جناب آقا محمود علیه بهآء اللّه ملاحظه فرمایند
١۵٢۱
بسم ربّنا الاقدس الاعظم العلیّ الابهی
امروز حدیقۀ ثنا باسم اولیای الهی مزیّن یعنی نفوسیکه ما عند النّاس ایشانرا از ما عند اللّه منع ننمود شقاوت ملحدین و نعاق مشرکین و ضوضاء معتدین ایشانرا از بحر اعظم محروم نساخت امروز هر نفسی بافق اعلی ناظر و بعروۀ عنایت ابهی متمسّک او از حزب اللّه محسوب باید جمیع دوستان جهد بلیغ مبذول دارند تا باین لقب اکبر و کلمۀ علیا مابین اهل انشا فائز و مفتخر باشند
ببصر حق در حق نظر نمائید غدیر اسما را از برای عَبَدۀ اسما بگذارید که شاید بدریای معانی که امام وجوه است واصل شوید لازال اینعبد فانی دوستان الهی را بقدر مقدور در ساحت اقدس ذکر نموده و از برای هر یک خالصاً لوجهه تأیید طلبیده امید هست که حزب اللّه بتوحید حقیقی در این ایّام که منسوب بحقّست فائز شوند جز حق نبینند و جز حق نشنوند چه که در این یوم جز حق مذکور نه
سبحانک یا اله الغیب و الشّهود و المستوی علی عرش اسمک الودود اسئلک بانوار وجهک و مشارق وحیک بان تؤیّد حزبک علی الاستقامة علی امرک علی شأن یضعون العالم تحت اقدامهم متصاعدین الی اسمک الاعظم و متوجّهین الیه بوجوههم و قلوبهم و صدورهم و عیونهم و عروقهم لئلّا یبقی فی الامکان اسم غیرک یا رحمن و وصف دونک یا من بک اشرق نیّر البرهان من افق الایقان ای ربّ خذ ایادی اولیآئک بایادی قدرتک ثمّ احفظهم من شرّ اهل البیان الّذین اعرضوا عنک و عمّا عندک انّک انت المقتدر علی ما تشآء و انّک انت الغفور الرّحیم
و بعد نامۀ آنجناب رسید و همچنین نامۀ قبل آنجناب بعد از قرائت و اطّلاع قصد مقام مالک الرّقاب نموده بعد از اذن امام وجه عرض شد و بشرف اصغا فائز قوله جلّ جلاله و عمّ نواله
هو المنادی فی السّدرة باسمه الابهی
ذکر من لدنّا لاحبّآئی و اولیآئی الّذین نبذوا العالم شوقاً لقربی و لقآئی و عرفانی العزیز العظیم یا محمود یذکرک الودود من مقامه المحمود لیجذبک بیان ربّک الرّحمن الی افق العرفان و یسمعک ما سمع ابن عمران اذ دخل برّیّة الایقان و سمع النّدآء انّه لا اله الّا انا العلیم الخبیر انّا ذکرنا الّذین آمنوا من قبل و من بعد یشهد بذلک لسان العظمة فی هذا المقام الرّفیع هذا یوم فیه من کلّ کلمة من کلمات اللّه ارتفع النّدآء بین الارض و السّمآء لعمر اللّه لکلّ واحدة منهنّ لسان و للسانها لسان لو نفصّل هذا المقام علی ما هو علیه لینصعق من علی الارض الّا من شآء اللّه العلیم الحکیم یا حزب اللّه ضعوا ما سواه انّه اتی بالحقّ و دعا الخلق الی افق اشرق منه نیّر هذا الظّهور الّذی به ظهرت السّاعة و اشراطها و مرّت الجبال امراً من لدن مقتدر قدیر ایّاکم ان یمنعکم نعیق کلّ ناعق او نهیق کلّ ناهق او شبهات کلّ عالم افتی علی اللّه ربّ العالمین
