٩۱
جناب آقا هاشم من اهل الکاف علیه بهآء اللّه الابهی
جناب آقا محمّدهاشم علیه بهاء اللّه الابهی
ای سرگشتۀ کوه و بیابان احرام کعبۀ مقصود بربستی و اصنام نفس و هوا شکستی و از قید راحت و آسایش رستی عازم کوی یار مهربان شدی سدّی حائل شد و حوادثی مانع گشت مأمور برجوع شدید مأیوس مشو محزون مشو مسرور باش زیرا اجر موفور محتوم است و موهبت زائرین مقرّر و مقدور امیدوارم که بفضل حق در وقت رجوع بموطن معلوم شعلهات بیشتر گردد و نار محبّتت افروختهتر شود زبان بثنای جمال قدم بگشائی و از فضل حق طوبی لی ثمّ طوبی لی فریاد برآری و علیک التّحیّة و الثّنآء ع ع