کتابخانه

اقدام اجتماعی

فهرست مطالب

ماهیّت توسعۀ اجتماعی و اقتصادی بهائی

انسجام بین ابعاد مادّی و روحانی‌ عالم هستی

… آنچه در آسمانها و زمین است محالّ بروز صفات و اسمای الهی هستند چنانچه در هر ذرّه آثار تجلّی آن شمس حقیقی ظاهر و هویداست.

(حضرت بهاءاللّه، کتاب ایقان) [۶۴]

آن است سبب بزرگ از برای نظم جهان و اطمینان من فی الامکان … آنچه از مقام بلند دین کاست بر غفلت اشرار افزود و نتیجه بالأخره هرج و مرج است.

(مجموعه‌ای از الواح جمال اقدس ابهی) [۶۵]

… دین باید مطابق علم و عقل باشد تا در قلوب انسانی نفوذ نماید اساس متین باشد نه اینکه عبارت از تقالید باشد.

(از الواح حضرت عبدالبهاء خطاب به جمعیّت لاهه برای اجرای صلح عمومی) [۶۶]

… هرچند مدنیّت مادّی از وسائط ترقّی عالم انسانیست ولی تا منضمّ بمدنیّت الهیّه نشود نتیجه‌ که سعادت بشریّه است حصول نیابد … مدنیّت مادّیّه مانند زجاجست و مدنیّت الهیّه مانند سراج زجاج بی ‌سراج تاریک است مدنیّت مادّیّه مانند جسم است ولو در نهایت طراوت و لطافت و جمال باشد مرده است مدنیّت الهیّه مانند روح است این جسم باین روح زنده است والّا جیفه گردد پس معلوم شد عالم انسانی محتاج بنفثات روح القدس است بدون این روح عالم انسانی مرده است و بدون این نور عالم انسانی ظلمت اندر ظلمت است.

(از الواح حضرت عبدالبهاء خطاب به جمعیّت لاهه) [۶۷]

… ترقّیات مدنی و کمالات جسمانی و فضائل بشری تا منضمّ بکمالات روحانی و صفات نورانی و اخلاق رحمانی نشود ثمر و نتیجه نبخشد و سعادت عالم انسانی که مقصود اصلی است حاصل نگردد زیرا از ترقّیات مدنیّه و تزیین عالم جسمانی هرچند از جهتی سعادت حاصل و شاهد آمال در نهایت جمال دلبری نماید ولی از جهات دیگر خطرهای عظیم و مصائب شدیده و بلایای مبرمه نیز حاصل گردد.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمار‌ۀ ٢٢۵) [۶۸]

امیدواریم که یاران الهی و اماء رحمن بموجب تعالیم آسمانی خدمت بوحدت عالم انسانی نمایند و دین را اساس محبّت و الفت بین بشر شمرند و بکوشند تا دین و علم را تطبیق نمایند هر فقیری را کنز غنا شوند و هر مستجیری را ملجأ و مجیر گردند بی‌نوایانرا روح و ریحان شوند و بیچارگانرا عون حضرت رحمن گردند.

(از الواح حضرت عبدالبهاء) [۶۹]

مدنیّت جسمانیّه بمنزلۀ زجاج است و مدنیّت روحانیّه بمنزلۀ سراج اگر این مدنیّت جسمانیّه با آن مدنیّت روحانیّه توأم شود آن وقت کامل است زیرا مدنیّت جسمانیّه مثل جسم لطیف است و مدنیّت روحانیّه مانند روح اگر در این جسم لطیف آن روح عظیم ظهور نماید آن وقت دارای کمال است.

(از خطابات حضرت عبدالبهاء) [۷۰]

برای انسان دو بال لازم است یک بال قوّۀ مادّیّه و مدنیّت جسمانیّه است یک بال قوّۀ روحانیّه و مدنیّت الهیّه است بیک بال پرواز ممکن نیست دو بال لازم است هر قدر مدنیّت جسمانیّه ترقّی کند بدون مدنیّت روحانیّه بکمال نرسد.

(از خطابات حضرت عبدالبهاء) [۷۱]

مدنیّت مادّی هر چقدر ترقّی نماید نمی‌تواند سبب سعادت نوع بشر گردد. تنها وقتی سعادت بشر محقّق می‌شود که مدنیّت مادّی و روحانی توأم و هماهنگ گردد. آنگاه تمدّن مادّی قوای خود را صرف نیروهای شیطانی در راه تخریب وحدت بشر نخواهد کرد چونکه در تمدّن مادّی خیر و شر با هم و هم‌گام به پیش می‌روند. مثلاً پیشرفت مادّی نوع بشر در دهۀ اخیر را در نظر بگیرید. مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، مؤسّسات بشردوستانه، معاهد علمی و مجامع فلسفی تأسیس شده امّا به موازات این شواهد توسعه، اختراع و تولید ابزار و سلاح‌ جهت نابودی بشر نیز به همان میزان افزایش یافته است.…

اینها همه نتیجۀ تمدّن مادّی است؛ بنا بر این اگرچه پیشرفت مادّی اهداف خوبی را در زندگی پیش می‌برد‌ در عین حال وسیلۀ اهداف شیطانی هم هست.… اگر مبادی اخلاقی و مبانی مدنیّت الهی با پیشرفت مادّی انسان هم‌راه شود، شکّی نیست که سعادت عالم انسانی رخ بگشاید و بشارت صلح و سلام بر کرۀ ارض از هر طرف اعلان گردد. آنگاه نوع بشر پیشرفت خارق‌العاده‌ای حاصل خواهد کرد، دامنۀ هوش انسان بی‌اندازه اتّساع خواهد یافت، اختراعات شگفت‌انگیزی پدیدار خواهد شد و روح خداوند، خود را ظاهر خواهد کرد؛ همه انسان‌ها در هوای دل‌انگیز سرور با هم مأنوس خواهند شد و زندگی ابدی به ابنای ملکوت عطا خواهد شد.… بنا بر این تمدّن مادّی و تمدّن الهی یا رحمانی باید با هم پیشرفت کنند تا آنکه اعظم آمال و نوایای نوع بشر تحقّق یابد.

(ترجمه‌ای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۷۲]

علم اعظم منقبت عالم انسانی است زیرا علم کشف حقایق است ولی علم بر دو قسم است علوم مادّیّه و علوم الهیّه علوم مادّیّه کشف اسرار طبیعت کند علوم الهیّه کشف اسرار حقیقت نماید عالم انسانی باید تحصیل هر دو علم کند و اکتفای بیک علم ننماید زیرا هیچ پرنده‌ئی بجناح واحد پرواز نتواند باید بدو بال پرواز نماید یک بال علوم مادّیّه و یک بال علوم الهیّه این علم از عالم طبیعت و آن علم از ما ورآء الطّبیعة این علم ناسوتی و آن علم لاهوتی.

(از خطابات حضرت عبدالبهاء) [۷۳]

خدا عقل بانسان داده تا حقائق اشیاء را تحقیق نماید اگر مسائل دینیّه مخالف عقل و علم باشد وهم است زیرا مقابل علم جهل است و اگر بگوئیم دین ضدّ عقل است مقصود این است که دین جهل است لابدّ دین باید مطابق عقل باشد تا از برای انسان اطمینان حاصل شود اگر مسئله‌ئی مخالف عقل باشد ممکن نیست از برای انسان اطمینان حاصل گردد همیشه متزلزل است.

(از خطابات حضرت عبدالبهاء) [۷۴]

عالم مادّی هر قدر ترقّی کند لکن باز محتاج تعلیمات روح القدس است زیرا کمالات عالم مادّی محدود و کمالات الهی نامحدود است چون کمالات عالم مادّی محدود است لهذا احتیاج انسان بکمالات الهی است زیرا کمالات الهی نامحدود است.

ملاحظه در تاریخ بشر نمائید کمالات مادّی هرچند بدرجۀ اعلی رسید لکن باز محدود بود امّا کمالات الهیّه نامحدود پایانی ندارد لهذا محدود محتاج نامحدود است مادّیّات محتاج روح است و عالم جسمانی محتاج نفثات روح القدس جسد بیروح ثمر ندارد هر قدر جسد در نهایت لطافت باشد احتیاج بروح دارد قندیل هر قدر لطیف باشد محتاج سراج است بی سراج زجاج ثمری ندارد جسد بیروح ثمر ندارد.

(از خطابات حضرت عبدالبهاء) [۷۵]

این جنگ جهانی اخیر هم‌راه با معاهدۀ صلح و پی‌آمدهایش به جامعۀ بشری آموخته است که تا تعصّبات ملّی، مذهبی و سیاسی منسوخ نگردد و تا اخوّت عمومی تأسیس نگردد و تا مدنیّت روحانی و تمدّن مادّی هر دو به طور مساوی مورد توجّه قرار نگیرند و در نتیجه معیارهای اخلاق فردی، ملّی و بین‌المللی را تغییر ندهند، عالم محکوم به شکست و اجتماع محکوم به نابودی مطلق است.…

(ترجمه‌ای از نامۀ صادره از جانب حضرت شوقی افندی در سال ۱۹۲۴ خطاب به یکی از احبّا) [۷۶]

یقیناً مشکلات اجتماعی و اقتصادی که مردم بریتانیا در حال حاضر با آن رو به رو هستند ذهن‌شان را کاملاً مشغول می‌نماید ولی همچنین باید چون وسیله‌ای عمل کند که آنان را متذکّر سازد و به مسائل روحانی نزدیک‌تر نماید. مردم باید به این واقعیّت پی برند که بدون یک تغییر اساسی در دیدگاه ما و یک اصلاح کامل در اصول هدایت‌کنندۀ زندگی‌مان، به همان نحو که امر الهی توصیه می‌نماید، مشکلات اجتماعی و اقتصادی‌مان نمی‌تواند حلّ شود و اوضاع و شرایط‌مان بهبود یابد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۷ نوامبر ۱۹۳۱ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۷۷]

تنها رفاه مادّی نیست که مردم محتاج آنند. آنچه شدیداً به آن نیاز دارند و تشنۀ آنند این است که بدانند چگونه زندگی کنند — محتاج‌اند خود را بشناسند، بدانند مقصد از هستی‌شان چیست، و چگونه باید با یکدیگر رفتار کنند؛ و زمانی که پاسخ چنین پرسش‌هایی را بدانند می‌بایست یاری شوند تا این پاسخ‌ها را به تدریج در رفتار روزانۀ خود به کار گیرند. این است آن مشکل اساسی عالم انسانی که در جهت یافتن راه حلّش بخش عظیم‌تر تمام منابع و قوای ما باید صرف گردد….

… ما می‌دانیم که عملکرد عالم مادّی صرفاً بازتابی از شرایط روحانی است و تا زمانی که شرایط روحانی تغییر نکند هیچگونه تغییر پایداری در جهت بهبود امور مادّی نمی‌تواند حاصل شود.

(ترجمه‌ای از دستخطّ مورّخ ۱۹ نوامبر ۱۹۷۴ بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۷۸]

در مورد توافق علم و دین، آثار طلعات مقدّسه و تبیینات حضرت ولیّ‌امراللّه این نکته را بسیار روشن می‌سازد که وظیفۀ نوع بشر، از جمله جامعۀ بهائی که به منزلۀ ”خمیرمایه“ در میان مردم دنیا عمل می‌کند، ایجاد یک تمدّن جهانی است که هم بعد روحانی و هم بعد مادّی عالم وجود را در بر ‌گیرد. ماهیّت و حیطۀ عمل یک چنین تمدّنی به مراتب فراتر از درک و تصوّر نسل کنونی است. اجرای این مشروع عظیم متّکی بر تعامل فزاینده بین حقایق و اصول دین و اکتشافات و بینش‌های حاصله از تحقیقات علمی خواهد بود. این تعامل مستلزم این است که وجود مسائل مبهم را یکی از خصیصه‌های طبیعی و اجتناب‌ناپذیر فرایند کشف حقیقت بدانیم. همچنین مستلزم آنست که علم را به هیچ مکتب فکری خاصّ و یا رویکردی که در مسیر توسعۀ آن مسلّم فرض شده، محدود ننماییم. چالشی که اندیشمندان بهائی با آن رو به رو هستند بر عهده گرفتن رهبری مدبّرانه در این مجهودات است زیرا آنان هستند که هم از بینش پرارزش امر الهی و هم از مزایای پژوهش علمی برخوردارند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۹ مه ۱۹۹۵ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۷۹]

… دین و علم دو نظامِ لازمِ دانایی‌اند که به وسیلۀ آنها ادراکات بالقوّۀ بشری پرورش می‌یابد. علم و دین، این دو نحوۀ اساسی که ذهن از طریق آنها حقیقت را کشف می‌کند، نه تنها به هیچ وجه با هم در تضادّ نیستند بلکه به یکدیگر متّکی‌اند و در آن دوره‌‌‌هایی از تاریخ — دوره‌هایی کمیاب امّا پرشکوه — که واقعیّتِ مکمّل بودن آنها پذیرفته شده و این دو توانسته‌اند با هم کار کنند بیش از هر وقتِ دیگر پر ثمر و اثر بوده‌اند. بینش‌ها و مهارت‌های حاصله از پیشرفت‌های علمی را باید همیشه تابع هدایتِ تعهّدات اخلاقی و روحانی قرار داد تا بتوان از آنها به نحو صحیح استفاده نمود. اعتقادات دینی نیز هر قدر گرامی باشند باید بتوان آنها را با طیب خاطر با روش‌های علمی بی‌طرفانه بررسی کرد.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ آوریل ۲۰۰۲ بیت العدل اعظم خطاب به رهبران ادیان جهان) [۸۰]

… علم و دین دو نظام مکمّل دانش و عمل‌اند که انسان از طریق آنها دنیای اطراف خود را درک می‌کند و به وسیلۀ آنها تمدّن را به پیش می‌برد؛ دین بدون علم به ‌سرعت به سطح خرافات و تعصّبات تنزّل می‌یابد و علم بدون دین به ابزاری برای مادّی‌گرایی خشک تبدیل می‌گردد؛ مادام که مصرف‌گرایی به منزلۀ افیونِ روحِ انسان عمل می‌نماید دسترسی به رفاه واقعی که ثمرۀ انسجامی پویا بین نیازهای مادّی و معنوی زندگی است روز به روز دشوارتر خواهد شد.…

(پیام مورّخ ١٢ اسفند ١٣٩١ بيت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران) [۸۱]

بنای مشرق‌الأذکار تجلّی‌گاه قوای روحانی و کانون منضمّات و ملحقاتی است که به منظور رفاه نوع بشر و بروز و تحقّق ارادۀ جمعی برای خدمات همگانی تأسیس می‌گردد. این ملحقات شامل مراکز آموزشی، علمی، فرهنگی و اقدامات عام‌ّ المنفعه، مظهر آرمان‌های پیشرفت اجتماعی و تعالی معنوی با استفاده از علم و دانش بشری است و نشان می‌دهد که چون علم و دین با هم هماهنگ شوند راه‌گشای ارتقای مقام انسان و شکوفایی تمدّن ‌گردند. همان ‌طور که به خوبی مطّلع و به آن عاملید، نیایش و پرستش پروردگار اگرچه ریشه در فطرت بشری داشته و عامل ترقّی حیات معنوی است ولی باید منشأ ثمر و اثری در عالم وجود گردد و این جدایی‌نا‌پذیریِ عبادت و خدمتِ به هم‌نوع است که مؤسّسۀ مشرق‌الأذکار آن را تجسّم و تحقّق می‌بخشد.

