بسم ربّنا المقتدر علی ما کان و ما یکون
جوهر جواهر حمد و حقیقت حقایق ثنا ابها و اعلا ساحت عزّ قدس کبریائی را لایق و سزاست که بمبارکی اسم اعظم عالم را بطراز بدیع مزیّن فرموده بقسمی که نسمات صبح ظهور بدیعش بر جمیع ممکنات مرور نمود مبارک وجود مسعودی که مهتزّ شد و بخلعت هستی مفتخر گشت قسم بمالک قدم که آفتاب فضل و کرم الهی در وسط نهار نه چنان ظاهر و مشرق است که بوصف درآید چنانچه مضمون این کلمات در هر حین از امواج بحر فضل الهی اصغا میشود و هو هذا یا ابنآء البشر تعالوا الی ربّکم منظر اللّه الأکبر و جمال اللّه الأطهر و یا اهل النّاسوت تقرّبوا لأجعلکم ورّاث الملکوت ولکن صدهزار دریغ و افسوس که سمعی نه تا بشنود و قلبی نه تا تفقّه نماید مع آنکه میفرماید جمیع عیون عالم از برای مشاهدۀ افق اعلی خلق شده و جمیع آذان از برای اصغای ندایش و السن کائنات از برای ذکر و ثنایش و قلوب ممکنات از برای انطباع هیکل حبّش ولکن کل محروم مشاهده شدند الّا معدودی و هم فی الجنّة یحبرون الی آخر قوله عزّ شأنه
یا محبوبی ای کاش بهمان اعراض و انکار قناعت مینمودند بل وارد آوردند بر حقّ و اولیا و احبّایش آنچه را که عیون امکان از او گریست و قلوب اشیاء بسوخت البتّه این مظلومیّت را در عالم اثر و ثمری بوده و خواهد بود واللّه هیچ جندی اقویتر از صفت مظلومیّت در عالم ابداع ممکن نه و اهل دانش اثرات اعمال را انکار ننمودهاند در یکی از الواح مبارکه ذکر ثمرات اعمال غیر مرضیّۀ بریّه مذکور در این مقام ذکر میشود تا بکلمات حقّ جلّ جلاله این ورقه مزیّن گردد قوله عزّ و جلّ
یا مهدی انوار آفتاب عدل را غمام ظلم منع نموده و افق فضل الهی را سحاب نزدیک شده همج رعاع ارض بر اطفاء نور و اخماد نار قیام نمودهاند و باین سبب ملّة بیضا و شریعة غرّا ضعیف مانده و اعمال ناشایسته باشکال مختلفه مشهود بجای تسبیح صلیل سیوف مرتفع و بجای اعمال زماجیر رجال مسموع ارتکاب مناهی بشکل توپ ظاهر و جزای ملاهی بهیئت بنادق باهر عالم انسانرا ذیاب احاطه نموده غفلت عباد بمقامی رسیده که بجای نور ظلمت را امام اخذ نمودهاند و محلّ علم و دانائی بجهل و نادانی متمسّکند نمیدانند از برای چه آمدهاند و بکجا میروند کور آمدند و کور زیستند و بگور میروند از حقّ بخواه تا دین مبین را نصرت فرماید و کلمه را مرتفع نماید و عالم را بنور توحید قطعۀ واحده سازد
بگو ای دوستان امروز روز ذکر و ثناست در لیالی و ایّام بذکر مالک انام مشغول باشید بشأنیکه سطوت مالک و ثروت مملوک شما را از حقّ منیع منع ننماید و از توجّه باو بازندارد اهل بغی و فحشا و ظلم و بغضای قبل کجایند کجاست قدرتشان و کجاست ثروتشان و کجاست امرشان و کجاست حکومتشان بثروت مباهات مینمودند و بعزّت فانیه اظهار جلال در حینیکه بنار قهر مشتعل در سقر مقرّ یافتند و منزل گزیدند اگر این دنیا و الوان و زخارف او شأنی میداشت اصفیا و انبیای الهی خود را بدست مشرکین نمیدادند در خاتم انبیا روح ما سواه فداه تفکّر نما و همچنین قبله در حضرت روح و از قبل او انبیا و مقرّبین و مخلصین کل در سبیل الهی سمّ ردی را بمثابۀ شهد بقا نوشیدند و باجنحۀ اشتیاق بقباب عظمت پرواز نمودند یا لیت القوم یعلمون و یا لیت القوم یفقهون
