نظم اداری: هسته و الگوی نظم جهانی حضرت بهاءالله
هر فرد بهائی باید به خاطر داشته باشد که سیستم نظم اداری بهائی بدعتی نيست که بعد از صعود حضرت عبدالبهاء خودسرانه بر عالم بهائی تحميل شده باشد، بلکه مرجعیّت آن از الواح وصايای حضرت عبدالبهاء سرچشمه میگیرد، در الواح مبارکۀ متعدّده بالأخصّ توضیح و تجویز گردیده، و بعضی مشخّصات اصلیّۀ آن مبتنی بر تمهیدات صریحۀ کتاب مستطاب اقدس است. بدین ترتیب نظم اداری بهائی اصولی را که جداگانه از قلم حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء صادر گشته با يکديگر عجین و مرتبط میسازد و با حقایق اساسی آیين بهائی پيوندی ناگسستنی دارد. تفکیک اصول اداری امر الله از تعالیمِ صرفاً روحانی و انساندوستانۀ این آیین به منزلۀ ناقص کردن پیکر امر الهی است، تفکیکی که فقط میتواند به از هم پاشیدن اجزاء مرکبّۀ آن و اضمحلال امر مبارک منجر شود.
نظم اداری که مندمج در تعالیم حضرت بهاءالله است و پیروان امر الهی در خطّۀ امریکا پیشتازان آن بوده و هماکنون در حال استقرارش هستند نباید تحت هیچ شرایطی با اصول زیربنای دموکراسی امروزی یکسان تلقّی شود و همچنین مانند هیچ یک از حکومتهای کاملاً اشرافی (aristocratic) و یا استبدادی (autocratic) هم نیست. نظم اداری از خصوصیّات نامطلوب ذاتی هر یک از این نظامهای سیاسی کاملاً مبرّا است. این نظم به نحوی که هیچ یک از حکومتهای بشری تا کنون به انجام آن توفیق نیافتهاند حقایق سلیمه و عناصر مفیده کمکهای ارزشمندی را که هر یک از این حکومتها در گذشته به اجتماع عرضه کردهاند به هم میآمیزد. مشورت صادقانه و آزاد شالودۀ این نظم بی نظیر و مثیل است. اختیارات در دست اعضای منتخب محفل ملّی متمرکز است. قدرت و ابتکار عمل در درجۀ اولی به تمامی پیروان امر الهی واگذار شده که از طریق نمایندگان محلّی خود عمل میکنند. تنها امتیاز و مسئولیّت خطیر وکلای مجتمع در کانونش وظیفۀ دوگانه ایجاد قوایی که باید موجب تشکیل هیئت ادارهکنندۀ ملّی آنان گردد و مشورت آزاد و کامل در فواصل زمانی معیّن با هر دو محفل ملّی سابق و جدیدالانتخاب است. هیچ چیز به جز تعامل نزدیک و مداوم بین نهادهای مختلف نظم اداری بهائی نمیتواند آن را قادر به متحقّق ساختن سرنوشت متعالیاش نماید.
(ترجمهای از پینوشت حضرت شوقی افندی در ذیل نامۀ مورّخ ۱۸ نوامبر ۱۹۳۳ صادره از جانب آن حضرت خطاب به یکی از محافل ملّی) [۳]
یاران عزیز و محبوب، قوای نافذهای که به نحوی آنچنان معجزهآسا از دو ظهور مستقل و پی در پی منبعث گشته اکنون بر اثر مجهودات حارسان منتخَب آیینی که صيتش به اقصی نقاط عالم رسيده در مقابل دیدگان ما به تدریج مجسّم و مصوّر میگردد. این قوا تدریجاً در کالبد مؤسّساتی متبلور میگردد که در مستقبل ایّام به عنوان نشانۀ بارز و شکوه عصری محسوب خواهد شد که ما به استقرارش مأمور گشته و باید با اعمال و رفتار خود آن را مخلّد و جاودان سازيم. زيرا نفوذ و تأثير ابزاری که اکنون در حال ایجادش هستیم، ابزاری که میباید مآلاً ساختار آن جامعـۀ مشترک المنافع سعادتمندی را که طلیعۀ ظهور عصر ذهبی این آیین نازنین است بنا نهد، مشروط به مجهودات کنونی ما و از همه بالاتر منوط به درجه همّت و کوششی است که در راه انتخاب روش زندگیمان بر اساس اقتدا و تأسّی به روش اسلاف دلير و جانفشان مبذول میداریم.
مادام که این نظام هنوز در مرحلۀ طفوليّت است مبادا نفسی در ادراک کيفيّتش به خطا رود، اهمّيّتش را اندک شمارد و يا مقصدش را دگرگون جلوه دهد. صخرهای که اين نظم اداری بر آن استوار است مشيّت ثابتۀ الهيّه برای عالم انسانی در عصر حاضر است. منبع الهامش نفس مقدّس حضرت بهاءالله است و حامی و مدافعش جنود مجنّدۀ ملکوت ابهی … دعائمی که سلطه و اقتدارش را قائم داشته و ارکانش را استحکام میبخشد مؤسّسات دوگانۀ ولايت امر اللّه و بيت العدل اعظم است، مقصد اصلی و اساسی و محرّک آن، استقرار نظم بديع جهانآرایی است که شالوده آن را حضرت بهاءالله بنيان نهادهاند. روشی که به کار میبرد و موازينی که القا مینمايد آن را نه به شرق متمايل میسازد و نه به غرب، نه به يهود و نه به نصاری، نه به فقير و نه به غنی، نه به سفيد و نه به سياه. شعارش وحدت عالم انسانی، علمش صلح اعظم، سرانجامش حلول عصر ذهبی موعود است يعنی يومی که سلطنتهای عالم به سلطنت الهيّه که سلطنت حضرت بهاءالله است مبدّل گردد.