(پیام مورّخ ٢٧ آذر ۱۳۹۳ بيت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران) [۸۲]

قابلیّت‌سازی، مشارکت و رشد ارگانیک

باری باید دامن همّت بکمر غیرت زد و از هر جهت باسباب آسایش و راحت و سعادت و معارف و تمدّن و صنایع و عزّت و شرف و علوّ منزلت جمعیّت بشریّه تشبّث نمود تا از زلال نیّت خالصه و سلسال جهد و کوشش اراضی قْژابلیّات انسانیّه بریاحین فضایل ذاتیّه و شقایق حقایق خصایل حمیده سرسبز و خرّم گشته رشک گلستان معارف اسلاف گردد.

(حضرت عبدالبهاء، رسالۀ مدنيّه) [۸۳]

مثل عالم سیاسی مثل انسان است که اوّل نطفه پس تدرّج در مراتب علقه و مضغه و عظام و اکساء لحم و انشاء خلق آخر تا برتبۀ احسن الخالقین واصل گردد هم‌چنان که این از لوازم خلقت و مبنی بر حکمت کلّیّه است بهم‌چنین عالم سیاسی دفعة واحده از حضیض فتور باوج کمال و سداد نرسد بلکه نفوس کامله لیلاً و نهاراً به وسایل ما به ‌التّرقّی تشبّث نموده تا دولت و ملّت یوماً فیوماً بلکه آناً فآناً ترقّی و نموّ در جمیع مراتب نماید.

(حضرت عبدالبهاء، رسالۀ مدنيّه) [۸۴]

در جمیع ادوار انبیا امور خیریّه تعلّق بنفس آن ملّت داشت مگر مسائل جزئیّه مثل صدقه که تجویز شمول بر عموم داشت امّا در این دور بدیع چون که ظهور رحمانیّت الهی است جمیع امور خیریّه شمول بجمیع بشر دارد بدون استثنا.

(از خطابات حضرت عبدالبهاء) [۸۵]

مانند دانه که شجره در آن موجود است ولیکن مکتوم و مستور است چون دانه نشو و نما نماید شجره بتمامه ظاهر شود. بهمچنین نشو و نمای جمیع کائنات بتدریج است. این قانون کلّی الهی و نظم طبیعی است. دانه بغتة شجره نمی‌شود نطفه دفعة واحده انسان نمی‌شود جماد دفعة واحده حجر نمی‌شود حبّه دفعة واحده شجر نمی‌شود بلکه بتدریج نشو و نما میکنند و بحدّ کمال میرسند.

(حضرت عبدالبهاء، مفاوضات) [۸۶]

در یک موجود زنده حدّ کمال او در بدایت انعقاد نطفه یا تولّدش معلوم و مشخّص نیست. پرورش و ترقّی مفهوم مراتب و درجات را می‌رساند. فی‌المثل پیشرفت روحانی را می‌توان به نور صبح‌گاهی تشبیه نمود اگرچه این نور سحرگاهی کم‌رنگ است ولی فردی ذی‌شعور که شاهد حرکت مراحل اوّلیّۀ طلوع است می‌تواند عظمت و علوّ خورشید را در شکوه کاملش پیش‌بینی نماید. او به یقین مبین می‌داند که این آغاز تجلّی خورشید است و بعداً با قدرت و قوّتی عظیم ظاهر خواهد شد. و نیز فی‌المثل اگر او به دانه‌ای نظر اندازد که در حال جوانه زدن است مطمئن خواهد بود که عاقبت شجری سبز و خرّم شود.

(ترجمه‌ای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۸۷]

حقایق اشیاء در این قرن نورانی نازل و ظاهر شده و آنچه حقیقت است می‌باید واضح گردد. از جمله این حقایق اصل تساوی رجال و نساء است یعنی حقوق و امتیازات مساوی در جمیع آنچه به امور بشری مربوط است…. زن علی‌الخصوص باید نیرو و توانایی خود را صرف علوم صنعت و زراعت نماید و در صدد کمک به نوع بشر در اموری برآید که بیشتر مورد نیاز است. از این طریق او قابلیّت خود را نشان خواهد داد و در حیطۀ اجتماعی و اقتصادی تساوی را ممکن خواهد ساخت.

(ترجمه‌ای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۸۸]

و از جمله لوازم ضروریّه تسریع در استنساخ و جمع و ارسال آثار امریّه بارض اقدس و تدوین تاریخ عمومی امر اللّه است یاران غرب که در اقالیم شاسعه‌ئی آزاد بمشروعات مهمّه پرداخته‌اند مترصّد و منتظرند که این دو امر مهمّ بزودی انجام و اتمام یابد و تمهیدات اساسیّۀ اجراءآت آتیۀ آنان من ‌دون تأخیر تحقّق یابد تا آنچه را در نظر دارند از حیّز آمال بمیدان اجرا گذارند و امر مقدّس را ترویجی عظیم دهند

و همچنین مشارکت یاران با انجمنهای خیریّۀ علمیّۀ ادبیّه است هر انجمنی که مقصدش فی ‌الحقیقه ترویج منافع عمومیّه و مصالح عالم انسانی است باید احبّای الهی بحکمت و اعتدال پس از مشورت کامل بقدر قوّت و استطاعت مساعده و تأیید آنرا نمایند و بقدر وسع و امکان مشارکت نمایند ولی باید فعلاً و قلباً و لساناً از ادنی مداخله‌ئی در امور سیاسیّه امتناع نمایند و از مخالطۀ با احزاب شریرۀ متنازعه تجنّب و احتراز جویند.

(توقیع مورّخ سپتامبر ۱۹۲۶ حضرت شوقی افندی خطاب به احبّای شرق) [۸۹]

ما نمی‌توانیم قلب انسان را از محیط اطراف‌مان جدا سازیم و بگوییم وقتی که یکی از این دو اصلاح شود همه چیز بهبود خواهد یافت. انسان جزء لاینفکّ دنیاست و با آن ارتباطی ارگانیک دارد. حیات باطنی او به محیط اطرافش شکل‌ می‌دهد و خودش نیز عمیقاً تحت تأثیر محیط قرار می‌گیرد. هر یک بر دیگری تأثیر می‌گذارد و هر تغییر پایداری در حیات بشری نتیجۀ این واکنش‌ متقابل است.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۷ فوریه ۱۹۳۳ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۹۰]

حضرت بهاءاللّه خطاب به ملکه ویکتوریا مرقوم فرمودند ”فانظروا العالم کهیکل انسان“.… در هیکل انسانی، هر سلول، هر عضو، و هر عصب نقشی دارد که ایفا می‌کند. اگر همه نقش خود را بازی کنند هیکل انسانی سالم، پرتوان، پرطراوت و آماده برای آنچه به او محوّل ‌گردد خواهد بود. هیچ سلولی، هر قدر ناچیز، حیات مستقلّی از بدن، چه در کمک به بدن و چه در بهره‌مند شدن از آن ندارد. این حقیقت در مورد هیکل عالم انسانی صدق می‌کند که در آن خداوند ”خلعت موهبت را زيور کلّ بشر“ فرموده و در مورد جامعۀ جهانی بهائی کاملاً صادق است زیرا که این جامعه هم‌اکنون موجودی است زنده، متّحد در آرمان‌هایش، و متّفق در روش‌هایش، طالب مساعدت و تأیید از یک منشأ، و منوّر به نور آگاهی از وحدت خود. در این مجتمع ارگانیک که مهتدی به هدایات الهی و مبارک و نورانی است، مشارکت همگانی از اهمّیّت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و سرچشمۀ نیرو و نشاطی است که هنوز برای ما ناشناخته می‌باشد.…

سِرّ واقعی مشارکتِ عمومیْ در منویّاتی نهفته است که حضرت مولی‌الوری غالباً ابراز می‌فرمودند، یعنی یاران باید مفتون یکدیگر باشند، یکدیگر را دائماً تشویق کنند، با هم کار کنند، مانند یک روح در یک بدن باشند، و بدین ترتیب پیکری کامل، ارگانیک و سالم شوند که از روح تحرّک و نورانیّت می‌یابد. در چنین پیکری کلّ از خودِ موجودِ زنده صحّت و نشاط کسب خواهند کرد و ریاحین و اثمار طیّبه به بار خواهد آمد.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۰ سپتامبر ۱۹۶۴ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۹۱]

همانطور که ملاحظه می‌نمایید تمامی این پیشرفت‌ها ارتباط مستقیمی با امر تبلیغ دارد زیرا که جوامع بهائی باید به میزان معیّنی از رشد برسند قبل از اینکه بتوانند به اجرای بسیاری از این اقدامات مبادرت ورزند. چگونه، به عنوان مثال، آیا یک جامعۀ بهائی می‌تواند به نحو مؤثّری ترک تعصّباتی را به منصّۀ ظهور رساند که موجب جدایی سکنۀ یک کشور شده‌ است مگر زمانی که طیف وسیعی از آن سکنه را در بر گرفته باشد؟ یک بذر منشأ زندگی یک درخت است و از اینرو بسیار پراهمّیّت می‌باشد امّا نمی‌تواند میوه‌ تولید کند تا وقتی که رشد کرده درخت شود و ریاحین و اثمار به بار آورد. بنا بر این تشکیل یک جامعۀ بهائیِ نُه نفری قدم حیاتی مهمّی است زیرا می‌تواند موجب تشکیل مؤسّسۀ الهی محفل روحانی محلّی برای آن مکان شود امّا هنوز فقط یک بذر است و باید از نظر تعداد و تنوّع اعضایش رشد کند قبل از اینکه بتواند ثمرات واقعاً مجاب‌کننده برای ساکنان محل به بار آرد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۳ ژانویه ۱۹۸۲ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یی از احبّا) [۹۲]

بیت العدل اعظم دو اصل را در عموم چنین پروژه‌های توسعۀ اجتماعی و اقتصادی اساسی می‌دانند اگرچه البتّه استثناهایی هم وجود خواهد داشت. اوّل آنکه چنین پروژه‌هایی باید بر زیربنای جوامع بهائی محلّی موجود که به قدر کافی مستحکم‌اند بنا شود. دوّم آنکه هدف طویل‌المدّتِ اجرای چنین پروژه‌هایی می‌بایست خودکفایی و نه وابستگی به حمایت مستمرّ مالی از خارج آن جامعه باشد.

مقتضیات اصل اوّل این است که پروژه‌های توسعۀ اجتماعی و اقتصادی که حال می‌بایست اجرا شود مرحله‌ای طبیعی از رشد جامعۀ بهائی می‌باشد و مورد احتیاج خود جامعه است اگرچه قطعاً بخش بسیار وسیع‌تری از اجتماع از آن بهره‌مند خواهد شد.…

دوّمین اصل باید در نظر بگیرد که هر پروژه‌ای را که امر الهی آغاز می‌کند باید به نحوی طرّاحی شود که معقولاً و مستمرّاً رشد کند نه اینکه به خاطر فرسودگی از هم بپاشد. به عبارت دیگر، کمک و وجوه از خارج، چه از منابع بهائی و چه غیر بهائی، را می‌توان برای سرمایۀ اوّلیّه، بررسی و تحقیقات، شروع فعّالیّت‌ها و ارسال متخصّصین به کار برد ولی هدف باید این باشد که هر پروژه بتواند با پشتوانۀ نیروی انسانی، منابع مالی و اشتیاق جامعۀ محلّی بهائی ادامه پیدا کند حتّی اگر کلّیّۀ کمک‌ها از خارج قطع شود.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۸ مه ۱۹۸۴ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۹۳]

دوّمین اصل اساسی۲که ما را قادر به درک الگویی می‌سازد که حضرت بهاءاللّه برای جامعۀ بشری در نظر دارند اصل رشد ارگانیک است که مستلزم آن می‌باشد که توسعۀ مشروح و درک جزئیّات آن فقط با گذشت زمان و با هدایات مرجع منصوص امر الهی که مرجع کلّ است میسّر ‌گردد. در این مورد می‌توان مثال یک درخت را ذکر نمود. اگر باغبانی درختی غرس ‌نماید او در آن لحظه قادر نیست از بلندی دقیق، از تعداد شاخه‌ها و یا زمان مشخّص بروز شکوفه‌های درخت سخنی گوید ولی می‌تواند به طور کلّی در بارۀ اندازه و نحوۀ رشد درخت اظهار نظر کند و با قاطعیّت ابراز نماید که چه ثمری ببار خواهد آورد. همین مثال در مورد تکامل نظم جهانی حضرت بهاءاللّه صادق است.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۷ آوریل ۱۹۹۵ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۹۴]

این طرحها شامل ایجاد مدارس، پروژه‌های رفع بیسوادی، دروس اخلاقیّه، آموزش در مدارس عمومی، پروژه‌های بهداشتی، برنامه‌های مخصوص ارتقاء مقام نسوان و گروههای اقلیّت و پروژه‌های کشاورزی و حفظ محیط‌ زیست و غیره است. زیرا تجربه نشان داده است که اگر از خارج از کشور برای رفع نیازمندیهای آنان اقدام شود بدون آنکه همکاری و اشتراک مساعی اهالی در میان باشد مردم آنرا متعلّق بخود نمیدانند و در قبال آن احساس مسئولیّت نمی‌کنند امّا اگر از بدو امر متوجّه احتیاج خویش شده و در مراحل تصمیم‌گیری و اقدام شریک و سهیم باشند خود را در حفظ و نگاهداری و مواظبت از آنچه بوجود آمده مسئول میدانند.

(نامۀ مورّخ ۳۰ ژوئیه ۱۹۹۶ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۹۵]

جامعۀ جهانی بهائی، به ‌عنوان یک تمامیّت ارگانیک، ورای تقسیمات متداول امروزی مانند ”شمال“ و ”جنوب“، ”توسعه یافته“ و ”توسعه نیافته“ است. بهائیان در تلاش برای به کارگیری تعالیم حضرت بهاءاللّه در فرایند تدریجیِ بنای یک تمدّن نوین، بدون توجّه به میزان رفاه مادّی کشورهایشان، کوشش‌های توسعۀ اجتماعی و اقتصادی را به عهده می‌گیرند. هر یک از پیروان حضرت بهاءاللّه عضوی از این جامعۀ جهانی به شمار می‌آید و مُحِقّ است برای کمک به اقدامی خاصّ در هر کشوری داوطلب بشود. در قارّات مختلف، افراد بهائیِ متخصّص در بعضی از جنبه‌های امورِ توسعه و مشتاقِ خدمت، با کسب تجربه در توسعۀ اجتماعی و اقتصادی و با پیشرفت در تحصیلات خود در رشته‌های مختلفِ دانش و یا در میادین شغلی، در پروژه‌هایی در کشور خود و یا در کشورهای خارج قیام می‌نمایند. اگر قوای این افراد به طور مؤثّر هدایت نشود و اگر تصویر واقع‌بینانه‌ای از کوشش‌های توسعۀ بهائی به آنان ارائه نگردد، این دوستان بعداً وقتی که متوجّه شوند که ظرفیّت پروژه‌های بهائی در دیگر ممالک برای استفاده از استعداد و خدمات آنها محدود است، دچار یأس و دلسردی خواهند شد.

به این دلیل، این نکته حائز اهمّیّت است که کنفرانس‌ها، سمینارها و نشریّات تبلیغاتی، نباید برداشتی را که گسترۀ اجتماع از ”پروژه‌های توسعه“ دارد در اذهان تقویت نمایند. کوشش‌های بهائی در این زمینه معمولاً به صورت ابتکاراتی در سطح مردمی شکل می‌گیرد که توسّط گروه‌های کوچکی از احبّا در شهرک‌ها و روستاهای محلّ سکونت‌شان به مرحلۀ اجرا در می‌آید. همانطور که این ابتکارات پرورش می‌یابند، بعضی از آنها رشد کرده به برنامه‌های پر‌محتوا‌تر با ساختارهای اداری دائمی تبدیل می‌شوند. معهذا، موارد بسیار معدودی از این ابتکارات را می‌توان با پروژه‌های پیچیده‌ای که توسّط دولت‌ها و نهادهای بزرگ غیر دولتی حمایت شده احتیاجات مالی‌شان تأمین می‌گردد، قابل قیاس دانست.

