جناب حسن خان علیه بهآء اللّه الأبهی
ای سرمست بادۀ پیمان شوری در آفاق افکن و شعلهئی در قطب عالم امکان بزن بحری بموج آر و بال و پری در اوج بگشا درجی باز کن و گوهری بیفشان شمعی برافروز و جهانی بنار محبّت اللّه بسوز نافهئی بگشا و مشامها را مشکبار نما نسیمی بوزان و دماغها را معطّر کن و مغزها را معنبر تأیید ملکوت ابهی مرغ قاصر را نسر طائر نماید و پشۀ ضعیف را عقاب کاسر در خدمت امر اللّه بکوش و در نشر نفحات اللّه همّت نما بینصیبان را نصیب بخش و محرومانرا محرم بزم راز کن تشنگانرا ماء معین شو و گمگشتگانرا هادی سبیل پژمردگانرا تر و تازگی بخش و افسردگانرا حرارت و آزادگی توجّه بملکوت ابهی کن و هر تأییدی طلب نما انّه یؤیّدک و یوفّقک علی الفوز العظیم و البهآء علیک و علی کلّ ثابت مستقیم ع ع