حضرت ولیّامرالله در تأکید به تمایز نظم اداری بهائی خاطرنشان میسازند که ”این نظم اداری با آنچه هر یک از پیامبران گذشته تأسیس فرمودهاند تفاوتی اساسی دارد زیرا که حضرت بهاءالله بنفسه اصول آن را نازل و مؤسّساتش را تأسیس و مبیّن آثار مقدّسۀ خود را تعیین فرموده و به هیئتی که مأمور تکمیل و تنفیذ احکام شرعيّهاش میباشد اختیارات لازم را تفویض نمودهاند.“ (ترجمه) در بیان دیگری، هیکل مبارک متذکّر شدهاند که ”سعی در مقایسۀ این نظم بینظیر الهی با هر یک از نظامهای گوناگونی که فکر بشری در طیّ ادوار مختلف تاریخ برای ادارۀ امور مؤسّسات خویش تدبیر نموده، راه به گمراهی است.“ (ترجمه) و همچنین میفرمایند ”چنین تلاشی خود حاکی از عدم درک کامل علوّ و برتری صُنع ید عنایت مؤسّس عظیم الشّأنش خواهد بود.“ (ترجمه)
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۹ دسامبر ۱۹۸۸ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایالات متّحدۀ امریکا) [۶]
وضعیّت عالم، در حالی که ما را با چالشی حاد و به غایت فوری مواجه میسازد یادآور چشمانداز جهانی و امیدوارکنندۀ حضرت شوقی افندی در مورد امکانات نظم اداری در خلال قرن دوّم بهائی است، قرنی که به سرعت به اواسط آن نزدیک میشویم. آن حضرت در سال ۱۹۴۶ مرقوم فرمودند ”قرن دوّم مقدّر است شاهد یک گسترش عظیم و یک تحکیم قابل توجّه نیروهایی باشد که در جهت توسعۀ نظم اداری و همچنین نخستین اثرات روحافزای آن نظم جهانی در کارند، نظم نوینی که نظم اداری هم مبشّر و هم هستۀ مرکزی و الگوی آن است، نظمی که به آرامی در حال تبلّور است، پرتو اثرات مطلوبش را بر تمامی کرۀ ارض میافکند، و همزمان بلوغ جمیع نوع انسان و بلوغ امر بهائی را که مولد آن نظم نوین است اعلام خواهد کرد.“ (ترجمه)
(ترجمهای از پیام رضوان ۱۹۹۲ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۷]
شکوه و جلال نظم جهانآرای حضرت بهاءالله مقدّر است آن را بسط و توسعه دهد همواره از آغاز تاریخ امر بهائی مورد توجّه بوده است. حضرت باب بنفسه الاعلی اعلام فرمودند ”طوبی لمن ينظر الی نظم بهآءاللّه و يشکر ربّه“، و حضرت بهاءالله در امّالکتاب دور بهائی تصریح فرمودهاند که ”قد اضطرب النّظم من هذا النّظم الأعظم“. بسیار واضح است که اهداف متعالی این آیین مقدّس تنها به وسیلۀ نظم جهانی که حضرت بهاءالله بدین منظور بنیان نهادهاند محقّق خواهد شد. تقلیب روحانی نوع بشر، رهایی مردم مختلف جهان از مصیبتهای بیشمار، دستیابی به صلح حقیقی در عالم و حفظ آن، و ولادت مدنیّتی جهانی — همۀ این اهداف عالی الهی محقّق نخواهد شد مگر آنکه با آن تغییر بنیادین در ساختار و عملکرد جامعۀ بشری که در رشد و شکوفایی این نظم الهی نهفته است، همراه باشد. مؤسّسات نظم اداری بهائی که اکنون به همّت مؤمنین در سراسر عالم استقرار مییابد، مبشّر، هستۀ مرکزی و الگوی آن نظم جهانی است که در گذر زمان پرتو اثرات مطلوبش را بر تمامی کرۀ ارض میافکند.
حضرت شوقی افندی توضیح فرمودهاند که نزول کتاب اقدس از قلم مبارک حضرت بهاءالله مخزن ”حدود و احکامی است که باید برای نسلهای آتيه باقی ماند و نظم جهانآرايش بر آن اساس استوار شود“ (ترجمه). هیکل مبارک همچنین اشاره میفرمایند به ”تأثیرات قوای سهگانۀ منبعثه از لوح مبارک کرمل نازله از يراعۀ مقدّسۀ حضرت بهاءالله، و الواح مبارکۀ وصایا و الواح نقشۀ ملکوتی صادره از كلک مطهّر مرکز میثاق الهی به حرکت و فعّالیّت درآمدهاند روز به روز به قوّتی جدید و فتوحاتی بدیع نائل گردند. این سه اثر سه منشوری است که سه فرایند مشخّص را به جریان انداخته است: منشور اوّل عامل توسعۀ مؤسّسات امری در مرکز جهانی بهائی در ارض اقدس است، و دو منشور دیگر عامل نشر نفحات الله و استقرار نظم اداری امر الله در سرتاسر بقیۀ عالم بهائی.“ (ترجمه) این سه فرایند با وجود تفاوتهایشان به همدیگر مرتبطاند. تحوّلات در مرکز جهانی امر الهی، قلب و مرکز نظم اداری، طبیعتاً بر هیکل زندۀ جامعۀ جهانی بهائی تأثیر بارزی دارد و نیز از نیروی حیاتی آن متأثّر است. نظم اداری را میتوان در بهترین نگاه همانا وسیلۀ اصلی اجرای نقشۀ ملکوتی دانست در حالی که نقشۀ ملکوتی قویّترین عامل برای رشد و توسعۀ ساختار نظم اداری امر الله شناخته شده است. بنا بر این برای رشد صحیح و متوازن آیین بهائی و دستیابی سریع به نظم جهانی، لازم است توجّه شایسته به هر سه فرایند مبذول گردد.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۴ ژانویه ۱۹۹۴ بیت العدل اعظم خطاب به محافل ملّی) [۸]
نظم جهانی حضرت بهاءالله همان نظم الهی است که ملل و امم عالم بیتابانه در جستجوی آنند. این نظم الهی که حضرت ربّ اعلی در کتاب مستطاب بیان فارسی به آن بشارت داده و حضرت بهاءالله شخصاً ویژگیهای اساسی آن را تعیین فرمودهاند، از نظر معيار عدالتش و از نظر تعهّدش نسبت به تحقّق وحدت نوع بشر و همچنین از لحاظ قابلیّتش برای ترویج تغییر و تحوّل و پیشبرد مدنیّت جهانی، در تاریخ بشر بیسابقه است. این نظم وسایل و امکاناتی را فراهم میکند که از طریق آن مشيّت الهيّه راه ترقّی نوع بشر را نورانی میسازد و استقرار نهایی ملکوت الهی بر روی زمین را هدایت مینماید.
در سراسر عالم، پیروان مخلص حضرت بهاءالله برای توسعۀ هر چه بیشتر نظم اداری بهائی که حضرت ولیّامرالله آن را ”نه تنها هستۀ مرکزی بلکه نمونۀ کامل نظم بدیع الهی“ (ترجمه) توصیف فرمودهاند، سخت میکوشند و به این ترتیب شالودۀ مدنیّتی جهانی را بنا مینهند که مقدّر است شکوه و جلال خیرهکنندهاش در قرون آینده به منصۀ ظهور و بروز برسد. بهائیان عالم علیرغم آشوبها و اغتشاشاتی که حضرت بهاءالله با بیان ”قد اضطرب النّظم من هذا النّظم الأعظم و اختلف التّرتیب بهذا البديع الّذی ما شهدت عين الابداع شبهه“ تلویحاً بدان اشارت فرمودهاند، به مساعی خویش ادامه میدهند.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۵ مارس ۲۰۰۷ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۹]
محافل روحانیّهئی که در این عصر الهی و قرن رحمانی تأسیس شود البتّه مثل و مانندش در اعصار ماضیه تحقّق نیافته زیرا محافل عظمی در تحت حمایت اکابر رجال بود امّا این محافل در تحت حمایت جمال ابهی ناصر و معین آنان یا امیر بود یا ملیک بود و یا کاهنی رئیس یا جمهوری کثیر امّا این محافل روحانی را ناصر و معین و مؤیّد و ملهم حضرت ربّ قدیر.
