بسم ربّنا الاقدس الاعظم العلیّ الابهی
حمد مقدّس از ذکر ممکنات ساحت امنع اقدس حضرت مقصودیرا لایق و سزاست که بمفتاح اسم اعظم باب لقا را بر وجه عالم و جمیع امم گشود و باعلی النّدآء مابین ارض و سما صلا درداد و کل را بافق اعلی که مقرّ ظهور و بروز مالک اسماست دعوت فرمود باب وصال بگشود و بصراط مستقیم راه نمود ولکن قوم از این یوم و عرفانش ممنوع و محروم طوبی از برای نفوسیکه نسایم صبح ظهور را ادراک نمودند و از قبور غفلت از نفحات وحی برخواستند ایشانند عبادیکه در کتب قبل و بعد مذکورند و حق جلّ جلاله بایشان بشارت داده و از اهل سفینۀ حمرا محسوب داشته جلّت عنایته و عظم سلطانه
سبحانک یا مالک الایجاد و المهیمن علی العباد اسئلک بنفحات بیانک و انوار ظهورک فی ایّامک بان تقدّر لاولیآئک ما قدّرته لاصفیآئک الّذین نصرتهم بجنود الغیب و الشّهادة و حفظتهم من الّذین کفروا بک و بآیاتک الکبری و اعرضوا عنک یا فاطر السّمآء انت الّذی لا تحجبک حجبات خلقک و لا تمنعک ما خلقته فی مملکتک بارادتک انت الّذی لم تزل کنت مالک ملکوت القدرة و سلطانه و ملیک جبروت العزّة و مُظْهر آثاره لا اله الّا انت الشّاهد السّامع المقتدر العلیم الخبیر
و بعد دستخطّ آنمحبوب روحانی مکرّر رسید و فیالحقیقه هر حرفی از آن ناطق بود بثناء مقصودنا و مقصودکم و مقصود من فی العالم سمع از نغماتش محظوظ و بصر از لقایش روشن و منیر و بعد از مشاهده و قرائت و اطّلاع قصد ذروۀ علیا نموده تفصیل امام وجه مالک اسما عرض شد هذا ما نطق به لسان العظمة فی الجواب
قوله جلّ جلاله و عزّ بیانه و عظم سلطانه
یا امین یذکرک ربّ العالمین من هذا المقام الاعلی الّذی سُمّی بالاسمآء الحسنی لعمر اللّه انّه یجذبک الی مقام القدس و القرب و اللّقآء کما قرّبک من قبل انّ ربّک لهو العزیز الفضّال انّا ذکرناک من قبل و من بعد و حین حضورک و غیابک انّ ربّک لهو العزیز الوهّاب قد حضر العبد الحاضر بکتابک مرّة بعد مرّة انّه فاز بالاصغآء و نزّل من ملکوت البقآء ما لا یعادله ما کنز فی الارض و لا ما یفتخر به الاحزاب وصّ العباد بما امرناک حین الحضور اذ کنت قائماً لدی الباب طوبی لعبد تمسّک بما ارتفع به امر اللّه بین العباد و ویل للّذین اعرضوا عن الحقّ بما اتّبعوا الّذین انکروا فضل اللّه و نقضوا المیثاق فی المآب قل یا اهل البهآء ان استمعوا ندآء مالک الاسمآء خذوا کأس الاستقامة ثمّ اشربوا منها باسم اللّه ربّ الارباب یا امین قد انزلنا لک الآیات من قبل و من بعد و صرّفناها فضلاً من عندنا و فی قبضة قدرتی ازمّة من فی الارضین و السّموات یا ایّها النّاظر الی الوجه قد ظهر ما اخبرنا العباد من قبل و ارتفع النّعاق فی الآفاق بما اکتسبت ایدی کلّ فاجر مرتاب قد ارتفع عن خلف الحجاب طنین الذّباب قل اتّق اللّه و لا تتّبع نفسک یا ایّها المشرک الکذّاب انصف باللّه ان تنکر ما قرّت به عین العالم بایّ شئ یثبت ما عندک فأت به و لا تکن من الّذین اعرضوا عن اللّه اذ اتی بقدرة و سلطان انّ النّاعق نعق و اتّبعه الّذین نبذوا البحر عن ورآئهم مقبلین الی غدیر اجاج ذکّر اولیآئی من قبلی و بشّرهم بعنایتی و رحمتی