مقصود از علم منفعت عباد است … مقصود از علم علمی است که منفعت آن عاید خلق شود نه علمیکه سبب کبر و غرور و نهب و ظلم و ستم و غارت گردد.
… عزّت و سعادت و بزرگواری و منقبت و تلذّذ و راحت انسان در ثروت ذاتیّۀ خود نبوده بلکه در علوّ فطرت و سموّ همّت و وسعت معلومات و حلّ مشکلاتست.
اساس متین دین اللّه را ارکان مبین مقرّر و مسلّم است رکن اعظم علم و دانائی است و عقل و هوشیاری و اطّلاع بر حقائق کونیّه و اسرار الهی لهذا ترویج علم و عرفان فرض و واجب بر هر یک از یاران است.
جمیع مواهب منشأ الهی دارد ولی هیچ یک با این قوّۀ تحقیق و تدقیق که عطیّهای جاودانی و موجد سرور دائمی است قابل قیاس نیست.… لذا شما باید در تحصیل علوم و فنون سعی بلیغ نمایید. هر چه توفیق شما بیشتر باشد سهم شما در کمک به تحقّق مقصد الهی بیشتر خواهد بود. صاحب علم مُدرک و بصیر است ولی شخصِ جاهل و غافل کور و نابینا. ذهن محقّق هشیار و زنده است ؛ فکر متحجّر و بیتفاوت ناشنوا و مرده. صاحب علم نمودار شاخصی از نوع بشر است زیرا با استنتاجات عقلی و تحقیقی از جمیع آنچه مربوط به عالم انسانی است آگاه میشود و از اوضاع و احوال و شرایط و وقایع مطّلع میگردد. سیاست هیئت بشری را مطالعه میکند و مشکلات و مسائل اجتماعی را درک مینماید و تار و پود تمدّن را به هم میبافد. فیالحقیقه علم را میتوان به مرآتی تشبیه کرد که تصاویر و اشکال لانهایۀ موجودات در آن مشهود و منعکس است. علم اسّ اساس جمیع ترقّیات فردی و ملّیّتی است. بدون این اساسِ تحقیق، توسعه و ترقّی محال است. پس با جان و دل در کسب دانش و حصول به جمیع قوای مندمج در این موهبت عظمی جهد نمایید.
(ترجمهای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۱۴۵]
شرایط امروز عالم — یعنی بیثباتیهای اقتصادی، اختلافات اجتماعی، نارضایتیهای سیاسی و بیاعتمادیهای بینالمللیاش — باید جوانان را از خواب غفلت بیدار کند و آنان را وادار نماید که بپرسند آینده چه به بار خواهد آورد. اگر فاجعهای در جهان رخ دهد، بیتردید جواناناند که بزرگترین صدمات را خواهند دید. بنا بر این باید چشم خود را به مشاهدۀ اوضاع کنونی کاملًا باز نمایند، قوای شوم دستاندرکار را مورد بررسی قرار دهند و سپس با سعی بلیغ قیام نمایند و اصلاحات لازم را به وجود آورند، اصلاحاتی که دامنهاش جنبههای حیات روحانی و همچنین اجتماعی و سیاسی انسان را در بر خواهد گرفت.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۳ مارس ۱۹۳۲ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۴۶]
لازمۀ سیستماتیک بودن به طور کلّی داشتن رویکردی منظّم در همۀ امور مربوط به خدمات امری اعمّ از فعّالیّتهای تبلیغی یا اداری، یا مجهودات فردی و جمعی است. سیستماتیک بودن در حالی که امکان ابتکار و اقدامات خودجوش فردی را فراهم میسازد، لزوم روشنی فکر، روشمندی، کارآیی، استمرار، اعتدال و هماهنگی را میرساند. سیستماتیک عمل نمودن شیوهای ضروری در انجام کار است و انگیزۀ آن لزوم فوریّت عمل.
(ترجمهای از پیام رضوان ۱۵۵ (۱۹۹۸) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۴۷]
اگر قرار است شیوۀ اصلی عملی در یک جامعه یادگیری باشد، پس بینشها، استراتژیها، اهداف و روشها باید به دفعات مورد بررسی مجدّد قرار گیرند. با انجام وظایف، رفع موانع، بسط منابع و تجربه، اهداف و رویکردها باید تعدیل گردند امّا به نحوی که استمرار عمل حفظ شود.