همچنین هوشیاری و دقّت در استفادۀ مؤثّر از استعدادهای افراد با تخصّص‌های ویژه لازم است که بتوان تضمین نمود که ابتکار بعضی از نفوس، معمولاً آنهایی که به منابع مالی بیشتری دسترسی دارند، موجب اختناق ابتکارات دیگران نگردد. نظم اداری به طریقی بنا شده است که ابتکارات را پرورش می‌دهد و حقّ نفوس را برای مشارکت مؤثّر در توسعۀ جامعۀ خودشان محفوظ می‌دارد. بنا بر این، فعّالیّت‌های احبّا در هر کشور تحت هدایت مؤسّسات بهائی در آن کشور قرار می‌گیرد.…

به طور کلّی، عامل تعیین‌کننده برای تطبیقِ کمک و خدمتِ ارائه شده به پروژه‌ها، باید ظرفیّت پروژه‌ها برای دریافت کمک باشد نه میزان منابع موجود. در این مرحله از رشد امر اللّه، چه بسا ممکن است که نبوغ و استعدادهای احبّا، …، به مراتب بیشتر از ظرفیّت پروژهای توسعه در نقاط دیگر برای دریافت کمک باشد. در این مورد، این رویکرد دوجانبه‌ که شما دنبال می کنید بسیار مناسب به نظر می‌رسد. در حالی که برای کمک به افزایش ظرفیّت پروژه‌ها در سراسر جهان تلاش می‌کنید، در عین حال، افراد احبّا را در کشورهایی که از لحاظ مادّی مرفّه‌تر هستند تشویق می‌نمایید که در پروژه‌های بهائی در وطن خود مشارکت کنند. همچنین باید به تشویق آنها برای شرکت در مجهودات ارزشمند در خارج از جامعۀ امر نیز ادامه دهید تا بتوانند بر میادین شغلی خود تأثیر گذارده روح تعالیم حضرت بهاءاللّه را در آنها بدمند. باید به آنان اطمینان دهید که این تأثیر‌گذاری و القای تعالیم الهی در میادین شغلی‌شان خدمتی بس عظیم به امر مبارک به شمار می‌رود و نباید احساس کنند که تنها راه خدمت به امر اللّه این است که خود را مستقیماً وقف پروژه‌های امری نمایند.

(از یادداشت مورّخ ۱۱ مارس ۱۹۹۷ بیت العدل اعظم الهی خطاب به دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی) [۹۶]

نیازهای مبرم نوع بشر با کشمکشی بین جاه‌طلبی‌های رقابت‌جویانه و یا با اعتراض به یکایک ظلم و ستم‌‌های بی‌شماری که عصری مستأصل به آن مبتلا است برآورده نخواهد شد. در عوض، لازمۀ رفع این نیازها تغییری بنیادین در آگاهی وجدان و همچنین پذیرفتن صمیمانۀ این تعلیم حضرت بهاءاللّه می‌باشد که زمان آن فرارسیده است که هر یک از ساکنین کرۀ ارض باید مسئولیّت رفاه و آسایش تمامی خانوادۀ بشری را قبول نماید.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۴ مه ۲۰۰۱ بیت العدل اعظم خطاب به احبّای مجتمع به مناسبت پایان مشروعات قوس کرمل) [۹۷]

همانطور که مطّلعید توجّه عالم بهائی معطوف به پیشبرد فرایند دخول افواج بوده و حدّ اقلّ تا پانزده سال آینده خواهد بود. با شتاب گرفتن چنین فرایندی در سطح محلّی، انتظار می‌رود که یکی از پیامدهای طبیعی همانا بروز یک حیات پویای جامعه بهائی، حیاتی مخصّص به اشتیاق برای به کارگیری تعالیم حضرت بهاءاللّه برای رفع نیازهای اجتماع باشد. سپس با افزایش قابلیّت‌ در سطح مردمی و بیداری وجدان جمعی نتیجه همانا اقدام اجتماعیِ مؤثّر خواهد بود.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۶ سپتامبر ۲۰۰۶ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۹۸]

مشارکت‌ فزایندۀ فردی و جمعی در حیات اجتماع نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر حاصله از شتاب گرفتن فرایند رشد در محدوده‌های جغرافیاییِ پیشرفته خواهد بود. در جوامع بهائی با منابع‌ محدود، مشارکت زودهنگام و بیش از حدّ در اینگونه مساعی می‌تواند موجب اتلاف نیرو و کاهش تمرکزشان در انسجام فعّالیّت‌های لازم برای رشد باشد. ولی در مناطقی که امر اللّه به قدر کافی تحکیم یافته، طبیعتاً می‌توان انتظار داشت که بهائیان در اقدام اجتماعی مشارکت نمایند و این مشارکت را در وهلۀ اوّل با یافتن طرقی برای به کارگیری تعالیم در جهت رفع مشکلات و معضلات خانواده‌هایشان، همسایگان و جوامعی که در آن زندگی می‌کنند شروع کنند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۸ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۹۹]

بیت العدل اعظم در پیام رضوان ۲۰۰۸ خود اشاره فرموده‌اند که با پیشرفت فعّالیّت‌های ترویج و تحکیم، بهائیان به مشارکت روزافزون در حیات اجتماع اطراف خود جذب خواهند شد. ماهیّت این مواجهه لزوماً ارگانیک، تدریجی، و با هدایت ناشی از فرایند یادگیری‌ که بهائیان در همه جا به آن اشتغال دارند خواهد بود. به علاوه امید چنان است که مشارکت روزافزون جامعۀ بهائی در اجتماع در هر محدودۀ جغرافیایی در سراسر جهان به طور طبیعی صورت خواهد گرفت.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۶ ژوئن ۲۰۰۹ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۰۰]

… هر فرد از آحاد نوع بشر و هر گروه از انسان‌ها، قطع نظر از اینکه در خیل پیروان این امر اعظم درآمده باشند یا نه، می‌توانند از تعالیم مبارکش الهام گیرند و از هر یک از لآلی حکمت و دانش بی‌منتهایش که در رویارویی با مشکلات آنان را مدد می‌دهد، بهره برند. براستی تمدّنی که بشریّت را به سوی خود فرامی‌خواند تنها از طریق مساعی جامعۀ بهائی به وجود نخواهد آمد. گروه‌ها و سازمان‌های متعدّدی تحت تأثیر روح هم‌بستگی جهانی که جلوه‌ای غیر مستقیم از تعلیم وحدت عالم انسانی حضرت بهاءاللّه است، در استقرار تمدّنی که مقدّر است از میان اغتشاش و آشوب جامعۀ امروز ظاهر گردد سهیم خواهند بود.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۰ (۱۶۷ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۰۱]

همانطوری که در پیام رضوان اشاره شده تغییر و تحوّل اجتماعی پروژه‌ای نیست که یک گروه از مردم به جهت خیر و مصلحت گروه دیگر انجام دهد. وسعت و پیچیدگی اقدام اجتماعی باید با منابع انسانی موجود در دهکده یا محلّه‌ متناسب باشد. این بدان معنا است که بهتر است مساعی در مقیاس کوچکی آغاز گردد و به طور طبیعی به تناسب افزایش قابلیّت ساکنین گسترش یابد — اساساً یک قابلیّت برای به کارگیری عناصری از این ظهور اعظم توأم با یافته‌ها و روش‌های علمی، با کارآیی فزاینده‌ای در برخورد با واقعیّت اجتماعی. از اینرو، بیت العدل اعظم در بسیاری از پیام‌های اخیر خود به وضوح فرموده‌اند که در مرحلۀ کنونی پیشرفت امر اللّه، قابلیّت‌سازی برای رفع نیازهای مادّی یک جامعۀ محلّی نباید جدا از فرایندی بررسی گردد که برای رفع نیازهای معنوی آن جامعه در جریان است. این فرایند البتّه با تشکیل جلسات دعا، کلاس‌های کودکان، گروه‌های نوجوانان و حلقه‌های مطالعه در یک منطقه شتاب می‌گیرد. این فرایند توسّط مؤسّسات و نهادهای امری هدایت می‌شود و شدیداً متّکی به ابتکارات تعداد فزاینده‌ای از افراد است که در آن منطقه به بهبود جوامع خود توجّه دارند. چنین افرادی هستند، اعمّ از مرد و زن و پیر و جوان، که پس از اینکه بدین‌سان توان‌مندی یافتند، شروع به تصمیم‌گیری در مورد رشد روحانی و مادّی خود نموده آن را به مرحلۀ اجرا می‌گذارند و با این کار قابلیّت جمعی‌شان را نیز بیش از پیش افزایش می‌دهند. بسته به شرایط موجود در منطقه، مجهودات یک سازمان غیر انتفاعی توسعه که با رعایت اصول آیین بهائی فعّالیّت می‌کند می‌تواند به تسهیل این فرایند توان‌مندسازی که اکنون پیچیده‌تر شده و در منطقه در حال گسترش است کمک کند. چنین سازمانی که خود به صورت ارگانیک به وجود آمده و به مرور زمان استحکام بیشتری یافته تحت هدایت اخلاقی مؤسّسات آن کشور فعّالیّت می‌نماید. کسانی که از نزدیک در این سازمان کار می‌کنند متمسّک به انضباط کافی و لازم هستند تا اطمینان حاصل کنند که کوشش‌های‌شان مستمرّاً به توان‌مندی مردم کمک می‌نماید، امری که ایجاب می‌کند که در سطح محلّی و دوشادوش مردم فعّالیّت کنند؛ مشکلات‌شان را با آنان در میان گذارند و بدانند که منافع اقتصادی‌شان محدود خواهد بود.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۰ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۰۲]

یک جامعۀ کوچک که اعضای آن به سبب عقاید مشترک‌شان با یکدیگر متّحدند، آرمان‌های والا ویژگی‌ خاصّ آن است، در ادارۀ امور خویش ماهر و در برآوردن نیازهای خود کارآمد است و احتمالاً به چند طرح بشردوستانه نیز اشتغال دارد — یک چنین جامعه‌ای شکوفا ولی دور از واقعیّت‌هایی که توده‌های وسیع بشریّت با آن سر و کار دارند هرگز نمی‌تواند امیدوار باشد که به منزلۀ الگویی برای تجدید ساختار تمامی جامعۀ بشری عمل نماید. مایۀ سرور عمیق این جمع است که جامعۀ بهائی در سراسر عالم توانسته است از خطرات خودخوشنودی و سهل‌انگاری بپرهیزد. جامعه براستی زمام امور ترویج و تحکیم خود را به خوبی در دست دارد. امّا تا یادگیری روش‌های تمشیت امورِ تعداد فزاینده‌ای از مردم در روستاها و شهرهای مختلف کرۀ زمین و معرّفی معیارهای نظم جهانی حضرت بهاءاللّه به جهانیان هنوز راه درازی در پیش است.

رسیدن به این هدف وظیفۀ خطیری است که پیش‌گامانِ فرایند یادگیری باید آن را بپذیرند، فرایندی که پیشرفت آن در طیّ نقشۀ آینده ادامه خواهد یافت. هر جا یک برنامۀ فشردۀ رشد تأسیس می‌گردد شایسته است که دوستان نهایت سعی و کوشش خود را جهت بالا بردن سطح مشارکت مبذول دارند. به جا است که به شدّت تلاش کنند تا سیستمی که با چنین زحمتی به وجود آورده‌اند محدود و درون‌گرا نشود بلکه بیش از پیش گسترش یابد و مردمان بیشتری را در بر گیرد.… به جا است که درس‌های گذشته را فراموش نکنند، درس‌هایی که شکّی باقی نگذاشته است که یک گروه نسبتاً کوچک از پشتیبانان فعّال امر هر چقدر هم عالِم و کاردان و از جان‌‌گذشته و فداکار باشند قادر نخواهند بود پاسخگوی نیازهای جوامعی باشند که مشتمل بر صدها نفر مرد و زن و کودک است تا چه رسد به هزاران نفر.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۱۰۳]

الگوی حیات روحانی و اجتماعیِ که در محدوده‌های جغرافیایی در حال شکل گیری است و شامل حلقه‌های مطالعه، کلاس‌های کودکان، گروه‌های نوجوانان، جلسات دعا، ملاقات در منازل، مساعی تبلیغی، جلسات تأمّل و بازنگری، و نیز برگزاری مراسم تعطیلات بهائی، ضیافات نوزده روزه و سایر گردهمایی‌ها می‌باشد، فرصت‌های بسیاری را برای تعامل، تجربه، مشورت، و یادگیری که تغییر در درک و عمل فردی و جمعی را به دنبال خواهد داشت فراهم می‌کند. با برقراری ارتباط بین دوستان و مردمان مختلف، به خصوص در محیط به هم ‌پیوستۀ محلّه‌ها، مسائل مربوط به تعصّب نژادی، طبقاتی و رنگ پوست ناگزیر مطرح خواهد شد. در چنین شرایطی، هر فعّالیّتی می‌تواند با توجّه به فرهنگ و علایق مردم متناسب‌ترین شکل را به خود بگیرد تا مؤمنین جدید در محیطی پر محبّت و آشنا بتوانند حیات جدید یابند و ثابت‌قدم گردند و مآلاً سهم خود را در حلّ چالش‌هایی که یک جامعۀ بهائیِ در حال رشد با آن رو به رو است ادا نمایند. زیرا این فرایندی نیست که عدّه‌ای از طرف دیگران که دریافت‌کنندگان منفعلی هستند انجام دهند — یعنی صرفاً گسترش یک جماعت مذهبی و یا دعوتی پدرمآبانه — بلکه فرایندی است که در آن تعداد روزافزونی از نفوس، آگاهانه مسئولیّت تقلیب عالم انسانی را که حضرت بهاءاللّه بانی آن هستند به عهده می‌گیرند. در محیطی مملوّ از عشق و اعتماد حاصل از اعتقاد، عمل، و رسالت مشترک، افراد از نژادهای مختلف رابطۀ قلبی و فکری عمیقی با یکدیگر خواهند داشت، رابطه‌ای که درک و تغییر متقابل به آن بستگی دارد. تعداد فزاینده‌ای از احبّا در نتیجۀ تعلیم و تزیید معلومات‌شان بینش‌هایی از آثار مبارکه خواهند یافت تا با به کار ‌بردن آنها مسائل مربوط به تعصّبات نژادی را که در زندگی شخصی و خانوادگی و محیط اجتماعی و کاری پیش می‌آید به نحوی حسّاس و مؤثّر حل کنند. با پیشرفت برنامه‌های رشد و افزایش دامنه و شدّت فعّالیّت‌ها، دوستان به مشارکت در گفتگوها و به موقع خود در ابتکاراتی در زمینۀ اقدام اجتماعی در سطح مردمی جلب خواهند شد، زمینه‌‌هایی که در آن به نحو مستقیم یا غیر مستقیم مسائل مربوط به رهایی از تعصّبات به طور طبیعی ظاهر می‌شود.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۰ آوریل ۲۰۱۱ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۰۴]

شما بدون شک با هدایات مذکور در پیام رضوان ۲۰۱۰ بیت العدل اعظم راجع به ”برخی مفاهیم بنیادین“ در ارتباط با موارد اقدام اجتماعی پی‌گیری شده توسّط بهائیان که شامل پروژه‌های توسعۀ اجتماعی و اقتصادی می‌باشد آشنایی دارید. از جملۀ این مفاهیم، اصولی است که ”اگرچه اقدام اجتماعی ممکن است عرضۀ کالا و خدمات را به صورتی شامل شود امّا مقصد در درجۀ اوّل باید ایجاد توان‌مندی در جمعیّت مورد نظر باشد تا بتوانند در ساختن یک جهان بهتر مشارکت نمایند.“ و اینکه ”تغییر و تحوّل اجتماعی پروژه‌ای نیست که یک گروه از مردم به جهت خیر و مصلحت گروه دیگر انجام دهد“. چنین مجهوداتی در حقیقت بهتر است از درون جوامعی آغاز شود که از آن بهره‌مند خواهند شد و باید بسیار مراقبت نمود تا اطمینان حاصل شود که منابع ارائه شده از خارج جامعه ماهیّت پروژه‌ها را تعیین نکند. در محلّ‌هایی در سراسر جهان که فرایند رشد به خوبی در حال پیشرفت است قابلیّت‌های بارزی که فرایند مؤسّسۀ آموزشی در افراد ایجاد نموده، طبیعتاً موجب تأسیس برنامه‌های پایدارِ اقدام اجتماعی در سطح مردمی می‌شود زیرا که اعضای یک جامعه‌ هستند که در بهترین موقعیّت قرار دارند تا واقعیّت اجتماعی خود را درک کنند، احتیاجات‌شان را بررسی نمایند و مسیر پیشرفت‌شان را تعیین کنند. به این دلیل است که بهائیان به طرح و اجرای پروژه‌های توسعه در کشورهایی غیر از کشور خود تشویق نمی‌شوند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۲ اکتبر ۲۰۱۲ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۰۵]

بهائیان بر این باور نیستند که تقلیب و تحوّلات مورد نظر تنها از طریق مساعی آنان صورت خواهد گرفت و هم‌چنین به دنبال ایجاد نهضتی نیستند که بینش‌ خود را نسبت به آینده بر اجتماع تحمیل نماید. هر ملّت و هر گروه و در حقیقت هر فرد، به فراخور توان و استعداد خود به ایجاد تمدّنی جهانی که نوع بشر قطعاً به سوی آن پیش می‌رود کمک خواهد کرد.

