از توقیعات و نامههای صادره از جانب حضرت ولیّامراللّه
۲۳.۱ صاحب و مُنزل اين منشور مدنيّت آيندۀ عالم که به اوصاف و القاب داور کردگار و شارع احکام ربّ مختار و مُنجی اعظم و مؤلّف قلوب بنی آدم موصوف است در اين کتاب به سلاطين عالم شرع انور و ناموس اکبر را ابلاغ فرموده…. در اين سفر کريم صريحاً مؤسّسۀ بيت العدل را تأسيس و وظائف مخصوصهاش را تعيين و وارداتش را مشخّص و اعضايش را به رجال العدل و وکلاء اللّه و امناء الرّحمن تسميه….
۲۴.۱ با انجام وظیفۀ این محافل اعمّ از محلّی و ملّی در سراسر عالم بهائی به نحوی هماهنگ و با جدّیّت و کارآیی، تنها وسیلۀ لازم برای تشکیل بیت العدل اعظم فراهم خواهد بود. این معهد اعلی پس از استقرار باید وضع کلّی را مجدّداً بررسی نماید و اصولی را که در هر زمان برای ادارۀ امور امر اللّه مقتضی داند مقرّر دارد.
۲۵.۱ و امّا آنچه راجع بترتیب و تمشیت امور روحانیّۀ احبّا است همانا تقویت اساس محافل مقدّس روحانیست در تمام نقاط چه که بر این اساس محکم متین در مستقبل ایّام بیت عدل اعظم الهی استوار و برقرار گردد و چون این بنیان اعظم بر این اساس اقوم مرتفع شود نوایای مقدّسۀ الهیّه و حکم و معانی کلّیّه و رموز و حقایق ملکوتیّه که در وصایای مبارکه الهامات غیبی حضرت بهآءاللّه ودیعه گذاشته بتدریج ظاهر و آشکار گردد و جلوه نماید.
۲۶.۱ مقصود از تأکیدات متتابعۀ شدیده در تقویت و نصرت محافل روحانیّه آن بود که اساس امر اللّه روز بروز وسیعتر و محکمتر گردد و در نظام الهی خللی وارد نشود و روابطی متین و جدید در بین شرق و غرب ایجاد گردد و وحدت بهائی محفوظ ماند و در انظار اهل عالم جلوهئی بدیع کند تا بر اساس اینمحافل بنیان بیوت عدل الهی استوار گردد و بر این بیوت عدل خصوصی قصر مشید بیت عدل عمومی در نهایت نظام و ترتیب و کمال و جلال من دون تعویق و تأخیر مرتفع شود و چون بیت عدل عمومی از حیّز آمال بحیّز شهود و عمل قدم نهد و صیتش در کلّ اکناف و اقالیم مرتفع و مشتهر گردد آنوقت این هیئت مجلّله که بر اساس متین و رزین تمام ملّت بهائی در شرق و غرب مستند و مؤسّس است و از الهامات الهیّه مستمدّ و مستفیض بوضع و اجرای مشروعاتی متقنه و اقداماتی کلّیّه و تأسیساتی باهره پردازد و باینواسطه امر اللّه صیتش جهانگیر و نورش عالمافروز شود.
۲۷.۱ بشریّتی که از فرط نفاق متشتّت گشته و در آتش نفرت میگدازد، اکنون بیش از پیش طالب آن محبّتی است که سرچشمهاش محبّت اللّه است، محبّتی که مآلاً و یقیناً تنها حلّال مشکلات و مسائل بیشمار عالم انسانی خواهد بود. آیا بر ما که قلوبمان مشتعل به نار محبّت اللّه است واجب نیست که جهد بیشتری نماییم تا آن محبّت را با تمام خلوص و نفوذش در تمام مراوداتمان با همنوعان خود متجلّی سازیم؟ باشد که عشق ما به مولای محبوبمان، عشقی همانسان خالصانه و صمیمانه در ابراز محبّت به برادران و خواهران روحانی و نیز به نوع انسان جلوه نماید. به شما دوستان عزیز اطمینان میدهم که پیشرفت در چنین اموری نامحدود و لانهایه است و موفّقیّت ما در ایفای رسالتمان در زندگی نهایتاً به میزان توفیقات ما در این سبیل بستگی خواهد داشت.
۲۷.۲ و در حالی که میکوشیم آن محبّت را به جهانیان عرضه نماییم، بهتر است ذهن خود را از شائبۀ هرگونه سوء تفاهم ناخوشایندی که ممکن است تصوّر روشن ما را از هدف و روشهای دقیق این نظم بدیع جهانی تیره و تار نماید پاک سازیم، نظمی چنين خطیر و پیچیده و در عین حال چنین کامل و خردمندانه. مولای محبوب ما در الواح مبارکۀ وصایای خود نه تنها قبول قاطعانۀ آن (نظم بدیع جهانی حضرت بهاءاللّه) را از ما میطلبد بلکه معرّفی محسّناتش بر جهانیان را از ما خواستار است. سعی در شناخت منزلت کامل آن نظم و کوشش برای درک اهمّیّت واقعی آن در زمانی چنین کوتاه بعد از آغازش، تلاشی نابهنگام و جسورانه از جانب ما خواهد بود. کسب درکی روشنتر و کاملتر از تمهیدات و مقتضیات این نظم بدیع را باید به گذشت زمان و هدایات بیت العدل اعظم الهی بسپاریم.
۲۸.۱ این محافل روحانیّه اوّلاً محض اجرای این امور تأسیس گشته و ثانیاً مقصد آن تهیّۀ تمهیدات کاملۀ متقنه از برای تأسیس بیت عدل عمومی الهیست که چون آن محور مرکزی اهل بها در نهایت جلال و اتقان استوار گردد دورۀ جدیدی رخ بگشاید و نعما و الطاف سماویّه از آن منحدر گردد و وعود کلّیّه جلوه نماید.