یکی از مهمترین مسئولیّتهای شما ازدیاد آگاهی به اهمیّت اقدام سیستماتیک خواهد بود که در حال حاضر نیز به سبب موفّقیّتهای حاصله از آن افزایش یافته است. وصول به دیدگاهی واحد دربارۀ رشد که بر اساس ارزیابی واقعبینانۀ امکانات و منابع است، ایجاد استراتژیهایی که به آن دیدگاه ساختار میبخشد، ابداع و اجرای نقشههای عملی متناسب با قابلیّت موجود، انجام تعدیلات لازمه در عین حفظ تداوم عمل، و توسعۀ فعّالیّتها بر اساس موفّقیّتهای حاصله از جمله ضروریّات سیستماتیک بودن است. هر جامعهای باید این نکات را فرا گیرد و آن را در راه و روش خود رسوخ دهد.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۵ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئتهای مشاورین قارّهای) [۱۴۹]
نشانۀ این تکامل در آگاهی جمعی استفادۀ روزافزون از واژۀ ”همراهی“ در مکالمات بین احبّا است، واژهای که با وارد شدن در مجموعۀ لغات متداول در جامعۀ بهائی مفهوم جدیدی یافته است. این واژه نمایانگر تقویت چشمگیر فرهنگی است که در آن یادگیری شیوۀ عمل است، شیوهای که باعث مشارکت آگاهانۀ تعداد فزایندهای از مردم در کوششی متّحد برای به کارگیری تعالیم حضرت بهاءاللّه در بنای تمدّن الهی میگردد، تمدّنی که تأسیس آن به فرمودۀ حضرت ولیّامراللّه غایت قصویٰ و مقصد اعلای این دور مقدّس است. چنین رویکردی با ورشکستگی روحانی و روش رو به زوال یک نظام اجتماعی کهنه شدیداً در تضادّ است، نظامی که اغلب با سلطهجویی یا آز و طمع و یا ایجاد حسّ گناهکاری در افراد و یا دخل و تصرّف ریاکارانه در امور خواهان تسلّط بر قوای بشری میباشد.
تجلّی این تحوّل فرهنگی در روابط بین احبّا در کیفیّت تعامل آنان مشاهده میشود. یادگیری به صورت یک شیوۀ عمل مستلزم آن است که همگی تواضع و فروتنی در پیش گیرند حالتی که در آن انسان نفس خویش را فراموش میکند، توکّل تام بر حضرت پروردگار دارد، متّکی به قدرت و حمایت اوست، به تأییدات لاریبیّهاش مطمئن است و به یقین مبین میداند که تنها حیّ توانا است که قادر است پشۀ ضعیف را عقاب قویّ و قطره را بحر عظيم نماید. در چنین حالتی نفوس پیوسته با هم فعّالیّت میکنند و شادی و سرور خود را نه چندان در دستآوردهای خویش بلکه در پیشرفت و خدمات دیگران مییابند. از این جهت است که افکارشان همواره متوجّه یاری رساندن به یکدیگر است تا بر قلل خدمت در سبیل امر مبارکش عروج نمایند و در افلاک علم و معرفت او به پرواز درآیند. این است آنچه شاهد شکوفایی آن در الگوی کنونی فعّالیّت در سراسر جهان هستیم، الگویی که پیر و جوان و قدیم و جدید همه در کنار هم به ترویج آن مشغولند.
این پیشرفت فرهنگی نه فقط بر روابط بین افراد تأثیر میگذارد بلکه پیامدهایش را میتوان در اجرای امور اداری امری نیز ملاحظه نمود. از آنجا که یادگیریْ شاخص نحوۀ عمل جامعه شده است برخی از جنبههای تصمیمگیری در زمینۀ ترویج و تحکیم به جمع مؤمنین محوّل گردیده تا برنامهریزی و اجرای آن بتواند بیشتر پاسخگوی وضعیّت موجود محل باشد.…
امر حضرت بهاءاللّه بینهایت عظیم است و حصول تغییراتی عمیق را نه فقط در سطح فردی بلکه در ساختار اجتماع ضروری میشمارد. آن حضرت اعلام میفرمایند که ”مقصود از هر ظهور، ظهور تغییر و تبدیل است در ارکان عالم سرّاً و جهراً ظاهراً و باطناً.“ کاری که امروز در اطراف و اکناف کرۀ ارض در حال پیشرفت است نمایانگر مرحلۀ اخیر مساعی مستمرّ جامعۀ بهائی برای ایجاد هستۀ تمدّنی شکوهمند است که در تعالیم این ظهور اعظم مندمج میباشد، تمدّنی که بنای آن مشروعی بینهایت عظیم و پیچیده و به ثمر رساندن آن مستلزم قرنها کوشش و تلاش نوع انسان است. در این مسیر نه راه میانبری وجود دارد و نه فرمولی. تنها با تلاش در جهت کسب بینش از امر اعظمش، با استفاده از دانش فزایندۀ نوع بشر، با به کارگیری هشیارانۀ تعالیمش در حیات بشری و با مشورت در مسائلی که پیش میآید یادگیری مورد نیاز حاصل خواهد شد و توانمندی لازم به وجود خواهد آمد.
