ای دوستان معنوی و یاران حقیقی عبدالبهآء هرچند آفت وبا جمیع انحاء اقلیم مقدّس ایران را بزلزله و ولوله انداخت و آشوب و فتنه برپا نمود و از این جهت دل و جان آوارگان اسیر اندوه و احزان شد و شب و روز بدرگاه یزدان عجز و نیاز گشت که
ای دانای راز هرچند گنهکاریم و تبهکار ولی بخشش یزدانی و عفو و غفران رحمانی مشروط بلیاقت و استعداد انسانی نه این بلای ناگهانی را از کشور ایرانی مندفع فرما تا بندگان آسایش جان یابند و راحت وجدان جویند
الحمد للّه که محض فضل و احسان این بلای بیامان در مدّتی قلیله مندفع شد امّا در سائر جهان مدّتی مدیده امتداد یافت چنانکه چند سنۀ پیش در حوالی این بقعۀ نورا جز مدینۀ عکّا از حجاز و مصر گرفته تا شام و بیروت و حما و حمص و طرابلس و یافه و قدس و غیره دو سال این بلا مستولی بود تا به عراق رسید و از عراق به ایران افتاد امّا سرعت اندفاع این آفت از مملکت ایران از میمنت نیّت مبارکۀ مرکز سلطنت عظماست چه که در ایّام سلف مرض وبا در آن دیار افتاد و هفت سال امتداد یافت حال باین زودی زوال یافت و این مجرّد از نوایای مقدّسۀ اعلیحضرت شهریاری و معدلت حضرت صدارتپناهی بود و فیالحقیقه اعلیحضرت تاجداری رعیّتپرور و مهربانست و جناب صدر محترم عادل و آزموده و باعزم و کاردان این عبد از بدایت وزارت حضرت صدارت تا بحال ساکت بود تا بعد از فحص و تحقیق بیان نماید فیالحقیقه بصرافت طبع و طیب خاطر در فکر راحت و آسایش عموم رعایاست از خدا خواهم که اعلیحضرت شهریاری را مؤیّد و جناب صدارتپناهی را بتوفیقات عظیمه موفّق فرماید
از قرار مسموع رأی جهانآرای پادشاهی و حسن تدبیر جناب صدارت عظمی تعلّق بر آن گرفته که در هر شهری بجهت فصل دعوی و قطع مرافعه و احقاق حقوق عباد مرکزی مخصوص تعیین گردد و مرافعه حصر در آن مرکز شود این قضیّه بسیار مفید است و سبب آسایش و راحت قریب و بعید اگر چنین گردد اسّ اساس مدنیّت کبری که در سائر اقالیم برپاست خیمه و خرگاه در ایران زند این اوّل اصلاح مملکتست انشآءاللّه موفّق بر اجرا گردند و نادانان دست از بیحیائی بردارند و اطاعت و انقیاد قوانین و احکام عادلانه نمایند
ای یاران الهی عبدالبهآء از جمیع شماها راضی و نظر بتعلّق شما بدرگاه احدیّت و تحقّق تام بمحبّت حضرت رحمانیّت مینماید امروز جمیع ملل عالم برذائل عالم شیطانی آلوده و از فضائل جهان الهی بیزار و آزادند کلّ خونخوار و تیزچنگ و بیانصاف و بیدرنگند ملاحظه نمائید که در اقلیم منشوریا چه حشر و نشوریست فاعتبروا یا اولی الأبصار همۀ این منازعات بر سر خاکست و عاقبت این خاک ناپاک مانند ثعبان بیباک جمیع افراد انسان را فروبرد نفسی را باقی نگذارد و با وجود جور و جفا این خاک سیاه معشوق کلّ است و دلبر فتّان آفاق چه قدر بیفکریست و چه قدر نادانی که بجهت این خاک تباه آفت جسم فتنۀ جان چنین جانفشانیها میشود و خونها ریخته میگردد و شهرها خراب میشود و جان و مال بتالان و تاراج میرود چه بسیار پدر مهربان که بر قتل پسر آه و انین نماید و بسا مادر که در ماتم فرزند سرشک رنگین ببارد چه بسیار اطفال معصوم یتیم و محزون گشتهاند و چه بسیار نساء که قرین و همنشین محترم را در خاک و خون مشاهده کردند اینست نتیجۀ مدنیّت امم و ملل عالم فاعتبروا یا اولی الأبصار در میان این جمهور فرق عالم حزب اللّه را آرزو چنان که خدمتی بعالم انسانی نمایند و این غوائل را بقوّت برهان و تأیید یزدان و همّت بیپایان بلکه انشآءاللّه زائل کنند علیالعجاله نیّت حزب مظلوم خیر است و عزم جزم تا توفیقات الهیّه چه کند و تأییدات رحمانیّه چه نماید و اللّه یؤیّد من یشآء علی ما یشآء و انّه لعلی کلّ شیء قدیر ع ع
ای یاران حقیقی عبدالبهآء حضرت ابن اصدق ببقعۀ مبارکه وارد و بطواف مطاف ملأ اعلی فائز و در انجمن رحمن حاضر و در کمال روح و ریحان ملاقات میشود روزها بزیارت تربت مقدّسه مشغول و شبها بالفت یاران رحمانی و عبدالبهآء مألوف و در نهایت تبتّل و تضرّعند از حقّ میطلبم که موفّق در جمیع شئون و مراتب گردند تا بعبودیّت آستان مقدّس چنانکه باید و شاید مؤیّد گردیم ع ع
احبّای الهی علیهم بهآء اللّه الأبهی
جناب آقا میرزا علی اکبر میلانی بخطّ بسیار خوشی طبع نموده نشر نمایند ع ع