آنچه بیش از هر امر دیگری موجب شعف و سرور بیاندازۀ این عبد گردیده وقوف بر این است که اعضای این هیئت مرکزی که متقبّل مسئولیّتی خطیر شدهاند و با وظایفی حسّاس و صعب مواجه میباشند، فرداً و جمعاً نه تنها از همدردی خواهران و برادران روحانی خود بهرهمندند بلکه میتوانند با اطمینان خاطر به حمایت فعّالانه و صمیمانۀ ایشان در اجرای خدمات منظّم و شایان به آستان امر حضرت بهاءالله متّکی باشند. فیالحقیقه باید هم چنین باشد زیرا اگر همکاری واقعی و مستمرّ و اطمینان متقابل بین آحاد احبّا و محافل ملّی و محلّی ایشان متوقّف شود، امور نافعۀ امر الله نیز به ناچار متوقّف گردیده و هیچ عامل دیگری قادر نخواهد بود که هماهنگی و کارآیی آن را در آینده تضمین نماید.
(ترجمهای از توقیع مورّخ ۲۳ دسامبر ۱۹۲۲ حضرت شوقی افندی) [۹۰]
ما نباید طالب یکنواختی در تشکیل هر یک از محافل ملّی و یا محلّی باشیم. زیرا شالودۀ نظم اداری بهائی اصل وحدت در کثرت است که مکرّراً و شدیداً در آثار بهائی تأکید شده است. تفاوتهایی که اساسی و برخلاف تعالیم اصلی امر الله نیستند باید نگهداری شود در حالی که وحدت اصلیّۀ نظم اداری به هر قیمتی باید حفظ و تضمین گردد. به راستی هم وحدت هدف و هم وحدت وسیله برای عملکرد سریع و مطمئن هر محفلی اعمّ از محلّی یا ملّی حیاتی و ضروری میباشد.
(ترجمهای از توقیع مورّخ ۲ ژانویه ۱۹۳۴ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۹۱]
حضرت بهاءالله خطاب به ملکه ویکتوریا مرقوم فرمودند ”فانظروا العالم کهیکل انسان“. ما نیز میتوانیم عالم بهائی، جند الهی، را با همان دید بنگریم. در هیکل انسانی، هر سلّول، هر عضو، و هر عصب نقشی دارد که ایفا میکند. اگر همه نقش خود را بازی کنند هیکل انسانی سالم، پرتوان، پرطراوت و آماده برای آنچه به او محوّل گردد خواهد بود. هیچ سلّولی، هر قدر ناچیز، حیات مستقلّی از بدن، چه در کمک به بدن و چه در بهرهمند شدن از آن ندارد. این حقیقت در مورد هیکل عالم انسانی صدق میکند که در آن خداوند ”خلعت موهبت را زيور کلّ بشر“ فرموده و در مورد جامعۀ جهانی بهائی کاملاً صادق است زیرا که این جامعه هماکنون موجودی است زنده، متّحد در آرمانهایش، و متّفق در روشهایش، طالب مساعدت و تأیید از یک منشأ، و منوّر به نور آگاهی از وحدت خود. در این مجتمع ارگانیک که مهتدی به هدایات الهی و مبارک و نورانی است، مشارکت همگانی از اهمّیّت فوقالعادهای برخوردار است و سرچشمۀ نیرو و نشاطی است که هنوز برای ما ناشناخته میباشد.…
سِرّ واقعی مشارکتِ عمومیْ در منویّاتی نهفته است که حضرت مولی الوری غالباً ابراز میفرمودند، یعنی یاران باید مفتون یکدیگر باشند، یکدیگر را دائماً تشویق کنند، با هم کار کنند، مانند یک روح در یک بدن باشند، و بدین ترتیب پیکری کامل، ارگانیک و سالم شوند که از روح تحرّک و نورانیّت مییابد. در چنین پیکری کلّ از خودِ موجودِ زنده صحّت و نشاط کسب خواهند کرد و ریاحین و اثمار طیّبه به بار خواهد آمد.