این محافل که از قلم حضرت عبدالبهاء در الواح مبارکۀ وصایای آن حضرت به ”بیت عدل خصوصی“ تسمیه شدهاند هیئتهای انتخاب کنندۀ بیت العدل اعظم میباشند و اختیار و مسئولیّت هدایت و ایجاد اتّحاد و هماهنگی و تشویق اقدامات افراد و محافل محلّیِ تحت اِشرافشان به آنان اعطا شده است. این محافل ملّیّه مستقرّ بر شالودۀ وسیع جوامع متشکّل محلّی، و خود بمنزلۀ ارکان مستحکم مؤسّسهای که میباید به عنوان رأس نظم اداری محسوب گردد، توسّط نمایندگان جوامع محلّی بر اساس اصل نمایندگی متناسب (proportional representation) — تعداد نمایندگان بر اساس تعداد اعضای جامعه — تعیین میشود و در یک کانونشن که در ایّام عید اعظم رضوان گرد هم جمع میآیند انتخاب میشوند. این محافل ملّی از اختیارات لازم برخوردارند تا توسعۀ هماهنگ و مؤثّر فعّالیّتهای بهائی را در حوزۀ مسئولیّت خود تضمین نمایند، در اتّخاذ خطّ مشی و تصمیماتشان از هرگونه مسئولیّت مستقیم در برابر انتخابکنندگان آزادند، وظیفۀ مقدّسشان این است که نظرات نمایندگان را مورد مشاوره قرار داده و خواستار پیشنهادات آنها بوده، در تصمیماتشان اطمینان و همکاری نمایندگان را تضمین نمایند و نمایندگان را با نقشهها و مسائل و عملکرد خود آشنا سازند، و از منابع صندوق ملّی که همۀ مؤمنین به تقدیم تبرّعات در آن تشویق میشوند حمایت میگردند.
غیر ممکن خواهد بود که در این مرحله، ضرورت مؤسّسۀ محفل روحانی ملّی را نادیده گرفت و یا در اهمّیّت فوقالعادۀ آن غلوّ نمود، مؤسّسهای که فعّالیّتهای احبّا در سراسر قارّۀ امریکا حول آن میگردد. موقعیّت این محافل عظیم، مسئولیّتهایشان خطیر، و وظایفشان متعدّد و دشوار است. چه موهبت بزرگی و چه وظیفۀ حسّاسی به عهدۀ جمع وکلایی است که مأموریّت انتخاب چنین نمایندگان ملّی را بر عهده دارند، نمایندگانی که خدماتشان باعث جلال و غنای صفحات تاریخ این امر اعظم است. هرگاه توجّه خود را به شرایط عالیۀ صلاحیّت اعضای محافل بهائی مذکور در الواح حضرت عبدالبهاء معطوف نماییم احساس ناامیدی و عدم لیاقت بر ما غلبه خواهد کرد و حقیقتاً مأیوس خواهیم شد مگر با این فکر تسلّیبخش که اگر با صداقت به ایفای وظایف خود قیام نماییم هر کمبودی در زندگی ما به صرف فضل و قوّت غالبۀ الهیّه به نحو احسن جبران خواهد شد. از اینرو بر وکلای منتخب واجب است که بدون ادنی شائبهای از حب و بغض، و بدون هیچگونه ملاحظات مادّی، اسامی کسانی را که به بهترین نحوی خصایص لازمۀ وفاداری صرف، ایمان و انقطاع محض، حسن درایت، لیاقت و كفايت مشهود و تجارب کافی را دارا باشند منظور نظر خود قرار دهند. امید آنکه محفل روحانی ملّی جدید الانتخاب، آن خادمین ممتاز و منتخب امر الله، دورۀ مسئولیّت خود را با انجام خدمات صمیمانه که بر افتخار، شکوه و قدرت اسم اعظم خواهد افزود، جاودان نمایند.
امّا محفل روحانی ملّی که وظیفۀ اجتنابناپذیرش حفظ سلامت، اصالت فعّالیّتها، هماهنگ ساختن آنها، و تشویق و ترویج حیات کلّ جامعه است، توجّه اصلیاش در حال حاضر باید معطوف به مشورت خالصانه در مورد این نکته باشد که چگونه به بهترین وجه میتواند هم آحاد مؤمنین و هم محافل محلّی را قادر سازد تا وظایف مربوطۀ خود را ایفا نمایند. [اعضای این محفل] باید از طریق درخواستهای مکرّرشان، با آمادگیشان برای رفع هرگونه سوء تفاهم و برطرف کردن همۀ موانع، با ارائۀ حیات بهائی نمونه در زندگیشان، با مراقبت دائمی و حسّ عمیق عدالتخواهی و خضوع و خشوع و تقدّس و شجاعتشان، قابلیّت خود را در ایفای نقش خویش در پیشرفت نقشه به نفوسی که نمایندگانشان هستند نشان دهند، نقشهای که در آن نقششان کمتر از دیگر اعضای جامعه نیست. امید است که روح غالبه و نبّاض حضرت بهاءالله در هر یک از اجزاء این سیستم که به طور هماهنگ انجام وظیفه مینماید چنان نفوذ نماید که آن را قادر به ایفای سهم شایستۀ خود در پیروزی نقشه نماید.
(ترجمهای از توقیع مورّخ ۳۰ ژانویه ۱۹۳۸ حضرت شوقی افندی) [۱۳]
در حالی که فرایند ترویج و تحکیم داخلی جامعه شتاب بیشتری میگیرد نمایندگان منتخب ملّی این جامعه نباید از وظیفۀ دیگر خود که به همان اندازه اساسی و حیاتی است غفلت ورزند، یعنی حیات روحانی اعضای جامعۀ خود را پیوسته غنا بخشند، فهم و درک آنان را از حقایق اساسی و تعالیم و اصول بنیانی آیینشان
عمیق سازند، آنان را به رعایت دقیق قوانین و احکام آن ملزم سازند، و با انعکاسی کاملتر از حقایق روحبخش و تعالیدهندۀ ظهور حضرت بهاءالله در حیات و رفتار شخصی خود سرمشقی برای همکیشان خویش باشند.
