کتابخانه

محفل روحانی ملّی

فهرست مطالب

شکوفایی نیروی اجتماع‌سازی آیین بهائی

ترویج تعالیم الهی

در محفل انس باید مذاکرات محصور در امور نافعه باشد یعنی در اعلاء کلمة اللّه و ترویج تعالیم اللّه و تربیت نفوس و تعلیم اطفال و محافظهٴ ایتام و پرورش ایشان و اعانهٴ ضعفا و فقرا و اعاشهٴ عجزه و ترویج امور خیریّه و موادّ برّیّه امّا اعظم کلّ نشر نفحات اللّه است زیرا این اساس است.

(از الواح حضرت عبدالبهاء) [۶۶]

در حالی که امور اداری امر الهی مستمرّاً گسترش می‌یابد و شعبات مختلف آن از نظر اهمّیّت و تعداد در حال افزایش است قطعیّاً لازم است که این حقیقت اساسی را به خاطر داشته باشیم که تمامی این مجهودات اداری هر قدر هم با هماهنگی و از روی کفایت اجرا شود، فقط اسباب رسیدن به یک هدف است، و باید به منزلۀ وسیلۀ‌ مستقیم تبلیغ امر الله منظور گردد. باید مراقب باشیم که مبادا با توجّه بیش از حدّ به اِکمال تشکیلات اداری امری، مقصد الهی از ایجاد آن را از نظر دور داریم. باید مراقب باشیم که مبادا نیاز روزافزون به داشتن تخصّص در انجام امور اداری امر الله ما را از پیوستن به زمرۀ کسانی که در صفّ اوّل جبهه جمع غفیری را به این یوم بدیع الهی با سرافرازی دعوت می‌نمایند محروم کند. در حقیقت این باید اوّلین هدف ما باشد، این است وظیفۀ مقدّس و نیاز حیاتی و فوری ما. باید این اصل اساسی را همواره در مدّ نظر داشت زیرا محرّک اصلی جمیع اقدامات آتیه و برطرف کننده هر نوع مانع نامطلوب و تحقّق منویّات قلبی مولای حنون ما است.

(ترجمه‌ای از توقیع مورّخ ۱۰ ژانویه ۱۹۲۶ حضرت شوقی افندی) [۶۷]

همچنین نشر و توزیع آثار بهائی باید به طور هم‌زمان با جدّیّت بیش از پیش انجام پذیرد. هر تدبیری که برای تضمین سیستماتیک‌تر و گسترده‌تر انتشار تعالیم امر الهی در میان تودۀ‌ مردم لازم است باید سریعاً و بدون درنگ اتّخاذ شود.

(ترجمه‌ای از پی‌نوشت حضرت شوقی افندی در ذیل نامۀ مورّخ ۲۴ اکتبر ۱۹۴۷ صادره از جانب آن حضرت خطاب به یکی از محافل ملّی) [۶۸]

هنگامی که هر محفل روحانی ملّی با دقّت خواسته‌های عموم و نیازمندی‌های احبّا به آثار و مطبوعات بهائی را با موجودی فعلی مقایسه کند، متوجّه خواهد شد که تلاش‌های مضاعفش برای تضمین دسترسی دائم به مجموعۀ وسیع و جامعی از آثار و مطبوعات بهائی چقدر کار فوری و حیاتی است. آثار و مطبوعات امری مورد نیاز اوّلیّه باید به منظور گسترش و توسعۀ امر الهی بر طبق اهداف نقشه، به مناسب‌ترین و مورد نیازترین زبان‌ها ترجمه شود. در هر اقلیم ملّی، نهادهای مرتبط با تهیّه و انتشار مطبوعات بهائی باید به شدّت تقویت شوند تا به نحو مؤثّری تدارک مستمرّ آثار و مطبوعات موجود را که از مؤسّسات مطبوعات امری مختلف در دسترس است تضمین نمایند و توزیع آن را در سراسر منطقه از طریق محافل محلّی و جمعیّت‌ها، با فروش در کنفرانس‌ها و مدارس تابستانه و مستقیماً به افراد، سازمان‌دهی کنند. این نهادها در عین حال باید اطمینان حاصل کنند که وجوه حاصله از فروش آثار بهائی جدا از سایر صندوق‌های امری نگهداری شده و برای تکمیل موجودی کتاب‌ها و گسترش دامنۀ آثار و مطبوعات موجود استفاده می‌شود. محافل ملّی همچنین باید به لزوم تأمین هزینۀ‌ بعضی از مطبوعات از صندوق ملّی توجّه کنند تا بتوان آنها را به صورت رایگان یا با قیمتی در حدود استطاعتِ کسانی که به شدّت به آن نیاز دارند عرضه نمود.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۵ مه ۱۹۷۵ بیت العدل اعظم خطاب به محافل ملّی) [۶۹]

این نظر که از اصول پیروی می‌شود در حالی که استراتژی‌های عملی بر حسب نیازهای امر الله شکل می‌گیرند، نظری است که در مورد ترتیبات اداری حامی امر تبلیغ نیز صادق است. محافل ملّی همواره وظیفۀ ایجاد ساختارهای تبلیغی مؤثّر، اغلب با ایجاد نهادهایی در سطوح مختلف چون لجنات ملّی، ایالتی یا منطقه‌ای تبلیغ را به عهده داشته‌اند؛ شوراهای منطقه‌ای بهائی و لجنات رشد محدودۀ جغرافیایی، چنین ساختارهایی برای هدایت پیشرفت محدوده‌های جغرافیایی هستند. محافل محلّی همیشه در چارچوب یک نقشۀ تبلیغی ملّی یا منطقه‌ای کار کرده‌اند و اکنون در مناطق پیشرفته در چارچوب یک برنامۀ فشردۀ رشد که در سطح محدودۀ جغرافیایی عمل می‌کند، فعّالیّت می‌کنند. البتّه نهایتاً این فرد است که می‌باید امر الله را تبلیغ نماید و سایر فعّالیّت‌ها را برای ترویج و تحکیم انجام دهد. همانطور که بیت العدل اعظم در آغاز تلاش برای پیشبرد سیستماتیک فرایند دخول افواج فرموده‌اند ”هزاران هزار از دوستان محتاج مساعدت خواهند بود تا بتوانند پویایی و قدرت ایمان خویش را با مداومت در تبلیغ امر الهی“ نشان دهند. نقش محفل روحانی در امر تبلیغ در درجۀ اوّل پرورش و حمایت از چنین ابتکاراتی است.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۹ اوت ۲۰۰۶ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۷۰]

مساعدت به تقلیب و تحوّل اجتماعی

اقدام اجتماعی

از واجبات اوّلیّهٴ محافل روحانی تهیّه و اجرای وسائل فعّاله از برای ترقّی امر نسوانست خوبست هر محفل روحانی لجنهٴ مخصوصی تشکیل دهد و اعضای آن لجنه شب و روز در تشویق و تحریص و تعزیز و تکریم حضرات اماء الرّحمن و تعلیم بنات و اکمال و توسعهٴ محافل و مجالس نسا و معاونت آنان با رجال در خدمات امریّه و تحکیم اساس محافل روحانی دائماً اوقات و افکار را حصر نمایند … حال وقت تهیّهٴ اسبابست و ایّام ترقّی نسا در کمالات صوری و معنوی مطمئن باشید که آنچه از قلم اعلی ثبت شده و از کلک میثاق نازل گشته حوادث زمان و شئون امکان و اجرائات و اقدامات رجال ارض بنحوی غیر مستقیم وسائل مکنونهٴ غیبیّه‌ئی را متدرّجاً محض اجرای نصوص الهیّه چنان فراهم آرند که جمیع مبهوت و متعجّب و متذکّر گردیم وقت اطمینانست و یوم یوم همّت و جانفشانی باید باعمال پسندیده اوامر الهیّه را اجرا نمائیم و توکّل بحقّ کنیم تا آنچه را اراده فرموده من‌ دون تأخیر تحقّق یابد.