و ذکری الّذی لمّا نزّل من سمآء مشیّتی طافت حوله الاذکار قل ایّاکم یا اهل البهآء ان تضعفکم اقویآء الارض او تخوّفکم امرآء البلاد توکّلوا علی اللّه و فوّضوا الامور الیه انّه ینصرکم بالحقّ و هو المقتدر علی ما یشآء و فی قبضته زمام الاقتدار قل ایّاکم ان تحزنکم شئونات البشر او تمنعکم عن المنظر الاکبر ضعوا الاوهام آخذین ما امرتم به من لدی اللّه مالک یوم القیام کذلک نوّرنا افق سمآء البیان بنیّر البرهان طوبی لمن اقبل و ویل لکلّ غافل کفّار انتهی
للّه الحمد انوار آفتاب عنایت الهی عالم را احاطه نموده و ذرّات کائنات را روشن و منیر فرموده ای عجب کلّ العجب اکثری از عباد محروم مشاهده میشوند بعضی را سکر غرور منع نموده و برخی را سکر ثروت و حزبی را شئونات نفس و هوی و قومی را شبهات و اشارات علما مع اعراض و اعتراض و انکار اهل ارض مالک اسما جلّت عظمته و عظمت اقتداره در جمیع احیان اهل امکان را بما یقرّبهم الیه دعوت نمود و بسبیل مستقیم هدایت فرمود ولکن قساوت قلوب و شقاوت نفوس بشأنی ظاهر که فیوضات فیّاض حقیقی را انکار نمودند و اشراقات آفتاب سماء معانی را بحجبات نفس و هوی مستور داشته باینهم اکتفا ننموده فتوی دادند بر آنچه که اهل فردوس اعلی و سکّان جنّت علیا بفزع و جزع آمدند
سبحانک یا اله العالم و الظّاهر بالاسم الاعظم اسئلک ببحر رحمتک و سمآء فضلک و شمس جودک و افلاک عطآئک بان تنزل علی عبادک ما یقرّبهم الیک و یعرّفهم ما اظهرته فی ایّامک و ما قدّرت للمقرّبین من عبادک فی کتابک ای ربّ لا تجعلهم محرومین عمّا عندک و لا ممنوعین عمّا قدّرته لاصفیآئک انّک انت الّذی رحمتک سبقت و فضلک سبق و عنایتک احاطت الملک و الملکوت
فی الحقیقه مدّتهاست که خادم در بحر حیرت متغمّس چه اگر ممکن بود انسان تعقّل نماید ظهوری اعظم از آنچه ظاهر شده و یا اموری اکثر از آنچه دیده شده سکون دست میداد ولکن علم اللّه از اوّل ابداع تا حال چنین امری ظاهر نشد جمیع کتب الهی شاهد و گواهست بر آنچه ذکر شده و میشود اگر آذان حقیقی یافت شود امروز ندای کلّ کتب را اصغا مینماید که باعلی النّداء مقبلین خود را بافق اعلی دعوت مینمایند آیات آفاق را احاطه نموده و بیّنات عالم را پر کرده و اشراقات انوار آفتاب معانی و بیان کل را اخذ نموده مع ذلک دیده میشود آنچه که انسان حیا مینماید از ذکرش و شنیده میشود آنچه که لسان عاجز است از بیانش الامر بیده یفعل ما یشآء و یحکم ما یرید و هو العزیز الحمید
اینکه در بارۀ پنجاه تومان که حسب الامر حواله شد بمسجونین بدهند مرقوم داشتند در ارض ق دادند و قبض ارسال شد نسئل اللّه بان یوفّق الّذی تمسّک بالمعروف و عمل ما استفرح به افئدة المخلصین
و اینکه این بنده را وکیل فرمودند که بوکالت آنمحبوب بزیارت فائز شود للّه الحمد این اراده از قوّه بفعل فائز و تلقاء وجه بقبول مزیّن هنیئاً لجنابکم و لمن فاز بعنایة اللّه ربّ العالمین
و اینکه در بارۀ جناب محبوب فؤاد حضرت ورقا علیه بهآء اللّه مالک الاسما مکرّر مرقوم داشتند فی الحقیقه بخدمت قائمند و بذکر دوست یکتا ناطق تعالی تعالی هذا المقام الاعلی و هذه الرّتبة العلیا آنچه آنمحبوب مرقوم داشتند مطابق واقع بوده هنیئاً له و مریئاً له و بشری لحضرته
