالاخره قابلیّت پیشرفت اجتماعی و اقتصادی یک جمعیّت و یک ملّت در پرتو تعالیم الهی. از جمله اجزای اساسی این الگو جلسات دعا و مناجات می‌باشد که جنبه‌ای جمعی از حیات روحانی و ابعادی از مفهوم مشرق‌الأذکار است. تشکیل این جلسات فرصت گران‌بهایی برای شما عزیزان فراهم می‌سازد تا نه تنها به نیایش و ستایش پروردگار یکتا پرداخته عنایات او را در زندگی خود سائل شوید بلکه قوای روحانی نهفته در دعا و مناجات را با دیگر شهروندان شریف آن آب و خاک نیز در میان گذارید، پاکی و اصالت نیایش را به آنان باز‌گردانید، موجب افزایش ایمان و اطمینان به تأییدات الهی در قلوب هم‌‌وطنان‌ عزیزتان شوید، انگیزۀ خدمت به اجتماع، به وطن و به نوع بشر را در خود و در آنان قویّ‌تر سازید و مشوّق استقامت سازنده در راه عدالت و انصاف گردید.

دوستان عزیز و محبوب، جلسات دعا و مناجات در آن سرزمین مقدّس، در هر شهر، در هر محلّه، و در هر ده و قصبه، و دسترسی بیشتر دوستان و آشنایان به مناجات‌های بهائی، شما عزیزان را قادر می‌سازد تا بیش از پیش با برادران و خواهران روحانی خود در سراسر عالم در انتشار نور اتّحاد سهیم باشید. پس بدین سان و تا سر حدّ امکان بکوشید و بذر‌های مشارق ‌اذکار آینده و ملحقات عامّ ‌المنفعه‌اش را بیافشانید و هزاران هزار شمع نورانی در مقابل تاریکی ظلم و عدوان برافروزید.

(پیام مورّخ ۱۸ دسامبر ۲۰۱۴ خطاب به احبّای ایران)[۶۷]

پی‌گیری سیستماتیک نقشه در همۀ ابعادش موجب پیدایش الگویی از تلاش جمعی است که از جمله ویژگی آن نه فقط تعهّد به خدمت بلکه گرایش به عبادت و نیایش می‌باشد. شدّت ‌یافتن فعّالیّت‌های لازم در پنج ‌سال آینده جنبۀ نیایشیِ حیات را در بین کسانی که در محدوده‌های جغرافیایی در سراسر جهان دوش به دوش یکدیگر خدمت می‌کنند غنی خواهد ساخت. این فرایند غنی‌سازی هم‌اکنون بسیار پیشرفته است. ملاحظه فرمایید که به عنوان مثال جلسات نیایش و دعا چگونه جزئی جداناپذیر از حیات جامعه شده است. جلسات دعا فرصتی است که هر فردی می‌تواند با ورود به آن از نفحات روحانی مستفیض گردد، حلاوت دعا را تجربه نماید، در کلام خلّاق الهی تأمّل کند و با بال‌ و پرِ روح پرواز نموده به راز و نیاز با محبوب یکتا پردازد. در این جلسات است که احساس دوستی و هم‌دلی ایجاد می‌شود به خصوص ضمن گفتگوهای متعالی روحانی که طبعاً در چنین مواقعی پیش می‌آید و از طریق آن ”مداین قلوب“ فتح می‌شود. با تشکیل جلسه‌ای برای دعا که در آن بزرگ‌سالان و کودکان از هر پیشینه‌ای می‌توانند شرکت کنند، روح مشرق الاذکار در محلّه‌ تجلّی می‌نماید. گسترش خصلت دعا در یک جامعه بر ضیافت نوزده‌روزه اثر می‌گذارد و در دیگر اوقاتی که دوستان دور هم جمع می‌شوند نیز احساس می‌گردد.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۹ دسامبر ۲۰۱۵ خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین)[۶۸]

