سایت جدید کتابخانهٔ مراجع بهائی به طور مداوم در حال توسعه میباشد و مرتباً متون بیشتری به آن اضافه میگردد. نسخۀ قدیمی کتابخانهٔ مراجع بهائی در اینجا قابل دسترسی میباشد. »

دیگر الواح حضرت بهاءالله

دانلود تمامی الواح در یک فایل:

دربارۀ این اثر

مطلع لوح
بدایات کلام و غایات ختام ذکر سلطان عما و ملیک بهاست
حور بقا از فردوس علی آمد هله هله هله یا بشارت
بازآ و بده جامی این ساقی عطشانرا
هذا کتاب من هذا المفتقر الّذی یدعو کلّ من فی السّموات و الأرض الی ربّه العزیز الجبّار
یا حرف البقآء البس نعلی الانقطاع ثمّ ارکب علی الرّفرف الأعلی
مکتوب آن جناب در سجن اعظم بنظر این مظلوم رسید و اینکه سؤال از حکم الله در امر معاد و معاش نموده بودید
هذا حین فیه یغسلون الابن امام الوجه بعد الّذی فدیناه فی السّجن الأعظم
یا اسمی الجود علیک بهائی ان استمع ما سمعته من قبل اذ کان نیّر البرهان مشرقاً من افق العراق
قد ارتفع النّدآء من هذا المنظر الکریم به ارتفع ندآء الأشیآء کلّها
ابصار را خبر مینمائیم و بشارت میدهیم خود را از مشاهدۀ آثار مقصود عالم و مالک امم منع منمائید
هذا کتاب من لدی المسجون الی الّذی آمن بالله ربّه العلیّ العظیم
یا غصن اعظم لعمر الله نوازلک کدّرتنی ولکنّ الله یشفیک و یحفظک
هذا کتاب نزّل بالحقّ و انّه تنزیل من لدی الله ربّ العالمین
سبحانک اللهمّ یا الهی اسألک بالّذین جعلت صیامهم فی حبّک و رضائک
فسبحانک اللهمّ یا الهی انادیک حین الّذی تغنّ حمامة الفراق عن شطر العراق
این مظلوم لوجه الله مقبلین را ذکر مینماید و بما ینفعهم و یرفعهم امر میفرماید
ان یا حسین لیس الیوم یوم الأحزان ان استبشر بین ملإ الأکوان ثمّ اصعد بجناحین الاطمینان
کلام الله ولو انحصر بکلمة لا تعادلها کتب العالمین انّک لا تحزن بما اختصرنا اللّوح
قد ظهر ما کان مکنوناً فی ازل الآزال و برز من کان مخزوناً فی علم الله ربّ الأرباب
قد اتی یوم فیه اتت السّمآء بدخان مبین و اتی یوم فیه مرّت الجبال کمرّ السّحاب
قد بعثنا البیان علی هیئة اللّوح و ارسلناه الی الّذین آمنوا بالله المهیمن القیّوم
امروز جذب اعمال عشّاق آفاقرا اخذ نموده و جمیع اشیاء بذکر و ثنای منقطعین ناطق
آیات نازل و بیّنات ظاهر ولکن عباد غافل و محجوب بفانی مشغولند
یا امتی چه بسیار از رجال که در قرون و اعصار منتظر ظهور بودند
یا امتی یا ورقتی قد شهد لک القلم الأعلی باقبالک و حبّک
الیوم سدرۀ مبارکۀ ذکر در ملکوت بیان باین کلمه ناطق طوبی لعبد اقبل و آمن
ای امة‌الله استقامتت بر امر الله در الواح مذکور و از قلم قدم مسطور
قد کتب علی کلّ مدینة بان یجعلوا فیها بیت العدل و یجتمع فیه النّفوس علی عدد البهآء
فصبر جمیل و الله المستعان علی ما یصفون یا حیدر قبل علی علیک بهائی
دوستان آن ارض را ذکر نموده و مینمائیم بذکری که باقی و دائمست
الحمد لله الّذی توحّد بالکلام و تفرّد بالبیان الّذی خضعت بحور المعانی عندما
حمد مقدّس از ذکر و اصغا مالک اسماء را لایق و سزاست که از آفتاب آسمان علم عالم انسان را منوّر فرمود