(ترجمهای از توقیع مورّخ ۲۴ ژوئن ۱۹۵۴ حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از محافل ملّی) [۱۴]
هدف نظم اداری در این زمان آن است که شعلۀ ایمان را که اخیراً در قلوب تازهتصدیقان مشتعل شده شعلهور سازد، شوق و قابلیّت تبلیغ را در آنان ایجاد نماید، امور مهاجرت و تبلیغ را تسهیل کند، و به تزیید معلومات و معارف دوستان کمک نماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۷ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از محافل ملّی) [۱۵]
محفل باید همچون پدر یا مادری خردمند و مهربان امور احبّا را اداره نماید و همواره با شکیبایی و پشتکار، آنها را تشویق کرده و شور و اشتیاق انجام وظایف مربوطه را در قلوب آنان القا نماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۵۷ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به پنج محفل ملّی) [۱۶]
یکی از اهداف ساختار مؤسّسات نظم اداری تسهیل ارسال و دریافت هدایات، اطّلاعات و وجوه بین خودِ مؤسّسات ولی اغلب بین افراد یا گروهها و مؤسّسات میباشد. هرچند روند هر یک از این امور به خصوص انتقال اطّلاعات که در مکالمات روزانه اتّفاق میافتد میتواند از طرق غیر رسمی انجام شود ولی با این حال همۀ این امور ممکن است نیازمند سیستم و ابزار رسمی باشند که بعضی از آنها ساختار بسیار سازمانیافتهای دارند مانند سیستم حسابداری یا یک گزارش آماری، و بعضی کمتر سازمان یافتهاند مثل تشکیل جلسهای برای رسیدگی به موضوعی خاصّ یا وظیفهای که انجام آن به نمایندگی از طرف هیئتی به یک منشی محوّل میگردد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۴ ژوئن ۲۰۱۰ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۱۷]
سزاوار است که برای هر خوانندۀ محقّقی روشن باشد که از جمله برجستهترین و مقدّسترین وظایف مقرّرۀ کسانی که برای ابداع، هدایت و هماهنگی امور امر بهائی دعوت شدهاند آنست که به هر وسیلۀ ممکن اعتماد و محبّت کسانی را که افتخار خدمتشان را دارند جلب نمایند. وظیفهشان تحقیق و آشنایی با نظریّات مطروحه، عواطف فایقه و آرای شخصّیۀ نفوسی است که وجداناً مکلّف به ترویج رفاه آنان هستند. وظیفهشان آنست که یکباره و به کلّی مشاورات و تعاملات خود را از هرگونه رایحۀ بیاعتنایی و کنارهگیری، شک به پنهانکاری و جوّ خفقانآور اصرار مستبدّانه، و به طور خلاصه از هر قول و عملی که ادنی رایحۀ تبعیض، خودخواهی و تعصّب از آن استشمام شود مبرّا سازند. وظیفهشان آنست که با حفظ حقّ مقدّس و انحصاری تصمیمگیری نهایی در کف کفایت خود، خواهان مذاکره، ارائۀ اطّلاعات و ابراز تظلمات بوده از توصیههای حتّی وضیعترین اعضای جامعۀ بهائی استقبال کرده و منویّات خود را ابراز کنند، نقشههای خود را ارائه دهند، اقدامات خود را توجیه نمایند، تصمیمات خود را در صورت لزوم اصلاح کنند، روح ابتکار و تهوّر فردی را ترویج دهند، و حسّ همبستگی و همکاری، و درک و اعتماد متقابل را بین خود از یک طرف و از طرف دیگر بین همۀ محافل محلّی و افراد مؤمنین تقویت نمایند.
(ترجمهای از توقیع مورّخ ۱۸ اکتبر ۱۹۲۷ حضرت شوقی افندی) [۱۸]
کارآیی اداری و نظم باید همواره با میزانی مساوی از محبّت، فداکاری و رشد روحانی توأم باشد. هر دو ضروری است و کوشش برای جدا ساختن یکی از دیگری، به منزله سلب روح از هیکل امر الله است. در این ایّام که آیین بهائی هنوز در مراحل طفولیّت خود میباشد دقّت فراوانی باید مبذول گردد تا مبادا امور عادی و روزمره صرفاً اداری روحیّۀ لازم برای تقویت هیکل نظم اداری را تضعیف کند، روحیّهای که نیروی محرّکه و قوّۀ نافذۀ حیات آن نظم اداری است.
ولی همانطور که تأکید شد هم روح و هم شکل اقدامات برای رشد سالم و سریع نظم اداری ضروری است. حفظ تعادل کامل میان این دو، وظیفۀ اصلی و منحصر به فرد مسئولین اداری امر مبارک است.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۰ دسامبر ۱۹۳۳ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۹]
دوستان هرگز نباید اشتباهاً نظم اداری بهائی را بنفسه مقصدی برای آیین بهائی بدانند. این نظم صرفاً وسیلۀ جریان و سریان روح امر الله است. این امر الهی امری است که خداوند آن را برای جمیع بشر نازل ساخته است. این امر به منظور بهرهمندی تمامی نوع بشر طراحی شده و تنها راهی که میتواند این منظور را متحقّق سازد این است که حیات جامعۀ بشری را اصلاح کند و سعی در احیای نفوس نماید. نظم اداری بهائی فقط اوّلین شکلگیری چیزی است که در آینده حیات اجتماعی و قوانین زندگی جامعه خواهد بود. در حال حاضر پیروان امر الهی فقط در آغاز استنباط و عملکردی صحیح از آن هستند. بنا بر این اگر در مواقعی به نظر میرسد که نظم اداری در نحوۀ عملکردش اندکی خودآگاه و انعطافناپذیر است باید صبور بود. زیرا ما در حال یادگیری امری بسیار دشوار امّا شگفتانگیز میباشیم و آن اینکه چگونه با یکدیگر به عنوان یک جامعۀ بهائی بر اساس تعالیم پرشکوه جمال مبارک زندگی کنیم.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۴ اکتبر ۱۹۴۱ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به دو نفر از احبّا) [۲۰]
با تفکّر در بارۀ هشدار حضرت بهاءالله که ”هر امری که از اعتدال تجاوز نماید از طراز اثر محروم مشاهده شود“ در مییابیم که نظم اداری مورد نظر آن حضرت در بر دارندۀ اصول اجرایی لازم برای تأمین و حفظ آن اعتدالی است که ”آزادی حقیقی“ نوع بشر را تضمین خواهد نمود. با در نظر گرفتن همۀ جوانب، آیا به نظر نمیرسد که نظم اداری همانا ساختار آزادی برای عصر ما باشد؟ حضرت عبدالبهاء در این مورد به ما اطمینان خاطر میدهند و میفرمایند که ”حرّیّت معتدله که کافل سعادت عالم انسانیست و ضابط روابط عمومی در نهایت قوّت و وسعت در تعالیم حضرت بهاءالله موجود“ است.
در این چارچوب آزادی، الگویی برای رفتار افراد و مؤسّسات موجود است که مؤثّر بودنش نه چندان به قوّۀ قانون که البتّه باید مورد احترام باشد وابسته است بلکه منوط به قبول متقابل بودن منافع و به روح همکاری متّکی به اراده، شهامت، حسّ مسئولیّت و ابتکارات فردی میباشد، خصوصیّاتی که ناشی از تجلّی ایمان و تسلیم افراد در مقابل ارادۀ الهی است. بنا بر این تعادلی از آزادی بین مؤسّسات — ملّی یا محلّی — و افرادی که به وجود مؤسّسات استمرار میبخشند موجود است.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۹ دسامبر ۱۹۸۸ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایالات متّحدۀ امریکا) [۲۱]
به طور کلّی میتوان گفت که دموکراسی های مدرن نتیجۀ کوشش در راه محدود نمودن قدرت سلطنت مطلقه، استبداد و یا حاکمیّت طبقات خاصّ بوده است. این تحوّل یا به طور تدریجی در طول قرون و یا از طرق پر فراز و نشیب و به واسطۀ انقلابات متعدّد حاصل شده است. بنا بر این حتّی بعد از برقراری قوانین اساسی و ساختارهای دموکراسی هنوز نوعی بدگمانی نسبت به قدرت پابرجا میماند و کشمکشی بین میزان آزادی فردی شهروندان و تحمیل انضباط عمومیِ لازم برای حفظ ضعفا از اهداف خودخواهانۀ شهروندان مقتدر موجود است. عملکرد با شفّافیّت، مسئولیّتپذیری، آزادی مطبوعات و بحثهای منتقدانه بدین ترتیب آکنده از روحیّۀ حزبی میشود و متعاقباً به آسانی به تهاجم بیرحمانه به حریم خصوصی افراد، انتشار افترا و تهمت، افزایش بیحدّ بیاعتمادی و سوء استفاده از مطبوعات توسّط گروههای ذینفع، تنزّل مییابد. عکسالعمل نفوسی که میکوشند خود را در مقابل تحریف سیستم حفظ کنند به مخفیکاری، پنهان نمودن بسیاری از حقایق نامطلوب و سوء استفادۀ متقابل از مطبوعات تبدیل میشود — کلّاً ناهماهنگی دائمی در ساختار اجتماع.
