آقای مکرّم حضرت افنان جناب آقای الف و حاء علیه بهاء اللّه الابهی بلحاظ انور ملاحظه فرمایند
١۵٢۱
هو اللّه تعالی شأنه العظمة و الاقتدار
حمد حضرت قیّومی را لایق و سزاست که ببشارت رحیق مختومش عالم افسرده را تازه نمود و فرح لانهایه بخشید این رحیق در مقام اوّل عرفان حضرت اوست طوبی از برای نفوسیکه شئونات عالم ایشان را از این فیض اعظم منع ننمود و محروم نساخت و الصّلوة و السّلام علی الّذی به نزّلت الآیات و ظهرت البیّنات و ما کان مودعاً فی الاشیآء کلّها هو الّذی اقامه اللّه مقام اسمآئه و صفاته و اظهر منه ما اراد من عظمته و سلطانه و علی آله و اصحابه الّذین بهم نادی المناد السّطوة للّه مالک الایجاد
روحی و نفسی لاستقامتکم و قیامکم و نصرتکم الفدا دستخطّ مبارک حضرت عالی که هر کلمۀ آن دفتری بود از حکمت و معانی بصر را نور تازه عطا نمود و قلب را بهجت بیاندازه عنایت فرمود الحمد للّه حرکت و سکون آنحضرت بقبول مزیّن این نعمتیست عظیم انّ الخادم یشکر اللّه ربّه بما اظهر بکم صدق اولیآئه و امانة احبّآئه انّه معین من توکّل علیه و فوّض امره الیه اشهد بقدرته و قوّته و اقتداره و عزّه و عظمته و کبریآئه و بانّه هو المقتدر علی ما یشآء بقوله کن فیکون و بعد از قرائت و اطّلاع امام وجه مولی عرض شد و بعزّ اصغا فائز گشت
فرمودند یا افنانی علیک سلامی و ذکری قل لک الحمد یا الهی و سیّدی و سندی و مقصودی اشهد انّک انجزت وعدک و اظهرت امرک و فصّلت بین الحقّ و الباطل و الصّدق و الکذب و نصرت المظلوم و ابرزت ما کان مستوراً عن عیون عبادک و خلقک ای ربّ اسئلک بحبیبک و باشتیاقه و انجذابه حینما اسمعته ندآئک و بشّرته بلقآئک فوق سموات قدرتک و افلاک عظمتک ان تجعلنی و الّذین معی مطالع الصّدق و الصّفآء و مشارق الامانة و الدّیانة و الوفآء ای ربّ تعلم و تری بانّی ما اردت الّا احقاق الحقّ و ازهاق الباطل لیوقن کلّ عبد بانّ لک عباد لم یریدوا الّا رضآئک و اخذ حبّک و عطآئک زمام الاختیار عن اکفّهم و تحرّکهم اریاح مشیّتک کیف تشآء ای ربّ ترانی معرضاً عن ارادتی و منتظراً ظهورات ارادتک و عن مشیّتی شوقاً لشئونات مشیّتک ای ربّ خذ ید من اراد خبآء مجدک ثمّ اسکنه فی ظلّ قباب رحمتک انّک انت الرّحیم الّذی سبقت رحمتک الکائنات و الکریم الّذی احاط کرمک الممکنات اسئلک بلوآء عدلک و اعلام هدایتک و رایات کرمک و فضلک ان تجعلنی راضیاً برضآئک و منقطعاً عن دونک و قدّر لی ما یرفعنی باسمک بین خلقک انّک انت الجواد الکریم و فی قبضتک زمام من فی السّموات و الارضین انتهی
هر کلمهئی از کلمات بابی است از برای رجا و رحمتی است کبری از برای اهل فضل و تقوی شکّی نبوده و نیست که سلطان وجود و مالک غیب و شهود ارادهاش مشرق فضل و عطا و مشیّتش مطلع مواهب و الطاف و شکّی هم نبوده و نیست که آنحضرت و این عباد باو توجّه نمودهایم و رضای او را میطلبیم در اینصورت بدبخت نفسیکه در آسمان بخششش شک نماید و یا در بحر کرمش توقّف کند له الحمد و المنّة و له العطآء و العزّ و العظمة رغماً للمشرکین و الملحدین معترفیم بتوحید ذاتش و موقنیم بتقدیس نفسش و مطمئنّیم باجابتش و رحمت و عنایتش دیگر اینمقام و این عرض را اینکلمۀ مبارکه سزاوار انّا للّه و انّا الیه راجعون