پاک و منزّهست پروردگار عالمیان از مدح و ثنا و ادراک اهل ناسوت انشاء
یا عندلیب ان استمع النّدآء انّه یظهر مرّةً باسم الحبیب و اخری باسمی المحبوب
الحمد لله الّذی اظهر بسلطانه ما اراد و زیّن الیوم بنسبته الیه و سمّاه فی کتب السّمآء بیوم الله
لله الحمد امروز حدیقۀ معانی ظاهر و باوراد علم و حکمت ربّانی مزیّن
یا اباطالب مظلوم میفرماید الحمد لله فائز شدی بآنچه که سبب عزّت شماست
سبحانک یا اله الوجود و مربّی الغیب و الشّهود هذه ورقة من اوراق سدرة امرک
سبحان الّذی بیده ملکوت ملک السّموات و الأرض و انّه کان بکلّ شیء علیماً
شهد المظلوم بما شهد الله قبل خلق الأشیآء
سبحانک اللهمّ یا الهی انّا عبادک و فی قبضتک
طوبی از برای نفوسیکه بافق اعلی ناظرند و بامر مالک اسما عامل
یا علی اوهامات اهل فرقان بر کل واضح و معلوم
حبّذا ید ارادۀ حقّ جلّ جلاله مساعد و نجوم از ظلمت سماء سجن فارغ
تلک آیات الله قد نزّلت بالحقّ من جبروت البقآء
یک تجلّی از تجلّیات اسم کریم بر ارض پرتو افکند
یک اسم از اسماء الهی صانع است
ح‌س‌ن ذکر الله علی سینآء القرب عن شطر الأیمن علی بقعة الرّمّان فی فردوس العزّ
ان یا غفّاری ان یا ایّها الغریق فی بحر حبّی و الطّایر فی هوآء قربی و النّاظر الی وجهی
کتاب الکرم انزله مالک القدم و الّذی تزیّن به انّه ممّن یشار بالبنان
ان یا بقیّة آلی اسمع ندائی عن شطر عرشی لتجذبک نغمات الرّحمن
کتابت لدی الوجه حاضر و بنور حضور منوّر و آنچه در او مذکور ملاحظه شد
ان یا ورقة الحبّ اسمعی ندآء ربّک عن شطر هذا السّجن
ای اهل حقّ انشآءالله در این روز فیروز که فی‌الحقیقه سیّد روزهاست
ان یا امة‌الله ان ابکی فی نفسک بما وقع الغلام فی بئر الحسد
شمس الکلمات من افق بیان ملیک الاسمآء و الصّفات
قل لک الحمد یا الهی و سیّدی و سندی بما ایّدتنی علی عرفان مطلع آیاتک
انّ فی تغمّس البهآء فی بحر البلآء و تقمّصه قمیص القضآء لآیات لأولی الأبصار
هذه ورقة الفردوس تغنّ علی افنان سدرة البقآء بالحان قدس ملیح
یا ابراهیم یک خلیل من عند الله ظاهر
قد نطقت الذّرّات بما نطق منزل الآیات اذ اتی بالبیّنات
انّا نحبّ ان نذکر و نقرأ ما انزلناه علی محمّد رسول الله
الحمد لله در جمیع احوال بعنایات مخصوصۀ غنیّ متعال فائز بوده
لله الحمد نافه‌های مشک معانی و بیان در هر حین و حان متضوّع
انّ المذکور یقول یا ملأ الامکان قد خلقتم لذکری
لله عملک یا من فزت بالبلآء فی سبیل الله فاطر السّمآء نعیماً لک
هذا کتاب من لدی المظلوم الی من اقبل
یا ابن ابهر علیک سلامی و عنایتی و رحمتی
تبارک الّذی انزل الآیات و جعلها آیةً من عنده
یا ایّها القائم لدی الباب قد اتی الوهّاب لیبلّغ الأحزاب
حمد حضرت موجودی را لایق و سزاست که بانوار ملکوت عالم ناسوت را از برای القاء کلمۀ حکمت و بیان مؤیّد نمود
ستایش پاک یزدان را سزا است که بخودی خود زنده و پاینده بود
قل الهی الهی اشهد بوحدانیّتک و فردانیّتک و اعترف بما نطقت به السن انبیآئک
نسأل الله بأن یبعث احداً من عباده و ینقطعه عن الامکان