در مقابل این الگوها که زاییدۀ دشمنیهای سنّتی دیرینه است، سیستم بهائی مبتنی بر آرمانهای وحدت، هماهنگی، عدالت، تنوّع و مدارا، برای بنای یک ساختار نظم اداری از طریق فرایند کشف و یادگیری همگانی است. همانطور که ذکر شد قدرتجویی مطلقاً در میان نیست بلکه کلّیّۀ اعضای جامعۀ بهائی علیرغم سمتی که در نظم اداری موقّتاً بر عهده دارند، باید خود را مشارکتکنندهای در یک فرایند یادگیری بدانند و سعی کنند احکام و اصول دیانت بهائی را فرا گرفته به اجرا گذارند. به عنوان بخشی از این فرایند، محافل نیز ترغیب میشوند که پیوسته آمال، اهتمامات و اخبار پیشرفت امر الله را با اعضای جامعه در میان گذاشته، خواهان نظرات و حمایتشان باشند. البتّه مسائلی نیز هست مانند مشکلات شخصی که فردی از احبّا برای مشورت به محفل ارجاع مینماید و مبلغی که افراد به صندوق تبرّعات تقدیم میکنند و غیره که محفل باید آنها را کاملاً محرمانه تلقّی کند. به مانند هر نظام عادلانۀ حکومتی باید به دنبال تعادلی صحیح بین افراط و تفریط در امور بود و آن را یافت. در این رابطه بیانات حضرت ولیّامرالله در نظم اداری بهائی را مسلّماً به یاد خواهید آورد:
همچنین باید در نظر داشت که مرام امر الهی مرجعیّت مستبدّانه نیست بلکه اخوّت خاضعانه است، قدرت مطلقه نیست بلکه روح مشورت صادقانه و مشفقانه است. تنها یک بهائی واقعی میتواند امید آن را داشته باشد که بین اصول شفقت و عدالت، آزادی و اطاعت، تقدّس حقوق فرد و تسلیم، و مراقبت، حزم و احتیاط از یک سو و دوستی، صراحت و شهامت از سوی دیگر تطبیق و توافق ایجاد نماید. (ترجمه)
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۸ ژوئیه ۲۰۰۰ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۲]
”باید مراقب باشیم که مبادا با توجّه بیش از حدّ به اِکمال تشکیلات اداری امری، مقصد الهی از ایجاد آن را از نظر دور داریم.“ هیکل مبارک به طور مکرّر فرمودهاند که سیستم اداری بهائی ”بایستی به منزلۀ یک وسیله منظور شود و نه اینکه خود به یک هدف“ تبدیل گردد و به وضوح میفرمایند که منظور نظم اداری خدمت به ”مقاصد دوگانه“ است. از یک سو ”باید ترویج مستمرّ و تدریجی“ امر الله را ”از طرقی وسیع، صحیح و جامع هدف قرار دهد“ و از سوی دیگر ”باید تحکیم درونی توفیقات حاصله را موجب گردد.“ در ادامه میفرمایند که ”تشکیلات اداری بهائی باید موجب شود که از طریق آن قوای پویای نهفته در امر الهی ظاهر و متبلور گردد و حیات و رفتار انسانها را شکل دهد و هم به منزلۀ واسطهای برای تبادل افکار و هماهنگی فعّالیّتها در بین عناصر متنوّعی که جامعۀ بهائی را تشکیل میدهند عمل نماید.“
امید وطید این جمع آن است که شما عزیزان در طیّ نقشۀ بعدی در مساعی خود برای توسعۀ صحیح و متوازن امور اداری امر الله در تمام سطوح، از محلّی تا ملّی، نهایت کوشش خود را به کار برید و به احبّا کمک نمایید تا وظایف خود را در بستر فرایند رشد جامعه که به نحوی ارگانیک در سراسر عالم در حال شتاب گرفتن است ایفا نمایند. تحقّق این امید به میزان زیادی بستگی به آن خواهد داشت که کسانی که به انجام چنین خدماتی دعوت شدهاند — چه به عضویّت محفل روحانی انتخاب گردیده یا به عضویّت یکی از دوایر آن منتصب شده باشند، خواه به سمت هماهنگکنندۀ یک مؤسّسۀ آموزشی برگزیده شده و یا به معاونت شما منصوب شده باشند — تا چه حدّ تشخیص دهند که این انتخاب یا انتصاب افتخار بزرگی است که نصیب آنان شده است و حدّ و مرزهایی را که این موهبت برایشان تعیین مینماید بشناسند.
خدمت در مؤسّسات و دوایر امری براستی موهبتی بس عظیم است ولی نه موهبتی که افراد به دنبال کسب آن باشند بلکه وظیفه و مسئولیّتی است که یک فرد ممکن است در هر مقطع زمانی به انجامش دعوت شود. کلّیّۀ کسانی که در میادین اداری بهائی به خدمت مشغولند البتّه این احساس را خواهند داشت که افتخار بینظیری شامل حالشان شده است زیرا که به نحوی از انحا جزئی از اجزای ساختاری هستند که به منظور سریان روح امر الله در عالم طرحریزی شده است. امّا این افراد نباید تصوّر نمایند که چنین خدمتی این حقّ را به آنان میدهد که در حاشیۀ فرایند یادگیری که همه جا در حال قوّت گرفتن است فعّالیّت نمایند و از انجام مستلزمات طبیعی آن معاف باشند. همچنین نباید گمان رود که عضویّت در هیئتهای اداری فرصتی فراهم میسازد که فرد با استفاده از آن بتواند استنباط شخصی خود را از مفاد آثار مقدّسه و از نحوۀ اجرای تعالیم ترویج نماید و جامعه را در جهت اولویّتهای شخصی خود سوق دهد. حضرت ولیّامرالله در یکی از توقیعات مبارک به زبان انگلیسی با اشاره به اعضای محافل روحانی میفرمایند که ”باید به کلّی خواستهها و امیال خود و علایق و تمایلات شخصی خویش را نادیده گرفته فکر خود را حصر در اموری نمایند که خیر و صلاح جامعۀ بهائی را در بر دارد و مصالح عمومی را ترویج مینماید.“ مؤسّسات بهائی اختیارات لازم برای هدایت احبّا و تأثیرگذاری اخلاقی، روحانی و عقلانی در زندگی افراد و جوامع را دارند. امّا این وظایف میبایستی با علم به این نکته انجام شود که خصلت بنیادین هویّت تشکیلاتی بهائی همانا روح خدمت صمیمانه است. یک چنین برداشتی از اختیار و تأثیرگذاری ایجاب میکند که کسانی که ادارۀ امور امر الله به آنان واگذار شده از خود فداکاری نشان دهند. مگر نه این است که حضرت عبدالبهاء میفرمایند: ”… آهنی که در کورۀ آتش افتد صفات حدیدی که سیاهی و برودت و جمودت است و ناسوتیست مخفی و نابود گردد فضایل آتش که احمرار و ذوبان و حرارتست و ملکوتیست در آهن ظاهر و باهر شود.“ مولای حنون همچنین میفرمایند: ”… شما باید در این مورد یعنی خدمت به عالم انسانی جانفشانی کنید و به جانفشانی شادمانی و کامرانی نمایید.“…