(توقیع مورّخ ۱۹ دسامبر ۱۹۲۳ حضرت شوقی افندی خطاب به احبّای شرق) [۷۱]

باید هیئت پس از مشورت و تفحّص و تدقیق در لوازم امریّه و احتیاجات نفوس بقدر قوّت و استطاعت خویش تخصیصاتی معیّن نمایند تا فقرا و عجزا و محتاجین از تمام طبقات بمرور ایّام مساعده گردند و منافع عمومیّه و مصالح امریّه نیز ترویجی سریع یابد.

(توقیع مورّخ ژوئیه ۱۹۲۶ حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از محافل ملّی) [۷۲]

سریع‌ترین راه دسترسی مستقيم به تأثیرات پویای کلمة الله از طریق خواندن می‌باشد. بنا بر این توانایی خواندن حقّ و امتیاز بنیادین هر انسان است. این حقّ را حضرت بهاءالله در حکم مبارک خود به والدین ترویج و می‌فرمایند که از تعلیم پسران و دختران خود ”بالعلم و الخطّ“ اطمینان حاصل کنند. نظر به این دلیل اساسی، در پیام رضوان گذشتۀ خود به لزوم توجّه سیستماتیک به ریشه‌کن کردن نهایی بی‌سوادی از جامعۀ بهائی اشاره نمودیم. این موضوع باید به ‌عنوان یک هدف مستمرّ آن جامعه از اهمّیّت ویژه‌ای برخوردار باشد.

شایسته است که هر محفل روحانی ملّی و محلّی بر طبق ضرورت و شرایط، به این هدف توجّه نماید و بداند که حتّی اگر تحقّق کامل آن فوراً ممکن نیست باید به دنبال فرصت‌هایی برای پیشرفت مستمرّ آن بود. هر یک باید اطمینان داشته باشند که مثال درخشان ایران، یعنی جامعۀ مادریِ عالم بهائی، تحت تأثیر تعالیم حضرت بهاءالله و تشویق حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی، الگویی است که همه می‌توانند از آن پیروی نمایند. در سال‌های اوّلیّۀ این قرن، هنگامی که هیچگونه برنامۀ سیستماتیک و کلّی آموزش در ایران وجود نداشت، بهائیان از فرصتی که در اختیارشان بود استفاده نموده یک برنامۀ آموزش گسترده‌ را سازمان‌دهی کردند. معلّمین این برنامه به خاطر توانایی خود در ترویج آموزش کودکان، جوانان و بزرگسالان، که منجر به رشد شخصی قابل توجّهی در میان بهائیان ایرانی شد ممتاز بودند. ظهور یک جامعۀ بهائی با سواد نتیجه و توفیقی برجسته بود.

برخی از جوامع بهائی محلّی یا ملّی ممکن است بخواهند از مثال جوامعی پیروی کنند که پروژه‌های سوادآموزی خود را تأسیس کرده به موفّقیّت‌های چشمگیری نائل شده‌اند؛ دیگران ممکن است بخواهند در برنامه‌های سوادآموزی تنظیم شده توسّط سازمان‌های دولتی یا غیر دولتی شرکت کنند. هر جامعه باید تصمیم بگیرد که در یکی از این برنامه‌ها یا در هر دو شرکت کند. پیشرفت در این امر نه تنها به ابتکار مؤسّسات بهائی در رابطه با کودکان بستگی خواهد داشت بلکه همچنین وابسته به علاقۀ فعّالانۀ مؤمنین بزرگسالی است که مایلند خواندن را بیاموزند. چنین دوستانی باید قطعاً تشویق و حمایت شوند تا با عزّت به آرزوی قلبی خویش نائل آیند. مشارکت داوطلبانه دوستان در چنین اقدام مهمّی به منظور اعتلای افراد و تحکیم جامعۀ بهائی، قطعاً جاذب عنایات و تأییدات الهی خواهد بود.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۱۰ ژوئیه ۱۹۸۹ بیت العدل اعظم خطاب به محافل ملّی) [۷۳]

ترویج هر نوع یادگیری در بین بهائیان فعّالیّتی اساسی برای نیل به اهداف متنوّع جامعه می‌باشد. بنا بر این تشویق افراد احبّا به کسب دانش، عملیّات مدارس بهائی، دانشگاه‌ها و مؤسّسات آموزشی، تشکیل گروه‌های مطالعه و فعّالیّت‌های تیم‌های اجرایی مخصوص ارتباط اصول بهائی با مشکلات نوع بشر، همگی نمونه‌های فعّالیّت‌هایی است که از یک سو مشاورین و معاونین‌شان و از سوی دیگر محافل ملّی و محلّی باید به آنها بپردازند. در ایفای این مسئولیّت‌های مبرم مؤسّسات بهائی در همه جا مشاهده می‌کنند که کوشش‌هایشان به نحو قابل ملاحظه‌ای از طریق مساعدت‌های احبّایی تقویت می‌شود که فعّالیّت‌های پژوهش‌مندانه، خصایص اخلاقی و به خصوص تمسّک‌شان به امر مبارک آنان را برای خدمت مهیّا می‌سازد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۴ مارس ۱۹۹۶ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۷۴]

در هر دو نوع محدودۀ جغرافیایی، توجّه خاصّ به کودکان و نوجوانان، ضروری است. مسئولیّت آموزش اخلاقی و روحانی افراد جوان شدیداً وجدان بشریّت را تحت فشار گذاشته، و هیچ تلاشی برای بنیان‌گذاری جامعه نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. آنچه علی‌الخصوص در طیّ نقشۀ پنج‌سالۀ کنونی مبرهن شده، کارآیی برنامه‌های آموزشی برای تواندهی روحانی نوجوانان است. نوجوانانی که برای سه سال به همراهی دیگران از برنامه‌ای که ادراک روحانی‌شان را افزایش دهد بهره‌مند گردند، و در سنّ پانزده‌ سالگی به مطالعۀ دوره‌های متوالی اصلی مؤسّسۀ آموزشی تشویق شوند، نمایندۀ منبع گسترده‌ای از نیرو و استعداد که می‌تواند وقف پیشبرد مدنیّت مادّی و معنوی گردد هستند. نتایج حاصله تا بحال تحسین و تمجید فراوان این جمع را برانگیخته است و بر این اساس و نظر به احتیاجات ضروری و فوری فعلی، از کلّیّۀ محافل ملّی دعوت خواهیم کرد که گروه‌های نوجوانانی را که از طریق برنامه‌های مؤسّسات آموزشی خود‌ تشکیل داده‌اند چهارمین فعّالیّت اساسی نقشه محسوب دارند و آن را در مقیاسی وسیع ترویج دهند.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ٢۷ دسامبر ۲۰۰۵ بیت ‌العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۷۵]