(ترجمهای از پیام رضوان ۲۰۱۰ (۱۶۷ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۵۰]
البتّه بسیارند مسائلی که این فرایند یادگیری که اکنون در جوامع مختلف بهائی در هر گوشه از جهان در جریان است باید به آنها بپردازد از جمله: گردهمآوری مردمانی از پیشینههای مختلف در محیطی دور از خطرِ مداوم نفاق و اختلاف، محیطی که به روح ستایش و نیایش متمایز است، ترک ذهنیّت تفرقهاندازی را تشویق میکند، موازین بالاتری از وحدت فکر و عمل را ترویج میدهد و صمیمیّت و همکاری قلبی را سبب میگردد؛ تواندهی به گروههای فزایندهای از مردان و زنان به نحوی که از خمودت و بیتفاوتی به در آیند و به فعّالیّتهایی اشتغال ورزند که به پیشرفت روحانی، اجتماعی و فکریشان منجر میشود؛ ادارۀ امور جامعهای که عاری از وجود طبقۀ روحانیّونِ مدّعی برتری و امتیاز است؛ کمک به جوانان تا در عبور از این مرحلۀ حسّاس و پرمخاطرۀ زندگی راه خود را بیابند و توانمند شوند تا انرژی سرشار خود را در مسیر پیشبرد تمدّن به کار برند؛ ایجاد فضایی سازنده و منسجم در محیط خانواده تا به رفاه مادّی و معنوی بیانجامد، در کودکان و جوانان احساس بیگانگی نسبت به”دیگران“ القا نشود و فکر بدرفتاری با ”دیگران“ تقویت نگردد؛ فراهم ساختن تمهیداتی برای یک فرایند مشورتی که در آن تصمیمگیری از افکار و آرای متنوّع بهرهمند گردد، فرایندی که در نقش اقدامی جمعی در جستجوی واقعیّت و فارغ از دلبستگی به دیدگاههای شخصی، اطّلاعات مبتنی بر تجارب عملی را ارج نهد، آنچه را که صرفاً یک نظر و یک رأی است به مقام واقعیّت ارتقا ندهد و حقیقت را وجه المصالحۀ توافق بین گروههای مخالف ذینفع نسازد. برای بررسی بهتر این مسائل و موضوعهای بیشمار دیگری که مسلّماً پیش خواهد آمد، جامعۀ بهائی شیوۀ عمل معیّنی اتّخاذ کرده است که ویژگی آن اقدام، بازنگری، مشورت و مطالعهای است که نه تنها مراجعۀ مداوم به آثار امری بلکه تجزیه و تحلیل علمی الگوهای حاصله را نیز در بر میگیرد. سؤالاتی نیز از قبیل اینکه چگونه میتوان یک چنین روش یادگیری در حین عمل را ادامه داد، چگونه میتوان مشارکت تعداد فزایندهای از افراد را در تولید و به کار گیری دانش مربوطه تضمین نمود، و چگونه میتوان ساختارهایی برای استفادۀ سیستماتیک از تجربیّات حاصله در سراسر جهان و برای ارائه و انتقال درسهای آموخته شده طرح نمود، از جمله مسائلی است که مورد کاوش و تحقیق مستمرّ جامعۀ بهائی میباشد.
مسیر کلّی این فرایندِ یادگیری از طریق یک سلسله نقشههای جهانی هدایت میشود که جهت و چارچوب آن را بیت العدل اعظم تعیین میکنند. واژۀ کلیدی این نقشهها پرورش قابلیّت است. هدفْ بالا بردن سطح توانمندی سه شرکتکننده در این اقدام جمعی یعنی افراد، جامعه و مؤسّسات میباشد تا پایههای حیات روحانی را در همه جا — از دهکدههای بیشمار در مناطق روستایی گرفته تا محلّههای شهرهای بزرگ — تقویت نمایند، رفع برخی از نیازهای اجتماعی و اقتصادی ساکنین محل را وجهۀ همّت خود قرار دهند، در گفتمانهای رایج مشارکت نمایند و در عین حال انسجام لازم در روشها و رویکردها را حفظ کنند.