(ترجمهای از پیام مورّخ سپتامبر ۱۹۶۴ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۹۲]
در رضوان سال ١٩٩۶ بهائیان عالم به اجرای مشروعی جهانی اقدام خواهند نمود كه یگانه مقصد آن پیشبرد قابل ملاحظهای در فرایند دخول افواج خواهد بود. وصول به این مقصد از طریق پیشرفت شایانی در فعّالیّتها و بلوغ افراد احبّا، مؤسّسات و جوامع محلّی صورت خواهد گرفت. پیشرفت در این فرایند واضحاً به ترقّی هر سه شرکتکنندۀ آن که به طور نزدیک بهم مرتبطاند بستگی دارد. چهار سال آینده باید شاهد افزایش بیسابقهای در فعّالیّتهای مؤثّر تبلیغیِ ناشی از ابتکارات فردی احبّا باشد. هزاران هزار از دوستان محتاج مساعدت خواهند بود تا بتوانند پویایی و قدرت ایمان خویش را با مداومت در تبلیغ امر الهی و حمایت از نقشههای مؤسّسات امری و مساعی جوامع بهائی خود، عملاً نمودار سازند. این احبّای عزیز را باید یاری نمود تا به خوبی دریابند كه دوام و استمرار مجاهداتشان منوط به آنست كه تا چه حدّ زندگی شخصی و اخلاق و رفتارشان ”… جنبههای گوناگون شکوه و عظمت اصول جاودانۀ نازله از قلم حضرت بهاءالله را منعكس مینماید.“ (ترجمه) تسریعِ روند تبلیغ فردی لزوماً بايد با افزایش پروژههای تبلیغی منطقهای و محلّی توأم باشد. بدین منظور باید به مؤسّسات کمک شود تا توانایی خود را برای مشورت بر طبق اصول بهائی افزایش دهند، و احبّا را در یک بینش مشترک متّحد ساخته استعدادهای آنان را در سبیل خدمت به امر الهی به كار گیرند. به علاوه، مؤمنین جدید باید در جوامع محلّیِ فعّالی كه به مدارا و محبّت متّصف و با یک حسّ هدفمندیِ قویّ و ارادهای جمعی هدایت میشوند ادغام گردند یعنی محیطی که در آن قابلیّت همهء اعضا، اعمّ از زن و مرد و جوان و کودک، شكوفا میگردد و قوایشان با اقدامی هماهنگ مضاعف میشود.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۶ دسامبر ۱۹۹۵ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئتهای مشاورین قارّهای) [۹۳]
حضرت ولیّامرالله به ضرورت قطعیِ ابتکار فردی و اقدام تأکید نموده، فرمودهاند که ”بدون حمایت قلبی مستمرّ و کریمانۀ فرد“ هر نقشه و اقدام محفل ملّی ”محکوم به شکست“ بوده و هدف نقشۀ ملکوتی حضرت مولی الوری ”دچار وقفه و رکود“ خواهد گردید؛ از این گذشته، ”هر فردی که بالمآل از قیام به ایفای نقش خویش بازماند“ (ترجمه) از تأییدات الهیّه و از نیروی حیاتبخش حضرت بهاءالله بینصیب خواهد ماند. بنا بر این فردِ مؤمن عامل اصلی هر پیشرفتی است که باید حاصل شود، فرد است که قدرت اجرا در دست اوست و تنها فرد است که میتواند آن قدرت را از طریق ابتکار فردی و عملِ مداوم به ظهور رساند. در مورد احساسِ عدم کفایت که گهگاه مانع ابتکارات شخصی میگردد، نامهای که از جانب