حضرت ولیّامرالله با اشاره به حسن رفتار از ”عدالت، بیطرفی، صداقت، درستکاری، انصاف، قابل اعتماد بودن، و امانت“ نام میبرند که میباید ”در همۀ شئون و احوال ما به الامتیاز حیات جامعۀ بهائی باشد“ و تأکید میفرمایند که هرچند این ضروریّات مربوط به همۀ اعضای جامعه است امّا در درجۀ اوّل متوجّه ”نمایندگان منتخب ایشان اعمّ از محلّی و منطقهای و ملّی“ میباشد، نمایندگانی که علوّ اخلاقیشان باید با ”اثرات مخرّب و مأیوسکنندهای که بازتابی چشمگیر از یک حیات سیاسی پرفساد است“، در تضادّی آشکار باشد. هیکل مبارک خواهان ”تمسّکی دائم و خللناپذیر به حبل عدالت“ در ”جهانی که به نحو غریبی آشفته و بینظم“ است میباشند و با نقل قول مکرّر از آثار مبارکۀ جمال اقدس ابهی و حضرت عبدالبهاء توجّه احبّا را به موازین عالی صداقت و امانت جلب میفرمایند. از احبّا میخواهند که در همۀ جنبههای حیات خود — در معاملات تجاری، در حیات خانواده، در کلّیّۀ مشاغل، در همۀ خدمات امری و خدمت به مردم — به حسن رفتار مزیّن باشند و با پیروی قاطع از احکام و اصول امر مبارک الزامات آن را رعایت نمایند. حیات سیاسی در سالهای بعد از صدور این بیان مبارک به وضوح در همه جا به نحو وحشتناکی رو به زوال بوده چنانچه مفهوم سیاستمداری عاری از معنا شده، سیاستگذاری به اسم ترقّی و پیشرفت در خدمت منافع اقتصادی عدّۀ معدودی درآمده و اجازه داده شده است که تزویر و ریا موجب تضعیف کار ساختارهای اجتماعی و اقتصادی گردد. اگر در آن زمان رعایت موازین عالی بهائی توسّط احبّا مستلزم سعی و کوشش بسیار بود امروزه در جهانی که تقلّب را ارج مینهد، فساد را تشویق میکند و حقیقت را کالایی قابل معامله میداند، چقدر باید این تلاش شدیدتر باشد. پریشانی و اغتشاشی که بنیان اجتماع را تهدید میکند بس عظیم است و ارادۀ همۀ کسانی که به فعّالیّتهای امری مشغولند باید آنچنان محکم و قویّ باشد که مبادا کوچکترین شائبۀ منافع شخصی بر قضاوتشان سایه افکند. سزاوار است که هماهنگکنندگان هر مؤسّسۀ آموزشی، اعضای هر لجنۀ تبلیغ ناحیهای، هر یک از اعضای هیئت معاونت و فرد فرد مساعدینشان و تمام اعضای هر نهاد امری محلّی، منطقهای و ملّی، اعمّ از انتخابی و انتصابی، اهمّیّت نصایح حضرت ولیّ عزیز امر الله را درک نمایند و در قلب خود در بارۀ مقتضیات شایستگی اخلاقی که هیکل مبارک با چنان صراحتی تشریح فرمودهاند تأمّل و تعمّق نمایند تا سلوک و رفتارشان برای بشر خسته و مبتلا، یادآوری از شرافت ذاتی و سرنوشت عظیمی که در انتظار اوست باشد.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئتهای مشاورین قارّهای) [۲۳]
همبستگی مؤسّسات انتخابی و انتصابی
هیئتهای مشاورین قارّهای و محافل روحانی ملّی در وظایف ترویج و صیانت با هم سهیماند امّا مشاورین تخصّصی در این وظایف در سطحی متفاوت و به شیوهای متفاوت دارند. مشاورین از یک نقطه نظر قارّهای دیدگاهی را با فعّالیّتهای خود به ارمغان میآورند که وقتی به یک محفل ملّی به صورت مشورت، توصیه، پیشنهاد، یا نظریّه ارائه میشود، درک آن محفل را غنی میسازد، آن جمع را با تجربهای وسیعتر از تجربۀ خود آشنا میکند، و آن هیئت را تشویق مینماید تا چشماندازی جهانشمول اتّخاذ کند.…
با شروع چهارمین عهد عصر تکوین، روالی به کار گرفته شد که اهداف نقشههای ملّی از طریق مشورت بين محافل روحانی ملّی و مشاورین قارّهای تدوین میشود. این روند مرحلۀ جدیدی در بلوغ نظم اداری را آغاز کرد. این پیشرفت دو مزیّت عمده در بر دارد: هر یک از این دو مؤسّسه را قادر میسازد که از تجارب و بینشهای خاصّ دیگری بهرهمند گردد و در نتیجه دو مجرای متمایز اطّلاعات از دو سطح اداری بهائی در فرایند نقشهریزی مورد استفاده قرار گیرد؛ همچنین تضمین میکند که مشاورین، آشنایی لازم را با سابقه و منطق و محتوای نقشههای ملّی داشته باشند، نقشههایی که اصولاً باید از آنها حمایت کنند. هر دو مؤسّسه از چنین همکاری قوّت میگیرند.…
(ترجمهای از دستخطّ مورّخ ۱۹ مه ۱۹۹۴ بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۲۴]
مضافاً، نظم اداری بهائی علاوه بر محافل روحانی، مؤسّسات هیئت مشاورین قارّهای و هیئت معاونت را نیز شامل میشود. مجهودات این هیئتها با افراد، جامعه و با مؤسّسات به منظور کمک به حفظ روح حقیقی امر مبارک، اندرز به مؤسّسات مدیریّت جامعه و مساعدت آنها در نیل به آرمانهای عالیهای صورت میگیرد که حضرت بهاءالله و مولای حنون برایشان معیّن فرمودهاند. همانطور که بیت العدل اعظم در پیام مورّخ ۲۴ آوریل ۱۹۷۲ مرقوم فرمودهاند ”وجود مؤسّساتی با چنین مقامی متعالی متشکّل از نفوسی که نقشی حیاتی داشته، ولی هیچگونه اختیار تشریعی، اداری و قضایی ندارند، و کلّاً فاقد هرگونه نقش رهبری مذهبی و یا حقّ تبیین آثار الهی میباشند، از خصیصۀ بیهمتای نظم اداری بهائی است که در هیچ یک از ادیان سالفه سابقه نداشته است.“ (ترجمه) بیت العدل اعظم در ادامه تشریح نمودهاند که فقط با رشد جامعۀ پیروان اسم اعظم و با افزایش قابلیّت مؤمنین برای تأمّل در بارۀ ساختار نظم اداری، عاری از نفوذ مفاهیم ادوار گذشته، میتوان همبستگی متقابل حیاتی این دو جناح نظم اداری را کاملاً درک نمود و به ارزش آن پی برد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۸ ژوئیه ۲۰۰۰ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۵]
نظم اداری مورد نظر حضرت بهاءالله مقاصد الهی خود را از طریق سیستمی از مؤسّسات که هر یک حوزۀ عمل مشخّص خود را دار است تحقّق میبخشد. بیت العدل اعظم هیئت حاکمۀ مرکزیِ این نظم میباشد که دستورالعملش آثار نازلۀ حضرت بهاءالله و تبیینات و توضیحات حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّامرالله است. تحت هدایت بیت العدل اعظم اختیارات امور قانونگذاری، اجرایی و قضایی جامعۀ بهائی توسّط محافل روحانی محلّی و ملّی اِعمال میگردد. این اختیارات همچنين در حدودی که به آنها محول گرديده توسّط شوراهای منطقهای، لجنات و سایر هیئتهایی که توسّط این مؤسّسات تأسیس میشود اِعمال میگردد.