(توقیع مورّخ ٣٠ اکتبر ١٩٢۴ حضرت شوقی افندی خطاب به محفل روحانی محلّی طهران)
۲۹.۱ در مورد روشی که باید برای انتخاب محافل روحانی ملّی اتّخاذ شود واضح است که متن الواح وصایای مولای محبوب اشارهای به نحوۀ انتخاب این محافل ندارد. امّا در یکی از الواح اوّلیّۀ آن حضرت خطاب به یکی از احبّای ایران مطلب ذیل صریحاً مندرج است:
۲۹.۲ وکلائی انتخاب مینمودند و آنان بیت العدلی انتخاب مینمودند آن بیت العدل اعظم بود.“
۲۹.۳ این کلمات به وضوح دالّ بر این است که حضرت عبدالبهاء برای تشکیل بيت العدل اعظم یک انتخاب سه مرحلهای معیّن فرمودهاند و بنا بر آنچه صراحتاً در الواح وصایای خود ذکر کردهاند ”آن بیوت عدل (یعنی محافل روحانی ملّی) بیت عدل عمومی انتخاب نماید“ واضح است که اعضای محافل روحانی ملّی میباید به طور غیر مستقیم توسّط جمهور احبّا در مناطق مربوطۀ خود انتخاب شوند. با توجّه به این دستورالعملِ مکمّل است که اصل مذکور در نامۀ مورّخ ۱۲ مارس ۱۹۲۳ این عبد از احبّای الهی میخواهد تا در هر مملکتی تعداد معیّنی وکلا انتخاب نمایند تا آن وکلا به نوبۀ خود، نمایندگان ملّی (بیت عدل خصوصی یا محفل روحانی ملّی) خود را انتخاب کنند، نمایندگانی که وظیفۀ مقدّس و امتیازشان انتخاب بیت العدل اعظم الهی در میقات معیّن خواهد بود.
۳۰.۱ سوف ینکشف القناع باذن ربّنا البهیّ الابهی عن وجه ناموسه الاعظم و ینصب میزان دستوره البدیع اساس بیت عدله الاکرم الاقوم الافخم فی هذه البقعة الاحدیّة المبارکة البیضآء مطاف الخلائق اجمعین تبارک اللّه موجد هذا الامر البدیع تبارک اللّه محدث هذا النّور المشرق اللّمیع تبارک اللّه مؤسّس هذا البنیان الرّفیع ۱فی تلک العدوة القصوی ارض ۲سوف تنعکس فیها تجلّیات مجامع اللّاهوت و انوار صوامع الملکوت فسبحان ربّنا النّاصر المقتدر البهیّ الابهی.
۳۱.۱ در خصوص سؤالات شما راجع به آن قوانین روحانی که باید مشخّصات حیات فردی و اجتماعی بهائی باشد: حضرت شوقی افندی میفرمایند که برای پاسخ به این سؤالات باید منتظر تأسیس بیت العدل اعظم بمانیم. این مطالب از بعضی جهات حائز اهمّیّت است و ما نباید آنها را از حالا با برقراری معیارهایی قاطعانه مقیّد نماییم.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۶ آوریل ۱۹۲۸ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۳۲.۱ بايد دقیقاً به خاطر داشت که بيت العدل محلّی و همچنین بيت العدل عمومی صريحاً در کتاب اقدس مقرّر گشته است؛ مؤسّسۀ محفل روحانی ملّی، در مقام هيئتی فیمابین مبتنی بر اذن و تصدیق صریح حضرت عبدالبهاء و به اسم ”بیت عدل خصوصی“ در الواح وصايای آن حضرت آمده است؛ و روش برگزاری انتخابات بيت عدل عمومی و خصوصی نیز در الواح وصایا و برخی دیگر از الواح هیکل اطهر مشخّص گردیده است. به علاوه، مؤسّسۀ صندوق محلّی و ملّی که حال از توابع ضروريّۀ تمام محافل روحانی محلّی و ملّی است نه فقط توسّط حضرت عبدالبهاء در الواحی خطاب به یاران شرق تأسیس شده بلکه اهمّیّت و لزوم آن مکرّراً در آثار و بیانات مبارک تأکید گردیده است. تمرکز اختیارات جامعه در دست نمایندگان منتخب احبّا، لزوم اطاعت هر یک از پیروان آیین بهائی از رأی محافل روحانی، ترجیح هیکل اطهر به اتّفاق آرا در تصمیمات، قاطعیّت رأی اکثریّت، و حتّی ضرورت نظارت بر تمام نشريّات بهائی، همگی در الواح موثّقی که در اقطار عالم منتشر گردیده صريحاً ذکر شده است. قبول تعالیم عمومی و انساندوستانۀ آن حضرت از یک طرف و رد کردن و کنار گذاشتن فرایض ممتاز و دشوارتر آن حضرت با بیتفاوتی و مسامحه از طرف دیگر بمنزلۀ سرپیچی آشکار از منويّات قلبی آن حضرت خواهد بود.
۳۲.۲ حضرت عبدالبهاء به صراحت کامل تأکید فرمودهاند که در آینده، محافل روحانی امروز جای خود را به بیوت عدل خواهند داد و این دو از هر نظر و هدف همسان بوده هیئتهای متفاوتی نیستند. آن حضرت در لوحی خطاب به اعضای اوّلين محفل روحانی شيکاگو که اوّلين هيئت منتخَبۀ بهائی در ایالات متّحده بود، آنان را اعضای ”بيت عدل“ شهر شيکاگو مخاطب ساخته و از اين طريق با قلم مبارکشان مقرّر فرمودند که بدون شک محافل روحانی کنونی همان بيوت عدلی هستند که حضرت بهاءاللّه بدان اشاره فرمودهاند. امّا به دلایلی واضح و به اقتضای حکمت موقّتاً این هیئتهای منتخَبه به اسم محافل روحانی موصوف گشتهاند و در آينده چون اهداف و مقام امر بهائی بيشتر درک و شناخته شود به تدريج اين هيئتها به اسم دائمی و مناسبتر بيت العدل تسمیه خواهند شد. امّا محافل روحانی امروز نه تنها در آينده نام دیگری خواهند داشت بلکه قادر خواهند شد که بر وظایف کنونی خود، آن قدرتها، اختيارات و مسئوليّتهای ديگری را نيز بیفزایند که ازمستلزمات رسمیّت امر حضرت بهاءاللّه است، رسمیّت نه تنها به عنوان يکی از نظامهای دينی عالم بلکه به عنوان دين رسمی یک کشور مستقلّ. و با نفوذ آیین بهائی در میان تودۀ مردم در شرق و غرب و قبول حقایقش از طرف اکثريّت مردم تعدادی از کشورهای مستقلّ جهان، بيت العدل اعظم به اعلی درجات اختیارات خود نائل گشته به عنوان اعلی مقام جامعۀ مشترک المنافع بهائی، جميع حقوق و وظایف و مسئوليّتهای تفویض شده بر اَبر حکومت جهانی را عهدهدار خواهد شد.