وقتی اجتماع گرفتار چنین سختی‌ها و مشقّاتی می‌شود مسئولیّت بهائیان برای کمک سازنده‌ به امور بشری مشخّص‌تر می‌گردد. این لحظه‌ای است که خطوط عملِ متمایز ولی مرتبط در یک نقطۀ واحد به هم می‌پیوندد، هنگامی که طنین ندای دعوت به خدمت بیش از پیش بلند می‌شود. فرد، جامعه، و مؤسّسات امری، یعنی سه شرکت‌کنندۀ جدایی‌ناپذیر در پیشبرد تمدّن، در موقعیّتی هستند که ویژگی‌های ممتاز حیات بهائی را نشان دهند، ویژگی‌هایی که در بلوغ بیشتر در انجام مسئولیّت‌ها و در روابط‌شان با یکدیگر منعکس است. آنها به متجلّی ساختن هر چه بیشتر قدرت اجتماع‌سازی امر الله فراخوانده می‌شوند. شاید لازم باشد که نهادها و پروژه‌هایی که به اقدام اجتماعی مشغولند به تطبیق رویکردهای خود با نیازهای گستردۀ کنونی بپردازند؛ تلاش به این منظور مطمئنّاً مفهوم و مقصدی عمیق‌تر به برنامه‌های آنها خواهد بخشید. بعلاوه کمک‌های جامعۀ بهائی به گفتمان‌های جدیدی که در اجتماع متداول است توجّه زیادی به خود جلب نموده و اینجا نیز وظیفه‌ای به وجود آمده که باید به آن توجّه داشت. در زمانی که فوریّت نیل به سطوح بالاتری از اتّحاد، بر اساس حقیقت غیر قابل انکار وحدت نوع انسان، برای تعداد روزافزونی از مردم جهان آشکار می‌گردد اجتماع نیازمند صداهای رسا و واضحی است که بتوانند آن اصول روحانی را که زیربنای چنین آرمانی است به روشنی بیان نمایند.

شما البتّه همواره واقفید که وظایف و مسئولیّت‌های شما فراتر از ادارۀ امور جامعه و هدایت نیروهایش در جهت تحقّق اهداف متعالی است: شما طالب افزایش آگاهی نسبت به آن قوای روحانی هستید که هر مؤمن ثابت‌قدم به آن دسترسی دارد و در لحظات احتیاج می‌باید به استمداد طلبیده شود. این است قوایی که به جامعه استقامت می‌بخشد، اصالتش را تضمین می‌کند و توجّهش را بر مأموریّت الهی‌اش در خدمت به بشریّت و در ارتقای بینش عالمیان نسبت به آینده متمرکز نگه می‌دارد.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۹ مه ۲۰۲۰ بیت ‌العدل اعظم خطاب به محافل ملّی) [۷۶]

نخستین حرکت‌ها در جهت اقدام اجتماعی در سطح مردمی در یک محدودۀ جغرافیایی وقتی دیده می‌شود که منابع انسانی موجود افزوده می‌گردد و قابلیّت برای انجام طیف وسیع‌تری از وظایف گسترش می‌یابد. اگرچه بروز و استمرار ابتکارات اقدام اجتماعی در روستاها بسیار مشاهده می‌شود امّا دوستان ساکن در شهرها نیز موفّق به اجرای فعّالیّت‌ها و پروژه‌های متناسب با محیط اجتماعی خودشان شده‌اند، گاهی با همکاری با مدارس محلّی، با نهادهای جامعۀ مدنی، و گاه حتّی با نهادهای دولتی. اقدام اجتماعی در زمینه‌های مهمّ متعدّدی در حال اجرا است از جمله در امور محیط زیست، کشاورزی، بهداشت، هنر، و به خصوص تعلیم و تربیت. در طول نقشۀ نه‌ساله و با در نظر گرفتن اینکه مطالعۀ دوره‌های خاصّ مؤسّسۀ آموزشی مشوّق فعّالیّت‌های بیشتری در این زمینه می‌شود، انتظار داریم که شاهد بسط و تکثیر اقدامات رسمی و غیر رسمی برای توسعۀ اجتماعی و اقتصادی باشیم. برای استمرار فعّالیّت بعضی از این ابتکاراتِ برخاسته از جامعه، نیاز به ساختارهای اداری ساده خواهد بود. محافل روحانی محلّی در نقاطی که شرایط مساعد باشد باید تشویق شوند تا به یادگیری در بارۀ بهترین راه پرورش ابتکارات جدید و ترویج کوشش‌های نوپا پردازند. در بعضی موارد، تأسیس یک سازمان ملهم از تعالیم بهائی جوابی به احتیاجات در یک حوزۀ خاصّ مجهودات خواهد بود و انتظار داریم که در طیّ نقشۀ آینده تعداد بیشتری از این سازمان‌ها تأسیس گردد. محافل روحانی ملّی نیز به نوبۀ خود باید راه‌هایی بیابند تا از یادگیری‌های سطوح محلّی جوامع‌شان به خوبی آگاه گردیده تجارب حاصله را تجزیه و تحلیل نمایند. این کار در بعضی نقاط مستلزم ایجاد نهادی مختصّ پیگیری اقدام اجتماعی خواهد بود. با نگاهی به سراسر عالم بهائی، مشاهدۀ اینکه چطور این حوزه از مجهودات با تشویق و حمایت ”سازمان توسعۀ بین‌المللی بهائی“ ترقّی نموده است موجب سرور این مشتاقان است.…

مایلیم بر این نکته تأکید نماییم که اقدام اجتماعی و مساعی در راه مشارکت در گفتمان‌های رایج در اجتماع، چه در گذشته و چه در حال، نه فقط در بستر رشد پدید آمده است بلکه همچنین نتیجهٔ تلاش افراد بهائی برای کمک به پیشرفت اجتماع از طرق موجود بوده است. در پاسخِ فردی خویش به دعوت حضرت بهاءالله برای کمک به اصلاح عالم، احبّا به شیوه‌های گوناگون مشاغلی را برگزیده‌اند و همچنین فرصت‌هایی را یافته‌اند که فعّالیّت‌های گروه‌ها و سازمان‌های هم‌فکر را حمایت نمایند. پروژه‌های بزرگ و کوچک برای پاسخ به یک سری از مسائل اجتماعی بنیان گذاشته‌ شده است. تعداد زیادی سازمان‌های ملهم از تعالیم بهائی توسّط گروه‌هایی از افراد تأسیس شده تا برای تحقّق اهداف متعدّد متفاوتی اقدام نمایند و نهادهایی تخصّصی نیز به منظور توجّه به گفتمانی خاص ایجاد گردیده است. همۀ این کوشش‌ها در هر مقیاسی، از اصول و بینش‌هایی بهره‌مند بوده‌اند که فعّالیّت‌های سطح مردمی جامعۀ بهائی در سراسر عالم را هدایت می‌نماید و از هدایات

