گزیدهای از مطالب مربوط به توسعۀ اجتماعی و اقتصادی
انسان طلسم اعظم است ولکن عدم تربیت او را از آنچه با او است محروم نموده بیک کلمه خلق فرمود و بکلمۀ اخری بمقام تعلیم هدایت نمود و بکلمۀ دیگر مراتب و مقاماتش را حفظ فرمود حضرت موجود میفرماید انسان را بمثابۀ معدن که دارای احجار کریمه است مشاهده نما بتربیت جواهر آن بعرصۀ شهود آید و عالم انسانی از آن منتفع گردد.
کل را وصیّت میفرمائیم بآنچه که سبب علوّ و سموّ کلمة اللّه است بین عباد و همچنین در اموری که سبب ارتقاء وجود و ارتفاع نفوس است و سبب اعظم تربیت اولاد است باید کل بآن تمسّک نمایند انّا امرناکم بذلک فی الواح شتّی و فی کتابی الأقدس طوبی للعاملین.
چون نظر دقیق نمائید مشهود و معلوم گردد که علّت عظمای جور و فتور و عدم عدل و حقّانیّت و انتظام امور از قلّت تدیّن حقیقی و عدم معارف جمهور است مثلاً اگر اهالی متدیّن و در قرائت و کتابت ماهر و متفنّن باشند اگر مشکلی رخ نماید اوّلاً بحکومت محلّیّه شکایت نمایند اگر امری مغایر عدل و انصاف بینند و روش و حرکت حکومت را منافی رضای باری و مغایر معدلت شهریاری مشاهده کنند داوری خود را بمجالس عالیه رسانند و انحراف حکومت محلّیّه را از مسلک مستقیم شرع مبین بیان کنند و بعد مجالس عالیه صورت استنطاق را از محلّ معلوم بطلبند البتّه آن شخص مشمول الطاف عدل و داد گردد ولکن حال اکثر اهالی از قلّت معارف زبان و بیانی که تفهیم مقاصد خویش نمایند ندارند.
الزم امور و اقدم تشبّثات لازمه توسیع دایرۀ معارف است و از هیچ ملّتی نجاح و فلاح بدون ترقّی این امر اهمّ اقوم متصوّر نه چنانچه باعث اعظم تنزّل و تزلزل ملل جهل و نادانی است و الآن اکثر اهالی از امور عادیّه اطّلاع ندارند تا چه رسد بوقوف حقایق امور کلّیّه و دقایق لوازم عصریّه
دقّت نمائید که چگونه معارف و تمدّن سبب عزّت و سعادت و حرّیّت و آزادی حکومت و ملّت میشود.
و همچنین لازم است که در جمیع بلاد ایران حتّی قرا و قصبات صغیره مکتبهای متعدّد گشوده و اهالی از هر جهت تشویق و تحریص بر تعلیم قرائت و کتابت اطفال شوند حتّی عند اللّزوم اجبار گردند تا عروق و اعصاب ملّت بحرکت نیاید کلّ تشبّثات بیفایده است چه که ملّت بمثابۀ جسم و غیرت و همّت مانند جان جسم بیجان حرکت نکند حال این قوّۀ عظمی در طینت اهالی ایران در منتها درجه موجود محرّکش توسیع دایرۀ معارف است.
و از جملۀ تعالیم بهآءاللّه تعمیم معارفست باید هر طفلی را بقدر لزوم تعلیم علوم نمود اگر ابوین مقتدر بر مصارف این تعلیم فبها والّا باید هیئت اجتماعیّه آن طفل را وسائط تعلیم مهیّا نماید.
تعلیم اطفال و پرورش کودکان اعظم مناقب عالم انسان و جاذب الطاف و عنایت حضرت رحمان زیرا اسّ اساس فضائل عالم انسانیست و سبب تدرّج باوج عزّت جاودانی.
لهذا باید مکتب اطفال بنهایت انتظام باشد تعلیم و تعلّم محکم گردد و تهذیب و تعدیل اخلاق منتظم شود تا در صغر سنّ در حقیقت اطفال تأسیس الهی شود و بنیاد رحمانی بنیاد گردد.
دبستانهائی در نهایت انتظام ترتیب دهید و اصول تحصیل معارفرا ترویج معلّمانی در نهایت تقدیس و تنزیه جامع آداب و کمال تعیین نمائید و ادیبان و مربّیانی حائز علوم و فنون ترتیب دهید….
همچنین در ترویج صنائع و اکتشاف بدایع و توسیع دائرۀ تجارت و صناعت و ترتیب آداب مدنیّت و تزیین مملکت … بکوشید و جهد نمائید….
یکی از دوستان نامهئی در خصوص مکتب عشقآباد مرقوم نمود که این ایّام الحمد للّه آن یاران بکمال همّت بترتیب و تنظیم مکتب مشغول شدهاند و معلّمین مناسبی قرار دادند و منبعد نهایت مواظبت و دقّت و محافظت در مکتب خواهد شد….
از جملۀ مهامّ امور تربیت و تعلیم جمهور اطفالست و این قضیّه را بسیار منظور دارید زیرا تأیید و توفیق نفوس منوط و مشروط بخدمت و عبودیّت حضرت سبّوح قدّوس.
و از جملۀ خدمات فائقه تربیت و تعلیم اطفال و ترویج معارف و فنون شتّی است حال الحمد للّه شما در این خدمت سعی بلیغ دارید و جهدی عظیم هر چه در این امر مهمّ اقدام بیشتر فرمائید تأییدات و توفیقات الهیّه بیشتر ظاهر و آشکار گردد بدرجهئی که خود شما حیران مانید.