۳۲.۳ امّا در اين جا باید متذکّر شد که برخلاف آنچه با اطمینان تأکید شده است، تأسيس بيت العدل اعظم به هیچ وجه مشروط به قبول آیین بهائی از طرف عامّه مردم جهان و يا حتّی اکثریّت جمعیّت هیچ کشور معیّنی نیست. چنان که نفس حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح اوّلیّۀ خويش امکان تشکیل بيت العدل اعظم را در زمان حیات خويش مطرح فرمودهاند و اگر اوضاع و احوال نامساعد حکومت عثمانی در آن زمان وجود نداشت احتمالاً قدمهای اوّليّه را برای تأسيس بيت العدل اعظم برمیداشتند. بنا بر اين واضح است که اگر چنانچه شرایط مناسبی به وجود آید تا احبّای ایران و احبّای کشورهای مجاور تحت سلطۀ اتّحاد جماهیر شوروی بتوانند وکلای ملّی خود را انتخاب کنند بر طبق اصول و هدایات مقرّره در آثار حضرت عبدالبهاء، آخرین مانع در راه تشکیل بیت العدل اعظم از میان برداشته خواهد شد. زیرا طبق نصّ صریح الواح وصایا، محافل ملّيّۀ شرق و غرب موظّفاند مستقيماً اعضای بيت العدل اعظم را انتخاب نمايند. تا زمانی که اعضای آن محافل نمايندۀ آحاد احبّای کشور خود نباشند و تا زمانی که تجربه و توانایی لازم برای خدمت فعّالانه به حیات ارگانیک امر الهی را کسب ننموده باشند، قادر به ایفای وظیفۀ مقدّس خود و بنا نهادن پایه و اساس روحانی برای تشکیل چنان معهد اعلایی در عالم بهائی نخواهند بود.
۳۲.۴ و نیز هر یک از پیروان آیین بهائی باید به وضوح بداند که مؤسّسۀ ولایت امر اللّه به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی اختیاراتی را که حضرت بهاءاللّه در کتاب مستطاب اقدس به بیت العدل اعظم تفویض فرمودهاند و حضرت عبدالبهاء مکرّراً و قطعیّاً آن را در الواح مبارکۀ وصایا تأکید نمودهاند، سلب نمینماید و یا حتّی به قدر سر مویی از اهمّیّت آن نمیکاهد؛ مؤسّسۀ ولایت با وصایا و آثار حضرت بهاءاللّه تضادّی ندارد و هیچ یک از دستورات منزلۀ آن حضرت را ملغی نمیسازد. مؤسّسۀ ولایت بر اعتبار بیت العدل اعظم میافزاید و بدون آنکه سر مویی نسبت به حریم کاملاً مشخّص قدرت و اختیار آن مجمع اعلی تخطّی ورزد، مقام بلندش را استحکام بخشیده، وحدتش را حفظ نموده، و تداوم اقداماتش را تضمین مینماید. در واقع ما از نظر زمانی به سند عظیم و تاریخی الواح وصایای مبارک چنان نزدیکیم که نمیتوانيم مدّعی درک کامل همۀ مفاهیمش باشیم، و یا گمان کنیم که به اسرار بیشماری که قطعیّاً در آن مکنون است پی بردهایم. فقط نسلهای آينده میتوانند بر قدر و منزلت اين شاهکار الهی که دست قدرت معمار اعظم عالم برای وحدت و نصرت امر جهانگير حضرت بهاءاللّه آفريده است وقوف يابند. فقط آیندگانند که قادرند به قدر و ارزش تأکيدات شدید و شگفتانگیزی را که در این سند عظیم بر دو مؤسّسۀ بیت العدل اعظم و ولايت امر الهی شده پی برند.
۳۳.۱ محافل مقدّسۀ مرکزی اهل بها متدرّجاً بر اسّ اساس متین و رزین محافل محلّیّۀ روحانیّه در هر کشوری ثابت و استوار گردد و بر این اعمدۀ مجلّله قصر مشید بیت العدل اعظمش مرتفع و منصوب شود و در قطب امکان سر برافرازد و وحدت جمع اهل بها را بر روی زمین من اقصاها الی اقصاها محقّق و مجسّم سازد احکام منصوصۀ کتاب مستطاب اقدسش باحسن ما یمکن فی الابداع ترویج و تطبیق و تنفیذ یابد و از آن سرچشمۀ نظم الهی ماء حیوان که کافل حیات ابدیّه و دافع شرور و مکاره عوالم ترابیّه و شافی اسقام و علل مزمنه است بر تمام اقوام و ملل متباینۀ متباغضۀ جهان جاری و ساری گردد.
۳۳.۲ در این ایّام آنچه از الزم لوازم محسوب و تقویت اساس امر الهی و ارتفاع شأن و منزلت آئین آسمانی و ترویج احکام شریعت بهائی بآن معلّق و مشروط دو امر خطیر است اوّل تسریع در تهیّۀ موجبات تشکیل بیت العدل اعظم الهی و ثانی اتمام مشروع بناء مشرق الاذکار امریک است….