مشرق‌الأذکار ”از اعظم تأسیسات عالم انسانیست“ و با ملحقاتش نمایان‌گر دو جنبۀ اساسی و لاینفکّ حیات بهائی یعنی عبادت و خدمت است. در مقام نمادی پرقدرت و عنصری اساسی از مدنیّت الهی که ظهور حضرت بهاءاللّه همۀ اهل عالم را به سوی آن دعوت می‌نماید، مشرق‌الأذکار مرکز توجّه همگان در هر جامعه‌ای می‌گردد. حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند ”مشرق‌الأذکار نفحات قدسش روح‌بخش کلّ ابرار“ است. تأثیراتش براستی چنان است که می‌تواند تمامی یک قوم یا جمعیّت را به سوی احساسی عمیق از مقصد مشترک نائل گرداند. دیدگان عالم بهائی در این لحظات پرشور ناظر بر این مشرق‌الأذکار جدید التّأسیس می‌باشد و اطمینان داریم که این پیروزی که آرزویی دیرینه بوده موجب سرور و حبور کلّیّۀ احبّا در سراسر عالم خواهد شد. البتّه آنان صرفاً به فرح و شادمانی در بین خود اکتفا نخواهند کرد. شایسته است که با الهام از آنچه این بنیان عظیم ‌الشّأن به خاطر آن مرتفع گردیده سعی ‌کنند دیگران را نیز به کشف این سرور دائمی که منبعث از ذکر و ثنای الهی و خدمت به عالم انسانی است دعوت نمایند.

سر تعظیم و تکریم بر آستان جمال قدم فرو می‌آوریم که پیروان مخلص خود را قادر ساخته است که چنین معبد جلیل القدری از شیشه، سنگ و نور بنا نهند که احساسات تقدیس و تنزیه را پرورش می‌دهد. این سپاس و امتنان آرزوی قلبی این جمع را برای فرارسیدن روز پرشکوهی افزون می‌نماید که موهبت داشتن مشرق‌الأذکار به هر شهر و هر دهکده عطا گردد و در این راستا با اشتیاق ابتدا ناظر به کشورهایی هستیم که در آنها مشارق اذکار ملّی و محلّی در حال تأسیس است. باشد که منظر پرشکوه آنچه جامعۀ اسم اعظم اکنون در سانتیاگو به اتمامش نائل آمده مشوّق و محرّک مؤمنین وفادار در سراسر عالم گردد تا بر شدّت و حدّت خدمات خویش به آستان جمال اقدس ابهی در راه بهبود عالم بیفزایند.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۱۴ اکتبر ۲۰۱۶ خطاب به احبّای مجتمع در سانتیاگو، شیلی به مناسبت افتتاح امّ‌المعابد امریکای جنوبی)[۶۹]

هنوز یک سال از زمان بزرگداشت اتمام بنای آخرین مشرق‌الأذکار قارّه‌ای نگذشته که صبح جدیدی در توسعۀ مؤسّسۀ مشرق‌الأذکار دمیده است. شما در محلّ تجلّی این صبح جدید جمع شده‌اید، یعنی مقرّ اوّلین مشرق‌الأذکار محلّی، بنیانی که آغاز مرحله‌ای است که اکنون در افق طالع گشته. افتتاح این بنای بی‌نظیر فرصتی است تاریخی و نویدبخش تأسیس مشرق‌الأذکارهای بی‌شمار محلّی و ملّی در تبعیّت از حکم حضرت بهاءاللّه نازل در کتاب مستطاب اقدس که می‌فرمایند ”عمّروا بیوتاً بأکمل ما یمکن فی الامکان باسم مالک الأدیان فی البلدان.“

بدین ترتیب بنای مشرق‌الأذکار در باتامبانگ، شاهدی است از درخشش تابان نور ایمان در قلوب احبّای آن سامان. نقشۀ این بنا که کار یک معمار ماهر از اهالی کامبوج است وقار و زیبایی فرهنگ آن ملّت را بازتاب می‌کند‌؛ فنون جدید در آن به کار برده شده ولی با طرح‌های سنّتی منطقه در هم آمیخته است و به یقین متعلّق به سرزمینی است که از آن برخاسته است. این معبد حتّی قبل از افتتاحش موفّق شده آگاهی کسانی را که در ظلّ آن ساکنند در بارۀ موضوعی که جزو لاینفکّ مشرق‌الأذکار است، یعنی جدایی‌ناپذیری عبادت و خدمت در حیات جامعه، افزایش دهد و درک بیشتری را نسبت به اهمّیّت اتّحاد به وجود آورَد که حال با عبادت به صورت جمعی در درون مشرق‌الأذکار تقویت خواهد شد. ظهور این بنیان رفیع محرّکی است برای کوشش در پرورش جوامعی که امتیازشان اتّکا بر کمالات روحانی است، بنیانی که با اهدافی والا توسّط مردمانی شریف بنا گردیده است.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۱ سپتامبر ۲۰۱۷ خطاب به احبّای مجتمع در باتامبانگ-کامبوج به مناسبت افتتاح مشرق‌الأذکار)[۷۰]