(پیام مورّخ ١٢ اسفند ١٣٩١ بيت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران) [۱۰۶]

در کانون چنین رویکردی مسئلۀ قابلیّت‌سازی قرار دارد. در محدوده‌های جغرافیاییِ متعدّد مشاهده شده است که قابلیّت انجام مساعی در زمینۀ اقدام اجتماعی با مشارکت تعداد بیشتری از افراد در فرایند مؤسّسۀ آموزشی و حمایت از آنان در صرف قوایشان برای تقلیب معنوی و مادّی مناطق خود، تدریجاً بیشتر می‌شود. مجهوداتِ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی بهائی در سطوح محلّی به طور کلّی در مقیاس کوچکی آغاز گشته و به طور طبیعی و متناسب با منابع انسانی و مادّی موجود گسترش می‌یابد. در این رابطه، همانطور که در پیام رضوان ۲۰۱۰ اشاره شد، تغییر و تحوّل اجتماعی پروژه‌ای نیست که یک گروه از مردم به جهت خیر و مصلحت گروه دیگر انجام دهد و همچنین نباید آن را صرفاً به عرضۀ کالا و ارائۀ خدمات تقلیل داد. با توجّه به این نکات است که بهائیان به اجرای پروژه‌ها در کشورهایی که در آن ساکن نیستند تشویق نمی‌شوند. به علاوه، به دلایلی چند در مواردی که منابع مالی از بیرون از محل در دسترس یک پروژۀ خاصّ قرار می‌گیرد احتیاط‌ قابل توجّهی باید به کار برده شود. مثلاً تجربه نشان داده است که وقتی تأمین‌کنندگان منابع مالی از خارج جامعه عهده‌دار مسئولیّت مدیریّت و هدایت یک پروژه می‌شوند یا نفوذ بیش از حدّ در مورد ماهیّت پروژه‌ اعمال می‌کنند، حقّ جامعۀ محلّی در تعیین مسیر پیشرفتش می‌تواند به خطر بیفتد. علاوه بر این، سازمان‌هایی که فقط متّکی به حمایت از بیرون هستند، در صورت قطع منابع مالی از خارج، اغلب برای حفظ و ادامۀ فعّالیّت‌های خود دچار مشقّت می‌شوند. برای جلوگیری از چنین چالش‌هایی دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در مرکز جهانی بهائی برای کمک به هماهنگ ساختن نقل و انتقال منابع به پروژه‌های توسعۀ ملهم از تعالیم بهائی، هم شرایط منطقه و هم بلوغ ابتکارات خاصّ را در نظر می‌گیرد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۹ آوریل ۲۰۱۳ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۰۷]

… از دیدگاه بهائی، توسعه فرایندی است که شرکت‌کنندگان اصلی آن خود مردم هستند. تأکید همانا بر قابلیّت‌سازی در جوامع جهت اخذ و اجرای تصمیمات در مورد پیشرفت روحانی و مادّی آنان است. این امر مستلزم فرایندی است که طیّ آن، مجهوداتی در مقیاس کوچک به نحوی ارگانیک از یک الگوی حیات جامعه که نتیجۀ تجربۀ دوستان در به کار بردن چارچوب عمل مرتبط با نقشۀ پنج‌ساله در سطح محدودۀ جغرافیایی است ظاهر می‌شود. با اشتغال در فرایندهای ترویج و تحکیم، مؤمنین طیّ تلاش‌های‌شان موفّق به کسب درکی دقیق‌تر از چالش‌هایی می‌شوند که مردمی که به آنها خدمت می‌کنند با آن مواجهند و همچنین به تدریج می‌آموزند تا تعالیم امر مبارک را برای احتیاجات مبرم جوامع خود به کار بندند. تجربه در سراسر عالم بهائی نشان داده است که به کارگیری نهادهای خارجی، فناوری، و یا منابع مالی برای شروع و تداوم پروژه‌ها در مراحل اوّلیّه یعنی قبل از ایجاد قابلیّت لازم در سطح محلّی کار سازنده‌ای نیست.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۳۰ دسامبر ۲۰۱۴ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۰۸]

مراحل اوّلیّۀ‌ مجهودات سیستماتیک برای ایجاد تماس با یک جمعیّت و ترغیب آنان به شرکت در فرایند قابلیّت‌سازی هنگامی به نحوی بارز سرعت می‌گیرد که اعضای آن جمعیّت خود پیش‌گامان آن باشند. این افراد از بینشی خاصّ در مورد قوا و ساختارهای اجتماع‌شان برخوردارند که می‌تواند به طرق گوناگون فعّالیّت‌های در دست اقدام را تحکیم بخشد.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۹ دسامبر ۲۰۱۵ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۱۰۹]

… بهائیان در شهرها و دهکده‌ها در سراسر کرۀ ارض به تأسیس الگویی از زندگی اشتغال دارد که تعداد فزاینده‌ای از مردم، بدون توجّه به پیشینۀ آنان، دعوت می‌شوند تا در آن مشارکت نمایند. این الگو که نمایانگر انسجامی پویا بین ابعاد مادّی و معنوی زندگی می‌باشد شامل کلاس‌هایی است برای تعلیم و تربیت روحانی کودکان که در آن درکی عمیق از وحدت بنیادین ادیان جهان کسب می‌کنند؛ گروه‌هایی برای کمک به نوجوانان تا بتوانند این مرحلۀ حساس و مهم از زندگی خود را هدایت کنند و در مقابل قوای مخرّبی که به خصوص آنان را هدف قرار داده ایستادگی نمایند؛ حلقه‌هایی برای مطالعه که شرکت‌کنندگان در بارۀ ماهیّت روحانی عالم هستی تفکّر و تأمّل می‌نمایند و قابلیّت خدمت به جامعه و اجتماع را کسب می‌کنند؛ گردهمایی‌هایی برای عبادت دسته‌جمعی که خصیصۀ نیایشی جامعه را تقویت می‌کند؛ و در زمان مناسب انواع فزاینده‌ای از مجهودات برای توسعۀ اجتماعی و اقتصادی. این الگوی حیات جامعه منتهی به ایجاد جوامع پویا و هدفمند جدیدی می‌گردد که در آن روابط بر اساس یگانگی نوع بشر، مشارکت عمومی، عدالت، و رهایی از تعصّب استوار گشته است. این جامعه به روی همه باز است. فرایندی که در حال شکل‌گیری است در پی ترویج همکاری بین گروه‌ها و قابلیّت‌سازی افراد است تا همگی بدون در نظر گرفتن طبقه یا پیشینۀ مذهبی، بدون توجّه به قومیّت یا نژاد، صرف نظر از جنسیّت یا وضعیّت اجتماعی بپا خیزند و به پیشبرد تمدّن کمک نمایند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۷ دسامبر ۲۰۱۷ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۱۰]

شروعِ اقدام اجتماعی

هیکل مبارک برنامۀ مطروحۀ شما برای ازدیاد تولید محصولات کشاورزی به جهت تأمین کمبود احتمالی موادّ غذایی در این ایّام جنگ را با نهایت علاقه ملاحظه فرمودند. در حالی ‌که ایشان بر نیاز به ارائۀ چنین برنامه‌ای مطّلع هستند و از منویّات عالیه‌ای که موجب گرایش شما به سوی این مسئله شده عمیقاً قدردانی می‌کنند، با وجود این معتقدند که هنوز وقت آن نرسیده است که بهائیان به طور جمعی اقداماتی اجتماعی و اقتصادی با چنین وسعت و خصوصیّاتی را به عهده بگیرند. نه تعداد احبّا و نه امکانات مادّی که در دسترس‌ دارند به حدّی است که بتواند امیدی برای اجرای موفّقیّت‌آمیز این نوع مشروعات به آنان بدهد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۶ نوامبر ۱۹۴۰ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۱۱]

حال وقت آن نیست که یاران الهی در فکر ایجاد یک دهکدۀ بهائی باشند؛ آنان وظایف مشخّصی در پیش دارند که در نهایت درجۀ اهمّیّت و فوریّت قرار دارد و باید توجّه‌شان را در آن متمرکز نمایند. به علاوه، حضرت ولیّ‌امراللّه مقتضی نمی‌دانند که یاران الهی در این زمان اقدام به خریداری زمین نمایند. وقتی در آینده به اهدافی که مولای محبوب (حضرت عبدالبهاء) بنفسه برایشان تعیین فرموده‌اند نائل گردند آنگاه قادر خواهند بود که مشروعات محلّی بیشتری را تأسیس نمایند ولی در این زمان اقدام به چنین مشروعاتی فقط موجب تحلیل قوایی خواهد شد که کلّاً باید متمرکز به امور تبلیغی گردد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۶ مارس ۱۹۴۳ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۱۲]

احبّای عزیز نمی‌بایست از توجّه به وظایف عاجل و فوری خود که عبارت است از تحکیم صبورانۀ مؤسّسات نظم اداری‌شان و تأسیس محافل جدید … و بذل مساعی در تکامل حیات بهائی لحظه‌ای غفلت ورزند زیرا این وظایف از جمله اموری است که هیچ گروه دیگری از مردم روی زمین قادر بر انجام آن نبوده و یا آن را انجام نخواهند داد و فقط پیروان اسم اعظم‌اند که قادر به ایجاد بنیان روحانی و نمونه‌ می‌باشند که طرح‌های بزرگ‌تر جهان باید نهایتاً برآن استوار گردد. در عین حال می‌بایست جمیع مساعی را در این زمان متمرکز بر انتشار تعالیم امر اللّه و مرتبط ساختن آنها با مصائب عالم انسانی و نقشه‌های آینده‌اش نمود.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۹ مارس ۱۹۴۵ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۱۱۳]

افق وسیعی در مقابل ما در حال پدیدار شدن است که نمایان‌گر جلوۀ روزافزون و عالم‌گیر قوای نهفتۀ امر مبارک برای ادارۀ امور بشری است. در پرتو این نور نه تنها وظایف فوری ما نمایان است بلکه فعّالیّت‌ها و مسئولیّت‌های جدیدی را که باید به زودی بر عهده گیریم می‌توان ملاحظه نمود.…

… قوای روحانی منبعث از ظهور حضرت بهاءاللّه متناسب با نیازهای زمان است. بنا بر این می‌توانیم اطمینان کامل داشته باشیم که قوای محرّکۀ جدیدی که در سراسر عالم بهائی جاری است توان‌مندی لازم را به جامعه اعطا خواهد نمود تا متناسب با بلوغ و منابعش، پاسخگوی چالش‌هایی باشد که در پیش است — مانند مساعدت به پیشرفت حیات اجتماعی و اقتصادی مردمان، هم‌کاری با قوایی که منجر به استقرار نظم در جهان می‌شود، تأثیرگذاری بر بهره‌برداری و استفادۀ سازنده از تکنولوژی مدرن — و از همۀ این طرق موجب افزایش اعتبار و پیشرفت امر مبارک و اعتلای شرایط زندگی عموم بشر شود.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۱۴۰ (۱۹۸۳) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۱۴]

پیام مورّخ ۲۰ اکتبر ۱۹۸۳ بیت العدل اعظم مفاهیم، اهداف و اصول راهنما جهت انتخاب و اجرای پروژه‌ها، برنامه‌ها و فعّالیّت‌های توسعۀ بهائی را به طور واضح تشریح کرده است. اکثر پروژه‌های بهائی اساساً در سطح محلّی ایجاد خواهد شد و در ابتدا و در صورت نیازمندی، حمایت منابع بهائی چه مالی و چه انسانی را دریافت خواهد کرد. پروژه‌ها همانطوری که متوجّه شده‌اید، غیر انتفاعی و عمدتاً مربوط به فعّالیّت‌هایی مرتبط با آموزش و پرورش، سلامت و بهداشت، کشاورزی و فعّالیّت‌های سادۀ توسعۀ جامعه خواهد بود. امید است که همۀ این نوع پروژه‌ها، بازتاب توانایی اصول روحانی مندمج در تعالیم حضرت بهاءاللّه باشد.

حائز اهمّیّت است که دامنۀ اقدامات ما در حال حاضر محدود باشد. سپس با کسب اطمینان و تجربۀ بیشتر و با افزایش منابع‌مان، گسترۀ اقدامات‌مان اهداف وسیع‌تری را در بر خواهد گرفت و دوستان، زمینه‌های جدیدی از فعّالیّت اجتماعی و اقتصادی را بررسی خواهند کرد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۲ دسامبر ۱۹۸۳ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۱۵]

رابطۀ بین تبلیغ و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی باید هم از نظر بعضی اصول بنیادی و هم با توجّه به فرایندهایی که مشخّص رشد جامعۀ بهائی است مورد بررسی قرار گیرد. شما از اصول مربوطه که شامل موارد زیر است کاملاً آگاه هستید: بهائیان باید تعالیم حضرت بهاءاللّه را با آزادی و بدون قید و شرط در اختیار اهل عالم قرار دهند تا مردم بتوانند آنها را در مسائل مبرم اجتماعی به کار برند و به ترقّی خود از نظر مادّی و معنوی موفّق شوند. احبّا باید در ارتباط خود با جامعۀ بیرون صادق و از هرگونه شائبۀ فریب و نیرنگ برکنار باشند. پروژه‌های توسعۀ اقتصادی و اجتماعی نباید به عنوان وسیله‌ای که مردم را به تغییر دین وا می‌دارد مورد استفاده قرار گیرد و کمک‌های مالی از منابع غیر بهائی نباید برای اهدافی که مطلقاً مربوط به جامعۀ بهائی است به کار رود. هیچ یک از این نکات از اهمّیّت وظیفۀ مقدّس تبلیغ امر اللّه نمی‌کاهد. تبلیغ امر اللّه باید شور و اشتیاق حاکم بر حیات هر فرد از آحاد احبّا و رشد جامعه مسئله‌ای عمده و مورد نظر خاصّ جامعۀ بهائی باشد.