۳۳.۳ … پس از تشکیل محفل روحانی ملّی بهائی کشور مقدّس ایران که به بیت العدل خصوصی در کتاب وصایا موسوم گشته دستور العملی عمومی راجع بانتخابات اخیرۀ بین الملل بهائی که منتهی بتشکیل بیت العدل اعظم گردد بتمام بلدان و اقالیم در شرق و غرب عالم بهائی طبقاً لمبادئه و تعلیماته المندرجة فی الواحه و وصایاه از این شطر بکافّۀ مراکز امریّه مستقیماً ارسال گردد عند ذلک تتحقّق آمال من فی البهآء و یتمّ ما امرنا و کلّفنا به مولانا فی کتابه و وصایاه حینئذ یستقرّ عرش حکومة البهآء فی ارض المیعاد و ینصب میزان العدل و یتموّج علم الاستقلال و ینشقّ حجاب السّتر عن وجه ناموسه الاعظم و تندفق انهر السّنن و الاحکام من بقعته المنوّرة البیضآء بغلبة و هیمنة لم تر شبهها القرون الاوّلون اذاً یظهر مصداق ما نزّل من لسان الکبریآء بان "یا کرمل بشّری صهیون قولی اتی المکنون بسلطان غلب العالم و بنور ساطع به اشرقت الارض و من علیها … یا کرمل … طوبی لعبد طاف حولک و ذکر ظهورک و بروزک و ما فزت به من فضل اللّه ربّک … سوف تجری سفینة اللّه علیک و یظهر اهل البهآء الّذین ذکرهم فی کتاب الاسمآء" ای احبّای الهی تعیین ایادی امر اللّه و تنفیذ احکام مقدّسۀ شریعت اللّه و تشریع قوانین متفرّعۀ از منصوصات کتاب اللّه و انعقاد مؤتمر بین المللی پیروان امر حضرت بهآءاللّه و ارتباط جامعۀ بهائی بانجمنهای متفرّقۀ علمیّه و ادبیّه و دینیّه و اجتماعیّه کلّ بتشکیل و استقرار بیت عدل اعظم الهی در ارض اقدس در جوار بقاع مرتفعۀ منوّرۀ علیا منوط و معلّق زیرا این معهد اعلی سرچشمۀ اقدامات و اجرائات کلّیّۀ بهائیانست و معین و مرجع اینعبد ناتوان بها تتحقّق آمال اهل البهآء بها تستحکم دعائم الامر علی وجه الغبرآء بها تظهر خفیّاته و تتجلّی آثاره و تتموّج رایاته و تسطع انواره علی الخلائق اجمعین.
(توقیع مورّخ ۲۷ نوامبر ۱۹۲۹ حضرت شوقی افندی خطاب به احبّای شرق)
۳۴.۱ باید به راحتی دریابیم که حضرت بهاءاللّه تنها روح جدیدی در کالبد نوع انسان ندمیدهاند، صرفاً مبادی عمومی خاصّی را بیان ننموده و یا فلسفۀ خاصّی را هر چقدر محکم، جامع و عالمگیر ارائه نفرمودهاند بلکه مضافاً آن حضرت و بعد از ایشان حضرت عبدالبهاء، برخلاف ادیان گذشته، به وضوح و به نحوی مشخّص، مجموعهای از احکام تشریع فرموده، مؤسّساتی معیّن تأسیس کرده و اصول یک نظام الهی را فراهم نمودهاند. این احکام و این مؤسّسات و این اصول مقدّر است یک الگوی اجتماع آینده و علت کبرایِ استقرار صلح اعظم و تنها وسیلۀ اتّحاد عالم و اعلان حکومت حقّ و عدالت در کرۀ ارض باشد. آن دو نفس مقدّس تنها به تعیین جهات و مسیر لازم برای تحقّق نوايای عاليهای که موعود انبیای سلف و الهامبخش صاحبدلان و شاعران قرون پيشين بوده اکتفا نفرمودند بلکه آن دو ذات نورانی با بیانی صریح و قاطع دو مؤسّسۀ بيت العدل اعظم و ولایت امر اللّه را به عنوان جانشينان منتخب خويش معیّن فرمودهاند که مقدّر است اصول مبارکه را اجرا کنند، احکام را ترویج و مؤسّسات را محافظت نمایند، با تمسّک و درایت، احتیاجات امر الهی را با مقتضیات اجتماع پیشرو تطبیق دهند و میراث مرغوب خللناپذیری را که بانیان امر اللّه به عالم انسانی عطا فرمودهاند به منصّۀ ظهور رسانند.
۳۴.۲ امّا شریعت محمّدی هرچند از لحاظ تشکيلات دينی از دين مسیح کاملتر و مقرّراتش مشخّصتر است ولی در مورد جانشینی، هیچ نوع دستور کتبیِ لازم الاجرا و قطعی به پيروانش که موظّف به ترویج امرش بودند ارائه ننمود. زیرا در آیات قرآن که قوانین مربوط به نماز و روزه و ازدواج و طلاق و ارث و حجّ و غيرهاش با گذشت هزار و سيصد سال بدون تغيير اجرا میشود، راجع به حکم جانشینی حضرت رسول هیچ هدایت قاطعی وجود ندارد به طوری که اين همه اختلافات و مشاجرات و تفرقهها را که سبب تجزّی اسلام و سلب اعتبارش شده به وجود آورده است.
۳۴.۳ برخلاف دور حضرت مسیح و دور حضرت محمّد و برخلاف همۀ ادوار گذشته، حواریون حضرت بهاءاللّه در هر سرزمینی که به جهد و کوشش قائمند کلّیّۀ احکام، اصول، مقرّرات، مؤسّسات و هدایات لازم برای ادا و تکمیل وظایف خود را که به بیانی روشن و صریح و قاطع موجود است، در اختیار دارند. پیروان حضرت بهاءاللّه میتوانند هم در تمهیدات اداری دور بهائی و هم در موضوع جانشینی، که در دو مؤسّسۀ لاینفکّ بیت العدل اعظم و ولایت امر اللّه تجسّد یافته است، شواهد انکارناپذیر هدایات الهیای را به یاری طلبند که هیچ کس قادر به مقاومت و یا تحقیر و یا نادیده گرفتن آن نیست. در این است که خصایص ممتاز دور بهائی نهفته میباشد. در این جا است که نیروی وحدت امر الهی و حقّانيّت ظهور مبارکی که ادّعایش تخریب یا تضعیف ظهورات قبلی نبوده بلکه ارتباط، اتّحاد و اکمال آنها است، نهفته میباشد. این است دلیلی که هم حضرت بهاءاللّه و هم حضرت عبدالبهاء برخی جزئیّات نظام الهی را نازل و حتّی در آن اصرار نموده و برای ما پیروان خویش به ارث گذاشتهاند. این است دلیلی که در وصایایشان اینچنین تأکیدی بر قدرت و اختیارات وزرای امر مبارکشان فرمودهاند.