اختیارات مؤسّسات انتخابی در اخذ تصمیمات لازم الاجرا برای جامعه، با نفوذ روحانی و اخلاقی و فکریای همراه است که نظم اداری هم بر حیات مؤمنین و هم بر کار مؤسّسات امری اِعمال میدارد. این نفوذ از طریق خدمات نفوس منتصب به مقام رفیع مشاور و معاونین آنان خصوصیّت ویژهای مییابد. مشاورین قارّهای و اعضای هیئتهای معاونت و مساعدین آنان علیالخصوص مسئول انجام وظایفی مربوط به صیانت و ترویج امر الله هستند. مشاورین قارّهای در اجرای وظایف خویش در ظلّ هدایت دارالتّبلیغ بینالمللی عمل میکنند که حوزۀ اختياراتش جهانی است و در ارتباط نزدیک با بیت العدل اعظم انجام وظیفه میکند.
دو مؤسّسۀ مشاورین و محافل روحانی هر یک با اجرای نقش خاصّ خود در ایفای مسئولیّت صیانت و ترویج امر الله سهیماند. تعامل هماهنگ بین این دو مؤسّسه، موجب سریان مداوم هدایت و تشویق و محبّت به احبّا گردیده مجهودات فردی و جمعی آنان را در ترقّی و تقدّم امر مبارک تقویت مینماید….
مشاورین و اعضای هیئت معاونت با فراغت از مسئولیّتهای اداری محوّله به مؤسّسات انتخابی، قادرند قوای خویش را متمرکز در تشویق و ترغیب احبّا و تشکیلات امری و جوامع بهائی به تمسّک به اصول نمایند. درک مشاورین و معاونین از تعالیم الهی همراه با تدابیری که زاییدۀ تجربیّات حاصله از اشتغال آنان به جنبههای متعدّد فعّالیّتهای امری است ایشان را به خصوص برای ارائه اندرزهای مفید برای کار نهادهای انتخابی واجد شرایط میسازد. به علاوه، این واقعیّت که این نفوس منتصبه حائز مقامی بالاتر از محافل روحانی هستند تضمین میکند که کاملاً در جریان امور قرار گیرند و محافل روحانی به پیشنهادات و توصیههای آنان توجّهی شایسته مبذول دارند. فرایندهای اداری امر الهی تنها مربوط به امور قضایی، احکام و مقرّرات، و برنامههایی که اقدامات را جهت میبخشد نیستند بلکه شامل تمهیداتی نیز میشوند که موجب جلب حمایت صمیمانۀ احبّا و هدایت قوای آنان میگردد.
رابطۀ هیئتهای مشاورین قارّهای با محافل روحانی ملّی یک همکاری محبّتآمیز بین دو مؤسّسۀ امر مبارک است، مؤسّساتی که هر دو برای مقاصد مشترکی خدمت میکنند و مشتاقاند که نزول تأییدات الهیّه را بر مساعی احبّا در ترویج و استقرار مستحکم امر الله مشاهده نمایند؛ رابطهای است در حال تکامل که هر چه این دو مؤسّسه بیشتر با چالشِ ساختن جوامع بهائی مواجه گردند و در کمال مباهات ترقّی و تقدّم امر الهی را مشاهده نمایند، از غنای بیشتری برخوردار میگردد.
با همکاری مشاورین قارّهای محافل روحانی ملّی برای تضمین ترویج و تحکیم جامعه، تمام تصمیمات اجرایی لازم را اتّخاذ نموده مسئولیّت اجرای آنها را به عهده میگیرند. مشاورین در انجام وظایف خود چشماندازی قارّهای دارند و وقتی که آن را به صورت پند، راهنمایی، توصیه، پیشنهاد و یا اظهار نظر به محافل ارائه میدهند، درک آن محافل را گسترش میدهند، آنان را با تجربیّاتی وسیعتر از تجارب خودشان آشنا میسازند، و به حفظ بینشی جهانشمول تشویق مینمایند.
مشاورین که منتصَبین بیت العدل اعظم هستند به مرجع امر الهی کمک میکنند تا شالودۀ محافل روحانی ملّی را استحکام بخشند، تشکیلات و جوامع تحت اِشراف این محافل را گسترش دهند، قوای آنها را بپرورند، و صیانت آنها را تضمین نمایند. از طریق هیئتهای معاونت، مشاورین دامنۀ بهرهمندی اقدامات خود را به محافل روحانی محلّی و سطح مردمی جامعه گسترش میدهند.
مشاورین در ایفای مسئولیّتهای خود، از ابتکارات و تصمیمات متّخذۀ یک محفل روحانی ملّی که اغلب منبعث از مذاکرات مشترک هر دو مؤسّسه میباشد حمایت میکنند. اعضای هیئت معاونت ماهیّت و هدفِ این اقدامات را برای احبّا توضیح میدهند، آنان را به قیام و اجابتِ دعوت محفل ملّی ترغیب مینمایند و به استمرار در وحدت عمل تشویق میکنند. مشاورین در تعیین شیوۀ عمل مؤسّسۀ خود برای ایفای این وظایف البتّه آزادی عمل وسیعی دارند.
یک جنبۀ حسّاس کار مشاورین که آنان را قادر میسازد که توصیههای ارزشمندی به محافل روحانی ملّی ارائه دهند، دوری جستن آنان از جزئیّات امور اداری است، فراغتی که به آنها اجازه میدهد تا همّ خود را در مواضیع اساسی و حیاتی امر مبارک متمرکز سازند. امّا باید مراقب بود که این دوری جستن به وضعی افراطی نیانجامد. مشاورین نباید در ابراز نظریّات خود به محافل روحانی ملّی در بارۀ مسائل اداری ممانعتی داشته باشند و محافل ملّی نباید برای استفاده از فرصت مشورت با مشاورین در مورد چنین مطالبی احساس محدودیّت کنند.
مشاورین نه تنها حقّ دارند بلکه موظّفاند که با محافل روحانی ملّی در اجرای وظایف خاصّ آنها مذاکره کنند، آنها را راهنمایی نمایند و توصیههای خود را به آنها ارائه دهند. ایشان در مورد هر نوع مشکلات و گرایشهایی در جامعۀ بهائی که احساس میکنند مستلزم توجّه خاصّ میباشد به محافل ملّی هشدار میدهند. در این زمینه نگرانی آنان حتّی میتواند شامل عملکرد خود محفل ملّی باشد. اگر مشاورین در کار یک محفل ملّی یا تشکیلات وابستۀ آن انحراف شدیدی از اصول نظم اداری یا سایر اصول مشاهده کنند باید بدون ادنی بیم و نگرانی از اینکه ممکن است چنین اقدامی به ایجاد تنش بین دو مؤسّسه منجر گردد با محفل ملّی در این خصوص مشورت کرده و اقداماتی اصلاحی پیشنهاد نمایند.