الحمد لله الّذی نوّر العالم من النّور الّذی اشرق من افق اسمه الأعظم
یا بن ابهر علیک بهآء الله مالک القدر ان استمع ما ینادیک به الله ربّ العالمین
قد ثبت بالبرهان ما اشرق من افق الیقین
قلم اعلی جمیع مهاجرین ارض صاد را که از ظلم ظالمان متفرّق شده‌اند و غربت اختیار کرده‌اند ذکر مینماید
الحمد لله الّذی فتق بین مآء الفرقان و البیان
یا محبوب فؤادی و المذکور فی قلبی قد سرّتنی نسمات الحبّ
الحمد لله الّذی تجلّی بأثر قلمه الأعلی علی من فی ملکوت الانشآء
شهد الخادم بما شهد الله و اعترف بما اعترف به القلم الأعلی
بگو ای دوستان کذب قبل محبوب بعد را آویخت
ذکر ورقة الهویّة فی شاطی القدس علی اغصان سدرة الفردوس
محبوب عالم در سجن اعظم جمیع را نصیحت میفرماید
حضرت خاتم انبیا روح ما سواه فداه از مشرق امر الهی ظاهر
علّت آفرینش ممکنات حب بوده چنانچه در حدیث مشهور مذکور است که میفرماید
آفتاب حقیقی کلمۀ الهی است که تربیت اهل دیار معانی و بیان منوط باوست
الیوم باید دوستان الهی بحکمت ناطق باشند و بما ینبغی ذاکر
فسبحان الّذی نزّل الآیات بالحقّ و ینزل بامره کیف یشآء
یا عبدالله مظلوم عالم جمیع امم را در کلّ اوان و احیان بحق دعوت مینماید
الیوم اعظم امور ثبوت بر امر الله بوده و هست
حمد محبوبی را لایق و سزا است که لم ‌یزل بوده و لا یزال خواهد بود
محبوب عالمیان در سجن اعظم ساکنست
قلم اعلی اهل بها را بفیوضات رحمانیّه بشارت میدهد
هذا کتاب من الله الی الّذی اهتدی بأنوار الرّوح
انشآءالله لم‌یزل و لایزال بعنایات مشرقه از افق امر سلطان بیزوال فائز و مسرور باشید
شهد الله انّه لا اله الّا هو و الّذی اتی انّه هو الموعود فی الکتب و الصّحف
ان یا محمّد اسمع ندآء ربّک عن هذا المقام الّذی لن یصل الیه ایدی الممکنات
ای پسر عمّ حمد کن خدا را که این نسبت کبری قطع نشد
ساقی از غیب بقا برقع برافکن از عذار
فسبحانک اللهمّ یا الهی اذاً قام مملوک لدی باب مملوک اخری
هذا لوح قد فصّل من لوح المحفوظ
تلک آیات الأمر نزلت من جبروت البقآء
قد حضر تلقآء الوجه کتابک
ای مجید بشنو ندای این محزون را
قد منع القلم عن ذکر اسرار القدم
فاعلموا یا اهل البهآء بأنّ الشّیطان اتّحد مع شیطان العجم
قد غدر شیاطین البیان فی امر ربّهم الرّحمن
قد کان عند ربّکم الرّحمن فی سجن آذربایجان
ان یا عبد النّاظر الی الله فاعلم بأن اتی القضآء
قد اخرجنا الغافلون من ارض السّرّ بظلم مبین
ان یا ایّها النّاظر الی الوجه
ولو انّ سوء حالی یا الهی استحقّنی لسیاطک و عذابک
روحی و نفسی لک الفدآء
ذکر من لدنّا لمن انار من انوار وجه ربّه العزیز الوهّاب
حمد مقدّس از ما یشهد و یری مالک ارض و سماء را لایق و سزاست
لله الحمد بما ابتسم ثغر الاطمینان
لازال در نظر بوده و خواهی بود
یا علی از یومی که لوح معهود که به صیحه و ساعه و صور نامیده شده ارسال گشت
اینکه در بارۀ انقلاب و اختلاف ایران مذکور نموده بودید
ندآء الله از شطر عکّا مرتفع
مکتوبی از شما رسید و آنچه در او مذکور بود نزد اهل بصر واضح و مبرهن است