۳۴.۴ چه که هیچ چیز به جز هدایات صریح آثار آن دو وجود مقدّس و لحن شدیداً مؤکّدشان در بیان تمهیدات مندرج در وصایایشان نمیتوانست موجب حفظ و صیانت امر مبارکی شود که در تمام طول حیات مقدّسشان با چنان جدّیّتی برای آن کوشیدهاند. هیچ چیز جز این نمیتوانست امر اللّه را از بدعتها و مفتریاتی که فرق و امم و دول تا کنون علیه آن به کار بردهاند و در آینده نیز با شدّت و حدّت بیشتری مورد تهاجم قرار خواهند داد محافظت نمايد.
۳۴.۵ همچنین باید به خاطر داشته باشیم که خصیصۀ ممتاز امر بهائی فقط اين نيست که آیین بهائی از کمال و اعتبار بلاترديدی مبتنی بر تعالیم حضرت بهاءاللّه و عبدالبهاء برخوردار است بلکه فضيلتش در اين نیز میباشد که آن عناصری که در ادوار گذشته، و بدون کوچکترین مجوّزی از جانب شارعش، منشأ فساد و صدمات بیشمار به دین اللّه گردیده بر طبق نصوص صريحۀ حضرت بهاءاللّه، مطلقاً حذف شده است. مراسم غیر موجّه مربوط به مسائلی از قبيل غسل تعميد، عشاء ربّانی، اقرار به معاصی، و ریاضت، و جهاد، و تعدّد زوجات، و سلطۀ طبقۀ روحانیون و تشریفات مفصّل دیگر همگی به قلم حضرت بهاءاللّه اکیداً ملغی گردیده در حالی که شدّت و انعطافناپذیری بعضی دیگر از احکام رایج از قبيل حکم روزه که برای تزکیۀ حیات روحانی انسان لازم است به طور قابل ملاحظهای تعدیل گشته است.
۳۵.۱ چنین به نظر میرسد که نسل کنونی عمدتاً به خاطر فسادی که در سازمانهای مختلف وجود دارد با هر نوع مؤسّسهای مخالف است. دین به عنوان یک مؤسّسه مردود شمرده میشود. حکومت به عنوان یک مؤسّسه مردود شمرده میشود. حتّی ازدواج به عنوان یک مؤسّسه مردود شمرده میشود. این عقاید رایج نباید مانع بصیرت ما بهائیان شود. اگر این باورها صحیح بود لزومی نداشت که مظاهر الهی همواره برای خود جانشینی انتخاب نمایند. شکّی نیست که فساد به این مؤسّسات دینی راه یافته است ولی این فساد ناشی از ماهیّت آنها نبوده بلکه بر اثر فقدان دستورالعمل کافی در بارۀ اختیارات و چگونگی استمرارشان بوده است. آنچه حضرت بهاءاللّه مقرّر فرمودهاند محو همۀ مؤسّسات در امر مبارک نیست بلکه ارائۀ تدابیر لازمی است که مانع فسادی خواهد شد که موجب اضمحلال مؤسّسات مذهبی در گذشته گردیده است. مطالعه و شناخت آن تدابیر بسیار جالب و دانستن آنها نیز کاملاً ضروری است. در توقیعی که اخیراً حضرت ولیّامراللّه خطاب به احبّای غرب مرقوم فرمودهاند، خصوصیّات ممتاز مؤسّسهای که حضرت بهاءاللّه از خود به ودیعه گذاشته و همچنین بعضی از تدابیری را که برای حراست از انحراف و فساد آن مقرّر فرمودهاند مذکور داشتهاند. یکی از خصوصیّات مهمّی که به آن افتخار میکنیم اینست که در حالی که ادیان گذشته کم و بیش ماهیّتی ثابت و راکد داشتند، آثار بهائی ماهیّتی پیشرو دارد. این گرایش به پیشرفت را حال چگونه میتوان بدون وجود مؤسّسهای مانند ولایت امر اللّه و بیت العدل اعظم که اختیار وضع احکام غیر منصوصۀ حضرت بهاءاللّه را داراست حفظ نمود؟
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۵ مارس ۱۹۳۰ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۳۶.۱ در خصوص موقعیّت دولتهای مختلف بعد از تأسیس بیت العدل اعظم سؤال نمودهاید، در آثار مبارکه این مطلب کاملاً توضیح داده نشده و بیت العدل اعظم است که بعد از تشکیل، در بارۀ آنچه صریحاً نازل نشده تشریع قوانین نماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۲ ژانویه ۱۹۳۳ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۳۷.۱ بر طبق نصّ صریح کتاب مستطاب اقدس، بیت العدل اعظم حقّ تغییر هیچ یک از احکام، مقرّرات و قوانین نازله در کتاب اقدس و یا در الواح صادره از قلم حضرت بهاءاللّه را ندارد. آن معهد میتواند مقرّرات و قوانین خود را تغییر دهد ولی هرگز نمیتواند موارد نازله از قلم شارع امر اللّه را تغییر دهد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۷ ژوئن ۱۹۳۳ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۳۸.۱ در الواح حضرت بهاءاللّه که در آن تأسیس بيت عدل بينالمللی و بيوت عدل محلّی صريحاً معيّن و رسماً مقرّر گشته است، در مؤسّسۀ ایادی امر اللّه که ابتدا حضرت بهاءاللّه و سپس حضرت عبدالبهاء آن را به وجود آوردند، در مؤسّسۀ محافل روحانی محلّی و ملّی که در ایّام قبل از صعود حضرت عبدالبهاء در مرحلۀ جنینی خود به ایفای وظیفه مشغول بودند، در اختیاراتی که شارع امر الهی و مرکز ميثاقش در الواح مقدّسۀ خود به اين محافل عنايت فرمودهاند، در مؤسّسۀ صندوق تبرّعات محلّی که بر طبق دستورات مخصوص حضرت عبدالبهاء خطاب به بعضی از محافل روحانی در ایران اداره میشد، در آیات کتاب مستطاب اقدس که مقتضیات آن واضحاً مؤسّسۀ ولايت امر اللّه را پیشبینی میکند، در توضیح و تأکیدی که حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح راجع به اصل موروثی بودن و قانون حقّ تقدّم ولد ارشد که پیغمبران گذشته رعایت مینمودند، در جمیع اين موارد، اوّلین نشانههای ماهیّت و طرز کار نظم اداری را که مقدّر بود الواح وصایای حضرت عبدالبهاء بعداً اعلام و رسماً تأسیس نماید میتوان ملاحظه نمود.