حکیمانۀ محافل روحانی محلّی و ملّی نیز نصیب برده‌اند. مشاهدۀ تجلّیات متنوّع و هماهنگ ایمانِ پیروان مخلص جمال‌ قدم برای پاسخگویی به آلام جهانی سرگردان و به شدّت آشفته موجب سرور این مشتاقان است.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۳۰ دسامبر ۲۰۲۱ بیت ‌العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۷۷]

در بسیاری از نقاط عالم یک نتیجۀ طبیعی مشارکت افراد و خانواده‌ها در فرایند مؤسّسۀ آموزشی، آگاهی بیشتر نسبت به اهمّیّت تعلیم و تربیت در همۀ شکل‌هایش بوده است. دوستانی که به عنوان معلّم کلاس‌های کودکان به خدمت مشغولند علاقۀ خاصّی به توسعۀ وسیع آموزش کودکان نشان می‌دهند در حالی که افرادی که در مقام راهنما و مشوّق خادمند طبیعتاً در این فکرند که کسانی که در مرز بلوغ هستند، اعمّ از دختر و پسر، تا چه حد می‌توانند از تحصیلات مختلف که منحصر به دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی نیست بهره‌مند گردند. به عنوان مثال می‌توانند جوانان را به کارآموزی حرفه‌ای و یا به تحصیلات دانشگاهی تشویق نمایند. بسیار خشنود شدیم که چگونه در بسیاری از جوامع مشارکت تعداد کثیری در فرایند مؤسّسۀ آموزشی تدریجاً این جنبۀ فرهنگ در یک جمعیّت را تغییر داده است. مؤسّسات بهائی باید این مسئولیّت را بر عهده بگیرند که با افزایش آگاهی بدین‌سان، آرزو‌ها و انگیزه‌های والای ایجاد شده در جوانان که همانا انگیزۀ تحصیل و کسب مهارت‌هایی است که به آنان فرصت یک عمر خدمت هدفمند به اجتماع‌شان را خواهد داد به تحقّق پیوندد. توسعه و پیشرفت درازمدّت یک جامعه و بالمآل یک ملّت از یک نسل به نسل دیگر تا حدّ بسیار زیادی بستگی به سرمایه‌گذاری بر روی افرادی دارد که مسئولیّت پیشرفت جمعی اجتماع را بر دوش دارند.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۳۰ دسامبر ۲۰۲۱ بیت ‌العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۷۸]

مشارکت در گفتمان‌های اجتماع

به نظر این عبد بر عهدۀ نمایندگان ملّی مؤمنین در هر اقلیم است که هر دو روش، یعنی هم صریح و هم تدریجی را به منظور بدست آوردن بهترین نتایج و کامل‌ترین مزایا برای این آیین دائم‌ التّوسعه به کار برند. هر مؤمن متمسّک و وسیع النّظری یقین مبین به تأثیرات قطعی و دائمی آن دسته اقدامات بشردوستانه‌‌ای دارد که صراحتاً و بی‌ قید و شرط قوّۀ محرکه‌اش را آگاهی از ظهور مبارک حضرت بهاءالله می‌داند. امّا اگر روشی را که حضرت عبدالبهاء عموماً اتّخاذ می‌نمودند به خاطر آوریم، قطعاً خواهیم توانست به اهمّیّت حکمت و حتّی ضرورت ارائۀ تدریجی و محتاطانۀ مقتضیات حقیقتی که درکش به لحاظ ماهیّت خطیرش برای جهانی بی‌ایمان بسیار مشکل است پی بریم.…

با توسعۀ حدود و ثغور نفوذ این نهضت روحانی و افزایش فرصت‌های مناسب برای شناخته شدن کامل‌تر آن، خصوصیّت دوجانبۀ وظایف محوّله بر نمایندگان منتخب ملّی نیز به نظر این عبد باید متزایداً تأکید گردد. ضمن اینکه عمدتاً مشغول پی‌گیری وظیفۀ اصلی خویشند که اساساً شامل تشکیل و تحکیم نظم اداری بهائی است، باید سعی نمایند تا در حدّی مشخّص در کار مؤسّساتی مشارکت نمایند که اگر چه از اهداف عالیۀ امر بهائی آگاهی ندارند ولیکن خالصانه به ترویج روح نبّاض امر مبارک برانگیخته شده‌اند. در انجام وظیفۀ اصلی خود، مأموریّت‌شان حفظ اصالت امر و برائت رسالت حضرت بهاءالله است. در انجام وظیفۀ فرعی‌ خود، هدف‌شان باید القای روح قوّت و قدرت در حرکت‌هایی باشد که در حوزۀ محدود خویش برای حصول آنچه که آرزوی قلبی هر بهائی حقیقی است تلاش می‌نمایند. حتّی در بعضی مواقع به نظر می‌رسد مقتضی و مفید خواهد بود که بهائیان علاوه بر فعّالیّت‌های امری خویش به ابتکاراتی پردازند که اختصاصاً به عنوان مشروعی بهائی شناخته نیست مشروط بر آنکه اطمینان حاصل کنند که چنین فعّالیّتی بهترین طریق تقرّب به افرادی است که اذهان و قلوب‌شان هنوز آمادگی کامل برای پذیرش دعوی حضرت بهاءالله را ندارد. این وظایف دوجانبه که به جوامع سازمان‌یافتۀ بهائی تفویض گردیده، به دور از خنثی نمودن تأثیرات یکدیگر و عاری از تعارض در اهداف‌شان، باید هر یک از طریق خود به عنوان مکمّل و متمّم وظیفه‌ای حیاتی و ضروری به شمار آید.

نمایندگان ملّی امر بهائی باید شرایطی را که در آن خدمت می‌کنند مورد ملاحظه قرار دهند، قوایی را که در محیط‌شان فعّال است ارزیابی نمایند، مزایای هر یک از این دو اسلوب را با دقّت و با توسّل به قوّۀ دعا، بررسی کنند، و قضاوتی دقیق نمایند که بر هر یک از این روش‌های دوجانبه چقدر باید تأکید شود. تنها در این صورت و فقط بدین نحو قادر خواهند بود از یک سو حافظ و مشوّق توسعۀ مستقلّ امر بهائی و از سوی دیگر مدافع و حامی دعوی اصول و مبادی عمومی آن در مقابل نفوس شکّاک و متردّد باشند.