حضرت ولیّامرالله نگاشته شده شامل این توصیۀ هیکل مبارک است، ”اهمّ آنها بطوری که اشاره کردهاید فقدان شجاعت و ابتکارات شخصی و احساس حقارت است که یاران را از سخن گفتن در مجامع عمومی بازمیدارد. دقیقاً همین کاستیها است که هیکل مبارک مایلاند احبّا بر آن فایق آیند. زیرا این نقایص نه تنها مانع کوشش آنان میشود بلکه در حقیقت سبب خمودت شعلۀ ایمان در قلوبشان نیز میگردد. تا زمانی که همۀ احبّا به آن درجه از آگاهی نرسند که هر یک از آنها بنفسه در حدّ توانایی خود قادر به ابلاغ پیام الهی است، هرگز نخواهند توانست به هدفی که مولای دانا و مهربان برای آنان مقرّر فرموده نائل شوند…. هر نفس بهائی بالقوّه مبلّغ امر است و فقط باید آنچه را که خداوند در او به ودیعه گذاشته به کار گیرد تا وفاداری خویش را به این امانت الهی ثابت نماید.“ (ترجمه)…
متمایز از فرد و مؤسّسات، جامعه با افزایش تعداد اعضایش خصوصیّت و هویّت خاصّ خود را مییابد. این افزایش تحوّلی ضروری است که باید مورد توجّه زیاد قرار گیرد، هم در نقاطی که تسجیل مؤمنین جدید به معیار وسیع تا به حال صورت گرفته و هم در موارد متعدّدتر بیشماری که وقوع دخول افواج قابل پیشبینی است. یک جامعه البتّه بیش از مجموع اعضای آن است؛ جامعه یک واحد کامل تمدّن و متشکّل از افراد، خانوادهها و مؤسّسات میباشد که همگی مؤسّسین و مشوّقین سیستمها، نهادها، و سازمانهایی هستند که با هدفی مشترک برای رفاه مردم، هم در داخل و هم در خارج از مرزهای خود با هم کار میکنند؛ جامعه ترکیبی از شرکتکنندگان متنوّع و همبسته است که در حال دستیابی به اتّحاد در کاوشی خستگیناپذیر به دنبال ترقّی روحانی و اجتماعیاند. از آنجا که بهائیان در همه جا در اوّلین مراحل فرایند جامعهسازی هستند، کوشش عظیمی باید صرف تکالیف جاری شود.
همانطور که در یکی از پیامهای قبلی ذکر کردهایم، شکوفایی جامعه به خصوص در سطح محلّی نیاز به بهبود قابل ملاحظهای در الگوهای رفتار دارد: آن الگوهایی که به وسیلۀ آنها جلوۀ جمعی خصایل فرد فرد اعضای جامعه و کارکرد محفل روحانی در وحدت و صمیمیّت جامعه و در پویاییِ فعّالیّت و رشد آن متجلّی است. شکوفایی جامعه نیاز به همبستگی عناصر متشکّلۀ آن — یعنی بزرگسالان، جوانان، اطفال — در فعّالیّتهای روحانی، اجتماعی، آموزشی، اداری و اشتغال آنان در نقشههای محلّیِ تبلیغ و توسعه دارد. لازمۀ شکوفایی جامعه وجود ارادهای جمعی و احساسی از هدفمندی است تا به محفل روحانی از طریق انتخابات سالیانه تداوم بخشد. این شکوفایی شامل نیایش جمعی پروردگار است. از اینرو، برگزاری جلسات مرتّب دعا، در صورت امکان در حظیرةالقدسهای محلّی و در غیر این صورت در اماکن دیگر از جمله در منازل احبّا، برای حیات روحانی جامعه ضروری است.