۳۸.۲ حال لازم است به تشریح خصایص و وظایف دو رکن اين بنیان عظیم الشّأن اداری یعنی مؤسّسۀ ولایت امر اللّه و بیت العدل اعظم مبادرت گردد. تشریح کلّیّۀ عناصر متنوّعی که در ارتباط با اين دو مؤسّسه عمل میکنند خارج از حدود و مقصد اين شرح کلّی از حقایق اساسی امر اللّه میباشد. توصیف دقیق و ظریف خصوصیّات و تجزیه و تحلیل جامع ماهیّت روابطی که اين دو رکن اساسی الواح وصایای حضرت عبدالبهاء را از یک سو به يکديگر متّصل و از سوی دیگر هر يک را به شارع امر الهی و مرکز میثاق مرتبط مینماید وظيفهايست که نسلهای آینده بیشک آن را کما ينبغی و يليق ایفا خواهند نمود. منظور فعلی اين عبد آنست که بعضی از خصوصیّات عمدۀ این طرح را به نحوی توضیح دهم که هر چقدر هم به ساختار عظیمش نزدیکیم، این خصوصیّات به قدری روشن است که درک نادرست و یا نادیده انگاشتن آنها عملی غیر قابل قبول است.
۳۸.۳ در بدو امر بايد به نهایت وضوح و بدون هیچ ابهامی مذکور گردد که منشأ اين دو مؤسّسۀ نظم اداری حضرت بهاءاللّه الهی است، وظایفشان ضروری و مقصدشان مکمّل يکديگر است. هدف مشترک و بنیادین اين دو مؤسّسه آنست که استمرار اختیارات موهوبی را که از مصدر امر مبارک سرچشمه میگیرد حفظ نمايند، وحدت پیروان آیین نازنین را محفوظ دارند و اصالت و انعطافپذیری تعالیمش را صیانت کنند. و اين دو مؤسّسۀ لا ينفصم متّفقاً عمل مینمایند، امور امر اللّه را اداره میکنند، فعّالیّتها و مصالح امری را ترویج میدهند، قوانین بهائی را تنفیذ میکنند و تشکیلات تابعه را حمایت مینمایند. و هر يک از این دو مؤسّسه منفرداً در حوزۀ اختیارات معیّن و واضح خود عمل میکند، هر یک نهادهای تابعۀ خود را دارد نهادهایی که برای اجرای شايستۀ وظایف و تکالیف آن طرح گشته است. هر یک قدرت، اختیارات، حقوق و امتیازات خود را در حدود مشخّص شده اعمال مینماید که هیچ يک با يکديگر متناقض نيست و به هیچ وجه از مقام و اهمّیّت دیگر مؤسّسه نمیکاهد. نه تنها این دو مؤسّسه غير متجانس و هادم اساس همدیگر نيستند بلکه اختیارات و وظایفشان مکمّل يکديگر است و اساساً و دائماً در مقاصد خویش متّحدند.
۳۸.۴ جدا از مؤسّسۀ ولایت امر اللّه، نظم جهانی حضرت بهاءاللّه دچار انشقاق گشته و به طور دائم از آن اصل وراثتی که بر طبق بیان حضرت عبدالبهاء همواره مورد حمایت حکم الهی بوده محروم خواهد گشت. حضرت عبدالبهاء در لوحی که به افتخار یکی از احبّای ایران نازل گردیده میفرمایند: ”در جمیع شرایع الهیّه ولد بکر امتیازات فوقالعاده داشته حتّی میراث نبوّت تعلّق باو داشت.“ بدون چنین مؤسّسهای، اصالت امر اللّه در خطر افتد و ثباتش به شدّت متزلزل گردد، از منزلتش کاسته شود و از وسیلهای ضروری برای حصول چشماندازی منسجم و درازمدّت در طیّ نسلهای متوالی بینصیب ماند و هدایاتی که جهت تعریف حدود اقدامات تشریعیّۀ نمایندگان منتخبش ضروری است به کلّی سلب شود.
۳۸.۵ منفصل از بيت العدل اعظم، مؤسّسهای به همان اندازه ضروری، همین نظام الواح وصایای مبارکۀ حضرت عبدالبهاء از کار بازماند و قادر نخواهد بود آنچه شارع اعظم کتاب اقدس در متن تعالیم اداری و قانونی خود نازل نفرمودهاند تکمیل نماید.
۳۹.۱ نبايد به هیچ وجه تصوّر رود که نظم اداری آیین حضرت بهاءاللّه دارای خصوصیّات دموکراسی صرف است زیرا شرط اصلی تمام حکومتهای دموکراتیک آنست که اختياراتشان بايد اساساً متّکی بر ارادۀ ملّت باشد و اين شرط در اين امر اعظم موجود نيست. باید مدّ نظر داشت که همان طور که از بیانات مبارکۀ حضرت بهاءاللّه صریحاً مستفاد میشود، اعضای بیت العدل اعظم در تمشیت امور اداری امر اللّه و تشریع قوانین لازمۀ مکمِّلۀ احکام کتاب اقدس نه مسئول موکّلین خویشند و نه تابع عواطف و آرای عمومیّه و نه حتّی عقاید جمهور مؤمنین و یا منتخِبینِ خود. اعضای بیت العدل اعظم باید با توجّه و تبتّل از حکم و ندای وجدان خویش تبعیّت نمایند و خود را موظّف دانند که با اوضاع و احوال جامعه آشنایی کامل حاصل کنند و قضایای محوّله را بدون شائبۀ غرض غور و بررسی نمایند ولیکن اخذ تصمیم بدون قید و شرط را حقّ مسلّم خود دانند. بیان مبارک ”انّه یلهمهم ما یشآء“ وعدۀ قاطع حضرت بهاءاللّه است. پس آنانند که مشمول وصول هدایت الهیّهای هستند که سبب حیات و کافل صیانت حتمی شریعت اللّه است، نه نفوسی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم آنان را انتخاب مینمایند.