(ترجمه‌ای از توقیع مورّخ ۲۰ فوریه ۱۹۲۷ حضرت شوقی افندی) [۷۹]

با شرکت تعداد روزافزونی از مؤمنین در سراسر جهان در گفتمان‌های اجتماعی، یادگیری در سال‌های آینده در این زمینه از فعّالیّت پیشرفت خواهد کرد. این امر در سطوح متعدّدی رخ خواهد داد. تعداد فزاینده‌ای از مؤمنین بینش‌هایی مبتنی بر آثار بهائی را به گفتگوها در فضاهای اجتماعی مختلفی که در آن‌ حضور دارند، خواهند آورد — برخی از این گفتگوها به زندگی در محلّ سکونت‌شان مربوط خواهد بود در حالی‌ که بعضی دیگر به محیط کارشان ارتباط خواهد داشت. نهادهای ملهَم از تعالیم بهائی طبیعتاً در گفتمان‌های مرتبط با جنبه‌های توسعۀ اجتماعی و اقتصادی مربوط به کارشان مشارکت خواهند کرد. به علاوه با پیشرفت برنامه‌های رشد و جلب دوستان به زندگی اجتماعی اطراف، تلاش‌هایشان برای غلبه بر چالش‌های جوامع‌شان از طریق کاربرد اصول روحانی قطعاً مستلزم مشارکت در گفتمان‌ها در سطح مردمی خواهد بود. بدیهی است که مشارکت بهائیان در گفتمان‌های اجتماعی به طور ارگانیک در تمامی سطوح، متناسب با افزایش قابلیّت مؤمنین، رشد خواهد کرد. همچنین اهمّیّت مرکزیّت نقش مؤسّسه آموزشی در این فرایند واضح و روشن است.

در حالی که محفل روحانی ملّی نیازی به برنامه‌ریزی خاصّی در زمینه‌های مذکور ندارد، تعهّدش برای هدایت مشارکت در گفتمان‌ها در سطح ملّی لازم است — وظیفه‌ای که می‌تواند به دفتر امور خارجی محوّل شود. امّا اوّلین قدم توسّط چنین دفتری، انتخاب موضوعاتی نیست که تلاش‌هایش را بر آن متمرکز سازد بلکه باید به تدریج با فضاهای اجتماعی مختلف در سطح ملّی آشنا شود و در بارۀ گفتمان‌های مرتبط با آنها بیاموزد. در این فرایند، طبیعتاً از مباحث پیچیده و تفرقه‌افکن اجتناب نموده و به تدریج در شناسایی فضاهایی که بهائیان می‌توانند نظریّاتی مبتنی بر تعالیم دیانت بهائی ارائه دهند مهارت بیشتری پیدا می‌کند. تذکّر نکته‌ای کوتاه در اینجا لازم است: هدف از مشارکت در گفتمان‌های اجتماعی متقاعد کردن دیگران به قبول مواضع بهائی یا مبادرت به تبلیغ مستقیم نیست. همچنین نباید به عنوان یک فعّالیّت روابط عمومی یا پژوهش دانشگاهی تلقّی شود. بلکه افرادی که در این گفتمان‌ها شرکت می‌کنند با اتّخاذ روحیّۀ یادگیری خالصاً به گفتگوهایی اشتغال می‌ورزند که ضمن آن می‌توانند بینش‌هایی مبتنی بر آثار مبارکه و نیز تجربیّات خود در کاربرد آنها را به عنوان سهمی در پیشبرد گفتمان مورد نظر ارائه دهند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۶ فوریه ۲۰۱۱ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۰]

از مشاهدۀ اینکه محافل روحانی ملّی، سرداران خستگی‌ناپذیر لشکر نور، با چه قابلیّتی جوامع خود را هدایت نموده و عملکرد آنها را در این بحران۱ شکل داده‌اند، روح این مشتاقان به اهتزاز آمده است. این محافل قویّاً از همکاری و حمایت مشاورین قارّه‌ای و هیئت‌های معاونت که مثل همیشه پرچم خدمات عاشقانه را دلیرانه برافراشته‌اند، برخوردار بوده‌اند. محافل با اطّلاع کامل از وضعیّت سریع‌ التّغییر در کشورشان، ترتیبات لازم را برای ادارۀ امور امر الله و به خصوص برگزاری انتخابات، هر جا که میسّر بوده فراهم ساخته‌اند. مؤسّسات و نهادها از طریق مکاتباتِ مرتّب و با توصیه‌های مدبّرانه موجب تسلّی و اطمینان بخشیدن و تشویق مداوم بوده‌اند. همچنین در بسیاری از موارد، این مؤسّسات و نهادها مبادرت به شناسایی موضوعات سازنده‌ای نموده‌اند که از گفتمان‌های مطرح در اجتماع‌شان آغاز گردیده است. امیدی که در پیام نوروز خود ابراز داشتیم که این آزمونِ تحمّل و طاقت عالم انسانی بصیرت بیشتری به بشریّت ‌بخشد، هم‌اکنون در حال تحقّق یافتن است. رهبران، متفکّرین برجسته و مفسّرین شروع به بررسی بی‌باکانۀ مفاهیم بنیادین و آرمان‌هایی کرده‌اند که در دوران اخیر اکثراً در گفتمان‌های عمومی وجود نداشت. اگرچه این جریان در حال حاضر مانند بارقه‌های اوّلیّه است، ولی امکان تحقّق یک آگاهی جمعی را در نظر می‌آورد.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۲۰ بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۸۱]

همانطور که مطّلعید، ترویج حیات فکری جامعۀ بهائی و تلاش آن برای تاباندن انوار ظهور حضرت بهاءالله بر تحوّل اندیشه و بر کاوش واقعیّت‌‌های اجتماعی، روز به‌ روز اهمّیّت بیشتری پیدا می‌کند. این موضوع به ‌ویژه در شرایطی اهمّیّت بیشتری می‌یابد که جامعۀ بهائی بیش ‌از ‌پیش به مشارکت در حیات اجتماع جلب شده و در کنار دیگران در بستری از نیروهای روزافزون تخریب، به دنبال یافتن پاسخی به مشکلات پیچیدۀ بی‌شماری است که بشریّت با آن‌ مواجه است. البتّه، مؤسّسات و نهادهای بهائی، برخی سازمان‌ها و بسیاری از آحاد احبّا از جمله شرکت‌کنندگان متعدّد در این امر مهمّ هستند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۹ نوامبر ۲۰۲۲ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۲]

سلامت روحانی و حیات جامعۀ بهائی

محفل ملّی حافظ مصالح آیین بهائی است که مقدّس‌ترین و خطیرترین مسئولیّت و وظیفه‌ای گریزناپذیر می‌باشد. این محافل باید همواره هوشیار، مراقب و آماده برای اقدام لازم باشند و در تمام امور اساسی حتّی یک لحظه هم مصالحه و تبانی را نپذیرند. فقط از این طریق هیکل امر الله می‌تواند از امراض محفوظ بماند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۴ اوت ۱۹۵۷ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۳]