امروز امّ الکتاب امام وجوه احزاب ذکر مبدأ و مآب میفرماید
ای حسین بذکر الله مأنوس شو و از دونش غافل
لم‌یزل نفحات قدسی از رضوان عنایت الهی در وزیدن بوده
بنام آنکه بیم از اوست و امید از او
ای سلمان در هر امور اقتدا بحقّ کن
شکرشکن شوند همه طوطیان هند
اینست بدایع نصایح الهی که بلسان قدرت در مکمن عظمت و مقعد قدس رفعت خود میفرماید
توحید بدیع مقدّس از تحدید و عرفان موجودات ساحت عزّ حضرت لایزالی را لایق و سزا است
ای مهربان دوستی از دوستان یادت نمود یادت نمودیم
یا احمد اسمع النّدآء من شطر الکبریآء من سدرة المنتهی عن یمین بقعة النّورآء
یا مالک الأسمآء و فاطر السّمآء خلّص احبّآء من سجن اعدآء
انّا فی بحبوحة البلآء دعونا اهل الانشآء الی الله مالک الآخرة و الأولی
ان یا احمد انّا نحبّ ان نذکرک بذکر یستضیء به العالم
ذکر بدیع من العبد الی الّذی آمن بالله و کان من المهتدین فی الواح الرّوح مسطورا
ان یا طلعة الحبّ قد عرفنا شوقک الی الله
اگرچه مدّتها است که هبوب عنایتی از شطر آنجناب بر قلب این مسکین نوزیده
بعضی از احزاب عالم همّت بر آن گماشته‌اند که بلسانهای مخصوصۀ خود تکلّم نمایند
الحمد لله الّذی توحّد بالجلال و تفرّد بالاجلال و تقدّس عن الملال و تنزّه عن الآمال
ان یا ایّها العبد اسمع ندآء الله ثمّ اعمل بما تؤمر من لدن ربّک
قد ارسل الی حضرتک عریضة من قبل و تلک مرّة اخری
روحی و نفسی لک الفدآء یا روحا بما فاحت نفحة الرّوح عن جهة قربک
هذا کتاب من لدنّا لمن قصد المقصود و توجّه بوجهه الی وجه المعبود
کتاب آن جناب لدی العرش حاضر و بانوار ملکوت مشاهده و بیان فائز
تلک لآیات الله المهیمن القیّوم الی الّذینهم آمنوا بالله و آیاته
ذکر الله علی هیئة النّار فی هیکل النّور من سدرة الانسان باذن الرّحمن
هذا کتاب من لدی البهآء الی الّذی آمن بالله
اگر این عبد بخواهد ذکر احزان وارده نماید ممکن نه
انّا انطقنا النّبیل قبل علیّ فی صغره لیشهدنّ النّاس قدرتی و سلطنتی
انّ فی ابتلآء مالک الامکان فی کلّ الأحیان لآیات لمن فی الأکوان
ان یا اسمی ان احمد الله بما جعلناک امطار الفضل
هذا کتاب من هذا الغلام الی من علی الأرض اجمعین
قد حضر ما جری من قلمک عند مجری انهار الحیوان بین الامکان
هذا لوح القدس یذکر فیه ما یشتعل به فی قلوب العباد ناراً
حمد و ثنا مقصود عالمیان را سزاست که بسیف بیان امکان را تصرّف فرمود
ذکر من لدنّا لمن توجّه الی الوجه و فاز بما کان مرقوماً من القلم و مسطوراً فی اللّوح
یا ابن ابهر علیک بهائی و عنایتی و رحمتی و فضلی الّذی احاط من فی السّموات و الأرضین
ذکر من لدنّا لمن اجتذب العباد ببیان ربّه الرّحمن
یا ایّها الشّارب من کأس عنایتی و الطّائف حول ارادتی
یا ابن ابهر یا ایّها النّاظر الی المنظر الأکبر
حمد مقدّس از حدود حضرت محمودیرا لایق و سزاست که باسمش مقام محمود ظاهر
کتابت دیده شد و ندایت شنیده گشت
فسبحانک اللهمّ یا الهی اسئلک بهذا الاسم الّذی احاطته البلایا عن کلّ الجهات
انّ الحقّ نطق بلسان الخلق
ای واصل بفراق مبتلی شدی
