نور هدی تابان شده طور تقی رخشان شده
موسی بجان پویان شده کهسار سینا آمده
صبح جبین نور مبین وآن عارض گلگون ببین
با لعل رنگینی چنین آن غرّه غرّا آمده
هر دم نسیمی میوزد بوی عبیری میرسد
صبح امیدی میدمد غبرا نورا آمده
دریای حقّ پرموج شد هر موج از آن یک فوج شد
وآن فوجها بر اوج شد هر پست بالا آمده
صوت انا الحقّ هر زمان آید ز اوج آسمان
می نشنود جز گوش جان آذان صمّا آمده
ابر گهربار است این فیض درربار است این
نور شرربار است این انوار بهرا آمده
آفاق عنبربار شد امکان پرانوار شد
بس خفتهها بیدار شد تعبیر رؤیا آمده