و اینکه ذکر جناب آقا میرزا محمّد علی و آقا خلیل علیهما بهآء اللّه را نموده بودند و ذکر انفاقیکه از ایشان فی سبیل اللّه ظاهر شد مخصوص مظلومین ارض طاء اینمراتب در پیشگاه حضور بشرف اصغا فائز هذا ما نطق به لسان العنایة فی ملکوت العزّة و القدرة قوله جلّ اجلاله
یا امین طوبی از برای نفوسیکه در این ایّام بر خدمت امر قیام نمودهاند هر عملی امروز فی سبیل اللّه از نفسی ظاهر شود او از سلطان اعمال عند غنیّ متعال مذکور طوبی لمحمّد قبل علی الّذی ذکرته و لمن سُمّی بخلیل انّا نذکرهما و نبشّرهما بقبول ما عملا فی سبیلی المستقیم کبّر من قبلی علی وجههما انّا نسئل اللّه بان ینزل علیهما ما یقرّبهما الیه و یحفظهما من شرّ اعدآئه انّه علی کلّشئ قدیر انتهی
اینکه ذکر ارض مر و توجّه بآنشطر و ذکر جناب آقا میرزا حاجی آقا ابن جناب ابن دخیل علیهما بهآء اللّه و همچنین ذکر جناب ملّا حاجی آقا در شیشوان و ذکر جناب آقا محمّد علی مامغانی در بناب و ذکر جناب آقا سیّد محمّد علیهم بهآء اللّه نموده بودند ذکر این نفوس و مقبلین آن دیار کل امام وجه مالک قدم عرض شد هذا ما نزّل من ملکوت الاقتدار لاولیآء ربّنا المختار قوله تبارک و تعالی
هو المنادی بین الارض و السّمآء
یا اولیآء اللّه فی المیم و الرّآء ان استمعوا ندآء مالک الوری الّذی بقدومه تضوّع عرف الظّهور فی العالم و نطق عندلیب الوفآء علی غصن البقآء انّه لا اله الّا هو الفرد الواحد العلیم الحکیم انّا ذکرناکم من قبل و من بعد و بشّرناکم بعنایة ربّکم الکریم و اخبرناکم بظهور النّاعقین فی دیار اللّه ربّ العالمین ایّاکم ان یمنعکم النّعاق عن نیّر الآفاق ضعوا الاوّل و تمسّکوا بما امرتم به من لدی اللّه المقتدر القدیر یا اهل المیم و الرّآء یذکرکم المظلوم فی هذا السّجن الّذی جعله اللّه من اعلی المقام ان استمعوا ندآء مالک الاسمآء انّه ارتفع بالحقّ فضلاً من عنده انّه هو العزیز المختار انّا نذکر الالف و الحآء و الّذین آمنوا هناک بذکر تطیر به القلوب و الارواح طوبی لمن تمسّک بالمعروف و عمل بما اُمر به فی کتاب اللّه مالک الرّقاب لعمر اللّه هذا یوم الذّکر و البیان و هذا یوم تظهر فیه مراتب العباد فی هذا الامر الّذی انفطرت منه سمآء الاوهام قد طوی بساط الظّنون بید الاقتدار و استوی هیکل الیقین علی العرش رغماً لکلّ جاهل مرتاب
یا اهل سیسان ان استمعوا ندآء الرّحمن انّه ذکرکم من قبل و یذکرکم فی هذا الحین الّذی ینطق جمال القدم بما انجذبت به افئدة اولی الالباب ایّاکم ان تمنعکم شئونات الخلق عن الحقّ کسّروا اصنام الهوی باسم مالک الوری و خذوا کوب الاستقامة باسم مطلع نور الاحدیّة ثمّ اشربوا منه بقدرة و سلطان انتم جواهر معادن الارض و لئالی صدف البحر قد اظهرکم اللّه فی یوم بشّر به کتبه من قبل یشهد بذلک من عنده امّ الکتاب نوصیکم بالمحبّة و الوداد و بالاتّفاق الّذی به اشرقت الآفاق ایّاکم ان تحجبکم سطوة الّذین کفروا باللّه مالک المآب سوف تفنی الارض و ما فیها و علیها و یبقی الملک و الملکوت للّه فالق الاصباح