(ترجمهای از پیام رضوان ۱۹۹۶ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۹۴]
هیچ یک از دستاوردهای افراد و یا جامعه نمیتواند بدون تشویق و حمایت و هدایت سوّمین عامل نقشه یعنی تشکیلات امری، استمرار یابد. جای بسی دلگرمی است که تشکیلات تا چه حدّ ابتکارات شخصی را ترویج میدهند، قوا را در جهت تبلیغ هدایت میکنند، ارزش اقدام سیستماتیک را گوشزد مینمایند، حیات روحانی جامعه را رونق میدهند و در ایجاد محیطی پر روح و ریحان میکوشند. در عمل یاد میگیرند که برای کمک به جامعه در راه حفظ تمرکز خود بر هدف نقشه، چطور وحدت نظر بین احبّا را حفظ نمایند، مکانیسمهائی برای هماهنگ کردن مجهوداتشان بوجود آورند و منابع موجود را طبق اولویّتهایی حکیمانه توزیع نمایند. این اولویّتها البتّه فعّالیّتهایی را که به مهارتهای تخصّصی افراد محتاج است نیز شامل میشود. آنچه علیالخصوص در میان این قبیل فعّالیّتها شایان تذکّر میباشد ارتباط با اولیاء امور است که محافل روحانی ملّی با جدیّت آن را دنبال میکنند و اقداماتی در زمینۀ توسعۀ اقتصادی و اجتماعی است مثل آنچه به وسیلۀ
سازمانهای ملهم از تعالیم بهائی انجام میشود. تشکیلات به این گونه نیازها رسیدگی میکند و کفایت خود را در هدایت مجهودات قاطبۀ احبّا در جهت اجرای اقدامات اساسی نقشه افزایش میدهد.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۵ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئتهای مشاورین قارّهای) [۹۵]
در مواردی چند خاطرنشان نمودهایم که هدف سلسله نقشههای جهانی که بهائیان عالم را به جشن صدمین سال عصر تکوین در سال ۲۰۲۱ میلادی رهنمون خواهد کرد از طریق پیشرفت قابل ملاحظهای در فعّالیّت و بلوغ افراد احبّا، مؤسّسات امری و جامعه تحقّق خواهد پذیرفت. شواهد افزایش قابلیّت در این مقطع زمانی یعنی در نیمهراه دورانی که عبارت از بیست و پنج سال مساعی متمرکز و مستمرّ خواهد بود، در همه جا مشهود است. آنچه از اهمّیّت خاصّی برخوردار میباشد تأثیر وسیع و فزایندۀ قوّۀ محرّکۀ منبعث از تعامل بین سه شرکتکنندۀ اصلی نقشه است. مؤسّسات امری از سطح ملّی تا محلّی با وضوحی هر چه بیشتر درمییابند که چگونه شرایطی ایجاد نمایند که موجب بروز قوای روحانی تعداد متزایدی از احبّا در جهت نیل به هدفی مشترک میگردد. جامعه بیش از پیش به محیطی تبدیل میشود که در آن مجهودات فردی و اقدامات جمعی، با کمک مؤسّسۀ آموزشی، میتواند مکمّل یکدیگر واقع شده موجب حصول پیشرفت گردد. شور و اهتزازی که جامعه از خود نشان میدهد و اتّفاق نظری که به مجهودات جمعی آن روح میبخشد، نفوسی از همۀ اقشار را که مشتاقند وقت و نیروی خود را وقف رفاه عالم انسانی نمایند به نحوی فزاینده به خود جذب میکند. روشن است که ابواب جامعه به روی هر نفسی که مستعدّ ورود و دریافت رزق روحانی از این ظهور اعظم باشد بیش از پیش گشوده است. افزایش چشمگیر در سرعت امر تبلیغ در سال گذشته خود اعظم گواه بر کارآیی تعامل بین سه شرکتکنندۀ نقشه است. پیشرفت حاصله در فرایند دخول افواج حقیقتاً قابل ملاحظه بود.