اینکه تفصیل امور آن ارض را مرقوم فرمودند که از دستخطّیکه بحضرت افنان علیه بهآء الرّحمن ارسال داشتهاند معلوم و واضح میگردد بلی ارسال فرمودند و امام وجه هم عرض شد الحمد للّه الّذی ایّدکم و وفّقکم و رفع مقامکم و نصرکم علی کلّ ملحد مکّار و کلّ مفتر کذّاب لازال بعنایت فائزند و بتأییدات غیبیّۀ الهیّه مرزوق له الحمد و الثّنآء و له الشّکر و العطآء بما فرّق بین الکاذب و الصّادق و عرّف عباده مظاهر الکذب و النّفاق و مطالع الجهل و الشّقاق انّه هو الحاکم فی یوم الطّلاق سبحان اللّه رجوع آنحضرت بآنمدینه بمثابۀ دریاق اعظم بود از برای امراض مزمنۀ جهل و نادانی در جمیع احوال ابصار بشطرش ناظر و وجوه بافقش متوجّه اسئله ان یؤیّد العاملین و الصّادقین و المقرّبین لا اله الّا هو المشفق الغفور الکریم
اینکه در ذکر عنایات مقام والای سفارت کبری حضرت معین اعانه اللّه تبارک و تعالی مرقوم داشتند لا شکّ فیها الحمد للّه از عالم قوّه بفعل و از عالم سرّ بظهور آمد بعد از عرض اینفقره امام وجه فرمودند الحمد للّه مقتضیات حکمت بالغۀ الهی اقتضای ظهور مقامات ایشانرا نمود و ظاهر شد آنچه که مستور بود از حق میطلبیم اجر جزیل عنایت فرماید و دیباج کتاب مقامات عباد را باینعمل آنحضرت که لوجه اللّه ظاهر شده مزیّن و مطرّز دارد و نسئل اللّه تبارک و تعالی ان یحفظه بجنود الحکمة و البیان و ینصره بایادی الفضل و العطآء انّه هو الحاکم علی ما یشآء لا اله الّا هو المقتدر المهیمن العلیم الحکیم انتهی
فی الحقیقه در هر حین آثار محبّت و رحمت و شفقت ظاهر نیست این مگر از اسرار و مصالحیکه در نفوس مکنون و مستور است الهی الهی ایّد من ظهر به آثار العدل و الانصاف و قدّر له من بحر جودک ما لا ینفد بدوام اسمآئک و صفاتک انّک انت المقتدر المختار
خدمت حضرات اولیای آن ارض هر یک سلام میرسانم و از حق جلّ جلاله میطلبم هر یک را بطراز اخلاقیکه سبب و علّت انتشار عدل و انصافست مابین احزاب مؤیّد فرماید فی الحقیقه در رتبۀ اولی و مقام اوّل مقصود از خلق ظهور امانت و دیانت و صدق و صفا بوده و هست چه که این صفات سبب راحت و اطمینان و فراغت است طوبی از برای نفوسیکه بآن فائز گشتهاند انّهم عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون محبوب فؤاد جناب ناظر علیه سلام اللّه و عنایته اگر راجع شوند اولی و احسن بنظر میآید چه که قرّۀ عین هر یوم منتظرند و آنچه در آن ارض واقع شده قبل از اخبار باین ارض بوده از حق جلّ جلاله میطلبم چشم قرّۀ عین جناب آقا میرزا حبیب اللّه و همچنین بصر حضرت سمندر را بمشاهدۀ محبوب فؤاد جناب نبیل ابن نبیل علیهما بهاء اللّه روشن و منوّر فرماید ذکر نور چشم مکرّم معظّم جناب آقا میرزا عبدالحسین علیه بهاء اللّه در ساحت مولی بوده و هست و اینفانی از حق جلّ جلاله از برای ایشان میطلبد آنچه را که باقی و برقرار است انّه هو السّامع المجیب السّلام و الذّکر و الرّحمة و البهآء علی حضرتکم و علی من معکم و یحبّکم لوجه اللّه ربّ من فی السّموات و الارضین