اجرای حکم مشرق الاذکار بعد از اینکه از قلم حضرت بهاءاللّه نازل گردید، از طریق یک فرایند توسعه تدریجی و ارگانیک، متناسب با ظرفیّت جامعه، محقّق شده است. حضرت عبدالبهاء میفرمایند که این مشارق اذکار ”بقلم اعلی تعیین و مقرّر گردیده است که باید در جمیع مدن و قرا تأسیس شود“۵۹ و اشاره میفرمایند در ابتدا میتواند حتّی به سادهترین شکل باشد:
امّا مشرقالأذکار بسیار مهمّ است مقصود این است که محلّی ولو مختصر در زیر طبقات خاک و حجر باشد باید تعیین شود و حکمةً مستور و مخفی باشد تا سبب عناد اهل فساد نگردد اقلّاً هفتهئی یک روز محلّ اجتماع خواصّ احبّا گردد که کاشف اسرارند و محرم راز و هر نوع که باشد ولو حفرهئی در زیر زمین باشد آن حفره جنّة المأوی گردد و حدیقۀ علیا شود و روضۀ رضوان گردد.۶۰
امکان تأسیس مشرقالأذکار در ابتدا در عشقآباد و ویلمت در دوران قیادت حضرت عبدالبهاء پدید آمد. پس از آن، مشرقالأذکارهای قارّهای در هفت اقلیم دیگر در سراسر جهان تأسیس شد که در نهایت در اکتبر ۲۰۱۶ با افتتاح مشرقالأذکار در سانتیاگو، شیلی به اوج خود رسید. امّا با نزدیک شدن مرحله پایانی تأسیس مشرقالأذکارهای قارّهای، در اثر شتاب روزافزون در فرایند جامعهسازی که بر پایۀ عبادت جمعی و افزایش قابلیّت برای خدمت استوار است، افقی جدید به روی عالم بهائی در حال گشایش بود، شتابی که محرّکش سلسله نقشههای جهانی از سال ۱۹۹۶ بود. بیت العدل اعظم در پیام رضوان آن سال به بهائیان جهان تأکید فرمودند که ”شکوفایی جامعه به خصوص در سطح محلّی نیاز به بهبود قابل ملاحظهای در الگوهای رفتار دارد“ الگویی که شامل ”نیایش جمعی پروردگار است“. از اینرو ”برگزاری جلسات مرتّب دعا، در صورت امکان در حظیرةالقدسهای محلّی و در غیر این صورت در اماکن دیگر از جمله در منازل احبّا، برای حیات روحانی جامعه ضروری است“.۶۱ پنج سال بعد بیت العدل اعظم در پیام رضوان این انتظار را مطرح فرمودند که در طول عهد پنجم از عصر تکوین مشرقالأذکارهای ملّی ساخته خواهد شد، پدیدهای که ”طیّ مراحل متوالی نقشۀ ملکوتی حضرت عبدالبهاء بسط خواهد يافت“۶۲ و بالاخصّ بیان فرمودند:
يکی از ويژگیهای بارز عهد پنجم [ازعصر تکوین] تقويت حیات نیایشی جامعه از طريق ارتفاع بنای مشارق اذکار ملّی بر مبنای مقتضیات جوامع ملّی خواهد بود. زمان اجرای این طرحها از طرف بیت العدل اعظم در رابطه با پیشرفت فرایند دخول افواج در هر کشور تعیین خواهد شد.۶۳
در سال ٢٠١٢، در کشور جمهوری دموکراتیک کنگو (Democratic Republic of the Congo) و در پاپوآ گینه نو (Papua New Guinea) معیارهای تعیین شده ”به نحوی آشکار تحقّق یافت“.۶۴ این یک ترقّی بسیار چشمگیر بود. بیت العدل اعظم در پیام رضوان همان سال فرمودند ”با پیشرفت ساختمان آخرین مشرقالأذکار قارّهای در سانتیاگو (Santiago)، شروع پروژههایی برای تأسیس مشرقالأذکارهای ملّی نشانۀ رضایتبخش دیگری از نفوذ و رسوخ امر الهی در تار و پود اجتماعات بشری است.“۶۵ همچنین در نامهای متعاقب از طرف بیت العدل اعظم تأکید گردید که مشرقالأذکار ”جزء لاینفکّی از فرایند جامعهسازی است و ساخت آن نمادی مهمّ از توسعه و پیشرفت یک جامعه میباشد“.۶۶
آنچه موجب دلگرمی شد این بود که در رضوان ۲۰۱۲ امکان تأسیس مشرقالأذکار محلّی در برخی محدودههای جغرافیایی را میشد به وضوح تصوّر نمود، محدودههایی که جایگاه نشر یادگیری برنامه تواندهی روحانی به نوجوانان بودند و در آنها ”تمامی طرح ترویج و تحکیم“۶۷ در حال تقویت شدن بود — علیالخصوص در آن زمان، در باتامبانگ، کامبوج (Battambang, Cambodia) ؛ بیهار شریف، هند (Bihar Sharif, India)؛ ماتوندا سوی، کنیا (Matunda Soy, Kenya)؛ نورته دل کائوکا، کلمبیا (Norte del Cauca, Colombia)؛ و تانا، وانواتو (Tanna, Vanuatu). در توضیح این چشمانداز، بخش زیر از پیام رضوان ۲۰۱۴ ارتباط مستقیم بین تکامل برنامه رشد در یک محدودۀ جغرافیایی و تأسیس مشرقالأذکار محلّی را بیان میدارد:
در تعداد فزایندهای از محدودههای جغرافیایی وسعت و پیچیدگی برنامۀ رشد در تناسب با ازدیاد قابلیّت سه شرکتکنندۀ نقشه — افراد، جامعه، و مؤسّسات — در حال افزایش است تا جوّی از حمایت متقابل ایجاد نماید. بسیار خرسندیم که در تعداد روزافزونی از محدودهها همان طور که انتظار میرفت اکنون فعّالیّتها به مرحلهای رسیده است که صد نفر یا بیشتر، اشتغالِ فزون از هزار نفر را در پیگیریِ یک الگویِ زندگی روحانی، پویا و تقلیبکننده تسهیل مینمایند. اساس این فرایند البتّه از آغاز مبتنی بر حرکتی جمعی به سوی بینشی از رفاه مادّی و معنوی بوده که از جانب نفس مقدّس محیی عالمیان افاضه گردیده امّا وقتی که گروههای چنین عظیمی به مشارکت قیام میکنند آن گاه حرکت تمامی یک جمعیّت به راحتی قابل تشخیص است.
این حرکت در حال حاضر به خصوص در محدودههایی مشهود است که قرار است در آنها مشرقالأذکار محلّی مرتفع گردد.۶۸
در پیام رضوان ۲۰۱۲، بیت العدل اعظم بر عظمت این پیشرفت در حیات جامعه تأکید فرمودند و دیدگاه زیر را در خصوص بنای قریبالوقوع دو مشرقالأذکار ملّی و پنج مشرقالأذکار محلّی ارائه نمودند:
همکاران عزیز و محبوب: کلنگی که یکصد سال پیش به ید مبارک حضرت عبدالبهاء بر زمین زده شد حال باید در هفت کشور دیگر بر زمین زده شود. این اقدام نویددهندۀ روزی است که به پیروی از دستور حضرت بهاءاللّه، در هر شهر و دهکده بنایی برای نیایش و عبادت پروردگار ساخته خواهد شد، از این مطالعِ ذکر الهی پرتو انوارش ساطع و طنین حمد و ثنایش مرتفع خواهد گشت.۶۹
بیت العدل اعظم در پیام ۱ سپتامبر ۲۰۱۷ خود خطاب به کسانی که برای افتتاح مشرقالأذکار در باتامبانگ، کامبوج گرد هم آمده بودند، به همین دیدگاه اشاره فرموده اعلام نمودند که ”صبح جدیدی در توسعۀ مؤسّسۀ مشرقالأذکار دمیده است“ و تأیید کردند که این لحظۀ تاریخی نویدبخش فرایند مهمّی است، یعنی فرایندِ ”تأسیس مشرقالأذکارهای بیشمار محلّی و ملّی در تبعیّت از حکم حضرت بهاءاللّه نازل در کتاب مستطاب اقدس که میفرمایند ’عمّروا بیوتاً بأکمل ما یمکن فی الامکان باسم مالک الأدیان فی البلدان.‘“۷۰
آغاز این مرحلۀ جدید در تأسیس معابد ملّی و محلّی همچنین امکان یادگیری بیشتری در بارۀ جنبههای مختلف ساختن مشرقالأذکار را فراهم آورد، از جمله ملاحظات عملی مانند انتخاب مکان مناسب و تصمیمگیری در بارۀ وسعت بنا، و همچنین چگونگی تقویت حسّ مالکیّت پروژه در میان جمعیّت محلّی. انتخاب معماران مستلزم توجّه و دقّت خاصّ بود زیرا به فرمودۀ بیت العدل اعظم، آنان
با چالش خطیر طرح مشرقالأذکار ”باکمل ما يمکن فی الامکان“ رو به رو هستند، طرحی که به طور طبیعی با فرهنگ محلّی و حیات روزانۀ کسانی که برای دعا و مناجات در آن گرد هم خواهند آمد هماهنگی داشته باشد. این وظیفه مستلزم خلّاقیّت و مهارتی است که زیبایی، ظرافت، و شکوه را با اعتدال، کارآیی و اقتصاد تلفیق دهد.۷۱
در طیّ این فرایند تکاملی، جامعه توانسته است تا به اهمّیّت روح وحدت و اتّحاد که بر اساس آن چنین تلاشهایی به مرحلۀ عمل در میآید بیش از پیش پی برد. در این خصوص، حضرت عبدالبهاء در رابطه با اجرای طرح تأسیس مشرقالأذکار در عشقآباد میفرمایند:
جمیع امور را باید واسطۀ اتّحاد و اتّفاق کنید تا الفت و وحدت یاران روز بروز بیفزاید حال همین مسئلۀ مشرقالأذکار را باید نوعی مجری دارید که بر الفت و اتّحاد و یگانگی احبّا بیفزاید و آن اینست که بالاتّفاق مذاکره نمایند بعد نقشهئی ترتیب دهید و چون چنین اقدام کنید تأییدات الهی پیاپی رسد.۷۲
اساس حیات و وجود تعاون و تعاضد است و سبب انعدام و اضمحلال انقطاع این امداد و استمداد و هرچه رتبه بالاتر آید این امر عظیم یعنی تعاون و تعاضد شدیدتر گردد لهذا در عالم انسانی تعاون و تعاضد اتمّ و اکملتر از سائر عوالم است بقسمی که بکلّی زندگانی انسانی مربوط باین امر عظیم است علیالخصوص بین احبّای الهی باید این اساس قویم در نهایت متانت باشد بقسمی که هر یک در جمیع مراتب مدد بدیگری رساند چه در مراتب حقایق و معانی و چه در مراتب جسمانی علیالخصوص در تأسیسات عمومی که نتائجش راجع بکلّ افراد است و بالأخصّ در مشرقالأذکار که اعظم اساس الهیست.۷۳
در تشریح مفهوم همکاری، حضرت شوقی افندی در نامهای که از جانب آن حضرت نوشته شده، تأکید میفرمایند که بنا نهادن اساس مشرقالأذکار ”یلزم التّعاون و التّعاضد المستمرّ و مشروط بوجوب التّضحیة“.۷۴ در نامۀ دیگری که از جانب آن حضرت نوشته شده، انذار مینمایند که ”عشق، خلوص و اشتیاقِ حقیقی است که مآلاً میتواند تکمیل بنای مشرقالأذکار را تضمین نماید“. و همچنین میفرمایند ”ملاحظات مادّی هرچند ضروری است ولی به هیچ وجه مهمّترین عامل نیست“.۷۵ مشابهاً، بیت العدل اعظم با ابراز احساسات عمیق در قبال پاسخ عموم عالم به فراخوان آن معهد برای بنای هفت مشرقالأذکار جدید، مشاهدات خود را چنین بیان میفرمایند:
به خصوص در ممالک و مناطقی که اخیراً برای بنای مشرقالأذکار تعیین گردیده شاهد سرور خودجوش و تعهّد قلبی و فوری احبّا نسبت به ایفای سهم خود در انجام کارهای ضروری و افزایش پویایی فعّالیّتهایی بودهایم که مستلزم تأسیس مشرقالأذکار در بین یک جمعیّت است؛ لازمۀ فداکاری و جانفشانی در صرف وقت، نیرو، منابع مادّی به صور گوناگون میباشد؛ و شایستۀ کوششهای مستمرّ برای آگاه ساختن گروههای فزایندهای از مردم به جهت درک و کسب بینش نسبت به بناهای رفیع الشّأنی است که برای ذکر الهی در میان آنها ساخته خواهد شد. پاسخ مشتاقانۀ جامعۀ اسم اعظم نمایانگر پذیرش مسئولیّتهایی است که در پیشبرد این پروژهها بر عهدۀ آن جامعه گذاشته شده است.۷۶
با توجّه به این هدایات و برای درک اهمّیّت روح خدمت واقعی که برای تأسیس این مؤسّسۀ عظیم ضروری است، شایسته است که اشتیاق حضرت عبدالبهاء برای مشارکت در ساخت مشرقالأذکار در عشقآباد و درخواست صمیمانه هیکل اطهر را که احبّا این وظیفه را بالنّیابه از آن حضرت انجام دهند، مورد تأمّل قرار دهیم.
بالنّیابه از عبدالبهاء در بنای مشرقالأذکار خاک بکش و گِل بردار و سنگ ببر تا انجذاب آن خدمت سبب روح و ریحان مرکز عبودیّت گردد. آن مشرقالأذکار اوّل تأسیس پروردگار واضح و آشکار است لهذا این عبد امیدوار است که اخیار و ابرار هر یک جانفشانی نمایند و فرح و شادمانی کنند و خاککشی را کامرانی شمرند تا این بنیان رحمن بلند گردد و آیین یزدانی منتشر شود و در جمیع اطراف و اکناف نیز به کمال همّت بر این امر عظیم قیام نمایند. اگر عبدالبهاء مسجون نبود و موانع در میان نه البتّه بنفسه به عشقآباد میشتافت و در بنای مشرقالأذکار حمل تراب میکرد و بینهایت مسرور و شادمان میشد. حال یاران باید به این نیّت قیام نمایند و نعم البدل گردند تا به مدّتی قلیله این بنیان نمایان گردد و احبّا به ذکر جمال ابهی مشغول شوند و آهنگ مشرقالأذکار در سحرگاه به ملأ اعلی رسد و گلبانگ بلبلان الهی اهل ملکوت ابهی را به وجد و طرب آرد دلها خوش شود و جانها بشارت یابد و قلبها روشن گردد. اینست آمال مخلصین و اینست منتها آرزوی مقرّبین.۷۷