در زمینۀ این تعاملات پیشرفته، کارآیی ابتکار فردی به نحو فزایندهای در افزایش است. در پیامهای پیشین، به اثرات مثبتی که فرایند مؤسّسۀ آموزشی بر شروع ابتکار فردی احبّا میگذارد اشاره نمودیم.…
آنچه موجب دلگرمی مستمرّ این جمع میگردد این است که تا چه حدّ این ابتکارات فردی تحت نظم و انضباط است. جوامع بهائی در سراسر جهان به تدریج درسهایی را که از سیستماتیک بودن آموختهاند ملکۀ ذهن خود میسازند و چارچوبی که سلسلۀ نقشههای کنونی را توصیف نموده به مساعی احبّا استمرار و انعطافپذیری میبخشد. این چارچوب نه تنها محدودیّتی برای احبّا ایجاد نمیکند بلکه آنان را قادر میسازد تا از فرصتها استفاده نمایند، در برقراری روابط کوشا باشند و تصوّری از رشد سیستماتیک را به مرحلۀ عمل درآورند. به این ترتیب این چارچوب به قدرت جمعی آنان شکل میبخشد.
(ترجمهای از پیام رضوان ۲۰۰۸ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۹۶]
پیروان اسم اعظم همگی به خوبی میدانند که منظور از این ظهور اعظم ایجاد یک خلق جدید است. ”… اوّل کلمة خرجت من فمه و اوّل ندآء ارتفع منه بمشیّتک و ارادتک انقلبت الأشیآء کلّها و السّمآء و ما فیها و الأرض و من علیها….“ افراد، مؤسّسات و جامعه، سه شرکتکنندۀ نقشۀ ملکوتی، تحت تأثیر مستقیم قوای خلّاقۀ ظهور حضرت بهاءالله در حال تقلیب هستند و مفهومی جدید از هر یک، متناسب با نیاز بشری که به مرحلۀ بلوغ خود نزدیک میشود، در حال بروز است. روابطی که این سه شرکتکننده را به هم پیوند میدهد نیز در حال تحوّلی عمیق میباشد و قوای تمدّنسازی به عرصۀ وجود میآید که تنها با پیروی از تعالیم مبارک ایجاد میشود. خصایص مشخّصۀ این روابط، همکاری و وابستگی متقابل که نمایانگر همبستگی همهجانبۀ حاکم بر عالم خلقت است میباشد. به این ترتیب فرد بدون توجّه به ”منافع ذاتیّه و فوائد شخصیّه“، خود را ”چون افراد بندگان غنیّ مطلق“ میشمرد و تنها آرزویش اجرای احکام او است. به این ترتیب احبّای عزیز درمییابند که ”عواطف و احساسات فراوان و حسن نیّت و کوشش بسیار“ اگر در مجاری صحیح جریان نیابد، فواید محدودی خواهد داشت، ”آزادی بی قید و بند فردی باید با مشورت دوطرفه و فداکاری تعدیل گردد، و روحیّۀ ابتکار و عمل باید با درکی عمیقتر از ضرورت هماهنگی اقدامات و تعّهدی کاملتر نسبت به خیر و مصلحت عموم، تقویت گردد.“ و بدین ترتیب همگی میتوانند میادین فعّالیّتی را که فرد میتواند از آن طریق به بهترین وجه ابتکار شخصی خود را نشان دهد از کارهایی که فقط مربوط به مؤسّسات امری است به آسانی تشخیص دهند. همان طور که حضرت عبدالبهاء میفرمایند احبّا ”به جان و دل“ اوامر مؤسّساتشان را اطاعت میکنند تا ”امور انتظام یابد و ترتیبی حاصل کند.“ البتّه این اطاعت، کورکورانه نیست بلکه اطاعتی است که حاکی از ظهور بلوغ نوع انسان است، انسانی که به مقتضیات یک نظام به وسعت و عظمت نظم بدیع جهانی حضرت بهاءالله پیبرده است.
