کتابخانه

الحمد للّه الّذی توحّد بالقدرة و تفرّد بالعزّة و العظمة الّذی شهدت الاشیآء بعلوّه و سلطانه

فهرست مطالب

هو اللّه تعالی شأنه العظمة و الاقتدار

الحمد للّه الّذی توحّد بالقدرة و تفرّد بالعزّة و العظمة الّذی شهدت الاشیآء بعلوّه و سلطانه و القلم الاعلی بسموّه و اقتداره لم یزل کان مقدّساً عن وصف کلّ واصف و عن ذکر کلّ ذاکر و لا یزال یکون بمثل ما قد کان لا اله الا هو الغنیّ المتعال الصّلوة و السّلام و التّحیّة و الثّنآء علی مظاهر امره و مهابط وحیه و مطالع حکمه و مشارق علمه الّذین نبذوا العالم و اخذوا ما اُمروا به من لدی اللّه مالک القدم و خالق الامم اولئک سفرآء اللّه و اصفیآئه و امنآء اللّه و اولیآئه من اعترف بهم فقد اعترف باللّه و من اقبل الیهم فقد اقبل الی اللّه لیس لهم من امر و لا من حکم و لا قیام و لا قعود و لا ذکر الا بامر اللّه و حوله و قوّته و اصلّی و اسلّم علی من اتی بالحقّ بکتاب سمّی بالفرقان الّذی به فرّق اللّه بین عباده و هدی الکلّ الی صراطه و سقی المقرّبین من کأس عطآئه و الموحّدین من بحر عرفانه و المخلصین من کوثر لقآئه انّه لهو الّذی سمّی بالاسمآء الحسنی فی کتاب الاسمآء و بمحمّد (ص) فی ملکوت الانشآء تعالی اللّه فاطر السّمآء الّذی ارسله و زیّنه بطراز الختم انّه لهو المقتدر علی ما یشآء لا یمنعه عمّا اراد ضوضآء من فی البلاد یفعل بسلطانه ما یشآء و یحکم ما یرید لا اله الا هو الفرد الواحد العلیم الخبیر

و بعد مکتوب آنجناب باین مظلوم در سجن مبین رسید و آنچه در او مذکور مشاهده شد و همچه معلوم گشت که آنجناب عرفی از گلستان حقیقی استشمام نموده‌اند و باشراقی از انوار آفتاب معنوی فائز شده‌اند از حق جلّ و عزّ میطلبیم آنجناب را بتمامه بافق اعلی متوجّه فرماید در قرون و اعصار قبل ملاحظه نمائید و تفکّر کنید که سبب نوحۀ نوح چه بوده و علّت ضرّ جمیع نبیّین و مرسلین بجهة چه باین آیۀ مبارکه که از سماء احدیّه نازل شده ناظر شوید و تفکّر نمائید قوله عزّ و جلّ یا حسرة علی العباد ما یأتیهم من رسول الّا کانوا به یستهزؤن آیا وقتی شد که از مشرق امر الهی نوری اشراق نماید و اهل ارض در اطفاء آن نکوشند و آیا شده از مطلع وحی کلمه‌ئی ظاهر شود و اهل آنعصر از عالم و جاهل انکار ننمایند بقلب فارغ و بصر منیر در آنچه ذکر شد تفکّر نمائید و مشاهده کنید بلایای خاتم انبیا را بخاطر آرید و در سبب و علّت آن تفکّر کنید مع آنکه آنحضرت روح ما سواه فداه از برای اصلاح عالم آمده بود جمیع علمای اصنام و یهود بر فسادش حکم نمودند و بر قتلش فتوی دادند و قبل از آنحضرت در حضرت روح تفکّر نمائید که یومی در محلّی ساکن نبود و جمیع اهل آن دیار بر ضرّش قیام نمودند مگر معدودی که صید ماهی مینمودند طوبی از برای نفسیکه بانصاف تکلّم نماید و براستی در کتب الهی تفکّر کند در یکمقام میفرماید قوله جلّ و عزّ و کانوا من قبل یستفتحون علی الّذین کفروا فلمّا جآئهم ما عرفوا کفروا به فلعنة اللّه علی القوم الکافرین قسم بآفتاب حقیقت که از افق سماء علم الهی مشرقست اگر آنجناب برموز و اشارات همین یک آیۀ مبارکه ملتفت شوند ایشانرا کفایت مینماید بل جمیع اهل ارض را انشآء اللّه بعنایت رحمن از بحر عرفان بیاشامید و از رشحات سحاب فیض الهی محروم نمانید آنچه الیوم مشهود است عنقریب فانی و معدوم مشاهده شود و جمیع بر اینکلمه شهادت میدهند چه که کل دیده و می‌بینند اَیْن القیاصرة و ابنآء القیاصرة اَیْن الاکاسرة و ابنآء الاکاسرة اَیْن الفراعنة و ابنآء الفراعنة اَیْن الجبابرة و ابنآء الجبابرة در فراعنۀ آن ارض و حشمت و جلالشان تفکّر نمائید چه مقدار از نفوس بحراست ایشان مشغول بود مع ‌ذلک در حین موت و ورود آن احدی قادر بر منع آن نشد کجاست قصرهای مزیّنه کجاست فراشهای مطرّزه و کجاست آن جنود مصفوفه و آن طلعات جمیله کل با آنچه را که مالک بودند با حسرت عظیم بتراب راجع گشتند جهد نما تا بعنایت الهی تحصیل مقامی نمائی که بدوام ملک و ملکوت باقی و پاینده ماند