سبحانک یا من باسمک سرع الموحّدون الی مطلع انوار وجهک و المقرّبون الی مشرق آیات احدیّتک
حمد مقدّس از لم‌یزل و لایزال ساحت قرب قدس حضرت محبوب بیزوالی را لایق و سزاست
الله لا اله الّا هو الّذی ینطق فیکلّ شیء
الحمد لله الّذی تفرّد بالمحبّة و توحّد بالوداد
حبّذا یوم الله ظاهر و عرف قمیص متضوّع و سدره ناطق امروز از حفیفش اینکلمۀ علیا ظاهر
هذا کتاب نزّل بالحقّ و فیه یذکر ما یلوح به وجه الأمر بین الأرضین و السّموات
حمد محبوبی را لایق و سزاست که حین استوای بر عرش در بستانی که به رضوان نامیده شده بسه آیۀ مبارکه تکلّم فرمود
حمد مولی العالم را سزاست که جمیع امم را وحده باسم اعظم دعوت نمود
یا ملّاح القدس احضر سفینة البقآء فی الملأ الأعلی
الحمد لله الّذی سخّر شمس البیان بقدرته و قمر البرهان بسلطانه
یا نبیل قبل علیّ علیک بهائی و ذکری و ثنائی
ان یا قلم الأعلی ذکّر الّذی غرق فی ابحر الظّنّ و الهوی
بک یا علیّ بک یا وفیّ بک یا بهیّ انت الکافی و انت الشّافی و انت الباقی یا باقی
لا تجزعی من غربتک
هذا کتاب من لدی الرّحمن الی الّذینهم اقبلوا الی قبلة من فی السّموات و الأرضین
قد اخذ المیثاق حین الاشراق من الّذین آمنوا ان لا یعبدوا الّا الله و لا یفسدوا فی الأرض
هذا کتاب من الّذی یذکر الله بلسانه من العشیّ الی الاشراق
هذا کتاب من لدنّا الی الّذی سمّی بالحبیب لیکون بذکر الله مذکورا
یا علی قبل اکبر ظالم ارض یاء قصد اطفای نور نموده
هذا کتاب من لدنّا الی الّذی کسّر صنم الوهم بسلطان ذکر ربّه مالک الرّقاب
هذا کتاب من لدنّا الی الّذی فاز بأنوار الوجه
صبح یوم مبارک جمعه از قصر سفر نمودیم و در بستان وارد
حمد مشعشع مطرّز متلامع مترافع متصاعد هواء قرب قدس حضرت محبوبی است
الهی الهی تری عبدک اقبل الیک و اراد ان یتشرّف بما امرته به فی کتابک
یا ایّها الحاضر لدی الباب و المستقیم علی الامر علیک سلام الله و رحمته
یا اباالحسن لعمری قد فتح باب السّرور بمفتاح اسمی الغفور
ای احمد ندایت شنیده شد و توجّهت لدی المظلوم مذکور آمد
یا زهرا حمد کن مالک اسماء را که ترا بعرفانش موفّق فرمود
هذا کتاب من لدنّا الی من تقرّب الی الله المهیمن القیّوم
جناب احمد فائز و عملش لدی الله مقبول
حمد مقصود عالم و مولی الأمم را لایق و سزاست
ان استمع یا عبد ما یوحی الیک عن شطر القدس
هذا کتاب من لدی البهآء الی الّذی آمن بالله و آیاته
هذا کتاب کریم نزل من جبروت مشیّة ربّک العلیّ العظیم
طوبی لک بما نزلت لک من جهة السّجن آیات ربّک
سبحان الّذی نزّل الآیات بالحقّ و من قبلها البیان
یا معشر الأصفیآء لم یدر البهآء من ایّ مصائبه یذکر لکم
کتاب انزله الرّوح الأمین من لدی الله ربّ العالمین
ذکری من توجّه الی وجهی و اقبل الی افقی و سمع ندائی
کتاب نزّل بالحقّ لمن فاز بنور الله المهیمن القیّوم
ذکر رحمة ربّک عبده لیکون من المتذکّرین
یا آقا بابا علیک بهآء الله الأبهی هل تعلم من ینادیک قلم الله الأعلی
نفحات وحی عالم را اخذ نموده ولکن عباد از آن غافل و محجوب