با پیشرفت جامعۀ بهائی از یک مرحله به مرحلۀ دیگر، دامنۀ فعّالیّت‌هایی که قادر بوده است بر عهده بگیرد افزایش یافته است. ماهیّت رشد جامعۀ بهائی ارگانیک می‌باشد بدین معنی که تغییرات تدریجی در عملکردهای جامعه رخ داده است. زمانی که جامعۀ بهائی کوچک بود، جمیع مراودات آن با اجتماع بیرون به راحتی تحت عناوین تبلیغ مستقیم و تبلیغ غیر مستقیم خلاصه می‌شد. امّا به مرور ابعاد جدیدی از این مراودات مانند مشارکت در جامعۀ مدنی، امور بسیار سازمان‌‌یافتۀ دیپلماتیک، اقدام اجتماعی و امثال آن ظهور نمود که هر یک اهداف، روش‌ها و منابع مخصوص به خود را دارا می‌باشد. از یک نقطه نظر معیّن، می‌توان به جمیع این فعّالیّت‌ها به عنوان تبلیغ اشاره کرد زیرا هدف غایی آنها نشر نفحات ‌اللّه، ارائۀ آثار حضرت بهاءاللّه به اهل عالم و خدمت به نوع بشر است. امّا در عمل، آنچه ثمربخش‌تر به نظر می‌رسد این است که هر یک را خطوط عمل جداگانه‌ ولی مکمّل یکدیگر به حساب آوریم. فی‌المثل، اگر بعضی مجهودات توسعۀ اقتصادی و اجتماعی به سادگی تبلیغ غیر مستقیم تلقّی شود، ممکن است حدّ اقلّ به دو صورت ایجاد اشتباه نماید: از یک طرف احتمالاً این تصوّر را پیش خواهد آورد که هدف اوّلیّه و کوتاه‌مدّت فعّالیّت‌های توسعه باید تسجیل احبّای جدید باشد که البتّه داشتن چنین هدفی درست نیست. از طرف دیگر ممکن است در ذهن بعضی از احبّا این فکر را القا نماید که صرفاً با شرکت در اقدام اجتماعی موفّق به انجام وظایف تبلیغی خود می‌شوند.

توسعۀ اقتصادی و اجتماعی به تنهایی، و مستقلّ از دیگر اقدامات، میدان مهمّی از فعّالیّت است و انجام آن نباید بر مبنای توانایی آن برای جلب مسجّلین جدید توجیه شود. توسعۀ اقتصادی و اجتماعی مکمّل و ممدّ تبلیغ است. طبیعتاً وقتی مساعی در زمینۀ توسعه موفّقیّت‌آمیز باشد علاقۀ عمومی به امر مبارک را افزایش داده فرصت‌های جدید تبلیغی برای جامعۀ بهائی پدید می‌آورد، فرصت‌هایی که احبّا باید از طریق فعّالیّت‌های ترویج و تحکیم خود آنها را مغتنم شمرده از آن استفاده نمایند.

(از یادداشت مورّخ ۲۷ آوریل ۱۹۹۸ بیت العدل اعظم الهی خطاب به دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی) [۱۱۶]

یکی از اصول اساسی توسعۀ اجتماعی و اقتصادی بهائی آن است که احبّا باید تعالیم حضرت بهاءاللّه را آزادانه و بدون قید و شرط به بشریّت ارائه دهند تا مردم در همه جا بتوانند آنها را در حلّ مسائل مبرم اجتماعی به کار برند و زندگی‌ فردی و جمعی خود را، هم از نظر مادّی و هم از نظر معنوی، بهبود بخشند. دسترسی به کلمة اللّه نباید منوط به پذیرش حضرت بهاءاللّه به عنوان مظهر ظهور الهی برای امروز باشد. به علاوه در مواردی ممکن است بر حسب شرایط ذکر صریح منبع الهام برنامۀ آموزشی که بر اساس تعالیم آن حضرت تهیّه شده لازم نباشد. در پرتو این حقیقت، هنگام تهیّۀ مطالب آموزشی که از تعالیم و اصول امر مبارک سرچشمه گرفته است، گستره‌ای از گزینه‌ها وجود دارد که دوستان می‌توانند آنها را مورد نظر قرار دهند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۱ ژوئن ۲۰۰۶ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۱۷]

البتّه انتظار می‌رود که تمایل به انجام اقدام اجتماعی با تغییر و تحوّل گروهی هم‌راه باشد، تغییر و تحوّل جمعی که در یک دهکده یا محلّه با آمیزش عبادت جمعی و ملاقات در منازل و اقداماتی برای تعلیم و تربیت روحانی آن جمعیّت با هدف ایجاد یک الگوی غنیّ حیات جمعی آغاز می‌شود. اقدام اجتماعی البتّه می‌تواند شامل غیر رسمی‌ترین تلاش‌های کوتاه‌مدّت تا برنامه‌های بسیار پیچیدۀ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی باشد که توسّط سازمان‌های غیر دولتی ملهم از تعالیم بهائی دنبال می‌شود — همگی در جهت به کار بستن تعالیم الهی در مورد برخی از نیازهای شناسایی شده در زمینه‌هایی مانند بهداشت، آموزش و پرورش، کشاورزی و محیط زیست.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۴ ژانویه ۲۰۰۹ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۱۱۸]

در پیام رضوان ۲۰۰۸ خاطرنشان ساختیم که با ادامۀ مساعی در سطح محدودۀ جغرافیایی، احبّا بیش از پیش به مشارکت در حیات عمومی اجتماع جلب خواهند شد و با این وظیفۀ مهم رو به رو خواهند گشت که فرایند یادگیری سیستماتیکی را که به آن مشغول هستند توسعه دهند تا دامنۀ وسیعی از مجهودات انسانی را در بر گیرد. در هر محدودۀ جغرافیایی، در حالی‌که عبادت دسته‌جمعی و گفتگوها در محیط صمیمانۀ منازل با فعّالیّت‌هایی به منظور آموزش روحانی به همۀ مردم از بزرگ‌سال و جوان و کودک آمیخته می‌گردد، تصویر زیبا و پرباری از حیات جامعه به ظهور و بروز می‌رسد. آگاهی اجتماعی طبعاً آنگاه اعتلا می‌یابد که فی‌المثل گفتگوهای پرشور در بین والدین در بارۀ آمال و علایق فرزندان‌شان تکثّر ‌یابد و پروژه‌های خدمت با ابتکار نوجوانان به راه ‌افتد. با ازدیاد وافر منابع انسانی در محدودۀ جغرافیایی و استحکام الگوی رشد، مشارکت و هم‌کاری جامعۀ بهائی با اجتماع می‌تواند و در واقع می‌باید افزایش یابد. در این برهۀ خطیر از اجرای نقشه، هنگامی که تعداد بسیاری از محدوده‌های جغرافیایی به چنین مرحله‌ای نزدیک شده‌اند، مقتضی است که احبّا در کلّیّۀ نقاط در بارۀ ماهیّت کمک‌هایی که جوامع پویا و در حال رشد آنها به پیشرفت مادّی و معنوی اجتماع ارائه خواهند داد تأمّل نمایند. در این خصوص، تفکّر در دو حوزۀ فعّالیّت که به هم مرتبط و تقویت‌کنندۀ یک‌دیگرند یعنی اشتغال به اقدام اجتماعی و شرکت در گفتمان‌های رایج در اجتماع، سودمند خواهد بود.…

اقدام اجتماعی به بهترین تعریف، طیفی از مجهوداتی است که می‌تواند از یک سو مساعی نسبتاً غیر رسمی و کوتاه‌مدّتی را که افراد یا گروه‌های کوچکی از احبّا انجام می‌دهند شامل شود و از سوی دیگر، برنامه‌های پیچیده و پیشرفتۀ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی سازمان‌های ملهم از تعالیم بهائی را در بر گیرد. هر نوع اقدام اجتماعی، صرف‌ نظر از دامنه و مقیاس آن، کوششی برای به کارگیری تعالیم و اصول امر الهی به منظور اصلاح یک و یا بعضی از جنبه‌های حیات اجتماعی یا اقتصادی گروهی از مردم می‌باشد. به این ترتیب، شاخص این ‌گونه مجهودات هدف صریح ترویج رفاه مادّی مردم و در عین حال سعادت معنوی آنها است. از جمله تعالیم اساسی دیانت بهائی آن است که تمدّن جهانی‌ که اکنون در افق حیات بشری نمایان گردیده باید انسجامی پویا بین نیازهای مادّی و معنوی زندگی برقرار سازد. بدیهی است که این آرمان پیامدهای مهمّی برای ماهیّت هر اقدام اجتماعی که بهائیان دنبال کنند، صرف نظر از دامنه و تأثیر آن، در بر دارد. هرچند شرایط و احوال از کشور تا کشور بلکه از یک محدوده تا محدودۀ دیگر تفاوت خواهد داشت و در نتیجه مساعی احبّا نیز متفاوت خواهد بود امّا برخی مفاهیم بنیادین وجود دارد که باید همه آن را در نظر گیرند. یکی از این مفاهیم جایگاه مرکزی دانش در حیات اجتماعی است. تداوم بخشیدن به جهل و نادانی از غم‌انگیز‌ترین انواع جور و ستم است و موجب استحکام و ابقای تعصّبات گوناگون می‌گردد، تعصّباتی که مانعی در راه تأسیس وحدت عالم انسانی است، وحدتی که در عین حال هم هدف و هم اصل اجرایی امر حضرت بهاءاللّه می‌باشد. دسترسی به دانش حقّ هر یک از افراد بشر است و مشارکت در ایجاد، به کارگیری و انتشار آن مسئولیّتی است که هر فردی بر حسب استعداد و توانایی خود باید به جهت شرکت در مشروع عظیم بنای یک مدنیّت جهانی بر عهده گیرد. عدالت مشارکت عمومی را ایجاب می‌نماید. در نتیجه، اگرچه اقدام اجتماعی ممکن است عرضۀ کالا و خدمات را به صورتی شامل شود امّا مقصد آن در درجۀ اوّل باید ایجاد توان‌مندی در جمعیّت مورد نظر باشد تا بتوانند در ساختن یک جهان بهتر مشارکت نمایند. تغییر و تحوّل اجتماعی پروژه‌ای نیست که یک گروه از مردم به جهت خیر و مصلحت گروه دیگر انجام دهد. وسعت و پیچیدگی اقدام اجتماعی باید با منابع انسانی موجود در دهکده یا محلّه‌ متناسب باشد. بنا بر این بهتر است که مساعی در مقیاس کوچکی آغاز گردد و به طور طبیعی به تناسب افزایش توان‌مندی ساکنین گسترش یابد. البتّه هم‌چنان که دست‌اندرکاران تغییر و تحوّل اجتماعی می‌آموزند که عناصری از این ظهور اعظم را توأم با یافته‌ها و روش‌های علمی، با کارآیی فزاینده‌ای در برخورد با واقعیّت اجتماعی خود، به کار برند توان‌مندی به سطوح جدیدی ارتقا می‌یابد. آنان باید بکوشند تا با بینشی هماهنگ با تعالیم الهی به این واقعیّت بنگرند یعنی هم‌نوعان خود را به مثابۀ معادنی از جواهر گران‌بها مشاهده نمایند و اثرات فرایند دوگانۀ سازندگی و تخریب را هم در قلوب و عقول و هم در ساختارهای اجتماعی تشخیص دهند.…

… به علاوه مشارکت بیشتر در حیات اجتماع نبایستی نابهنگام و عجولانه صورت گیرد. این مشارکت به تدریج با کوشش و پشت‌کار احبّا در هر محدودۀ جغرافیایی در اجرای مفاد و مندرجات نقشه از طریق فرایند عمل، تأمّل، مشورت، مطالعه و نتیجتاً یادگیری به طور طبیعی پیش خواهد آمد. مشارکت در زندگی اجتماع با افزایش تدریجی توان‌مندی جامعه در پیشبرد رشد و حفظ تحرّک و پویایی خود، شکوفا خواهد شد و تا حدّی که در آن از عناصر چارچوب مفاهیم ذهنی حاکم بر سلسله نقشه‌های جهانی کنونی استفاده شود، با فعّالیّت‌های ترویج و تحکیم انسجام خواهد یافت و به همان اندازه که این عناصر در زمینه‌های تازۀ یادگیری به نحو سازنده‌ای به کار گرفته شود، به حرکت جمعیّت‌ها به سوی بینش حضرت بهاءاللّه نسبت به یک تمدّن جهانی مرفّه و صلح‌آمیز کمک خواهد کرد.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۰ (۱۶۷ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۱۹]

با پیشرفت مستمرّ ترویج و تحکیم در سال گذشته، کوشش در سایر عرصه‌های مهم نیز غالباً به موازات آنها پیش رفته است. یکی از بارز‌ترین نمونه‌ها آنست که پیشرفت‌هایی که در سطح فرهنگِ برخی از دهکده‌ها و محلّه‌ها مشاهده می‌گردد تا حدّی مدیون آموخته‌های ناشی از مشارکت بهائیان در اقدام اجتماعی است. دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادیِ بیت العدل اعظم اخیراً سندی در این زمینه تهیّه نموده که حاوی عصارۀ تجربۀ سی‌ساله، یعنی از ابتدای تأسیس آن دفتر در مرکز جهانی بهائی تا امروز است. از جمله نکات مذکور در این سند این است که فرایند مؤسّسۀ آموزشی تا چه حدّ به مشارکت در اقدام اجتماعی نیز تحرّک می‌بخشد. این امر به تنهایی در اثر افزایش منابع انسانی صورت نمی‌پذیرد بلکه تجربه نشان داده است که بینش‌های روحانی و خصایص و توانایی‌های منبعث از فرایند مؤسّسۀ آموزشی به همان اندازه که برای کمک به فرایند رشد ضروری است برای مشارکت در اقدام اجتماعی نیز حائز اهمّیّت می‌باشد. نکتۀ دیگری که در این سند توضیح داده شده این است که چگونه یک چارچوب ذهنی مشترکِ در حال تکامل و متشکّل از عناصری که متقابلاً یکدیگر را تقویت می‌کنند، بر تمامی فعّالیّت‌های جامعۀ بهائی حکم‌فرما است هرچند این عناصر در عرصه‌های متمایزِ عمل جلوه‌های متفاوتی به خود می‌گیرند. سند مذکور اخیراً به محافل روحانی ملّی ارسال شده است. حال از آن محافل دعوت می‌نماییم که در مشورت با مشاورین این مسئله را مورد بررسی قرار دهند که چگونه مفاهیم مندرج در آن می‌تواند به پیشبرد مساعی جاری در عرصۀ اقدام اجتماعی در مناطق تحت اشراف آنها کمک کند و آگاهی از این بُعد مهمِّ مجهودات بهائی را افزایش دهد.۳این دعوت نباید به عنوان فراخوانی عمومی برای تلاش‌های گسترده در این زمینه تعبیر گردد زیرا در یک جامعۀ در حال رشد شروع اقدام اجتماعی به طور طبیعی صورت می‌پذیرد ولی بجاست که احبّا در بارۀ نتایج و مقتضیات مساعی خود در جهت تقلیب اجتماع عمیق‌تر به تفکّر و تأمّل پردازند. ازدیاد یادگیری در اقدام اجتماعی مشغلۀ بیشتری برای دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی ایجاد می‌نماید و تمهیداتی در دست تهیّه است تا عملیّات این دفتر به نحو متناسبی بسط و تکامل یابد.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۳ (۱۷۰ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۲۰]