تلاشهایتان برای افزایش درک شما از ماهیّت همکاری با مشاورین که موفّقیّت آن برای پیشبرد امر الله ضروری است، مورد تقدیر و امتنان بیت العدل اعظم میباشد. همانطور که از مطالعۀ سند ”مؤسّسۀ مشاورین“ میدانید، ”رابطۀ هیئتهای مشاورین قارّهای با محافل روحانی ملّی یک همکاری محبّتآمیز بین دو مؤسّسۀ امر مبارک است، مؤسّساتی که هر دو برای مقاصد مشترکی خدمت میکنند و مشتاقاند که نزول تأییدات الهیّه را بر مساعی احبّا در ترویج و استقرار مستحکم امر الله مشاهده نمایند“. (ترجمه) با ارتباطی نزدیک و محترمانه، مشاورین و محافل ملّی در انجام طیف وسیعی از مسئولیّتهایی که به آنان سپرده شده و در بسیاری از آنها با یکدیگر شریکاند، با هم همکاری میکنند.
برای درک بهتر فرایند این همکاری، ممکن است مفید باشد که چشمانداز وسیعتر تصمیمگیری و مشورت مورد توجّه قرار گیرد. البتّه شما با این اصل آشنا هستید که یک محفل ملّی به طور کلّی یک تصمیم نهایی را وقتی اتّخاذ میکند که فقط اعضای محفل حضور دارند. در عمل، به کار بردن درجهای از انعطافپذیری معقول است به ویژه در مورد خاصّ مشورتهای شما با مشاورین. برای مثال، در مواردی که موضوعات مشترک با مشاورین مورد بحث قرار میگیرد — مانند مؤسّسۀ آموزشی یا سایر حوزههایی که موفّقیّت آنها به همکاری کامل و توافق این دو مؤسّسه بستگی دارد — اغلب اتّفاق میافتد که در جریان مشورت، وحدت نظر حاصل میشود، از جمله در مورد تصمیمات مربوط به اقدامات مشخّصی که باید پیگیری شوند. در چنین مواردی، صحیح خواهد بود که محفل ملّی نتایج شور و بررسیها را بپذیرد و آنها را به عنوان تصمیمات خود در خلاصه مذاکرات ثبت نماید. همانطور که در سند ”مؤسّسۀ مشاورین“ ذکر شده است ”روابط و طرز برخورد مشاورین و محافل روحانی ملّی با یکدیگر ناشی از کاربرد قانونی مقرّرات مربوط به روابط کاری آنها نیست“ و ”همکاریهای این دو مؤسّسه در فضایی محبّتآمیز و با رعایت مراتب احترام واقعی شکوفا میگردد.“ (ترجمه)
شایسته است هنگامی که مشاورین و محافل روحانی ملّی به وظایف خود میپردازند از افراط و تفریط پرهیز نمایند. تأکید بیش از حدّ بر فواید وحدت نظر ممکن است به این محدودیّت منجر شود که همه چیز باید با هم تصمیمگیری شود. از سوی دیگر، تمرکز بیحاصل بر نقشها میتواند به مقرّرات خشک و نامناسبی بینجامد که فیالمثل مشاورین توصیه مینمایند، محافل ملّی تصمیم میگیرند، و مشاورین از آن حمایت میکنند. علاوه بر این، اگر در جلسۀ مشترکی، عضوی از محفل ملّی نظراتی مخالف با دیدگاه ارائه شدۀ مشاور داشته باشد ولی آنها را تا زمانی که محفل به تنهایی جلسه دارد مطرح نکند، فرصت دستیابی به وضوح و فهم مشترک را از همه شرکتکنندگان سلب میکند. در اینجا نیز به انعطافپذیری نیاز است چرا که همۀ مشورتها به منظور رسیدن به نتیجهای مشخّص صورت نمیگیرد، همانگونه که در یک کانونشن هدف ایجاد وحدت نظر، ایجاد یک چشمانداز، اتّخاذ روندی استراتژیک، یا آمادگی و تمایل برای عمل است. از آنجایی که تمام مشورتها بین این دو مؤسّسه در جلسات شور صورت نمیگیرد؛ هنگامی که برنامههای توافق شده اجرا میشوند و پاسخ به تحوّلات جدید تعیین میشود باید امکان و وسعت عمل برای مشورتهای مداوم فراهم باشد، برای مثال، بین یکی از مشاورین و منشی محفل ملّی. حضرت ولیّامرالله در مورد ضرورت انعطافپذیری در ادارۀ امور امر الله، در نامهای به یک محفل ملّی بیان فرمودند ”روح کامل نظام حضرت بهاءالله اینست: پیروی انعطافناپذیر از مبادی اصلی و بنیادین، و انعطافپذیری و حتّی قدری تنوّعِ ضروری در امور فرعی.“ (ترجمه) بیت العدل اعظم نیز نسبت به پیامدهای پیروی بیش از حدّ از جنبههای فنّی عملکرد اداریمان چنین هشدار دادهاند ”امّا پرداختن به نکات فنّی نظم اداری بهائی بدون توجّه به روح نبّاض امر مبارک، به یک انحراف و به نوعی سکولاریسم خشک و بیروح میانجامد که با ماهیّت نظم اداری بیگانه است.“ (ترجمه)
چنان که در سند ”مؤسّسۀ مشاورین“ بیان شده است رابطۀ هیئتهای مشاورین قارّهای با محفل روحانی ملّی ”رابطهای است در حال تکامل که هر چه این دو مؤسّسه بیشتر با چالشِ ساختن جوامع بهائی مواجه گردند و در کمال مباهات ترقّی و تقدّم امر الهی را مشاهده نمایند، از غنای بیشتری برخوردار میگردد. “ (ترجمه) با پیشرفت و پیچیدهتر شدن امور امر الله، ابعاد جدیدی از ”همبستگی پویای مؤسّسات“ (ترجمه) بین این دو مؤسّسه پدیدار خواهد شد و روشهای نوینی برای تصمیمگیری به وجود خواهد آمد. هنر و مهارت مشورت بهائی نیز در حال تکامل است؛ هر چه اصول مشورت به شکلی کاملتر به کار گرفته شود، کیفیّت همکاری میان مؤسّسات بهبود خواهد یافت و محرّکی بیشتر برای رشد و توسعۀ امر الله و غنای حیات روحانی جامعه خواهد شد. بیت العدل اعظم به توانایی شما در حلّ مسائل مطرح شده از طریق مطالعۀ مستمرّ و دقیق سند ”مؤسّسۀ مشاورین“ و مشورتهای مشفقانه با مشاورین، اطمینان دارند.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۵ مارس ۲۰۱۲ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۲۸]
در عرصۀ نظم اداری بهائی قابلیّت محافل روحانی ملّی برای ادارۀ امور جوامع خود با همۀ پیچیدگیهای فزایندهاش به میزان قابل ملاحظهای افزایش یافته است. این محافل علیالخصوص از همکاری مضاعف با
مشاورین قارّهای بهره بردهاند، مؤسّسهای که در سیستماتیک نمودن جمعآوری بینشهایی از سطح مردمی در سراسر جهان و تضمین گسترش وسیع آن بسیار مؤثّر است.
(ترجمهای از پیام رضوان ۲۰۲۱ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۲۹]