و کسانی که از بین این چنین نفوس مشتعلی برای خدمت در مؤسّسات آن نظم عظیم دعوت میشوند به خوبی بیانات حضرت ولیّامرالله را درک میکنند که میفرمایند: ”وظیفۀ اعضای محافل فرمان دادن نیست بلکه مشورت است، مشورت نه تنها در بین خودشان بلکه تا حدّ امکان با احبّایی که نمایندگی آنها را بر عهده دارند.“ آنان ”هرگز“ نباید چنین ”گمان کنند که زینت اصلی پیکر امر الهی هستند و از نظر توانایی و شایستگی ذاتاً بر دیگران برتری دارند و یا تنها مروّجین تعالیم و اصول این امر اعظم میباشند.“ ”در نهایت تواضع“ به وظایف خود بپردازند و ”با سعۀ صدر، حسّ عدالت و انجام وظیفه، خلوص، افتادگی، پایبندی کامل به رفاه و منافع احبّا و امر الهی و بشریّت بکوشند تا نه تنها شایستۀ اطمینان و حمایت و احترام، بلکه تحسین و محبّت واقعی کسانی گردند که افتخار خدمت به آنان را دارند.“ در چنین جوّی، مؤسّساتی که به آنها قدرت و اختیارات اعطا شده خود را ابزاری برای پرورش استعدادهای مکنون بشری و شکوفایی این استعدادها در مسیری خلّاق و شایسته میشمرند.
جامعۀ اسم اعظم، متشکّل از چنین افراد و چنین مؤسّساتی، عرصهای آنچنان مشحون از گرایشهای روحانی میگردد که در آن قوا از طریق وحدت در عمل به چندین برابر فزونی مییابد. در بارۀ این چنین جامعهای است که حضرت عبدالبهاء میفرمایند: ”اگر نفوسی مؤمن حقیقی شوند ارتباط روحانی یابند و مظهر محبّت رحمانی گردند و کل سرمست جام محبّت الله شوند البتّه آن اتّحاد و ارتباط نیز ابدیست. یعنی نفوسی که از خود بگذرند و از نقایص عالم بشری تجرّد یابند و از قیود ناسوتی منصرف گردند البتّه پرتو انوار وحدت الهی بتابد و جمیع در عالم ابدی وحدت حقیقی یابند.“
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئتهای مشاورین قارّهای) [۹۷]
مشاهدۀ عالم بهائی در حالی که به انجام وظایف خویش مشغول میباشد چشماندازی بس روشن است. در حیات افراد مؤمنی که بیشتر از هر چیز آرزومندند دیگران را به عبادت پروردگار بینیاز و خدمت به عالم انسانی فراخوانند نشانههای تقلیبی روحانی را میتوان یافت که ربّ مجید برای هر نفسی اراده فرموده است. در روحیّهای که مشوّق و محرّک فعّالیّتهای هر جامعۀ بهائی است — جوامعی که همّ خود را وقف افزایش توانمندی اعضای خود از پیر و جوان و نیز دوستان و همکاران خود برای خدمت به مصالح عمومی مینمایند — میتوان بینشی از چگونگی بسط و توسعۀ یک اجتماع یافت که بر اساس تعالیم الهی پایهریزی شده است. و در آن محدودههای جغرافیایی پیشرفتهای که فعّالیّت در چارچوب نقشه افزایش یافته و نیاز به ایجاد انسجام در بین خطوط عمل کاملاً احساس میشود، بسط ساختارهای اداری نمایانگر بارقهای است از اینکه چطور مؤسّسات امری به تدریج مسئولیّتهای بیشتر و جامعتر خود را در جهت ترویج رفاه و پیشرفت بشریّت به عهده خواهند گرفت. بنا بر این واضح است که بلوغ و تکامل فرد، جامعه و مؤسّسات بسیار امیدبخش است ولی فراتر از این، با نهایت سرور شاهد آن هستیم که روابطی که این سه را به هم پیوند میدهد سرشار از محبّت و حمایت متقابل است.