و نذکر احد احبّائی فی شیشوان الّذی سُمّی بحاجی قبل آقا و نوصیه بما وصّینا العباد به من قبل اذ ارتفع صریر القلم الاعلی بین الارضین و السّموات ان افرح بذکری ایّاک ثمّ اذکر احبّآئی من قِِبلی و بشّرهم بما قدّر لهم فی الصّحیفة الحمرآء من قلم اللّه العزیز الوهّاب یا اهل البهآء تاللّه قد فتح باب الوصال و انار افق الظّهور من انوار وجه ربّکم الغنیّ المتعال طوبی لمن نبذ الهوی و تمسّک بما اُمر به فی کتاب اللّه مولی الانام انّا نوصیکم بالعدل و الانصاف و بما یرتفع به امر اللّه مالک الادیان و نوصیکم بالحکمة کما وصّیناکم بها من قبل اتّقوا اللّه و لا تکونوا کالّذین قاموا و قالوا اللّه ربّنا فلمّا مرّت نسایم الافتتان انقلبوا علی الاعقاب یا اهل العالم اتّقوا مالک القدم ثمّ اخرجوا من بیوت الظّنون و الاوهام باسم مولی الانام تاللّه انّ الشّمس فی وسط الزّوال و ینطق من افق الجلال طلعة الجمال انّه لا اله الّا انا الغنیّ المتعال
و نذکر دیار اخری الّتی فازت بانفاس الّذین جعلهم اللّه اولیآئه فی ارضه و انزل لهم ما قرّت به الابصار قوموا علی خدمة الامر و تدارکوا ما فات عنکم فی ایّام اللّه مالک الایجاد ایّاکم ان تحزنکم شئونات العباد الّذین نبذوا کتاب اللّه عن ورائهم و نقضوا المیثاق فی یوم التّلاق کذلک ماج بحر البیان اذ نطق لسان الرّحمن طوبی لمن سمع و عرف و ویل لکلّ مشرک کفّار انتهی
یا محبوب فؤادی شما و اینعبد و اولیای حق جلّ جلاله باید بطلبیم و در شب و روز مسئلت نمائیم تا عباد خود را از سمع و بصر و فؤاد محروم نفرماید و همچنین از طراز انصاف منع ننماید چه اگر جمیع عالم اقلّ از خردل بسمع و بصر فائز شوند هرآینه کل بعد از اصغاء یک آیه از آیات الهی بشاطی بحر معانی توجّه نمایند ای حبیب روحانی خادم چه عرض کند و ناس چه بشنوند در هر آنی هزار حیرت دست داده و میدهد چه که اراده نمودهاند آفتاب حقیقت را بگل اوهام ستر نمایند هیهات هیهات ایادی عالم از اینمقام قاصر بوده و هست از حق جلّ جلاله میطلبم که بفضل و کرم و جود معامله فرماید و عباد را از بحر عنایتش محروم ننماید اوست قادر و توانا باری جمیع دوستانیکه آنمحبوب ذکر نمودهاند هر یک بعنایت مخصوصۀ مقصود عالمیان فائز شد له الحمد و الثّنآء و له الشّکر و العطآء
اینکه در بارۀ ارض خضرا و آقای مکرّم حضرت افنان جناب الف و حاء علیه منکلّ بهآء ابهاه مرقوم داشتید ایشان بمحبوبی جناب ابن نبیل علیه بهآء اللّه و عنایته مرقوم داشتهاند و ایشانهم مطابق نوشته عمل نمودهاند و آنچه در بارۀ وجهیکه باید بموصل برسد مرقوم داشتند عدد خمسین که هنگام حضور فرمودند حسب الامر آنوجه بموصل رسید و این وجه بیست و هفت تومانرا هم که آنمحبوب نوشتهاند نزد حضرت اسم اللّه زین علیه من کلّ بهآء ابهاه ارسال دارند و اینکه در امور این ارض و اخذ وجه از بعضی مرقوم داشتند تا حال چیزی اخذ نشده آنچه لازم شده و یا بشود بدین اخذ میشود فرمودند این اولی و انسب است و حق انشاء اللّه ادا میفرماید و چون آنمحبوب نیّتش در امور للّه است جمیع امور بطراز اصلاح مزیّن خواهد شد مع آنکه در ظاهر اسباب منقطع است ولکن حق جلّ جلاله مسبّب و قادر و مُظهر بوده و هست انّه علی کلّشئ قدیر