۴۰.۱ حضرت ولیّامراللّه مایلند توجّه شما را به این موضوع معطوف دارند که در حال حاضر هیچ محفلی و حتّی خود هیکل مبارک نمیتوانند حقّ وضع هیچ حکم مکمّل احکام کتاب مستطاب اقدس را داشته باشند مگر در شرایط استثنایی در قبال مستلزمات مملکتی. و حتّی در چنین مواردی حکم وضع شده کاملاً موقّتی است. تنها هیئتی که اختیار وضع قانون در چنین اموری به او اعطا گردیده بيت العدل اعظم است و ولیّ امر میتواند فقط به عنوان عضو آن هیئت در این تشریع مشارکت نمايد. درست همانطور که تبیین آثار از اختیارات و امتیازات انحصاری ولیّ امر اللّه است به همین نحو نیز تشریع توسّط حضرت بهاءاللّه صرفاً به بیت العدل عمومی اعطا شده است. بدین ترتیب بین اختیارات تشریع و تبیین تمایزی آشکار موجود است هرچند هر دو رابطهای نزدیک دارند.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۶ ژوئیه ۱۹۳۵ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۴۱.۱ از میان این شرایط لازمۀ روحانیّهای که اسّ اساس موفّقیّت همۀ نقشههای تبلیغی، مشروعات مشرقالاذکار و طرحهای مالی میباشد، موارد ذیل در رتبۀ اولیٰ و درجۀ اعلای اهمّیّت قرار دارد…. این شرایط عبارتند از علوّ اخلاقی در فعّالیّتهای اجتماعی و اداری، تمسّک به ذیل عفت و عصمت در حیات فردی، و آزادی کامل از قید تعصّبات در رفتار با مردم از نژادها، طبقات، عقاید و الوان گوناگون.
۴۱.۲ اوّلین شرط علیالخصوص ولی نه منحصراً مربوط به نمایندگان منتخب آنان اعمّ از محلّی، منطقهای، یا ملّی میباشد که در مقام امنا و اعضای مؤسّسات نورستۀ امر حضرت بهاءاللّه مسئولیّت مهمّ بنای پایه و اساس محکم و متین بیت العدل اعظم را بر عهده دارند، معهدی که همانگونه که عنوانش ایجاب میکند مقدّر است مروّج و محافظ عدل الهی باشد که تنها ضامن امنیّت و استقرار قانون و نظم در جهانی است که به نحو غریبی آشفته و بینظم است.
(ترجمهای از توقیع مورّخ ۲۵ دسامبر ۱۹۳۸ حضرت شوقی افندی، کتاب ظهور عدل الهی، The Advent of Divine Justice)
۴۲.۱ در مرج عکّا روضۀ مبارکۀ مطهّرۀ جمال اقدس ابهی مطاف ملأ اعلی قبلۀ اهل بها و راکبین سفینۀ حمرا قلب العالم و کعبة الأمم و همچنین در جبل کرمل دو مقام مقدّس اعلی عرش مطهّر حضرت نقطۀ اولی و رمس منوّر حضرت من طاف حوله الأسمآء مشرق الأنوار مکمن الأسرار مصدر الفیض المدرار علی العالمین و در حول این سه ٣ مرقد مقدّس ضریح سلیلة البهآء و بقیّته ۳و دو ودیعۀ الهیّه غصن اطهر ابهی و امّ حضرت عبدالبهآء منبعد بمرور ایّام مرکز اداری جامعۀ اهل بها تأسیس گردد و در قرب آن مقامات اعمدۀ دیوان عدل الهی منصوب شود و بیت عدل اعظم استقرار یابد و مشرقالأذکار ارض اقدس بنیانش مرتفع گردد و در ظلّ ظلیل این دو مرکز روحانی حزب اللّه ۴مشروعات جلیله و تأسیسات بینالمللی اداری و علمی و اجتماعی آئین بهائی تشکیل شود و سریر ملکوت اللّه مستقرّ شود و علم یابهآءالأبهی بر اعلی الأعلام منصوب گردد و شلّیک وحدت عالم انسانی بلند شود اذاً یتحقّق ما نزّل فی لوح الکرمل من قلم عزّ منیر "سوف تجری سفینة اللّه علیک و یظهر اهل البهآء الّذین ذکرهم فی کتاب الأسمآء".
(توقیع مورّخ ٢۵ دسامبر ١٩٣٩ حضرت شوقی افندی خطاب به احبّای شرق)
۴۳.۱ فقط بیت عدل اعظم مختصّ برجال است و تعیین عدد اعضا و کیفیّت انتخاب و تجدید منبعد معلوم گردد زیرا منصوص نه.