هدف هر محفل روحانی باید پرورش رابطه‌ای گرم و مشفقانه با بهائیان جامعۀ‌ خود باشد تا بتواند به مؤثّرترین نحوی آنان را در کسب درکی عمیق‌تر از تعالیم تشویق نموده به آنان کمک کند تا در رفتار شخصی خود از اصول بهائی پیروی نمایند. محفل باید بکوشد تا از طرف اعضای جامعه به ‌عنوان والدینی مهربان تلقّی شود که درک خردمندانه‌ای از درجات مختلف بلوغ افراد تحت اِشرافش دارد، در برخورد با مشکلاتی که به ‌دلیل هرگونه کاستی پیش می‌آید با شفقت عمل می‌کند، همواره آمادۀ هدایت آنها به راه درست است، و هنگام تلاش آنان در تغییر لازم در رفتار خود بسیار صبور است. چنین رویکردی بسیار دور از قضاوت‌های ناخوشایند و کیفری است که غالباً در اجرای قانون در اجتماع بزرگ مشاهده می‌شود. اجرای عدالت در امر بهائی که ریشۀ عمیق در اصول روحانی دارد و انگیزه‌اش پرورش معنوی و اخلاقی اعضای جامعه است، به نحو فزاینده‌ای به‌ عنوان خصوصیّت متمایز و بسیار جذاب ظهور حضرت بهاءالله شناخته خواهد شد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۹ دسامبر ۱۹۹۱ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۴]

استقرار یک جامعۀ متّحد، استوار و خودکفا باید هدف اصلی یک محفل روحانی باشد. چنین جامعه‌ای متشکّل از اعضایی با تنوّع شخصیّت‌ها، استعدادها، توانایی‌ها و علایق، به سطحی از تعامل داخلی بین محفل و جمع مؤمنین نیازمند است که مبتنی بر تعهّد مشترک هر دو به خدمت باشد و در آن، یک حسّ تشریک مساعی بر اساس درک حوزه‌های متمایز عمل یکدیگر به طور کامل شناخته و همواره حفظ شود و هیچگونه دوگانگی بین این دو پدیدار نشود. در چنین جامعه‌ای، رهبری همانا آن نوع تجلّی خدمت است که از طریق آن محفل روحانی استفاده از استعدادها و توانایی‌هایی را که جامعه از آن بهره‌مند است دعوت و تشویق می‌نماید و عناصر متنوّع جامعه را به سمت اهداف و استراتژی‌هایی هدایت می‌کند که بدان وسیله اثرات نیرویی منسجم برای پیشرفت بتواند تحقّق پذیرد.

حفظ فضای محبّت و وحدت تا حدّ زیادی به وجود این احساس در بین افراد جامعه بستگی دارد که محفل روحانی جزئی از خودشان است، که هم‌کاری و تعامل‌شان با این مؤسّسۀ الهی به آنان آزادی عمل کافی برای ابتکار می‌دهد و کیفیّت روابط‌شان هم با این مؤسّسه و هم با هم‌کیشان‌شان روحیّۀ تهوّر و ابتکار عمل را تقویت می‌کند، روحیه‌ای که با آگاهی از هدف تحوّل‌آفرین ظهور حضرت بهاءالله، و با وقوف بر امتیاز بزرگ وابسته بودن‌شان به تلاش‌ها برای تحقّق آن هدف، و در نتیجه از حسّ سرور دائمی حاصله بهره‌مند می‌باشد. در چنین فضایی، جامعه تقلیب گشته از مجموع اجزای خود فراتر می‌رود و به هویّتی کاملاً جدید تبدیل می‌شود، جایی که اعضای آن با یکدیگر عجین می‌شوند بدون اینکه وجه تمایز فردی خود را از دست بدهند. امکانات ظهور چنین تقلیبی بیشتر در سطح محلّی وجود دارد امّا یک مسئولیّت عمدۀ محفل مقدّس ملّی است که شرایط را برای شکوفایی آن فراهم سازد.

مرجعیّتِ هدایت امور امر الله در سطح محلّی، ملّی و بین‌المللی از طرف خداوند به مؤسّسات منتخب تفویض گردیده است. ولی قدرت انجام وظایف جامعه در درجۀ اوّل در دست تودۀ مؤمنین است. مرجعیّت مؤسّسات استلزامی محتوم برای پیشرفت نوع بشر است؛ کاربرد آن مانند یک هنر است که باید به حدّ تکامل رسد. قدرتِ عملِ مؤمنین در سطح ابتکار فردی ظاهر می‌شود و در سطح ارادۀ جمعی اوج می‌گیرد. این قدرت جمعی، این ترکیب امکانات فردی، به شکلی انعطاف‌پذیر موجود و تحت تأثیر واکنش‌های متعدّد افراد نسبت به نفوذ قوای مختلفی است که در جهان در کار است. این قدرت برای تحقّق هدف والایش باید خود را از طریق مسیرهای فعّالیّت منظّم ابراز کند. حتّی اگر افراد سعی نمایند که درک شخصی آنان از متون الهی هادی اقدامات‌شان باشد، و از این طریق توفیق بسیار هم می‌توان حاصل کرد، چنین اقداماتی، بدون تأیید و هدایت مؤسّسات مجاز، قادر به کسب نیروی لازم برای پیشرفت بلامانع تمدّن نیست.

ابتکار فردی یکی از جنبه‌های برجستۀ این قدرت است؛ بنا بر این یکی از مسئولیّت‌های اصلی مؤسّسات حفظ و تشویق آن است. و همچنین مهمّ است که افراد تشخیص دهند و بپذیرند که مؤسّسات باید به عنوان عامل هدایت‌کننده و تعدیل‌کننده در پیشرفت تمدّن عمل کنند. از این نظر، لزوم حکم الهی که افراد باید از تصمیمات محافل خود اطاعت کنند به وضوح به عنوان یک نیاز ضروری برای پیشرفت جامعه دیده می‌شود. به راستی افراد در امور مربوط به رفاه اجتماع نباید کاملاً در تدابیر شخصی خود رها شوند و نیز اعضای مؤسّسات نباید با اتّخاذ رفتار دیکتاتوری شعلۀ اشتیاق را در افراد خاموش کنند.

کاربرد موفّقیّت‌آمیز مرجعیّت در جامعۀ بهائی مستلزم شناخت آنست که مؤسّسات و احبّا حقوق و مسئولیّت‌هایی دارند که متفاوت‌اند ولی در عین حال یکدیگر را تقویت می‌نمایند، شناختی که به نوبۀ خود پذیرای لزوم هم‌کاری متقابل بین این دو نیروی تعاملی اجتماع است. همانطور که حضرت ولیّ‌امرالله توصیه فرموده‌اند ”افراد و محافل باید بیاموزند که با یکدیگر هم‌کاری کنند و اگر مایل باشند که وظایف و تعهّدات خود را نسبت به امر الله به خوبی انجام دهند باید با ذکاوت و آگاهی هم‌کاری نمایند و چنین هم‌کاری بدون اعتماد و اطمینان متقابل امکان پذیر نیست.“ (ترجمه)

(ترجمه‌ای از دستخطّ مورّخ ۱۹ مه ۱۹۹۴ بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۵]

مؤسّسات نه در زندگی شخصی افراد كنجكاوی می‌‌كنند و نه با كينه‌توزی و تنقید مشتاق مجازات افرادی هستند كه در رعايت موازين امری كوتاهی می‌‌كنند. اين مؤسّسات به جز در مواردِ حادِّ بی‌اعتناییِ فاحش و گستاخانه به احكام الهی که احتمالاً ممكن است به امر مبارک لطمه زند و احیاناً تشکیلات را وادار به اِعمال مجازات‌های اداری نماید، توجّه‌شان را به تشويق، مساعدت، نصیحت و تعليم و تربيت معطوف می‌‌دارند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۹ آوریل ۲۰۱۳ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به سه نفر از احبّا) [۸۶]