انشآءالله لم‌یزل و لایزال از کوثر عرفان محبوب امکان بیاشامید
نقطۀ اولی میفرماید اگر نفسی ظاهر شود و یک آیه بیاورد تکذیب مکنید
سبحانک یا من اقرّ کلّ ذی قدرة بالعجز عند ظهورات قدرتک
فسبحانک اللهمّ باسمک الاعلی فی سرادق الابهی
الهی الهی اشهد هذا الیوم یومک الّذی کان مذکوراً فی کتبک
سبحانک یا الهی دعوتنی اجبتک نادیتنی سرعت الیک
ان یا صغیر السّن انّ ربّک یدعو نفسه بلسانک
قل اللهمّ انّک انت مظهر المظاهر و مصدر المصادر و مطلع المطالع
تری یا الهی اشراق شمس کلمتک من افق سجنک
این جزو در مصیبت حروفات عالین نوشته شده ولکن این ایّام بنفسی تخصیص یافت
آنچه از معنی بیت در آیات الهی نازل و از افق سماء حقیقت مشرق
جوهر تسبیح و ساذج تقدیس سلطان بدیع منیع قیّومی را سزاست
قلم اعلی لازال بر اسم احبّای خود متحرّک و جاری
رایحۀ احزان جمال رحمن را احاطه نموده
مکتوب آن جناب بمنظر اکبر وارد
نامۀ آن جناب بین یدی العرش حاضر و بر مقرّ انّه لا یعرف بما سواه واصل
حمد خداوند یکتا را لایق و سزا که عالم ملک و ملکوت را بوجود انسان کامل بیاراست
حمد و ثنای اهل بقا مالک اسماء را لایق و سزاست که ذیل اطهرش از مفتریات اهل بغضا مقدّس و مبرّا بوده و هست آنچه
سبحانک یا رب الکائنات و مرجع الممکنات اشهد بلسان ظاهری و باطنی
حمد مقدس از ذکر و بیان مقصود امکان را لایق و سزاست
الهی الهی اشکرک فی کل حال و احمدک فی جمیع الاحوال
شهد الله انّه لا اله الّا هو و انّا كلّ له عابدون (سورة العباد)
یا اسم جود علیک بهائی عبد حاضر مکتوبیکه بنام آنجناب بود
این کتابیست از مظلوم آفاق بیکی از دوستانش که از مقام خود هجرت نموده
انشاء الله لم یزل و لایزال بخدمت غنی متعال مشغول باشید
انا اردنا ان نذکر اولیائی فضلا من عندی و انا الفضال القدیم
حمد مالک وجود و سلطان غیب و شهود را لایق و سزاست
یا احباء الله یا اسراء الارض وارد شد بر شما آنچه که سبب حزن ملا اعلی گشت
حقیقت مدح و جوهر ثنا اهل بها را لایق و سزا
حق جل جلاله اهل عالم را بحیات دائمه میخواند
جناب سلمان انتهای شب است و ابتدای طلوع صبح که این عبد قلم برداشته
یا ابن ابهر یذکرک مالک القدر فی هذا المقام الذی ینطق کل ذره من ذراته
متروک عالم و مسجون بین امم ترا بلسان پارسی احلی ذکر مینماید
کتاب انزله المظلوم لمن اراد ان یشرب الرحیق المختوم
جمیع عالم منتظر یوم الله و بکمال خضوع و خشوع
هذا کتاب من لدی العبد الی الذی سافر الی الله و کان من المهاجرین
طوبی لک یا جواد بما وجدناک مستقیما علی الامر
یا جواد امروز روزیست که از ذکرش نفس ساعت مضطرب مشاهده شد
بسا اشجار که باثمار بدیعه الهیه تزیین یابد و ما در تحت تراب مسجون باشیم
ذکر من لدنا لمن قصد المقام الاعلی و قطع البر و البحر
ای اهل بها بشنوید وصیت قلم اعلی را از اراده خود بگذرید
یا اباالحسن انشاء الله بعنایت مخصوصه حق فائز باشی و بما ینبغی لایام الله عامل
حق عزیز میفرماید ای کنیز من ذکرت لدی العرش مذکور
هذا ذکر من الله الی الذین هم کسروا اصنام انفسهم بتقوی الله
مطالعۀ آن لاین