حضرت شوقی افندی میفرمایند که در میقات مقرّر در حول بنای مرکزی مشرقالأذکار ”مؤسّسات خدمات اجتماعی مانند آنهایی که برای تسکین مصیبتزدگان، اعانت به فقرا، پناه مسافران، تسلّی محرومان و تعلیم عوام“ است تأسیس خواهد شد.۵۲ بیت العدل اعظم میفرمایند که لزوم قطعی ”انسجامی پویا بین نیازهای روحانی و عملی زندگی بر روی کرۀ زمین“ ”در حکم نازله از قلم اعلی در بارۀ تأسیس مشرقالأذکار — مرکز روحانیِ هر جامعۀ بهائی که در اطراف آن ملحقاتی برای پیشرفت اجتماعی، بشردوستانه، آموزشی و علمی نوع انسان باید شکوفا گردد“، ”به طور واضح بیان شده است“.۵۳ در این مورد حضرت عبدالبهاء تشریح میفرمایند که مشرقالأذکار ”مربوط باسپیتال و اجزاخانه و مسافرخانه و مکتب اطفال ایتام و مدرسۀ تدریس علوم عالیه است“. لذا ”مشرقالأذکار … مجرّد عبارت از محلّ عبادت نیست بلکه از هر جهت مکمّل است“.۵۴
حضرت شوقی افندی اهمّیّت تأثیرات متقابل مابین عبادت و خدمت را تأکید فرموده دیدگاه ذیل را در مورد رابطۀ متقابل بین بنای مرکزی مشرقالأذکار و ملحقات آن بیان مینمایند:
عبادت بهائی هر قدر مفهومش متعالی و انجذابش شدید باشد ولی جدا از اقدامات اجتماعی و بشردوستانه و مساعی آموزشی و علمیِ متمرکز در ملحقات مشرقالأذکار، هرگز نمیتواند نتایجی برتر از ثمرات ناچیز و غالباً زودگذر حاصله از تأمّلات زاهد گوشهگیر و یا عبادات عابد بیتحرّک داشته باشد. اینچنین عبادتی نمیتواند به نفسِ عبادتکننده رضایت و نفعی پایدار ببخشد تا چه رسد به عامّۀ نوع بشر مگر آنکه در خدمت مجدّانه و خالصانه به عالم انسانی حلول و تجسّد یابد، خدمتی که ترویج آن اعظم موهبت ملحقات مشرقالأذکار است. مساعی نفوسی که در حول و حوش مشرقالأذکار به تمشیت امورِ جامعۀ مشترک المنافع آتیۀ بهائی اشتغال خواهند داشت نیز هر قدر خالصانه و مجدّانه، ثمربخش و مؤثّر نخواهد بود مگر آنکه هر روز با عوامل روحانیّۀ متمرکز در بقعۀ مشرقالأذکار و منتشر از آن قرین گردد. هیچ چیز جز فعل و انفعال مستقیم و مستمرّ بین قوای روحانیّۀ ساطعه از این مشرقالأذکار و متمرکز در قلب این معبد، و همم عالیه و مساعی مبذولۀ نفوسی که امور آن را در راه خدمت به نوع بشر اداره میکنند، ممکن نیست بتواند عوامل ضروریّهای را فراهم نماید که آلام و اسقام مزمنهای که بشریّت را به شدّت مبتلا نموده است برطرف سازد. زیرا نجاح و فلاحِ جهان پرمشقّت، به یقین مبین بالمآل منوط به آگاهی نفوس از دریاق اعظم آیین حضرت بهاءاللّه است که از یک طرف با ارتباط معنوی با روح آن حضرت و از طرف دیگر با تنفیذ حکیمانه و اجرای خالصانۀ اصول و قوانین نازله از قلم اعلایش تقویت و تحکیم میگردد. در بین همۀ مؤسّساتی که به نام مبارکش منتسباند مسلّماً هیچ یک جز مؤسّسۀ مشرقالأذکار نمیتواند به نحو اکمل و اتمّ ضروریّات عبادت و خدمت بهائی را که هر دو برای تجدید حیات عالم لازم و واجب است تأمین نماید. این است راز عظمت و قدرت و موقعیّت بینظیر مشرق الاذکار به عنوان یکی از مؤسّسات برجستهای که حضرت بهاءاللّه مقرّر فرمودهاند.۵۵
حرکتهای اوّلیّۀ رابطۀ میان امور روحانی و عملی که در مشرقالأذکار متجسّم است را میتوان در تلاشهای پیشگامانۀ احبّای عشقآباد ملاحظه نمود. بیت العدل اعظم در پیام ۱ اوت ٢٠١۴ خطاب به بهائیان جهان میفرمایند:
در قطعه زمینی مناسب در مرکز شهر که به طراز قبول نفس جمال مبارک مزیّن شده و سالیان قبل ابتیاع گردیده بود، ساختمانهایی برای رفاه همگانی ساخته شد از جمله سالنی برای تشکیل جلسات، مدارسی برای کودکان، مسافرخانهای برای بازدیدکنندگان، و یک درمانگاه کوچک. یکی از علایم موفّقیّتهای قابل ملاحظۀ بهائیان عشقآباد، که در آن سالهای پربار خود را در رفاه، علوّ طبع و اکتسابات عقلانی و فرهنگی ممتاز ساخته بودند آن بود که میکوشیدند تا تضمین نمایند که در جامعهای که بیسوادی به خصوص در بین دختران متداول و رایج بود همۀ کودکان و جوانان بهائی باسواد باشند. در چنین جوّی از رفاه، پیشرفت و مجهودات متّحد که در هر مرحله به ید عنایت حضرت عبدالبهاء پرورش یافته بود، مشرقالأذکاری باشکوه — برجستهترین بنا در آن ناحیه — تأسیس گشت. تقریباً بیست سال، احبّا به خاطر تحقّق هدف والای خود از سروری روحانی برخوردار بودند: استقرار یک مرکز نیایش، مرکز تشکیلاتی حیات جامعه، مکانی که نفوس در سپیدهدم برای دعا و مناجاتِ خاضعانه قبل از آنکه به کار روزانۀ خود مشغول شوند در آن گرد هم میآمدند.۵۶
بیت العدل اعظم در پیامی متعاقب ذکر مینمایند که به عبارت دیگر، مشرقالأذکار همزمان ”تجلّیگاه قوای روحانی“، ”کانون منضمّات و ملحقاتی … به منظور رفاه نوع بشر“ و ”بروز و تحقّق ارادۀ جمعی برای خدمات همگانی“ میباشد.۵۷ در ادامۀ همان پیام میفرمایند ”این ملحقات شامل مراکز آموزشی، علمی، فرهنگی و اقدامات عامّ المنفعه، مظهر آرمانهای پیشرفت اجتماعی و تعالی معنوی با استفاده از علم و دانش بشری است و نشان میدهد که چون علم و دین با هم هماهنگ شوند راهگشای ارتقای مقام انسان و شکوفایی تمدّن گردند“.۵۸