بیت العدل اعظم چالش شما را در کمک به احبّای جامعۀ خود برای فهم تعاليم الهی و عمل به آنها در دنیایی که نيرو‌های مادّی‌گرا دائماً قویّ‌تر می‌شوند درک می‌کنند.… بررسی نکات مورد نظر به بهترین وجه می‌تواند در پرتو روابطی صورت گیرد که نظم اداری بهائی سعی در برقراری آن بین فرد، مؤسّسات و جامعه دارد. در عین حال ‌که مسئولیّت رعایت موازین بهائی در وهلۀ اوّل بر عهدۀ فرد مؤمن است ولی مؤسّسات وظیفه دارند که افراد را، عمدتاً از طریق مجهودات آموزشی، حمایت نمایند و الگویی از حیات جامعه را ترویج دهند که موجب ترقّی و تعالی روحانی اعضا باشد. این نکته نیز البتّه قابل درک است که مؤسّسات بهائی با بر عهده‌ داشتن این وظایف و دیگر وظایف مقدّسه، ممکن است گاه به گاه اقدام خاصّی را برای صیانت جامعه و جامعیّت احکام بهائی لازم بدانند.

مؤسّسات امری باید در نظر داشته باشند که اگر مساعی‌شان در جهت انجام وظایف خود نسبت به تعلیم و تربیت احبّا به هشدارهای مکرّر و یا به تعلیماتی خشک و بی‌روح تقلیل یابد نتایج حاصله بسیار ناچیز خواهد بود. لذا هدف مؤسّسات باید ازدیاد آگاهی و افزايش درک احبّا باشد. وظیفۀ مؤسّسات بهائی کنجکاوی یا مداخله در زندگی خصوصی افراد و یا تحمیل احکام الهی بر آنان نیست بلکه ايجاد محیطی است که در آن دوستان در مقام پیروان حضرت بهاءالله مشتاقانه به ایفای وظایف خود قیام کنند، احکام مبارکش را اطاعت نمایند، و زندگی خود را با تعالیم مقدّسش تطبیق دهند. میزان مثمر ثمر بودن مساعی مؤسّسات به این بستگی خواهد داشت که احبّا، به خصوص نسل جوان، تا چه حدّ خود را غرق در فعّالیّت‌های جامعه‌ای پویا و در حال رشد بیابند و قوّۀ تأییدات الهی را در انجام مأموریّتی که جمال مبارک به آنان محوّل فرموده احساس کنند.

در این راستا، یکی از مؤثّرترین ابزاری که در اختیار شماست مؤسّسۀ آموزشی است که سعی دارد فرد را در یک فرایند آموزشی سهیم سازد که در آن حسن اخلاق و انضباط شخصی در زمینۀ خدمت پرورش می‌یابد و الگویی منسجم و پرنشاط از زندگی به وجود می‌آورد که مطالعه، عبادت، تبلیغ و جامعه‌سازی و کلّاً آنچه را که موجب تحوّل و تقلیب جامعه می‌شود در هم می‌تند. محور این فرایند آموزشی تماس با کلام الهی است که قدرتش تداوم‌بخشِ مساعی هر فرد در تطهیر قلب خویش و پیمودن مسیری از خدمت با ”قدم انقطاع“ می‌باشد. حضرت ولیّ‌امرالله مؤمنین جوان را به یادگیری از طریق ”مشارکت فعّالانه و صمیمانه و مستمرّ“ (ترجمه) در فعّالیّت‌های جامعه تشویق می‌فرمودند. در نامه‌ای از طرف آن حضرت خطاب به یک مؤمن جوان چنین آمده است: ”حیات جامعۀ بهائی آزمایشگاهی ضروری برای شما فراهم می‌نماید که در آن می‌توانید اصولی را که از تعالیم مبارکه فرا گرفته‌اید به اعمالی پویا و سازنده درآورید.“ در ادامۀ نامه چنین می‌فرمایند: ”هنگامی که جزئی واقعی از آن موجودِ زنده شوید می‌توانيد روح حقیقی ساری در تعالیم الهی را درک نمایید.“ (ترجمه) یک چنین مشارکت مشتاقانه در فعّالیّت‌های امری زمینه‌ای ارزشمند برای کوشش‌های جوانان و نیز بزرگ‌سالان فراهم می‌سازد تا حیات خود را با تعالیم حضرت بهاءالله تطبیق دهند. این بدان معنا نیست که افراد گه‌گاه دچار اشتباه، که شاید در مواردی اشتباهی بزرگ هم باشد، نخواهند شد. با این حال، هنگامی که علاقه به حفظ موازین بهائی از طریق خدمت به مصالح عمومی در محیطی سرشار از عشق بی‌دریغ و تشویقِ صمیمانه پرورش یابد، احبّای الهی در مواجهه با چنین مشکلی، از فرط شرمساری احساس نخواهند کرد که راهی جز کناره‌گیری از فعّالیّت‌های جامعه ندارند و یا حتّی بدتر از آن، خود را مجبور نخواهند یافت که چالش‌های خویش را با پوششی از ادب و نزاکت بپوشانند و حیاتی را پیش گیرند که درآن گفتارشان نزد عموم با رفتارشان در خلوت در تباین و تضادّ باشد.

بنا بر این بدیهی است که باید هم‌زمان به نیازهای پیشرفت اخلاقی فرد، با کوشش‌های لازم برای تقویت قابلیّت‌های جامعه و مؤسّسات آن توجّه نمود.… محیط مورد نظر در اصل محیطی است مملوّ از محبّت و حمایت که در آن مؤمنین، همگی در عین تلاش برای نیل به موازین بهائی در رفتار شخصی خود نسبت به یکدیگر شکیبایی و احترام نشان ‌می‌دهند و در مواقع لزوم از نصایح حکیمانه و مساعدت بی‌دریغ برخوردار می‌‌شوند. در جامعۀ بهائی نه جایی برای بدگویی و غیبت و نه مکانی برای عیب‌جویی از دیگران و خودنیک‌پنداری موجود است.