(نامۀ مورّخ ۲۷ مه ۱۹۴۰ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۴۴.۱ هیچ مقامی به جز بیت العدل اعظم نمیتواند به احکام دور بهائی بیفزاید. محافل ملّی در حال حاضر صرفاً روشهای تسهیل عملکرد نظم اداری را تدوین میکنند و تمشیت مؤثّر امور امری تحت اشراف خود را تضمین مینمایند. این روشها همواره در هر زمان که از حیّز انتفاع ساقط گردد و یا روش دیگری مؤثّرتر باشد میتواند لغو یا اصلاح شود.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۹ دسامبر ۱۹۴۳ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به دو نفر از احبّا)
۴۵.۱ تنها دو مؤسّسۀ مصون از خطا موجود است، یکی ولایت امر اللّه و دیگری بیت العدل اعظم.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۹ اکتبر ۱۹۴۷ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۴۶.۱ در ابتدا مایلم اظهار دارم که یکی از دلایلی که خداوند مؤسّسه ولایت امر اللّه را به ما اعطا فرموده آنست که بشر را از تبدیل امر الهی به نظامی انعطافناپذیر بازدارد. سؤالات شما اکثراً در رابطه با ایجاد الگویی ثابت برای اجتماع آینده است، بسیار قبل از اینکه وقت مناسب برای چنان الگویی فرارسیده باشد. به خاطر داشته باشید که حضرت بهاءاللّه فرمودهاند که آنچه از قلم اعلی نازل نگشته بیت العدل اعظم باید در آینده تشریع نماید و اختیار دارد که قوانینی را که خود تشریع نموده در صورت لزوم نسخ نماید. این بدان معنا است که در هدایت کردن اجتماع، به جای تغییرناپذیری انعطافپذیری موجود است.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۱ مارس ۱۹۴۹ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا)
۴۷.۱ صمیمانه دعا میکنم که مشارکت محافل ملّی بریتانیا، امریکا، ایران، و مصر در این مشروع بینظیر و تاریخی قارّۀ افریقا طلیعۀ تشکیل اوّلین کنفرانس تبلیغی افریقا شود و بالمآل منجر به شروع اقداماتی با همکاری عموم محافل روحانیّۀ ملّيّه در سراسر عالم بهائی گردد و بدین طریق تمهیدات وحدت ارگانیک نهایی این محافل با تشکیل مؤسّسۀ بیت العدل اعظم فراهم آید، مؤسّسهای که مقدّر است مشروعاتی با مشارکت تمام عالم بهائی آغاز نماید. با شعف فراوان آغاز همزمان مجهوداتی روحانی در راه مرتبط ساختن تشکیلات اداری چهار محفل ملّی در شرق و غرب در چهار قارّۀ عالم و تأسيس اوّلین شورای بینالمللی در مرکز جهانی بهائی را که شواهد دوگانۀ اتّساع مقاومتناپذیر نظم جنینی جهانآرای حضرت بهاءاللّه میباشد اعلان میدارم.
۴۸.۱ شروع اقدامات و فعّالیّتهایی که در سالهای بعدی عصر تکوینِ دور بهائی تمام محافل روحانی ملّی در سراسر عالم بهائی را در بر خواهد گرفت منوط به موفّقیّت این مشروع است که از نظر وسعت عمل بیسابقه، از نظر ماهیّت بینظیر و از نظر تأثیرات روحانیش عظیم است. این اقدامات، خود مقدّمۀ آغاز مشروعاتی جهانی که مقدّر است در عهود آیندۀ همان عصر توسّط بیت العدل اعظم به مرحلۀ اجرا درآید، مشروعاتی که مساعی محافل ملّی را متّحد و هماهنگ نموده و نشانهای از وحدت آن محافل خواهد بود.
(ترجمهای از پینوشت حضرت شوقی افندی در ذیل نامۀ مورّخ ۲۵ فوریه ۱۹۵۱ صادره از جانب آن حضرت خطاب به محفل روحانی ملّی بهائیان جزایر بریتانیای کبیر)
۴۹.۱ در این لوح عظیم که فیالحقیقه کاشف اسرار الهیّه و بشارتدهندۀ دو تأسیس عظیم و جلیل و خطیر که یکی روحانی و دیگری اداری در مرکز جهانی آئین بهائی است سفینهئی است که راکبینش رجال بیت عدل اعظم که بر طبق وصایای متقنۀ مرکز عهد اتمّ و اقوم مصدر تشریع احکام غیر منصوصهاند و این احکام در این دور بدیع از این جبل مقدّس جریان یابد همچنان که در عهد حضرت کلیم شریعة اللّه از صهیون جاری و ساری گشت و این جریان سفینۀ احکام اشاره باستقرار دیوان عدل الهی که فیالحقیقه دارالتّشریع است و شعبهئی از مرکز جهانی اداری بهائیان در این جبل مقدّس محسوب.
۵۰.۱ یا احبّآء البهآء یوم یوم شماست و وقت وقت شما آنچه الیوم لازم و واجب و مغناطیس تأیید الهیست قیام جمّ غفیری از مؤمنین و مؤمنات از شیخ و شاب و غنیّ و فقیر و امّی و ادیب و سیاه و سفید بر نصرت دین مبین است باید کلّ کثلّة واحده در سنین تسعۀ باقیه قیامی عاشقانه و دلیرانه نمایند و در بسیط غبرا منتشر گردند و بفرمودۀ جمال قدم "قدم انقطاع بر کلّ من فی الأرضین و السّموات گذارند و آستین تقدیس بر کلّ ما خلق من المآء و الطّین برافشانند" و با قلبی فارغ و روحی خفیف و دلی افروخته و عزمی ثابت و قدمی راسخ در اتّساع دائرۀ امر اللّه و انتشار نفحات اللّه و استحکام اساس شریعة اللّه و ارتفاع صیت دین اللّه و ازدیاد عدد پیروان مذهب اللّه لیلاً و نهاراً همّت بگمارند نعرهزنان و یابهآءالأبهی گویان بسوی اقالیم غیر مفتوحه و مراکز جدید التّأسیس بشتابند و بتأسیس مراکز منفرده که بمنزلۀ نقاطند متوکّلاً علی اللّه مبادرت نمایند و این مراکز منفرده را بأسرع ما یمکن در نتیجۀ تبلیغ و هدایت نفوس قولاً و عملاً بجماعات که بمنزلۀ حروفاتند مبدّل نمایند و جماعات را متعاقباً بمحافل محلّیّه که بمثابۀ کلمات تامّاتند تبدیل دهند و در ازدیاد این محافل روحانیّۀ محلّیّه در ممالک مختلفه متمادیاً همّت بگمارند تا وسائل انعقاد انجمنهای شور روحانی متدرّجاً بکمال متانت فراهم گردد و محافل ملّی روحانی که بمنزلۀ آیات بیّناتند تشکیل گردد و ارکان دیوان عدل الهی مرتّباً منصوب شود و بر این ارکان قبّۀ بنیان الهی که بیت عدل اعظم و بمثابۀ کتاب مبین است مرتفع گردد و مؤسّسات نظم بدیع الهی باین تاج مفخرت عظمی متوّج گردد و در دامنۀ کرم الهی جبل الرّبّ در مقرّ معیّن استقرار یابد.