(پیام مورّخ ١٢ اسفند ١٣٩١ بيت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران) [۱۵۱]
اندیشۀ وجود یک چارچوب مفهومیِ در حال تکامل برای پیشبرد مجهودات ترویج و تحکیم، اقدام اجتماعی، و شرکت در گفتمانهای اجتماع حائز اهمّیّت بسیار است، قالبی که فکر را منظّم میکند، به فعّالیّتها شکل میبخشد و با اندوختن تجربه پیچیدهتر و کاملتر میگردد. سعی در راه تشخیص آگاهانه و تلطیف تدریجیِ عناصری از این چارچوب … اقدامی ثمربخش خواهد بود.… شاید مهمترینِ این موارد یادگیری در عمل میباشد؛ احبّا در یک فرایند مداوم عمل، تأمّل، مطالعه، و مشورت شرکت میکنند تا موانع را برطرف سازند و موفّقیّتها را با هم در میان گذارند، استراتژیها و روشها را بررسی و بازبینی و تجدید نظر کنند، و به مرور زمان مجهودات را سیستماتیک و بهتر نمایند.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۳ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۱۵۲]
رویکرد بهائی برای سؤالاتی که شما مطرح کردهاید رویکردی است که به مرور زمان با صبر و کوشش مستمرّ و از طریق فرایند یادگیری که جامعۀ بهائی به آن مشغول است حاصل خواهد شد. این فرایند از طریق تحقیق و گفتگو و با تلاش در جهت مرتبط ساختن تعالیم بهائی با افکار مدرن، از جمله شناسایی تشابهها و تمایزها بین این تعالیم و ساختهای اجتماعی رایج، گسترش و تقویت خواهد یافت؛ بینشهای حاصله با مشارکت احبّا در گفتمانهای اجتماعی در فضاهای اجتماعی گوناگون، دقیقتر خواهد شد. مطالعۀ مستمرّ تعالیم و تلاش سیستماتیک برای عملی ساختن تعالیم بهائی از طریق اشتغال به فرایندهای جامعهسازی، تعلیم و تربیت کودکان و جوانان و اقدام اجتماعی به ما کمک خواهد کرد تا درکمان از آنچه منظور نظر حضرت بهاءاللّه برای همۀ جنبههای حیات بشری است تلطیف یابد. در سالهای آینده توانایی جامعۀ بهائی برای کمک به ایجاد تحوّل اجتماعی که افکار را شکل میدهد افزایش خواهد یافت و پاسخ به سؤالاتی که امروزه لاینحل به نظر میرسد از طریق یک فرایند تغییر ارگانیک و نه با تحمیل دیدگاهی خاصّ آشکار خواهد شد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۱ ژانویه ۲۰۱۴ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۵۳]
از بسیاری جهات موفّقترین جوامع مسیری را طیّ میکنند که دیگران نیز مشتاق پیمودن آن میشوند. با این حال سطح فعّالیّت در یک محدودۀ جغرافیایی هر چه باشد، آنچه موجب تسریع پیشرفت میشود قابلیّت یادگیریِ احبّای محلّی برای عمل در یک چارچوب مشترک است. هر فرد در این مجهود سهمی دارد و خدمات هر یک به غنیسازی کل کمک میکند. پویاترین محدودهها آنهایی هستند که در آنها، فارغ از منابع موجود در جامعه و قطع نظر از تعداد فعّالیّتها، احبّا واقفند که وظیفهشان آنست که آنچه را برای نیل به پیشرفت لازم است تشخیص دهند — قابلیّت نورستهای که باید پرورش یابد، مهارت تازهای که باید کسب شود، پیشگامانِ تلاش نوخاستهای که باید همراهی گردند، فضای تفکّر و تعمّقی که باید ایجاد شود، مجهودی جمعی که باید هماهنگ گردد — و سپس راههای خلّاقی بیابند که از آن طریق بتوان وقت و منابع لازم را برای نیل به آن تأمین نمود. هر موقعیّت خاصّی چالشهای مربوط به خود را داراست و وقوف بر این واقعیّت، هر جامعهای را قادر میسازد تا نه تنها از آنچه در دیگر نقاط عالم بهائی آموخته میشود بهره گیرد بلکه بر این دانش اندوخته شده نیز بیفزاید. آگاهی از این حقیقت شخص را از جستجوی بیهوده برای یافتن یک فرمول عملِ انعطافناپذیر آزاد میسازد و در عین حال امکان آن را فراهم میسازد که بینشهای کسب شده در محیطهای گوناگون الهامبخش فرایند رشدی باشد که در هر محیط شکل خاصّی به خود میگیرد. این رویکرد با تصوّرات کوتهبینانهای از مفاهیم ”موفّقیّت“ و ”شکست“ که مولد آشفتگی و یا فلجکنندۀ اراده است کاملاً در تضادّ میباشد. انقطاع لازم است؛ هرگاه که اقدام و فعّالیّت کلّاً به خاطر رضای الهی انجام شود هر چه پیش آید به او تعلّق دارد و هر پیروزی که به نام او حاصل گردد موقعیّتی است برای ستایش او.