در سال‌های اخیر روشن شده است که در جوامعی که تأکیدی شدید بر قابلیّت‌سازی مبتنی بر ویژگی‌های نقشۀ پنج ساله وجود داشته، توانایی احبّا در انجام اقدام اجتماعی به طور قابل توجّهی افزایش یافته است. بنا بر این شایسته است که دوستان را به مداومت در تلاش‌های‌شان در راه تقویت مؤسّسۀ آموزشی و فعّالیّت‌های نقشه که کلید ازدیاد منابع انسانی و ایجاد یک جامعۀ با محبّت، پویا و متّحد است تشویق کنید. با پیشرفت در این مسیر، دوستان به طور فزاینده‌ای قادر خواهند شد تا به طرق ملموسی در حلّ عملی مشکلاتی که جمعیّت‌ها در سطح مردمی در شهرهای بزرگ و کوچک، محلّه‌ها و دهکده‌ها با آن مواجهند، مشارکت نمایند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱ اکتبر ۲۰۱۵ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۱۲۱]

آغاز تحرّکی جدید در زمینۀ اقدام اجتماعی یکی از نتایج طبیعی افزایش منابع و ازدیاد آگاهی از مقتضیات ظهور امر الهی برای زندگی یک جمعیّت است. برنامۀ توان‌دهی روحانی به نوجوانان و یا مشاورات در بارۀ شرایط محلّی در گردهمایی‌های جامعه اغلب به طور ارگانیک موجب شروع این‌ چنین اقداماتی می‌شود. این مجهودات می‌تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد مثلاً ارائۀ کمک‌ تدریسی به کودکان، طرح‌هایی برای بهبود محیط زیست، و فعّالیّت‌هایی در جهت بهداشت بهتر و پیش‌گیری از بیماری‌ها. بعضی از این ابتکارات تداوم می‌یابد و به تدریج رشد می‌کند. در نقاط مختلف، تأسیس مدرسۀ جامعه بعد از افزایش توجّه به آموزش صحیح کودکان و آگاهی به اهمّیّت آن به طور طبیعی از مطالعۀ موادّ مؤسّسه حاصل شده است. در مواقعی تلاش‌های دوستان می‌تواند از طریق کار یک سازمان ملهم از تعالیم بهائی که در آن حوالی فعّالیّت می‌کند بسیار تقویت گردد. یک اقدام اجتماعی هر چقدر هم در ابتدا کوچک باشد نشانه‌‌ایست از اینکه یک جمعیّت در درون خود قابلیّتی بسیار مهم را پرورش ‌می‌دهد که امکاناتی بی‌شمار و اهمّیّتی فراوان برای قرون آینده دارد: قابلیّت یادگیری اینکه چگونه می‌توان تعالیم این ظهور اعظم را در ابعاد گوناگون حیات اجتماعی به کار گرفت. مجموعۀ این چنین ابتکاراتی به غنی کردن مشارکت در گفتمان‌های متداول در اجتماع در سطح فردی و جمعی نیز کمک می‌کند و همان طور که انتظار می‌رفت دوستان بیش از پیش به اشتغال فزاينده در حيات اجتماع جلب می‌شوند — پیشرفتی که بالقوّه از همان ابتدا در الگوی عمل یک محدودۀ جغرافیایی موجود می‌باشد امّا اکنون آشکارتر شده است.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۹ دسامبر ۲۰۱۵ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۱۲۲]

پروژه‌های توسعۀ بهائی به طور کلّی در سطوح محلّی شروع می‌شوند و در مراحل اوّلیّه توسّط منابع انسانی و مالی موجود در محل تداوم می‌یابند. اگر چنین پروژه‌هایی به طور زودهنگام در یک محدودۀ جغرافیایی عرضه شوند ممکن است موجب پراکندگی انرژی دوستانی شود که توجّه‌شان باید در درجۀ اوّل معطوف به پیشبرد فرایندهای ترویج و تحکیم باشد. تجربه در این راستا نشان داده است که مدرسۀ جامعه (community school) مانند دیگر مساعی اقدام اجتماعی زمانی پایدارتر خواهد بود که در نقاطی ظاهر شود که فرایند مؤسّسۀ آموزشی استحکام یافته است و امتدادی طبیعی از فعّالیّت‌های در حال انجام جامعه‌سازی باشد. در این نقاط، شرایط ایجاد یک مدرسه با افزایش تعداد شرکت‌کنندگان در دوره‌های متسلسل اصلی مؤسّسۀ آموزشی مهیّا می‌شود، دوره‌هایی که موجب تجهیز تعداد فزاینده‌ای از افراد به صفات، نگرش‌ها و توانایی‌های مورد نیاز جهت کمک به فرایندهای تقلیب روحانی و مادّی می‌شود. به علاوه، هنگامی ‌که تلاش برای ازدیاد و تقویت کلاس‌های کودکان و گروه‌های نوجوانان موجب ترویج حسّ مالکیّت یک جامعه برای تعلیم و تربیت نسل‌های جوان می‌شود، باعث افزایش قابلیّت جمعی برای مجهوداتِ حتّی پیچیده‌تری نیز می‌گردد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۹ آوریل ۲۰۱۷ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۱۲۳]

با شدّت‌ یافتن فعّالیّت‌های جامعه‌سازی، دوستان قابلیّت‌های نو‌یافتۀ خود را که برای بهبود شرایط اجتماع اطراف خویش پرورش داده‌اند، به کار می‌گیرند و اشتیاقشان با مطالعۀ تعالیم الهی شعله‌ور می‌شود. تعداد پروژه‌های کوتاه‌مدّت افزایش بسیاری یافته، برنامه‌های منظّم گسترش پیدا کرده، و اکنون تعداد بیشتری از سازمان‌های توسعه ملهم از تعالیم بهائی به فعّالیّت در زمینه‌های آموزش، بهداشت، کشاورزی، و غیره مشغولند. از تقلیب مشهود در حیات فردی و جمعی می‌توان نشانه‌های اوّلیّۀ قدرت غیر قابل تردید اجتماع‌سازی امر حضرت بهاءاللّه را ملاحظه نمود. پس جای تعجّب نیست که دفاتر جامعۀ بین‌المللی بهائی در کوشش‌های خود برای مشارکت در گفتمان‌های متداول در اجتماع از چنین موارد اقدام اجتماعی، اعمّ از ساده یا پیشرفته و کوتاه‌مدّت یا درازمدّت، الهام می‌گیرند.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۸ (۱۷۵ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۲۴]

در دوران قیادت حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی اوّلین جامعه‌ای که از نظر تعداد ‌توانست با به اجرا گذاشتن تعالیم حضرت بهاءاللّه به نحوی سیستماتیک پیشرفت مادّی و معنوی را متّحد نماید جامعۀ مؤمنین مهد امر اللّه بود. استمرار هدایات از ارض اقدس بهائیان ایران را قادر ساخت که تنها طیّ یک یا دو نسل گام‌های عظیمی برداشته سهمی برجسته در پیشرفت ملّت‌شان داشته باشند. لذا شبکه‌‌ای از مدارس برای تعلیم و تربیت اخلاقی و علمی که مشمول دختران نیز می‌شد شکوفا گردید. بیسوادی عملاً از جامعۀ بهائی ریشه‌کن شد، و مشروعات خیرخواهانه تأسیس گردید. تعصّبات میان گروه‌های قومی و مذهبی که در اجتماع بزرگ شعله‌ور بود در آغوش پرمهر جامعه خاموش گشت. روستاها از نظر نظافت، نظم و پیشرفت شهرت یافتند. و مؤمنین آن سرزمین نقش مهمّی در بنای اوّلین مشرق‌الاذکار و ملحقات آن در سرزمین مجاورشان داشتند تا ”عاجزان را آسايش بخشد، فقرا را دست‌گير شود، مسافران را مأوی دهد، غم‌زدگان را تسلّی عطا کند و نادانان را تربيت نمايد.“ مجهوداتی از این قبیل به مرور زمان با ابتکارات متفرّقۀ جوامع بهائی در نقاط مختلف عالم افزایش یافت. امّا همانطور که حضرت شوقی افندی فرموده بودند تعداد احبّا هنوز بسیار قلیل بود که بتواند تغییر قابل توجّهی در اجتماع بزرگ ایجاد نماید و در طیّ بیش از نیم قرن اوّل عصر تکوین احبّا تشویق می‌شدند که قوای خود را در تبلیغ امر الهی متمرکز سازند، زیرا این وظیفه‌ای بود که فقط بهائیان قادر به انجامش بودند — در واقع اوّلین وظیفۀ روحانی آنان بود — و آنها را برای زمانی آماده می‌ساخت که بتوانند به نحو مستقیم‌تری توجّه را به مشکلات عالم انسانی معطوف دارند.

سی و پنج سال پیش، اوضاع در داخل و خارج از جامعۀ بهائی مجموعاً امکانات تازه‌ای را برای مشارکت بیشتری در حیات اجتماع فراهم آورد. امر مبارک به مرحله‌ای از پیشرفت رسیده بود که لازم گردید فرایندهای توسعۀ اجتماعی و اقتصادی به صورت فعّالیّت‌های منظّم جامعه درآید و در اکتبر ۱۹۸٣ از بهائیان جهان دعوت نمودیم که به این میدان جدید فعّالیّت وارد شوند. به منظور مساعدت به ما در پیشبرد و هماهنگی فعّالیّت‌های احبّا در سراسر جهان، دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در مرکز جهانی بهائی تأسیس شد. در آن زمان، فعّالیّت‌های جامعۀ بهائی در زمینۀ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی، در هر سطحی از پیشرفت، حدود چند صد فعّالیّت بیش نبود. امروز این رقم به ده‌ها هزار رسیده است که صد‌ها طرح پایدار مانند مدارس و ده‌ها سازمان توسعه را شامل می‌گردد. دامنۀ وسیع فعّالیّت‌های کنونی از روستاها و محلّه‌ها تا مناطق و کشورها را در بر می‌گیرد و مجموعه‌ای از چالش‌ها از جمله آموزش و پرورش از کودکستان تا دانشگاه، سوادآموزی، بهداشت، محیط زیست، حمایت از پناهندگان، پیشرفت زنان، تواندهی به نوجوانان، رفع تعصّبات نژادی، کشاورزی، اقتصاد محلّی و توسعۀ روستایی را شامل می‌شود. بر اثر تسریع فرایند ترویج و تحکیم به خصوص در محدوده‌های جغرافیایی پیشرفته، قوّۀ اجتماع‌سازی امر حضرت بهاءاللّه به نحوی سیستماتیک و منظّم‌تر در حیات جمعی احبّا جلوه‌گر شده است. بعلاوه، البتّه مؤمنین بیشماری از طریق مجهودات حرفه‌ای و داوطلبانۀ خویش، نیرو و بینش خود را صرف طرح‌ها و سازمان‌هایی می‌کنند که برای خیر عموم تأسیس شده است.

بدین ترتیب بار دیگر نیروهایی در داخل و خارج از امر مبارک ظهور مرحلۀ جدیدی را در کار توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در عالم بهائی ممکن ساخته است. لذا در این ایّام مبارک جشن‌های میلاد دو مظهر ظهور الهی با نهایت خوشوقتی اعلام می‌داریم که دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی اکنون به صورت مؤسّسۀ جهان‌شمول جدیدی مستقرّ در مرکز جهانی تحت عنوان سازمان توسعۀ بین‌المللی بهائی شکوفا می‌گردد. بعلاوه، یک صندوق توسعۀ بهائی تأسیس خواهد شد که این سازمان جدید از آن برای کمک به فعّالیّت‌های توسعه در سراسر جهان، اعمّ از طرح‌های درازمدّت و یا جدید، استفاده خواهد کرد. این صندوق توسّط بیت العدل اعظم حمایت خواهد شد و افراد و مؤسّسات می‌توانند به آن تبرّع نمایند.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۹ نوامبر ۲۰۱۸ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۲۵]

ترقّی و توسعۀ جامعه و حرکت جمعیّت‌ها

یا ملأ الانشآء عمّروا بیوتاً بأکمل ما یمکن فی الامکان باسم مالک الأدیان فی البلدان و زیّنوها بما ینبغی لها لا بالصّور و الأمثال ثمّ اذکروا فیها ربّکم الرّحمن بالرّوح و الرّیحان الا بذکره تستنیر الصّدور و تقرّ الأبصار.

(حضرت بهاءاللّه، کتاب اقدس، بند ۳۱) [۱۲۶]

… جمیع قطعات عالم یعنی ملل و دول و مدن و قری محتاج یک‌دیگر و از برای هیچ یک استغنای از دیگری نه زیرا روابط سیاسیّه بین کل موجود و ارتباط تجارت و صناعت و زراعت و معارف در نهایت محکمی مشهود لهذا اتّفاق کل و اتّحاد عموم ممکن الحصول.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ١۵) [۱۲۷]

مشرق ‌الأذکار هرچند بظاهر بنیان جسمانیست ولی تأثیر روحانی دارد و سبب الفت قلوب و اجتماع نفوس گردد در ایّام ظهور هر مدینه‌ئی که در آن معبدی تأسیس شد سبب ترویج و تثبیت قلوب بود و سبب اطمینان نفوس زیرا در آن اماکن ذکر حقّ مستمرّ و دائم بود و از برای قلب سکون و قرار جز بذکر ربّ مختار نه سبحان‌اللّه بنای مشرق‌ الأذکار تأثیری عظیم در جمیع مراتب دارد در شرق تجربه شد و چنین ظاهر و آشکار گشت حتّی اگر در قریه‌ئی خانه‌ئی مسمّی به مشرق‌ الأذکار گشت تأثیری دیگر داشت تا چه رسد به بنا و تأسیس آن.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۶٠) [۱۲۸]

مشرق‌الأذکار از اعظم تأسیسات عالم انسانیست و تفرّعاتش بسیار است مشرق‌الأذکار اگرچه محلّ عبادتست ولکن مربوط باسپیتال و اجزاخانه و مسافرخانه و مکتب اطفال ایتام و مدرسۀ تدریس علوم عالیه است هر مشرق‌الأذکار مربوط باین پنج چیز است امیدوارم که در امریک حال مشرق‌الأذکار تأسیس شود و بتدریج اسپیتال و مکتب و مدرسه و اجزاخانه و مسافرخانه نیز در نهایت انتظام ترتیب یابد بیاران الهی این تفصیل را بفهمانید تا بدانند که مشرق‌الأذکار چه ‌قدر مهمّ است مجرّد عبارت از محلّ عبادت نیست بلکه از هر جهت مکمّل است.

(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ١، شمارۀ ۶۴) [۱۲۹]

اساس حیات و وجود تعاون و تعاضد است و سبب انعدام و اضمحلال انقطاع این امداد و استمداد و هر چه رتبه بالاتر آید این امر عظیم یعنی تعاون و تعاضد شدیدتر گردد لهذا در عالم انسانی تعاون و تعاضد اتمّ و اکملتر از سائر عوالم است بقسمی که بکلّی زندگانی انسانی مربوط باین امر عظیم است علی‌الخصوص بین احبّای الهی باید این اساس قویم در نهایت متانت باشد بقسمی که هر یک در جمیع مراتب مدد بدیگری رساند چه در مراتب حقایق و معانی و چه در مراتب جسمانی علی‌الخصوص در تأسیسات عمومی که نتائجش راجع بکلّ افراد است و بالأخصّ در مشرق‌الأذکار که اعظم اساس الهیست.