یا مهدی مظلوم مکرّر ترا ذکر نمود و همچنین دوستان را انشآءاللّه موفّق باشی بر آنچه لدی اللّه مقبول است حیات ظالمین بمثابۀ بقیّۀ نور شمس است بر رؤس جبال عنقریب زایل شود و یبقی الذّکر و العزّة و العظمة للّه و اولیائه بگو ای اهل بها باخلاق روحانیّه و کلمات طیّبه و اقوال و اعمال پسندیده تمسّک نمائید استحقّ لمن یحبّه و یذکره و یعمل ما انزله فی الکتاب انتهی
یا محبوبی مبارک طلعتی که از برای اصلاح عالم و حیات من فیه ظاهر شده از اهل فتنه و فساد شمردهاند انّ محبوبنا المظلوم اراد الحیوة لأهل العالم و العزّة لهم و هم ارادوا سفک دمه و اولیائه من دون بیّنة و برهان افّ لهم و بما اکتسبت ایادیهم فی الحیوة الباطلة باری به ما عندهم از ما عند اللّه گذشتند ای دوست روحانی حال که شمس عدل در وراء غمام تیرۀ ظلم و اعتساف مستور و بعد الأمر بید اللّه ربّنا العزیز الغفور دوست دارم که لوح دیگری که در این ایّام از سماء مشیّت مالک انام نازل گشته در این مقام مسطور دارم قوله جلّ جلاله
یا حسین سفینۀ حمرا باین کلمۀ علیا بر بحر اسماء جاری و ساری انّه لا اله الّا انا المهیمن القیّوم یوم اللّه آمد و ناس از او غافل حقّ ظاهر و مشهود و خلق از او محجوب عجب سکری عالم را اخذ نموده نور و ظلمت را از هم تمیز نمیدهند بعضی بعناد برخاستهاند و بافترا لب گشودهاند چنانچه گفتهاند که حزب اللّه ارادۀ خروج و فساد دارند قل یا یأجوج ان انصف باللّه و لا تکن من المفترین عنقریب ما و تو هر دو مسافریم و بجزای اعمال میرسیم حقّ عادل است و از ظلم نمیگذرد در جمیع الواح این کلمات عالیات بأعلی النّدآء شهادت میدهند بر تقدیس و تنزیه و امانت و دیانت و عفّت اهل اللّه بگو در الواح حضرت اله مجدّداً ملاحظه نمائید هل تجدون فیها من کلمة تدلّ علی الفساد لا ومولی العباد ظالم بهوی تکلّم مینماید گویا عالم را باقی و خود را باقی دانسته و میداند این کلمۀ مبارکه بمثابۀ آفتاب است از برای افق سماء بیان عالم انسانی به نیّر انصاف منیر و روشن و بعدل و دانش محکم و منتظم طوبی از برای نفسی که بغضا او را از صدق منع ننماید و نفی و هوی او را از تقی بازندارد احرف نفی از قبل و بعد بودهاند آیا کدام از اعمال خود بهره بردند و از اعمال ناپسندیده ثمری برداشتند لو لا سبق حکم الکتاب لأریناهم جزآء اعمالهم اقرب من لمح البصر سوف یرون انفسهم خائبین خاسرین
اولیای آن ارض را از قبل مظلوم تکبیر برسان و بگو تمسّکوا بالصّبر و الاصطبار زود است که مشاهده مینمائید آنچه را در کتاب از قلم اعلی نازل شده چنانچه از قبل دیدهاید بکمال حکمت به تبلیغ امر الهی مشغول باشید بشأنیکه ضوضاء فراعنه و غوغاء جبابره شما را از مالک احدیّه منع ننماید به تبلیغ تمسّک نمائید و باندازۀ ارض بذر مبذول دارید شما از کدس معانی القاط نمودهاید و از باب عظیم وارد شدهاید و آنچه بر شما در سبیل مقصود عالم و محبوب امم وارد شده در کتب و الواح الهی مذکور و مسطور است این مقام را حفظ نمائید و از او یاری جوئید انتهی