(ترجمهای از پیام رضوان ۲۰۱۴ (۱۷۱ بدیع) بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۵۴]
یا حزب اللّه بشنوید آنچه را که اصغاء آن سبب آزادی و آسودگی و راحت و علوّ و سموّ کلّ است از برای ایران قانون و اصولی لازم و واجب ولکن شایسته آنکه حسب الارادۀ حضرت سلطان ایّده اللّه و حضرات علمای اعلام و امرای عظام واقع شود باید باطّلاع ایشان مقرّی معیّن گردد و حضرات در آن مقرّ جمع شوند و بحبل مشورت تمسّک نمایند و آنچه را سبب و علّت امنیّت و نعمت و ثروت و اطمینان عباد است معیّن فرمایند و اجرا دارند چه اگر بغیر این ترتیب واقع شود علّت اختلاف و ضوضا گردد.
حضرت موجود میفرماید آسمان حکمت الهی بدو نیّر روشن و منیر مشورت و شفقت در جمیع امور بمشورت متمسّک شوید چه که او است سراج هدایت راه نماید و آگاهی عطا کند.
اگر در ممالک و اقالیم آفاق سیر نمائید از جهتی آثار خراب و دمار مشاهده کنید و از جهتی مآثر مدنیّت و عمار ملاحظه فرمائید امّا خراب و ویرانی آثار جدال و نزاع و قتالست ولی عمار و آبادی نتائج انوار فضائل و الفت و وفاق.
باری هر کاری که بالفت و محبّت و خلوص نیّت فیصل شود نتیجهاش انوار است و اگر ادنی اغبراری حاصل شود نتیجهاش ظلمات فوق ظلمات … مذاکرات بتمامها محصور در امور روحانیّه که تعلّق بادارۀ تربیت نفوس و تعلیم اطفال و اعاشۀ فقرا و اعانۀ ضعفاء جمیع فرق عالم و مهربانی بکلّ امم و نشر نفحات اللّه و تقدیس کلمة اللّه باشد.
در امور جزئی و کلّی انسان باید مشورت نماید تا بآنچه موافق است اطّلاع یابد شور سبب تبصّر در امور است و تعمّق در مسائل مجهول انوار حقیقت از رخ اهل مشورت طالع گردد … ولی باید اعضای مشورت در نهایت محبّت و الفت و صداقت با یکدیگر باشند اصول شور از اعظم اساس الهی و باید افراد ملّت در امور عادیّه نیز شور نمایند.
باری کائنات عمومیّۀ عالم هر یک منفرداً زندگانی میتوانند هر شجری منفرداً نشو و نما نماید بدون اینکه از سایر اشجار مستفید شود همچنین حیوان منفرداً زندگی تواند ولکن انسان ممکن نیست نوع انسان محتاج تعاون و تعاضد است محتاج مراوده و اختلاط است تا کسب سعادت و آسایش کند و راحت و آرایش یابد.
مثلاً اگر در میان دو قریه ارتباط تام حاصل شود سبب منفعت کلّیّه و ترقّی گردد همچنین میان دو شهر چون تعاون و تعاضد حاصل شود سبب ترقّی و آسایش گردد پس اگر میان دو اقلیمی ارتباط تام و تعاون و تعاضد کامل حاصل گردد شبههئی نیست مزید ترقّیات و فوائد عظیمه شود … معلوم میشود که منافع و فوائد عظیمه حاصل خواهد شد.
اعظم نیاز نوع بشر تعاون و تعاضد متقابل است. هر چه الفت و محبّت بین بشر مزداد شود سعادتش بیشتر شود. بدون تعاون و تعاضدِ متقابل عضو جامعۀ بشری، فردی خودخواه، غافل از مقاصد خیریّه، محدود و منزوی در راه پیشرفت، به مانند حیوان و نبات، در مراتب دانیّه باقی میماند.