بلسان پارسی ندای الهی را بشنوید در جمیع قرون و اعصار سبب اعراض و اغماض علما و فقهای ارض بودهاند چه که مشارق ظهور و مطالع امر در اوّل جمیع من علی الارض را در یکمقام و یکشأن مشاهده مینمایند و کل را از ما عندهم به ما عند اللّه میخوانند اینفقرات مخالف است با عزّت و ریاست علمای ظاهر لذا بر اعراض و نزاع و جدال قیام مینمایند چنانچه نمودهاند و اکثری بفتوای آن نفوس ظالمه بشهادت فائز گشتند جمیع فساد عالم از آن نفوس بوده و خواهد بود عیسی ابن مریم با برهان از جانب مقصود عالمیان آمد جمیع علمای یهود و علمای اصنام فتوا بر قتل آنحضرت دادند در خاتم انبیا روح ما سواه فداه تفکّر نمائید علمای نصاری و یهود و اصنام بر آنحضرت قیام نمودند در اوّل ظهور نقطۀ بیان روح من فی ملکوت الامر فداه ملاحظه نمائید رئیس علمای ایران طرّاً در آن ایّام شیخ محمّد حسن نجفی بوده او در اوّل ایّام بر اعراض قیام نمود و بعد علمای بلاد و مَرَدۀ غافله بر اعراض قیام نمودند و بر رؤس منابر بسب و لعن سیّد عالم مشغول گشتند و بالاخره بفتوای آن نفوس آنحضرت را شهید نمودند و اینفقره را کل میدانند چه دیدهاند و چه شنیدهاند چه که چند نفر کاذب غافل ناس را باوهامات تربیت نمودند و از ثدی ظنون شیر دادند و ظهور آنحضرت را از جابلقا و جابلسا معیّن نمودند بقسمیکه اگر نفسی بر تولّد تکلّم مینمود فیالحین بر قتلش فتوا میدادند باری آن اوهامات سیف جفا بود و بر مشرق وفا وارد شد حال هم بعضی از اهل بیان از ارباب عمائم و غیرهم آن اوهامات را تجدید نمودهاند حق عبادش را حفظ فرماید در حزب شیعه تفکّر نمائید قرنها و عصرها خود را اعظم و اعلم و افقه عباد میشمردند ثمرۀ اعمال در یوم جزا آن بود که بسب و لعن و قتل مولی العالم قیام نمودند یا حزب اللّه خود را باسم حق جلّ جلاله حفظ نمائید بگیرید کأس انقطاع را باسم مالک ابداع بنوشید از او باستقامتیکه جمیع عالم قادر بر منع نباشد در آنچه از قلم اعلی جاری شد تفکّر نمائید که شاید نفوس غافله شما را از اشراقات انوار آفتاب توحید منع ننمایند بلکه قادر بر تکلّم نباشند امروز آب رحمت جاری و آفتاب حقیقت مشرق و بحر علم موّاج هر نفسی فائز شد او از اعلی الخلق لدی الحق مذکور مکرّر این بیانات از قلم مُظهر اسما و صفات جاری تا کل ضبط نمایند و حفظ کنند لعلّ از وساوس خنّاس و شیاطین ارض محفوظ مانند شیاطین در اوّل بلباس دوستی درآیند و بمحبّت انسانرا بسقر برند اعاذنا اللّه و ایّاکم من شرّ هؤلآء
یا احبّائی فی سرچاه یذکرکم مولی العالم فی سجنه الاعظم و یبشّرکم بما نزّل لکم فی کتاب اللّه ربّ الارباب ایّاکم ان تمنعکم سبحات الجلال عن الغنیّ المتعال الّذی اتی من سمآء الفضل بجنود الوحی و رایات الالهام طوبی لمن یقوم و یقول یا ملأ البیان خافوا اللّه و لا تدحضوا الحقّ بما عندکم اتّقوا الرّحمن الّذی اتی بقدرة و سلطان ایّاکم ان تعملوا بمثل ما عملتموه فی اوّل الایّام ضعوا الظّنون و الاوهام قد انار افق الظّهور بنیّر الایقان قد عملتم فی اوّل الایّام ما ناح به سکّان الفردوس الاعلی و الّذین طافوا العرش بالغدوّ و الآصال و نذکر اهل القاف الّذین شهدوا بما شهد اللّه فی اوّل الامر اذ کان النّور مشرقاً من افق العراق قد ظهر ما وعدناکم به فی الزّبر و الالواح انّا نوصیکم بالاستقامة الکبری علی هذا الامر الّذی به زلّت الاقدام و بالامانة و الدّیانة