قل یا اله الجنود و مالک الوجود و مربّی الغیب و الشّهود اسئلک بنفحات آیاتک و فوحات کلمات مظهر امرک و مشرق اسمائک بان تؤیّدنی علی عرفان مظهر نفسک ای ربّ انا الفقیر قد سرعت الی شاطئ بحر غنآئک اسئلک بعظمتک و سلطانک بان لا تطردنی عن باب فضلک و لا تجعلنی محروماً عمّا قدّرته لاصفیآئک ای ربّ انا العلیل قد توجّهت الی یمّ عفوک و شفآئک فاعمل بی ما ینبغی لجودک و سلطانک و کرمک و احسانک یشهد لسانی و جوارحی و عروقی بقدرتک و اقتدارک و عظمتک و کبریآئک ثمّ اسئلک یا اله الاسمآء و فاطر السّمآء بان تقدّر لی من قلمک الاعلی ما ینفعنی فی الدّنیا و الآخرة انّک انت المقتدر المتعالی الفرد الواحد العلیم الحکیم

از حق میطلبیم آنجناب را مؤیّد فرماید بر قرائت این مناجات تا لذّت ذکر الهی را بیابند انّه لهو المعطی الکریم

و امّا در بارۀ مطالبات که نوشته بودید این بسی معلوم و واضح است که هر نفسی قادر بر ادای دین باشد و اهمال نماید بخلاف رضای حق عمل نموده نفوسیکه مدیونند باید بکمال جد و جهد در ادای آن سعی نمایند امر مبرم الهی در جمیع کُتُب و الواح و صُحُف و زُبُر در باب امانت و دیانت و حقوق واضح و هویداست طوبی از برای نفسیکه زخارف فانیه او را از طراز باقیه منع ننمود و حرص و اهمال او را از انوار شمس امانت محروم نساخت ولکن جمیع این امور بعد از تحقّق استطاعتست لانّ الطّلب هو فرع الاستطاعة لا یجوز الاوّل الا بعد تحقّق الثّانی و ربّ المثانی فنظرة الی میسرة شاهد اینمقال ولکن آنجناب از فضل الهی مطمئن باشند انشآءاللّه باب عنایت مفتوح خواهد شد انّ الامر بید اللّه یعطی من یشآء ما یشآء و هو الجواد المعطی الرّحیم آیا هیچ ظمآنی از فرات رحمت رحمانی مأیوس برگشت و آیا هیچ قاصد صادقی از رحیق عطایش ممنوع شد لا ونفسه الحقّ از حق میطلبیم کل بعطش صادق فائز شوند و از کوثر عرفانش بیاشامند انّه لهو العزیز الحمید و السّلام علی من اتّبع امر اللّه و فاز بسلسبیل التّوحید