(ترجمهای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۱۶۲]
جمال قدم جلّ اسمه الأعظم میفرماید خیمۀ نظم عالم بدو ستون قائم و برپا مشورت و شفقت و حضرت عبدالبهآء در لوحی از الواح باین بیان ناطق از مشورت مقصود آنست که آراء نفوس متعدّده البتّه بهتر از رأی واحد است نظیر قوّت نفوس کثیره البتّه اعظم از قوّت شخص واحد است لهذا شور مقبول درگاه کبریا و مأمور به و آن از امور عادیّۀ شخصیّه گرفته تا امور کلّیّۀ عمومیّه مثلاً شخصی را کاری در پیش البتّه اگر با بعضی اخوان مشورت کند تحرّی و کشف آنچه موافقست گردد و حقیقت حال واضح و آشکار شود و همچنین ما فوق آن اگر اهل قریهئی بجهت امور خویش با یگدیگر مشورت نمایند البتّه طریق صواب نمودار شود و همچنین هر صنف از اصناف مثلاً اهل صنعت در امور خویش با یکدیگر مشورت نمایند و تجّار در مسائل تجاریّه مشورت کنند خلاصه شور مقبول و محبوب در هر خصوص و امور.
(توقیع مورّخ ۱۵ فوریه ۱۹۲۲ حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از محافل روحانی محلّی) [۱۶۳]
اصل مشورت که یکی از اصول اساسی نظم اداری محسوب میشود باید در کلّیّۀ مجهودات بهائی که بر منافع جمعی امر اللّه تأثیر دارد اعمال گردد زیرا با همکاری و تبادل مستمرّ افکار و نظرات است که امر مبارک میتواند منافعش را به بهترین وجه حفظ و حمایت نماید. ابتکار فردی، توانایی شخصی و کاردانی هرچند لازم و ضروری است امّا اگر با تجربیّات و حکمت جمعیِ گروه حمایت و تقویت نگردد از انجام چنین وظیفۀ عظیمی کاملاً عاجز و ناتوان است.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۰ اوت ۱۹۳۳ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۶۴]
هیچ امری به جز چنین مشورتهای مستمرّ صمیمانه نمیتواند موفّقیّت مساعی شما را تضمین نماید لذا ایشان توصیه میفرمایند که در تمام فعّالیّتهای آیندۀ خود همین روش را به کار برید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۰ مه ۱۹۳۷ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به دو نفر از احبّا) [۱۶۵]
با توجّه به این گونه عقاید و افکار، بهائیان میکوشند تا حدّی که امکاناتشان اجازه دهد با تعداد فزایندهای از جنبشها، سازمانها، گروهها و افراد همکاری نمایند و به اقدامات مشترکی بپردازند که بر اتّحاد و یگانگی میافزاید، رفاه عالم انسانی را ترویج میدهد و به همبستگی جهانی کمک مینماید. آثار بهائی پیروان این آیین را به مشارکت فعّالانه در جوانب بیشماری از زندگی معاصر فرا میخواند. بهائیان برای انتخاب میادین مشارکت خود موظّفند که این اصل مندمج در تعالیم بهائی را نیز مدّ نظر داشته باشند که وسیله باید با هدف توافق و تطابق داشته باشد و نمیتوان از راههای ناشایست به اهداف متعالی دست یافت. به خصوص ممکن نیست بتوان وحدتی پایدار را از طریق مجهوداتی بنیان نهاد که اختلاف را ترویج میدهد و یا مبتنی بر این باور است که تعاملات بشری کلّاً و ذاتاً بر شالودۀ تضادِّ منافع استوار میباشد. در اینجا باید متذکّر شد که با وجود محدودیّتهای ناشی از پایبندی به این اصل، جامعۀ بهائی دچار کمبود موقعیّت برای همکاری نبوده است؛ چه بسیارند مردمانی که امروزه در سراسر جهان در جهت تحقّق اهدافی که مورد نظر بهائیان نیز هست مجدّانه در تلاشاند. بهائیان همچنین میکوشند تا در همکاریهای خود با دیگران از مرزهای مشخّصی فراتر نروند مثلاً هیچ اقدام مشترکی را فرصتی برای تحمیل عقاید مذهبی خود نشمرند و از خودبرحقّبینی و سایر جلوههای نامطلوبِ هیجانات مذهبی احتراز جویند. امّا درسهایی را که از تجربیّات خود آموختهاند بیدریغ در اختیار اطرافیانشان میگذارند و بینشهایی را که دیگران اندوختهاند با خوشنودی در مساعی جامعهسازی خود به کار میگیرند.