اینکه مجدّد در دستخطّ ثانی این بنده را وکیل نمودند بزیارت فائز شود للّه الحمد در آخر شهر رمضان المبارک از قبل آنمحبوب بزیارت فائز و بطراز قبول مزیّن و همچنین در دستخطّ ثالث ذکر نیابت زیارت و ذکر حضرت محبوب فؤاد جناب ورقا علیه بهآء اللّه الابهی را فرموده بودند در ساحت امنع اقدس عرض شد هذا ما نطق به لسان العظمة قوله عزّ اعزازه
یا عبد حاضر وکالت جناب امین را مصمّم شو انّا قبلنا ما عملت من قِبله فضلاً من لدنّا انّه هو الفضّال الکریم و نذکر فی هذا المقام مرّة اخری من قام علی خدمة امری و ذکری و ثنآئی بین عبادی و خلقی ان رأیته کبّر علی وجهه من قِبلی و بشّره برحمتی الّتی سبقت الکائنات البهآء المشرق الظّاهر الباهر من افق ملکوت بیانی علیه و علی الّذی فاز بما انزله اللّه فی الکتاب انتهی
اینفانی خدمت ایشان تکبیر و سلام عرض مینماید للّه الحمد موفّق بوده و هستند امید هست که نفوس آن اطراف بنار ایشان مشتعل شوند اشتعالیکه خواموشی نپذیرد ولکن در جمیع احوال عباد اطراف باید بحکمت ناظر باشند چه که مشرکین و منکرین بر مراصد منتظرند یسئل الخادم ربّه بان یحفظ حزبه من ضغینة العلمآء و بغضآء الفقهآء انّه علی کلّشئ قدیر
اینکه ذکر حبیب روحانی جناب میرزا عب علیه بهآء اللّه و عنایته نموده بودند فیالحقیقه ایشان بر خدمت قائمند و باعمال خیریّه موفّق از حق جلّ اجلاله میطلبم از سماء عنایت عطا فرماید آنچه را که لایق دریای بخشش و سماء جود اوست انّه لهو القریب السّامع المجیب
مطلب دیگر حضرت افنان علیه منکلّ بهآء ابهاه کرّۀ اولی فائز و بعد در این ایّام هم مجدّد استدعای حضور نمودند شمس اذن مشرق و بعنایت فائز گشتند فی الحقیقه توفیق و تأیید الهی با ایشان بوده چه که در همچه ایّام مکرّر فائز شدند اینست اثر آیات الهی که در الواح مخصوص ایشان نازل گشته هر روز از سدرۀ بیان رحمن ثمری ظاهر شده و خواهد شد و البتّه اثمار قلم اعلی منتهی نشده و نخواهد شد طوبی لهم و نعیماً لهم
و یوم ١۴ شهر شوّال المکرّم حضرت افنان آقای آقا سیّد م علیه من کلّ بهآء ابهاه حسب الامر از ارض مقصود بارض هاء متوجّه مع محبوب فؤاد آقای حاجی میرزا محمّد علیه بهآء اللّه الابهی و آقای معظّم حضرت افنان کبیر علیه من کلّ بهآء ابهاه هم این ایّام فائز میشوند چه که اذن مخصوص ایشان حاصل و جناب افنان آقا سیّد محسن علیه بهآء اللّه الابهی حال حضور دارند از حق جلّ جلاله سائل و آمل که کل را مؤیّد فرماید بر آنچه عرف بقا از او متضوّع باشد فی الحقیقه بنده از این دعا خجلت میبرم چه که آنچه از قلم اعلی مخصوص ایشان نازل فنا باو نمیرسد نفاد او را اخذ نمینماید محو را در آنجا راه نه ولکن در هر حال دعا محبوب است نعم ما قیل ای دعا از تو اجابت هم ز تو با کَرَم و بخشش الهی هر امری سهل و آسان امید هست که عباد خود را از هیچ خیری محروم نفرماید له الحمد فیکلّ الاحوال لا اله الّا هو الغفور الکریم
البهآء و الذّکر و الثّنآء من اللّه مولی الوری علی جنابکم و علی من معکم و علی اولیآء اللّه فی الامصار و الاقطار