(از الواح حضرت عبدالبهاء) [۱۳۰]

وظائف محافل روحانیّه که در بلدان شرق بتبشیر دین اللّه مشغولند در الواح مقدّسه مصرّح و مثبوت.

تحسین اخلاق است و تعمیم معارف ازالۀ جهل و نادانی و دفع تعصّبات است و تحکیم اساس دین حقیقی در قلوب و نفوس اعتماد بر نفس است و اجتناب از تقلید حسن ترتیب و نظم در امور است و تمسّک بلطافت و نظافت در جمیع احوال و شئون راستی و صداقت است و جرأت و صراحت و شجاعت.

ترویج صنعت و زراعت است و تشیید ارکان تعاون و تعاضد حرّیّت و ترقّی عالم نسا است و تعلیم اجباری اطفال از بنین و بنات استحکام اصول مشورت در بین تمام طبقات است و دقّت در حسن معاملات.

(توقیع مورّخ ۳۰ ژانویه ۱۹۲۶ حضرت شوقی افندی خطاب به محافل روحانی شرق) [۱۳۱]

دهکده‌های بسیاری در حال حاضر در هندوستان، فیلیپین، افریقا، امریکای لاتین و غیره وجود دارد که بهائیان، اکثریّت و یا حتّی تمامی جمعیّت آن را تشکیل می‌دهند. یکی از اهداف نقشۀ پنج‌ساله همانطور که مستحضرید توسعۀ ویژگی‌های حیات جامعۀ بهائی است و چنین دهکده‌هایی به خصوص مورد نظر است. محافل روحانی محلّی این قبیل دهکده‌ها باید به تدریج دامنۀ فعّالیّت‌های خود را وسیع‌ نمایند تا نه فقط ‌همۀ جوانب حیات روحانی احبّای حوزۀ تحت اشراف خود را توسعه دهند بلکه از طریق مشورت بهائی و با استفاده از بعضی تعالیم و اصول آیین بهائی مانند هماهنگی علم و دین، اهمّیّت تعلیم و تربیت، و اشتغال به کار به عنوان عبادت به ترویج موازین کشاورزی و سایر فنون در حیات مردم بپردازند. برای نیل به این هدف آنان نیازمند کمک بهائیان متخصّص از دیگر سرزمین‌ها خواهند بود. این اقدام مهمّی است و به تدریج در هر زمان و محلّی که امکان آن موجود باشد در حال شروع است.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۷ ژوئیه ۱۹۷۶ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۳۲]

وقتی جامعۀ بهائی در یک دهکده بخش قابل ملاحظه‌ای از جمعیّت را تشکیل می‌دهد از فرصت‌های متعدّد و متفاوتی برخوردار است تا سرمشق و مشوّقی برای بهبود کیفیّت زندگی در آن دهکده باشد. از جمله ابتکاراتی که جامعۀ بهائی می‌تواند اتّخاذ نماید تدابیری است برای ترویج تعلیم و تربیت کودکان، سوادآموزی بزرگسالان، و آموزش زنان به منظور انجام هر چه بهتر وظایف مادری خود و ایفای نقشی گسترده‌تر در حیات اداری و اجتماعی دهکده؛ تشویق مردم دهکده صرف نظر از باورهای دینی‌شان به گرد هم آمدن، شاید در صبح‌گاهان، برای دعا و نیایش؛ حمایت از مساعی در جهت اصلاح وضع بهداشت و سلامت دهکده از جمله توجّه به تأمین آب سالم، حفظ نظافت در محیط دهکده، و آموزش در بارۀ اثرات زیان‌آور موادّ مخدّر و مسکرات. بدون تردید امکانات دیگری برای جامعۀ بهائیِ دهکده و محفل روحانیش فراهم خواهد آمد.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۵ ژوئیه ۱۹۸۸ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۱۳۳]

یک جامعه البتّه بیش از مجموع اعضای آن است؛ جامعه یک واحد کامل تمدّن و متشکّل از افراد، خانواده‌ها و مؤسّسات می‌باشد که همگی مؤسّسین و مشوّقین سیستم‌ها، نهادها، و سازمان‌هایی هستند که با هدفی مشترک برای رفاه مردم، هم در داخل و هم در خارج از مرزهای خود با هم کار می‌کنند؛ جامعه ترکیبی از شرکت‌‌کنندگان متنوّع و همبسته است که در حال دستیابی به اتّحاد در کاوشی خستگی‌ناپذیر به دنبال ترقّی روحانی و اجتماعی‌اند. از آنجا که بهائیان در همه جا در اوّلین مراحل فرایند جامعه‌سازی هستند، کوشش عظیمی باید صرف تکالیف جاری شود.

همانطور که در یکی از پیام‌های قبلی ذکر کرده‌ایم، شکوفایی جامعه به خصوص در سطح محلّی نیاز به بهبود قابل ملاحظه‌ای در الگوهای رفتار دارد: آن الگوهایی که به وسیلۀ آنها جلوۀ جمعی خصایل فرد فرد اعضای جامعه و کارکرد محفل روحانی در وحدت و صمیمیّت جامعه و در پویاییِ فعّالیّت و رشد آن متجلّی است. شکوفایی جامعه نیاز به همبستگی عناصر متشکّلۀ آن — یعنی بزرگسالان، جوانان، اطفال — در فعّالیّت‌های روحانی، اجتماعی، آموزشی، اداری و اشتغال آنان در نقشه‌های محلّیِ تبلیغ و توسعه دارد. لازمۀ شکوفایی جامعه وجود اراده‌ای جمعی و احساسی از هدف‌مندی است تا به محفل روحانی از طریق انتخابات سالیانه تداوم بخشد. این شکوفایی شامل نیایش ‌جمعی پروردگار است. از‌ اینرو، برگزاری جلسات مرتّب دعا، در صورت امکان در حظیرةالقدس‌های محلّی و در غیر این صورت در اماکن دیگر از جمله در منازل احبّا، برای حیات روحانی جامعه ضروری است.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۱۵۳ (۱۹۹۶) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۳۴]

همان طور که مطّلعید در یک محدودۀ روستا‌یی که شامل تعدادی ده و شاید یک یا دو شهر کوچک می‌باشد مساعی احبّا، در دورانی که الگوی عمل مربوط به یک برنامۀ فشردۀ رشد در حال شکل‌گیری است، غالباً منحصر به چند محل می‌باشد. امّا همان طور که در پیام رضوان امسال توضیح داده شده این الگو را بعد از استقرار می‌توان به سرعت به سایر دهکده‌ها یکی بعد از دیگری گسترش داد. در هر محل، ابتدا محفل روحانی محلّی تأسیس می‌گردد و تکامل مستمرّ آن مسیری را طیّ می‌کند که به موازات و کاملاً مرتبط با فرایند نوپای رشدی است که در دهکده جریان دارد. رشد محفل محلّی را نیز باید مانند دیگر جنبه‌های این فرایند از زاویۀ پرورش قابلیّت نگریست.

آنچه در وهلۀ اوّل باید انجام شود نسبتاً واضح است: آگاهی فردی از فرایند رشدی که در دهکده در حال شتاب‌گیری است و نتیجۀ اشتغال شخصی هر فرد در فعّالیّت‌های اساسی نقشه می‌باشد ‌بایستی به یک آگاهی جمعی بدل شود که هم ماهیّت تقلیب و تغییرِ در حال وقوع را تشخیص دهد و هم به وظیفۀ محفل روحانی برای پرورش آن واقف باشد. بدون شک بعضی از وظایف اوّلیّۀ اداری امری مانند تشکیل جلسات نسبتاً منظّم محفل، برگزاری ضیافات نوزده‌روزه و تدارک بزرگداشت ایّام متبرّکه، تأسیس یک صندوق محلّی و انجام انتخابات سالیانه طبق اصول بهائی، باید مورد توجّه قرار گیرد. ولی برای محفل روحانی محلّی نباید مشکل باشد که هم‌زمان با این مساعی و به تشویق یکی از مساعدین اعضای هیئت معاونت در بارۀ یک یا دو مسئلۀ خاصّ که با حیات جامعه ارتباط نزدیک دارد به مشورت پردازد. مثلاً، چگونه خصلت نیایش در دهکده از طریق مساعی افرادی که اوّلین دورۀ مؤسّسۀ آموزشی را به اتمام رسانده‌اند تقویت می‌شود؟ چگونه معلّمینی که توسّط مؤسّسه تعلیم داده شده‌اند به تربیت روحانی کودکان رسیدگی می‌کنند؟ چگونه استعداد نوجوانان از طریق برنامۀ توان‌دهی روحانی شکوفا می‌شود؟ و چگونه بافت روحانی و اجتماعی جامعه با ملاقات دوستان در منازل یکدیگر تقویت می‌گردد؟ با مشورت در بارۀ چنین مطالب مشخّصی، محفل می‌آموزد که فرایند رشد را صبورانه و با محبّت پرورش دهد و روابطش با لجنۀ تبلیغ ناحیه‌ای و با مؤسّسۀ آموزشی بر اساس یک مقصد مشترک مستحکم می‌گردد. امّا از همه مهم‌تر بنای شالوده‌ای را آغاز خواهد کرد که بر روی آن می‌توان آن روابط بسیار صمیمانه و حمایت‌آمیزی را که محافل روحانی باید با افراد احبّا برقرار سازند و حضرت ولیّ محبوب امر اللّه آن را در بسیاری از توقیعات خود توصیف فرموده‌اند بنا نمود.

واضح است که یادگیری شور و مشورت در بارۀ مسائل خاصّ مربوط به نقشۀ جهانی هر قدر مهم و اساسی باشد فقط یکی از ابعاد فرایند ایجاد توان‌مندی است که محفل روحانی محلّی باید به آن اشتغال ورزد. تکامل مستمرّ محفل روحانی اطاعت از این دستور حضرت عبدالبهاء را ایجاب می‌نماید که می‌فرمایند: ”مذاکرات به تمامها محصور در امور روحانیّه که تعلّق به ادارۀ تربیت نفوس و تعلیم اطفال و اعاشۀ فقرا و اعانۀ ضعفا جمیع فرق عالم و مهربانی به کلّ امم و نشر نفحات اللّه و تقدیس کلمة اللّه باشد.“ پیشرفت پایدار محفل مستلزم تعهّد استوار به پیشبرد مصالح جامعه و مراقبت در حفظ فرایند رشد از نفوذ نیروهای انحطاط اخلاقی است که خطر متوقّف نمودن آن را دارد. لازمۀ ترقّی مداوم محفل ایجاد حسّ وسیع‌تری از مسئولیّت است، مسئولیّتی که از دایرۀ دوستان و خانواده‌هایی که به فعّالیّت‌های اساسی نقشه اشتغال دارند فراتر رفته تمامی جمعیّت دهکده را در بر گیرد. آنچه بلوغ تدریجی محفل را استمرار خواهد بخشید ایمانی راسخ به وعدۀ حضرت عبدالبهاء است که می‌فرمایند هر محفل روحانی را در کهف حفظ و حمایت خود خواهند گرفت.

مسئلۀ دیگری که با این افزایش آگاهی جمعی مرتبط است رشد فزایندۀ توانایی محفل روحانی در ارزیابی و استفادۀ صحیح از منابع، اعمّ از مالی و غیره، هم در حمایت از فعّالیّت‌های جامعه و هم در ایفای وظایف اداری خویش است که ممکن است در بعضی موارد شامل انتصاب سنجیدۀ لجنات و استفاده از یک ساختمان ساده نیز باشد. مسئلۀ بسیار مهمّ دیگر توانایی محفل برای به وجود آوردن محیطی است که مشوّق وحدت در عمل با شرکت تعداد زیادی از افراد باشد و توجّه به اینکه انرژی و استعداد این افراد قطعاً کمکی به پیشرفت امور نماید. در همۀ این موارد، سلامت روحانی جامعه همواره بالاترین اولویّت محفل است. و هر گاه مشکلات اجتناب‌ناپذیری پیش بیاید، چه در ارتباط با بعضی فعّالیّت‌ها و چه در بین افراد، محفل روحانی به آن رسیدگی خواهد نمود، محفلی که آن‌چنان اعتماد کامل اعضای جامعه را به خود جلب نموده که همه طبعاً برای طلب کمک به آن روی می‌آورند. این بدان معنا است که محفل به تجربه آموخته است چگونه به احبّا کمک کند تا از روش‌های تفرقه‌افکن یک ذهنیّت جانب‌گرا احتراز کنند، چگونه بذر اتّحاد را حتّی در دشوارترین و نامساعدترین شرایط بیابد و آن را تدریجاً و با محبّت پرورش دهد و در تمام اوقات به حبل عدالت متمسّک باشد.

با افزایش تعداد اعضای جامعه و ازدیاد توان‌مندی برای حفظ تحرّک و نشاط، همان گونه که در گذشته اشاره نمودیم، احبّا بیش از پیش به مشارکت در حیات عمومی اجتماع جلب خواهند شد و با این وظیفۀ مهم رو به رو خواهند گشت که به کمک رویکردهایی که ابداع کرده‌اند در حلّ مسائل پردامنه و وسیعی که دهکده‌شان با آن مواجه است شرکت نمایند. مسئلۀ انسجام که برای رشدی که تا کنون حاصل شده این چنین ضروری بوده و برای چارچوب عملِ در حال تکامل نقشه نیز بسیار مهم است، حال ابعاد جدیدی پیدا می‌کند. محفل روحانی محلّی نه در مقام مجری پروژه‌ بلکه در مقام یک مرجع اخلاقی باید مراقب باشد که هم‌چنان که احبّا می‌کوشند تا با به کار گرفتن تعالیم بهائی و از طریق فرایند عمل، تأمّل و مشورت به اصلاح شرایط بپردازند، لطمه‌ای بر یک‌پارچگی مساعی‌شان وارد نشود.

پیام رضوان سال ۲۰۱۰ بعضی از خصوصیّات اقدام اجتماعی در سطح مردمی و شرایطی را که باید دارا باشد توصیف نموده است. مجهودات در یک دهکده معمولاً در مقیاس محدود و شاید از طرف گروه‌های کوچک از دوستانی آغاز می‌گردد که هر یک نیاز اجتماعی یا اقتصادی خاصّی را شناسایی کرده و‌ اقدامات مناسب ساده‌ای را دنبال می‌کنند. مشورت در ضیافات نوزده‌روزه فضای مناسبی به وجود می‌آورد تا آگاهی فزایندۀ اجتماعی جامعه به طریقی سازنده جلوه نماید. صرف نظر از ماهیّت فعّالیّت‌ها، محفل محلّی باید مراقب خطرهای بالقوّه باشد و در صورت لزوم به احبّا کمک نماید که از آنها بگذرند از جمله: فریب پروژه‌های بلندپروازانه که انرژی زیادی را مصرف خواهد کرد و سرانجام حاصلی نخواهد داشت، وسوسۀ کمک‌های ‌مالی که مستلزم دوری جستن از اصول بهائی خواهد بود، امکانات استفاده از تکنولوژی که به طور فریبنده عرضه می‌شود ولی می‌تواند دهکده را از میراث فرهنگی‌اش محروم سازد و به چندپارچگی و اختلاف سوق دهد. استحکام فرایند مؤسّسۀ آموزشی در دهکده و افزایش توان‌مندی‌هایی که در افراد پرورش داده است در نهایت ممکن است دوستان را قادر سازد که از روش‌ها و برنامه‌هایی که توسّط یکی از سازمان‌های ملهم از تعالیم بهائی به وجود آمده و کارآیی آنها به تجربه ثابت شده و در محدودۀ جغرافیایی به پیشنهاد و با حمایت دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی به اجرا در آمده است بهره گیرند. به علاوه محفل باید بیاموزد که با سازمان‌های اجتماعی و سیاسی محلّی تعامل نماید و به تدریج آگاهی نسبت به حضور امر و تأثیری را که بر پیشرفت دهکده می‌گذارد افزایش دهد.