(پیام مورّخ ١٢ اسفند ١٣٩١ بيت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران) [۱۶۶]
بهائیان با تأمّل در مورد اینکه چگونه میتوان به اصلاح عالم کمک نمود، بدون شک درمییابند که شرکت در تظاهرات تنها راه و یا مؤثّرترین وسیلۀ موجود برایشان نمیباشد. بلکه در عوض میتوانند به مرور بر میزان یادگیری و قابلیّت خویش برای کمک به هموطنان خود بیفزایند تا مسائل را به طرقی عاری از نفاق مطرح سازند، نظریّات را به روشی در میان گذارند که از رویکردهای تفرقهانگیز فراتر رود و فضاهایی ایجاد و در آن شرکت نمایند که بتوانند با همکاری یکدیگر جهت یافتن راه حلّهایی برای مشکلاتی که ملّتشان را به ستوه آورده بکوشند. حضرت بهاءللّه فرمودهاند ”قل لا انسان الّا بالانصاف و لا قوّة الّا بالاتّحاد و لا خیر و لا سلامة الّا بالمشورة.“ در پرتو این بیان مبارک، عدالت و انصاف براستی وسیلهای است ضروری برای مقاومت در مقابل تصوّرات بیهوده و خیالات واهی و دسيسههای اجتماعی و سياسی و ابزاری است اساسی که بتوان حقيقت را با چشم خود دید و الزامات یک نظم عادلانۀ اجتماعی را تشخیص داد. البتّه وحدت نیز ضروری است، وحدتِ منبعث از فرایندهای مشورتی که شامل عمل و تأمّل میباشد، تا بتوان نیروی لازم برای تغییر مثبت اجتماعی را کسب نمود.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۷ آوریل ۲۰۱۷ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۶۷]
مفاهیم و اصول مشورت بهائی باید راهنمای نحوۀ تعامل احبّا با یکدیگر و مشارکتشان در گفتمانهای اجتماعی و اقدام اجتماعی باشد. مشورت وسیلهای است برای وصول به درک مشترک و نحوۀ اقدام جمعی را فراهم میآورد؛ و تلاشی است آزادانه، منصفانه، توأم با احترام و وقار از جانب گروهی از افراد که هدفشان تبادل نظر، کشف حقیقت و سعی در حصول توافق است. تفاوت نظر اوّلیّه نقطۀ آغازی است برای بررسی موضوع و نیل به درکی بیشتر و حصول توافق، و نباید سبب خصومت، بیزاری و کدورت گردد. با وحدتِ عمل تصمیم در مورد اقدامی خاصّ میتواند به بوتۀ امتحان درآمده، در صورت لزوم طیّ یک فرایند یادگیری مورد بررسی و بازبینی قرار گیرد. در غیر این صورت بنا بر فرمودۀ حضرت عبدالبهاء ”اصرار و عناد در رأی منجرّ به منازعه و مخاصمه گردد و حقیقت مستور ماند.“
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۹ نوامبر ۲۰۱۷ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به سه نفر از احبّا) [۱۶۸]
غنا منتهای ممدوحیّت را داشته اگر بسعی و کوشش نفس خود انسان در تجارت و زراعت و صناعت بفضل الهی حاصل گردد و در امور خیریّه صرف شود و علیالخصوص اگر شخصی عاقل و مدبّر تشبّث بوسایلی نماید که جمهور اهالی بثروت و غنای کلّی برسند همّتی اعظم از این نه و عنداللّه اکبر مثوبات بوده و هست چه که این بلندهمّت سبب آسایش و راحت و سدّ احتیاجات جمع غفیری از عباد حقّ گردد ثروت و غنا بسیار ممدوح اگر هیئت جمعیّت ملّت غنی باشد ولکن اگر اشخاص معدوده غنای فاحش داشته و سایرین محتاج و مفتقر و از آن غنا اثر و ثمری حاصل نشود این غنا از برای آن غنی خسران مبین است ولی اگر در ترویج معارف و تاٴسیس مکاتب ابتدائیّه و مدارس صنایع و تربیت ایتام و مساکین خلاصه در منافع عمومیّه صرف نماید آن شخص عند الحقّ و الخلق بزرگوارترین سکّان زمین و از اهل اعلی علّیّین محسوب.