ولی روابط بین سه همتای این بازیگران در جهان — یعنی شهروندان، هیئت اجتماع، و نهادهای اجتماع — بالعکس نمایانگر نزاع و نفاقی است که از خصوصیّات مرحلۀ متلاطم انتقال و تحوّل میباشد. این سه بازیگر که مایل نیستند به مثابۀ اجزای وابستۀ یک کلّیّت ارگانیک عمل نمایند، در چنگ تلاشی بیهوده و بیثمر برای کسب قدرت اسیرند. چقدر متفاوت است اجتماعی که حضرت عبدالبهاء در الواح و خطابات بیشمار خود ترسیم فرمودهاند، اجتماعی که در آن جمیع روابط، از تعاملات روزانه گرفته تا مناسبات میان کشورها، بر اساس آگاهی از وحدت نوع انسان استوار است. هماکنون بهائیان و دوستانشان در دهکدهها و محلّهها در سراسر جهان به ایجاد و ترویج روابطی قائمند که مشحون از این آگاهی است و روایح جانبخش همکاری و الفت و محبّت از آن به مشام میرسد. در چنین فضای بیتکلّف و بیادّعایی، به جای کشمکشها و درگیریهای رایج در اجتماع، گزینهای مشهود در حال ظهور و بروز است. بدین ترتیب آشکار میگردد که فردی که مایل است به نحوی مسئولانه به ابراز عقاید شخصی خود بپردازد در مشورتهایی که هدف آن ترویج خیر عمومی است متفکّرانه شرکت میکند و از وسوسۀ اصرار بر عقاید شخصی دوری میجوید. مؤسّسات بهائی با آگاهی از ضرورت اقدام هماهنگ برای حصول نتایج سودمند، همّ خود را صرف تربیت و تشویق میکنند نه کنترل و سلطهجویی. جامعهای که مایل است مسئولیّت ترقّی و پیشرفت خود را در دست گیرد اتّحاد حاصله از مشارکت صمیمانه در اجرای نقشههای مؤسّسات را سرمایهای ارزشمند به شمار میآورد. تحت تأثیر ظهور حضرت بهاءالله، روابط بین این سه عامل، حیاتی تازه و صمیمیّتی بیاندازه مییابد. این روابط در مجموع محیطی را به وجود میآورند که در آن به تدریج یک مدنیّت روحانی جهانی که جلوهگاه الهامات الهی است شکوفا میگردد.
(ترجمهای از پیام رضوان ۲۰۱۲ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۹۸]
سلسله نقشههای جهانی کنونی که در عید اعظم رضوان آغاز شد بیست و پنج سال تمام ادامه خواهد داشت، سفینۀ امر اللّه را به قرن سوّم عصر بهائی خواهد رساند و در رضوان سال ۲۰۴۶ به پایان خواهد رسید. عالم بهائی طیّ این دوران بر یک هدف واحد تمرکز خواهد داشت: ظهور و بروز بیش از پیش نیروی اجتماعسازی آیین بهائی. پیگیری این هدفِ کلّی مستلزم افزایش بیشتر قابلیّت در فرد مؤمن، جامعۀ محلّی و مؤسّسات بهائی است. این سه شرکتکنندۀ دائمی نقشه، هر یک سهمی در اجرای آن دارند و هر یک دارای قابلیّتها و خصوصیّاتی هستند که باید پرورش یابد. امّا هیچ یک به تنهایی قادر به ظاهر ساختن کامل استعدادهای بالقوّۀ خود نیست. از طریق تقویت روابط پویایشان با یکدیگر است که تواناییهایشان توأم گشته، چندین برابر میشود. حضرت عبدالبهاء تشریح میفرمایند که هر چقدر صفات همکاری و کمکِ متقابل در میان مردمان فزونی یابد به همان نسبت ”جمعیّت بشریّه در ترقّی و سعادت قدم پیشتر نهد“؛ این اصل در آیین بهائی شاخص و شکلدهندۀ تعاملات بین افراد، مؤسّسات و جوامع میباشد و هیکل امر الله را از نیروی اخلاقی و سلامت روحانی برخوردار میسازد.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۳۰ دسامبر ۲۰۲۱ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئتهای مشاورین قارّهای) [۹۹]