و بما یرتفع به امر اللّه بین العباد انّا ذکرناکم من قبل بذکر اذ ظهر سجدت له الاذکار کونوا کالجبال فی امر اللّه کذلک امرکم من قبل و من بعد من عنده امّ الکتاب یا حزب اللّه هناک ایّاکم ان تمنعکم شبهات العلمآء او سطوة الامرآء دعوا العالم متوکّلین علی اللّه مالک الرّقاب البهآء المشرق من افق سمآء رحمتی علیکم و علی الّذین قاموا و قالوا اللّه ربّنا و ربّ الارض و السّمآء و مالک المبدء و المآب انتهی
اینکه اینعبد را وکیل نمودند در طواف و زیارت للّه الحمد از قبل آنجناب و اولیای آن ارض مطاف مقرّبین و مخلصین را طواف نموده و زیارت هم بعمل آمد از حق تعالی شأنه سائل اجر آنرا در دنیا و آخرت عطا فرماید امروز آنچه عنداللّه مقدّم است و از اعلی الاعمال محسوب استقامت بر امر بوده و هست انشآءاللّه بآن فائز شوید
و اینکه مرقوم داشتید نامههای متعدّده ارسال داشتهاند و جواب ارسال نشده عدم ارسال را سبب کثرت تحریر بوده و هست حق شاهد و گواه هر وقت فرصت یافت شده اینفانی بخدمت دوستان و جواب نامۀ ایشان مشغول گشته از جمیع اطراف عرایض و مراسلات میرسد و از کثرت اشغال بسا میشود جواب یکسنه دو سنه در عهدۀ تأخیر میماند اولیاء حق باید از تأخیر آن دلتنگ نشوند چه که عذر این خادم بمثابۀ شمس ظاهر و روشنست معذلک عفو میطلبم و از حق جلّ جلاله توفیق میخواهم تا از عهدۀ این امر خطیر برآیم الامر بیده یفعل ما یشآء و یحکم ما یرید
و اینکه نوشته بودند اولیا در آن ولا از نرسیدن خبر از ساحت امنع اقدس اعلی مخمود و مکدّرند اینفقره بعد از عرض در مقام کان اللّه و لم یکن معه من شیء بشرف اصغا فائز قوله تبارک و تعالی اولیای حق جلّ جلاله کل مذکورند و از قلم اعلی مسطور فیوضات فیّاض حقیقی در کلّ حین ظاهر و نازل باید اولیا در هر دیار بحکمت و بیان در محافل و مجالس جمع شوند و آیات الهی را قرائت نمایند چه که آیات مُحدث نار محبّت است و مُشعل آن ولکن باید در جمیع احوال بحکمت ناظر باشند و اجماع هم از پنج الی نه کافیست و محل هم باید متعدّد باشد چه اگر در یک محل قرار دهند غافلین آگاه شوند و سبب ضوضا گردد للّه الحمد در جمیع مُدُن و دیار آثار الهی موجود و مشهود اوست محیی عالم و مفرّح افئدۀ مخلصین و مقرّبین طوبی لمن تمسّک بها و فاز بقرائتها و کان من ناصری امرها و حافظی زمامها انتهی
آنچه از قلم اعلی جاری شد کافی بوده و هست بمبیّن و مفسّر محتاج نه این خادم فانی خدمت جمیع دوستان سلام و تکبیر عرض مینماید و از برای کل از حقّ منیع استقامت مسئلت میکند امروز روز ذکر و ثناست چه که محبوب عالم مشهود و امروز روز استقامتست چه که ناعقین غیر معدود و امروز روز توحید حقیقی است هر نفسی بانوارش فائز شد او از مقرّبین در کتاب مبین مکتوب جهد نمائید شاید بآنچه مقصود است فائز گردید و از کأس باقیه بنوشید و از قدح ابدی بیاشامید و آن عرفان مقصود عالم و استقامت بر امر اوست البهآء و الثّنآء علی جنابکم و علی اولیآء اللّه هناک و فی الاطراف و علی کلّ رَجُل ما زلّ رجله عن الصّراط الحمد للّه ربّ الارباب و مالک المبدء و المآب