در خصوص اسباب و دعا سؤال نموده بودی دعا بمنزلۀ روحست و اسباب بمنزلۀ دست تصرّفات روح بواسطۀ دستست هرچند رازق حقّ است امّا واسطۀ حصول رزق ارض و فی السّمآء رزقکم۴زیرا چون رزق مقدّر گردد بهر سببی حصول یابد امّا ترک اسباب مانند آنست که انسان تشنه بدون آب و سائر مایعات سیرابی طلبد معطی ماء و موجد ماء حضرت کبریاست و آنرا سبب تسکین عطش قرار داده ولی بسته بارادۀ اوست اگر ارادۀ او تعلّق نیابد مرض استسقا حاصل شود و دریا عطش را ساکن ننماید.
ای بندۀ الهی عبدالبهآء را خانه و کاشانه بی سر و سامانیست و لانه و آشیانه زندان ظلمانی قصر مشید جوید ولی در عالم الهی بیت معمور خواهد ولی در جهان رحمانی بنیان خاک ولو بافلاک رسد عاقبت ویرانیست بلکه قبر ظلمانی تأسیس ابنیه و قصور و بناء بیوت عالیه و کشک و مینو و سرای در دین اللّه مقبول و ممدوح و محمود ولی نباید دلبستگی و تعلّق داشت نیّت باید معموریّت جهان باشد و مدنیّت انسان ولی شخص دانشمند ابنیۀ عمومیّه بلند نماید یعنی مواقعی که تعلّق بعموم دارد مثل مشرقالأذکار و دبستان تعلیم اطفال صغار و کبار و مسافرخانه و بیمارخانه چه که هر بنیانی عمومی بنیان الهیست و سرمدی و ابدی و علیک التّحیّة و الثّنآء.
در هر حال امور خیریّه لزوماً به معنای پروژهای در قلمرو امور توسعه نیست. امر خیریّه در سادهترین شکل خود صرفاً اشاره به انتقال منابع، چه مالی و یا منابع دیگر، است از کسانی که فراوان دارند به کسانی که در مضیقه هستند. انگیزهای که سبب چنین عمل خیرخواهانهای میشود البتّه قابل ستایش است. حضرت بهاءاللّه بنفسه المقدس میفرمایند ”انفاق عنداللّه محبوب و مقبول و از سیّد اعمال مذکور“. با این حال نحوۀ انجام عمل باید با دقّت و احتیاط لازم توأم باشد. مثلاً مهمّ است که از اشاره به هرگونه احساس برتری احتراز شود و اهداکننده باید نسبت به ارزشهای ضمنی و نهفته در هر سیستم توزیعی که اتّخاذ میکند آگاه باشد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۲ اکتبر ۲۰۱۲ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۱۷۴]
تمدّن مورد نظر حضرت بهاءاللّه تمدّنی است شکوفا که در آن منابع وسیع عالم در جهت عزّت و احیای نوع بشر و نه برای ذلّت و نابودی او صرف خواهد شد.… بهائیان در اجتماعاتی زندگی میکنند که امور مادّی آن به شدّت آشفته و مختل است. فرایند جامعهسازی که دوستان در محدودههای جغرافیایی خود به پیش میبرند نگرش و رفتاری را در مورد ثروت و دارایی ترویج میکند که با افکار متداول در عالم کاملاً متفاوت است.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۲۹ دسامبر ۲۰۱۵ بیت العدل اعظم خطاب به کنفرانس هیئتهای مشاورین قارّهای) [۱۷۵]
بینش حضرت بهاءاللّه بسیاری از پیشفرضهایی را که مجازند گفتمان معاصر را شکل دهند به چالش میکشد از جمله اینکه منفعتطلبی شخصی مروّج رفاه است و نه تنها نباید به هیچ وجه محدود شود بلکه ابراز آن از طریق رقابتهای بیامان شرط پیشرفت میباشد. افکار بهائی با سنجش ارزش افراد بر حسب میزان ثروتی که میتوانند ذخیره کنند و یا بر اساس مقدار کالای بیشتری که نسبت به دیگران میتوانند مصرف نمایند مطلقاً سازگاری ندارد. امّا از سوی دیگر تعالیم بهائی با نفی همهجانبۀ ثروت و آن را ذاتاً نامطبوع و غیر اخلاقی شمردن موافق نیست و ریاضت را نیز منع مینماید. ثروت باید به بشریّت خدمت کند، استفاده از آن باید با اصول روحانی همخوان باشد، و سیستمها در پرتو این اصول باید ایجاد شود. به فرمودۀ حضرت بهاءاللّه، ”هیچ نوری به نور عدل معادله نمینماید. آنست سبب نظم عالم و راحت امم.“
(ترجمهای از پیام مورّخ ۱ مارس ۲۰۱۷ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۱۷۶]