در این رابطه، هر محفل ملّی لزوماً باید قبول نمايد که اگر محبّت و حمایت متقابل تنها نکتۀ مورد توجّه در درون جامعه باشد، اگر چه به تنهایی از اهمّیّتِ خاصّی برخوردار است، ولی این مسئله باعث خواهد شد که محیطی راکد ناشی از ذهنیّتی محدود ایجاد شود. جامعۀ جهانی بهائی رسالتی تاریخی بر عهده دارد و هم‌گام با گسترش روزافزون خود باید قابلیّت پرداختن به نیازهای روحانی و مادّی را که دائماً پیچیده‌تر می‌شوند کسب کند. پیام بیت العدل اعظم مورّخ ۲۸ دسامبر ۲٠۱٠ به این نکته اشاره می‌نماید که: ”یک جامعۀ کوچک که اعضای آن به سبب عقاید مشترک‌شان با یکدیگر متّحدند، آرمان‌های والا ویژگی ‌خاصّ آن است، در ادارۀ امور خویش ماهر و در برآوردن نیازهای خود کارآمد است و احتمالاً به چند طرح بشردوستانه نیز اشتغال دارد — یک چنین جامعه‌ای شکوفا ولی دور از واقعیّت‌هایی که توده‌های وسیع بشریّت با آن سر و کار دارند هرگز نمی‌تواند امیدوار باشد که به منزلۀ الگویی برای تجدید ساختار تمامی جامعۀ بشری عمل نماید.“ سلسله نقشه‌های جهانی کنونی تمهیداتی برای ایجاد تدریجی قابلیّت فردی و جمعی برای این مأموریّتِ جامعه فراهم می‌سازد. هر یک از مؤسّسات جامعۀ بهائی که به وضع موجود خود قانع باشد، در حفظ جوانان از قوای مادّی‌گراییِ بی‌حدّ و انحطاط اخلاقیِ ملازمِ آن که اجتماع را مورد حمله قرار داده‌اند با مشکلاتی مواجه خواهد شد. نکات فوق به ماهیّت فرایند قابلیّت‌سازی که هر مؤسّسۀ بهائی باید با جدّیّت به آن اشتغال ورزد اشاره می‌کند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۳ آوریل ۲۰۱۳ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۷]

همانطور که بدون شک آگاهید بیت ‌العدل اعظم توصیه فرموده‌اند که مسئولیّت هدایت برخی از مجهودات، از جمله ابتکارات در زمینۀ بین‌المللی و آنچه که مربوط به ترویج مطالعات امری است باید به عهده مؤسّسات بهائی باشد که موظّف به هدایت تلاش‌های جامعه در مسیرهای مؤثّر عمل هستند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۸ ژوئن ۲۰۱۶ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۸]

اوّلین اقدامی که یک محفل باید در جهت تنفیذ احکام الهی در ناحیۀ تحت اِشراف خود بردارد داشتن رویکردی صحیح به آموزش عمومی احبّا در مورد احکام است، و چنین تلاش‌های آموزشی می‌تواند در چارچوب مقصود عظیم‌تر ظهور اعظم که پیشبرد مدنیّتی دائم التّقدم است قرار گیرد. به این ترتیب، احبّا از احکام نه به خاطر ترس از مجازات بلکه به دلیل عشق به حضرت بهاءالله و درک اینکه این احکام موجب رفاه اجتماعی و رشد روحانی و مادّی خودشان می‌باشد پیروی خواهند کرد. در حالی که این رویکرد — که لزوماً تدریجی و بلندمدّت است — ادامه دارد، محافل باید در مورد اجرای احکام، محتاطانه و سنجیده قضاوت نمایند و به یاد داشته باشند که مسئولیّت‌شان تربیت مؤمنین جدید و نسل‌های جوان بهائی با رعایت محبّت‌ و صبر است.

کاربرد این اصول نیاز به تفکّر فراوان دارد، به خصوص با توجّه به شرایط دائماً در حال تحوّل در محلّه‌ها و دهکده‌هایی که افراد زیادی در فعّالیّت‌های جامعه‌سازی شرکت می‌کنند، و برخی از آنها، اغلب از میان جوانان به امر الله ایمان آورده‌اند. در چنین مکان‌هایی، همانطور که مطمئنّاً مشاهده کرده‌اید، مؤمنین جدید عمیقاً با اجتماع اطراف خود در تماس و مرتبط بوده و هم‌راه با بسیاری دیگر، به فعّالیّت‌هایی مشغول‌اند که به تدریج خصوصیّات کلّ جمعیّت را تغییر می‌دهد و به آن کمک می‌کند که به سوی دیدگاه حضرت بهاءالله یعنی یک نظم جدید جهانی حرکت کند. از نامۀ شما واضح است که مؤمنین جدید در چنین مکان‌هایی به طور فزاینده‌ای با احکام بهائی آشنا می‌شوند و تلاش می‌کنند که در زندگی خود از آن پیروی کنند. با این حال، می‌توان انتظار داشت که زیربنای محیط اجتماعی که آنها به نحو جدایی‌ناپذیری به ‌ویژه در زمینه خویشاوندان بخشی از آن هستند، گاهی آنها را مجبور به مصالحه در تلاش‌هایشان در این خصوص بنماید. شاید بزرگ‌ترین چالش در اینجا پیروی از احکام مربوط به امور شخصی، مانند ازدواج و تدفین می‌باشد.

بیت ‌العدل اعظم معتقدند که در مکان‌هایی که مراکز فعّالیّت‌های فشرده می‌شوند، تلاش و مراقبت بیشتری لازم است که آموزش در مورد احکام بهائی نه فقط متوجّه کسانی باشد که به طور رسمی تسجیل شده‌اند بلکه همه کسانی را که به نوعی با فرایند جامعه‌سازی مرتبط هستند نیز در بر گیرد. بیت ‌العدل اعظم بسیار خرسندند که در چندین محدودۀ جغرافیایی در …، دوستان توانایی تماس با تعداد زیادی از خانوارها را به طور منظّم کسب می‌کنند، اصول بهائی را با دیگران در میان می‌گذارند، مشارکت بیشتر در فعّالیّت‌ها را ترویج می‌دهند و به تدریج الگویی از زندگی جامعه را بر اساس تعالیم امر الهی توسعه می‌دهند. بر اساس این تجربه، در بسیاری از خانوارها ارائه گفتمانی در مورد ماهیّت حیات خانوادۀ بهائی و برخی از احکام حضرت بهاءالله در بارۀ احوال شخصی نباید دشوار باشد. با این اقدام، شما طبیعتاً می‌خواهید روشن کنید که هدف احکام تعیین شده توسّط مظهر ظهور الهی محدود کردن امکانات انسانی یا معرّفی آداب تشریفاتی جدیدی برای جایگزینی آداب قدیم نیست. بلکه منظور این است که برای انسان امکان احساس آزادی واقعی و تحقّق استعداد ذاتی واقعی خود را، به صورت فردی و جمعی فراهم سازد. چه بسا اتّفاق افتاده که دوستان اجتماع بزرگ‌ با حضور در مراسم ازدواج بهائی، شادی و شگفتی خود را از سادگی و متانت آن که عاری از عناصر تشریفاتی بوده ابراز داشته‌اند تشریفاتی که بسیاری آن‌ را دست و پاگیر و نامناسب برای ارتقای روح می‌دانند. و چه بسیار مواقعی که آنان با آشنایی با تمهیدات احکام ازدواج بهائی، از نحوۀ اجتناب از تقلیل پیوند زناشویی به یک معاملۀ اقتصادی، بلکه حفظ تقدّس و اصالت آن و رعایت حرمت خانواده، شگفت‌زده شده‌اند. در واقع هر ازدواج بهائی فرصتی برای نشان دادن ویژگی خاصّ احکام بهائی به اجتماع بزرگ‌تر است.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۳ آوریل ۲۰۱۸ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل ملّی) [۸۹]