آنچه تشریح شد نمونه‌ای از خصوصیّاتی است که محافل روحانی محلّی در بسیاری از دهکده‌های جهان به تدریج کسب خواهند نمود و به برآوردن نیازهای جوامعی که رشد کمّی روزافزونی دارند کمک خواهند کرد. با ظهور تدریجی قابلیّت‌ها و اختیارات نهفته در این محافل، ساکنان هر دهکده اعضای آن را ”امناء الرّحمن بین الامکان“ مشاهده خواهند نمود. بدین‌سان این محافل ”سرج نورانیّة و حدایق ملکوتیّة“ خواهند شد و ”ینتشر منها نفحات القدس علی الآفاق و یشرق منها انوار العرفان علی الامکان و یسری منها روح الحیاة علی کلّ الجهات.“

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۱۳۵]

با ملاحظۀ این اقدامات موفّقیّت‌آمیز، یک نکته درخور توجّه خاصّ است. در پیام رضوان سه سال قبل اظهار امیدواری نمودیم که در محدوده‌های جغرافیایی‌ با برنامۀ فشردۀ رشد، احبّا بتوانند با ایجاد مراکز فعّالیّت‌ فشرده در محلّه‌ها و دهکده‌ها، یادگیری خود را در بارۀ راه‌های جامعه‌سازی افزایش دهند. توفیقات حاصله از انتظارات این جمع فراتر رفته است زیرا حتّی در محدوده‌هایی که برنامۀ رشد از تحرّک لازم برخوردار نیست، مساعی چند نفر به منظور شروع فعّالیّت‌های اصلی نقشه در بین ساکنان یک ناحیۀ کوچک، کارآیی خود را مکرّراً به ثبوت رسانده است. این رویکرد در اصل بر استقبال مردم از تعالیم حضرت بهاءاللّه تمرکز می‌یابد، مردمی که برای تقلیب روحانیِ منبعث از ظهور حضرتش آمادگی دارند و مشتاق‌اند که از طریق شرکت در فرایند آموزشیِ ارائه شده توسّط مؤسّسۀ آموزشی، رخوت و بی‌تفاوتی حاصله از نیروی‌های اجتماع را کنار گذاشته به جای آن الگوهایی از عمل را که باعث ایجاد تحوّل در زندگی می‌شود دنبال کنند. در هر محلّه یا هر دهکده‌ای که این رویکرد چند سالی توسعه یافته و احبّا تمرکز خود را حفظ کرده‌اند، نتایج قابل ملاحظه‌ای به تدریج ولی قاطعانه آشکار می‌گردد. توان‌دهی به جوانان موجب می‌شود تا مسئولیّت پیشرفت اطرافیان جوان‌تر از خود را به عهده بگیرند. بزرگ‌سالان از مشارکت جوانان در گفتگو‌های پرمحتوا و سودمند راجع به امورِ تمامی جامعه استقبال می‌کنند. دست‌آوردهای حاصله از طریق فرایند آموزشیِ جامعه، توان‌مندی برای مشورت را در پیر و جوان به طور یکسان ایجاد می‌کند و فضاهای تازه‌ای برای مکالمات هدف‌مند پدیدار می‌شود. با این حال، تغییر و تحوّل صرفاً به بهائیان و افراد دیگری که در فعّالیّت‌های اصلی نقشه شرکت می‌کنند و قاعدتاً ممکن است انتظار رود که زمانی طرز فکر جدیدی اتّخاذ کنند منحصر نمی‌گردد. جوّ محیط کلّاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد. گرایش به ستایش خداوند در بین گسترۀ وسیعی از جمعیّت ایجاد می‌شود. تساوی زن و مرد با جلوه‌های چشم‌گیرتری ابراز می‌گردد. تعلیم و تربیت کودکان اعمّ از پسر و دختر، مورد توجّه بیشتری قرار می‌گیرد. خصوصیّات روابط درون خانواده که در قالب تصوّرات کهنۀ قرون و اعصار شکل گرفته به نحو محسوسی تغییر می‌یابد. حسّ مسئولیّت نسبت به جامعۀ محلّی و محیط اطراف خود فراگیر می‌شود. حتّی بلای تعصّب که سایۀ شوم خود را بر هر اجتماعی افکنده به تدریج تسلیم قوای غالبۀ یگانگی می‌گردد. نهایتاً مساعی جامعه‌سازی احبّا بر جوانب مختلف فرهنگ تأثیر می‌گذارد.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۳ (۱۷۰ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۳۶]

یک مشرق‌الاذکار البتّه جزء لاینفکّی از فرایند جامعه‌سازی است و ساخت آن نمادی مهمّ از توسعه و پیشرفت یک جامعه می‌باشد. بیت العدل اعظم امیدوارند که احبّا در … با شور و شوق و عزم جزمی که در انجام فعّالیّت‌های ضروری نقشۀ پنج‌ساله دارند، تسریع فرارسیدن زمان مناسب برای بنای مشرق‌الاذکار در کشور شما را موجب گردند.

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۱۲ دسامبر ۲۰۱۳ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۳۷]

اساس این فرایند البتّه از آغاز مبتنی بر حرکتی جمعی به سوی بینشی از رفاه مادّی و معنوی بوده که از جانب نفس مقدّس محیی‌ عالمیان افاضه گردیده امّا وقتی که گروه‌های چنین عظیمی به مشارکت قیام می‌کنند آن ‌گاه حرکت تمامی یک جمعیّت به راحتی قابل تشخیص است.

این حرکت در حال حاضر به خصوص در محدوده‌هایی‌ مشهود است که قرار است در آنها مشرق‌الاذکار محلّی مرتفع گردد. برای مثال در وانواتو (Vanuatu) احبّای ساکن جزیرۀ تانا (Tanna) در راه افزایش آگاهی مردم نسبت به مفهوم مشرق‌الاذکار کوشش فوق‌العاده‌ای مُجرا داشته‌اند به حدّی که تا به حال حدّ اقلّ یک ‌سوّمِ سکنۀ سی ‌هزار نفرۀ این جزیره به طرق گوناگون در گفتگوی در حال گسترشی‌ در بارۀ این موضوع مشارکت داشته‌اند. توانایی استمرار بخشیدن به یک گفتگوی ارزشمند در بین جمعیّتی چنین بزرگ از طریق سال‌ها تجربه در ارائۀ تعالیم حضرت بهاءاللّه و اتّساع دامنۀ پوشش یک مؤسّسۀ آموزشیِ پویا به تدریج شکل یافته است. گروه‌های نوجوانانِ جزیره با تشویق و حمایت سران دهکده‌ها که شاهد توان‌دهی روحانی شرکت‌کنندگان بوده‌اند به طور اخصّ شکوفا شده‌اند. این نوجوانان عزیز با الهام از اتّحاد و تعهّد جمعی خود، نه تنها سستی و رخوتِ بی‌تفاوتی را در خویش زایل نموده‌اند بلکه از طریق پروژه‌های عملیِ متنوّع وسیله‌ای برای خدمت در راه بهبود جامعۀ خود یافته‌اند و در نتیجه افرادی از سنین مختلف از جمله والدین‌شان قیام به اقدامات سازنده نموده‌اند. چه احبّا و چه اعضای جامعۀ گسترده موهبتِ امکان مراجعه به محفل روحانی محلّی به منظور کسب هدایت و حلّ مسائل مشکل را درک می‌کنند و در نتیجه، تصمیمات محافل روحانی بیش از پیش به حکمت و ملاطفت مخصّص می‌گردد. شواهد زیادی نشان می‌دهد که هنگامی که عناصر چارچوب عملِ نقشه به صورت یک کلّیّت منسجم در هم می‌آمیزد تأثیر‌گذاری آن بر مردم می‌تواند بسیار عمیق باشد. بر مبنای چنین پیشرفتِ مداوم در زمینۀ ترویج و تحکیم و اجرای سی دوره از برنامه‌های فشردۀ رشد است که احبّا هم‌گام با سایر ساکنان این جزیره مجدّانه می‌کوشند تا درک عمیق‌تری در بارۀ مشرق‌الاذکار یعنی بنیانی برای حصول ”الفت قلوب و اجتماع نفوس“ را در بین خود حاصل نمایند. ساکنان جزیرۀ تانا با حمایت فعّالانۀ رهبران سنّتی خود بیش از صد ایده و نظر در رابطه با طرح این معبد ارائه داده‌اند که خود نمایان‌گر آنست که تا چه حدّ مشرق‌الاذکار افکار آنان را به خود مشغول داشته و چه چشم‌اندازهای جذّابی از تأثیرات آن مؤسّسۀ رفیع‌البنیان بر زیستن در سایۀ ممدودش آشکار شده است.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۴ (۱۷۱ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۳۸]

… مشرق‌الاذکار مقرّر است مرکز روحانی هر جامعه باشد و توأم با ملحقاتش که ایجاد خواهد شد، نقشی مهمّ در ارائۀ الگویی شکوفا از حیات جمعی ایفا می‌نماید. در حال حاضر، اوّلین مشرق‌الاذکار هر قارّه، نقش مشرق‌الاذکار ملّی را در کشوری که در آن قرار دارد و همچنین در جوامع مجاورش ایفا می‌کند و تأثیر بسزایی در فعّالیّت‌های محلّی دارد. با گسترده شدن فرایند رشد، مشارق اذکار بیشتری در سطوح ملّی و محلّی بنا شده و یادگیری بسیاری در مورد ماهیّت این معابد و نقش آنها در فرایند جامعه‌سازی کسب خواهد شد. و بدین ترتیب ابعاد گوناگون عملکرد این مؤسّسه به تدریج نمایان خواهد شد. به فرمودۀ حضرت ولیّ‌امراللّه: ”هیچ‌ یک جز مؤسّسۀ مشرق ‌الاذکار نمی‌تواند به نحو اکمل و اتم ضروریّات عبادت و خدمت بهائی را که هر دو برای تجدید حیات عالم لازم و واجب است تأمین نماید.“

(ترجمه‌ای از نامۀ مورّخ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۵ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۳۹]

در بعضی از محدوده‌های جغرافیایی که رشد تا این مرحله به پیش رفته، تحوّلی حتّی مهیّج‌تر به وقوع پیوسته است. محل‌هایی در این محدوده‌ها وجود دارد که درصد قابل ملاحظه‌ای از تمامی جمعیّت اکنون به فعّالیّت‌های جامعه‌سازی مشغول‌اند. مثلاً دهکده‌های کوچکی هستند که در آنها مؤسّسۀ آموزشی توانسته است همۀ کودکان و نوجوانان را در برنامه‌های خود مشارکت دهد. وقتی پوشش فعّالیّت‌ها وسیع می‌شود اثرات اجتماعی امر مبارک بیشتر آشکار می‌گردد. جامعۀ بهائی در مقام یک قوّۀ اخلاقی ممتاز در زندگی مردم جایگاهی والا کسب می‌کند و قادر است بینش و دیدگاهی سرشار از آگاهی، مثلاً در خصوص تربیت نسل‌های جوان‌تر را به گفتمان‌های جاری در اجتماع تقدیم کند. مسئولین امورِ اجتماع از بینش و تجارب ناشی از اقدامات اجتماعی ملهم از تعالیم حضرت بهاءاللّه استفاده می‌نمایند. گفتگوهایی راجع به رفاه عمومی و متأثّر از تعالیم الهی در بخش وسیع‌تری از جمعیّت رایج می‌شود تا جایی که اثرش را در گفتمان‌ عمومی در یک محل می‌توان مشاهده نمود. ورای جامعۀ بهائی، سایرین نیز محفل روحانی محلّی را به عنوان منبع درخشانی از حکمت می‌دانند که می‌توانند جهت تنویر افکار به آن روی آورند.

ما به این نکته واقفیم که چنین پیشرفت‌هایی هنوز چشم‌انداز دوری برای بسیاری از محدوده‌ها است حتّی در مواردی که الگوی فعّالیّت‌ها تعداد زیادی را در بر می‌گیرد امّا در بعضی نقاط این پیشرفت هم‌اکنون در حال وقوع می‌باشد. در چنین محدوده‌هایی در حالی که احبّا هم‌چنان به تداوم فرایند رشد اشتغال دارند ابعاد دیگر مجهودات بهائی به نحو فزاینده‌ای توجّه‌شان را به خود معطوف می‌دارد. آنان خواهان درک این نکته هستند که چگونه یک جمعیّت محلّیِ شکوفا می‌تواند اجتماعی را که خود بخشی از آنست تقلیب نماید، سؤالی که مرزی جدید برای یادگیری‌های آینده‌ای نه چندان دور است و سرانجام تمامی عالم بهائی از بینش‌های حاصلۀ آن مستفیض خواهد شد.

(ترجمه‌ای از پیام مورّخ ۲۹ دسامبر ۲۰۱۵ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای) [۱۴۰]

… با شدّت یافتن فعّالیّت‌ها در هزاران دهکده و محلّه، حیاتی پویا و هدفمند در هر یک از آنها نضج می‌گیرد. شمار محدوده‌های جغرافیایی که در آنها سیستمی برای گسترش این الگوی فعّالیّت به تعداد فزاینده‌ای از نقاط در حال تأسیس است، به نحو قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته و احبّا را قادر ساخته تا از سوّمین نماد پیشرفت در پیوستار رشد عبور نمایند. و اینجا، در مرزهای یادگیری عالم بهائی و به خصوص در حرکت جمعیّت‌ها به سوی بینش حضرت بهاءاللّه است که نه فقط جمّ غفیری به آغوش فراگیر فعّالیّت‌های بهائی می‌پیوندند بلکه دوستان اکنون می‌آموزند که چگونه گروه‌های بزرگی از مردم هویّت خود را در جامعۀ اسم اعظم می‌یابند. در چنین نقاطی ‌است که کودکان به طور مرتّب کلاس‌ها را سال به سال طیّ می‌کنند و برنامۀ تواندهی روحانی به نوجوانان با هماهنگی از سطحی به سطح دیگر پیش می‌رود و در نتیجه تلاش‌های آموزشی جامعه جنبۀ منظّم‌تری به خود می‌گیرد. در این نقاط، مؤسّسۀ آموزشی چگونگی پرورش منابع انسانی کافی برای تهذیب روحانی و اخلاقی تعداد روزافزونی از کودکان و نوجوانان را می‌آموزد. مشارکت در این فعّالیّت‌های اساسی آنچنان در فرهنگ مردم ریشه دوانده که به عنوان یکی از جنبه‌های ضروری حیات یک جامعه محسوب می‌گردد. شور و نشاطی تازه در میان جمعیّتی ظاهر می‌شود که مسئولیّت توسعه و پیشرفت خود را به عهده می‌گیرد و در مقابل نیروهای اجتماعی که موجد رخوت و بی‌تفاوتی‌اند مصونیّت می‌یابد. امکانات پیشرفت مادّی و معنوی شکل می‌گیرد. تقلیب اجتماع شروع می‌شود.

(ترجمه‌ای از پیام رضوان ۲۰۱۸ (۱۷۵ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۴۱]