این دبستان از تأسیسات اصلیّۀ اساسیّه است که فی الحقیقه سبب استحکام بنیان عالم انسانست انشاء اللّه از هر جهت مکمّل گردد و چون این دبستان از هر خصوص مکمّل و معمور و فائق بر سائر مکاتب و مدارس گردد دیگری و دیگری بالتّتابع تأسیس شود.
مقصود اینست که یاران باید در فکر تربیت و تعلیم عموم اطفال ایران افتند تا کل در دبستان عرفان چشم و گوش باز نموده و بحقائق کائنات پیبرده کشف رموز و اسرار الهی نمایند و بانوار معرفت و محبّت حضرت احدیّت منوّر گردند و این بهترین وسیله است بجهت تربیت عموم.
در تحصیل علوم و عرفان بکوشید و در اکتساب کمالات صوری و معنوی جهد بلیغ نمائید.
اطفال را از صغر سنّ بتحصیل هر علمی تشویق کنید و باکتساب هر صنعتی تحریص نمائید تا قلب هر یک بعون و عنایت حقّ مانند آئینه کاشف اسرار کائنات گردد و بحقیقت هر شیء پیبرد و در علوم و معارف و صنایع مشهور آفاق شود البتّه صد البتّه در تربیت اطفال قصور و فتور مفرمائید و باخلاق رحمانی پرورش دهید و مطمئن بموهبت و عنایت حضرت پروردگار باشید.
نامۀ شما فصیح بود و بلیغ و مضمون بدیع بود و لطیف زیرا دلالت بر همّت موفور و بذل سعی مشکور در تربیت اطفال اناث و ذکور بود و این از اهمّ امور باید اسباب تربیت از برای نورسیدگان رحمانی و نونهالان بوستان الهی از هر جهت فراهم آورد اینست سبب روشنائی عالم انسانی.
الحمد للّه احبّا در عشقآباد بنیان متینی نهادند و اساس محکمی گذاشتند اوّل مشرق الاذکار در مدینۀ عشق تأسیس شد و حال اسباب تربیت اطفال نیز رو باکمال است چه که در سنین حرب و قتال نیز اهمال نشد بلکه نواقص اکمال گردید حال باید دائره را توسیع داد و در تدبیر تأسیس مدارس عالیه کوشید تا مدینۀ عشق مرکز علوم و فنون بهائیان گردد و بعون و عنایت جمال مبارک اسباب میسّر گردد.
مدرسۀ بناترا نیز خیلی اهمّیّت بدهید زیرا ترقّی عالم نسا سبب ظهور عظمت و بزرگواری این کور بدیع است اینست که ملاحظه مینمائید در جمیع اقالیم عالم نسا رو بترقّی است این از اثر ظهور اعظم و از قوّۀ تعالیم الهی.
امّا باید در مدارس ابتدا بتعلیم دین گردد بعد از تعلیم دیانت و انعقاد قلوب اطفال بر محبّت حضرت احدیّت بتعلیم سائر علوم پرداخت.
باید بمنتهای همّت در ترتیب و تنظیم و تکمیل مدرسۀ تربیت بکوشید و بهر وسیله تشبّث نمائید که بلکه آن دبستان روضۀ رحمن شود و انوار عرفان بتابد و اطفال از آشنا و بیگانه چنان تربیت شوند که مفخرت عالم انسان گردند و موهبت حضرت رحمن نهایت ترقّی را در اندک مدّتی بنمایند و چشم بگشایند و کشف حقایق اشیاء نمایند در هر فنّی نهایت مهارت اکتساب کنند و اسرار اشیاء را کما هی ادراک نمایند و این منقبت از آثار باهرۀ عبودیّت آستان مقدّس است.
البتّه کمال اهتمام را مجری دارند و در فکر این باشند که مدارس متعدّده باز نمایند و مدارس علوم باید دبستان تعلیم و ادب باشد و در آداب و اخلاق بیش از علوم و فنون اهتمام نمایند زیرا ادب و نورانیّت اخلاق مرجّح است اگر اخلاق تربیت نشود علوم سبب مضرّت گردد علم و دانش ممدوح اگر مقارن حسن آداب و اخلاق گردد والّا سمّ قاتلست و آفت هائل طبیب بدخو و خائن سبب هلاک گردد و علّت انواع امراض.
این قضیّه را بسیار ملاحظه داشته باشید که اساس دبستان اوّل تعلیم آداب و اخلاق و تحسین اطوار و کردار باشد.
تعلیمات مکتب اطفال مفصّل است و حال فرصت میسّر نیست لهذا مختصر جزئی تعلیم مرقوم میگردد اوّل تربیت آداب و تربیت اخلاق و تعدیل صفات و تشویق بر اکتساب کمالات و تحریص بر تمسّک بدین اللّه و ثبوت بر شریعت اللّه و اطاعت و انقیاد تام بحکومت عادله و صداقت و امانت بسریر سلطنت حاضره و خیرخواهی عموم اهل عالم و مهربانی با کلّ امم.
و تعلّم فنون مفیده و السن اجنبیّه و حسن سلوک و مداومت ادعیۀ خیریّه در حقّ ملوک و مملوک و اجتناب از قرائت کتب طوائف مادّیّۀ امم طبیعیّه و از حکایات و روایات عشقیّه و تألیفات غرامیّه.
خلاصۀ جمیع دروس محصور در اکتساب کمالات انسانیّه.
نامۀ شما رسید و سبب نهایت مسرّت گردید که الحمد للّه در همدان تأسیس اعانۀ خیریّه گردید امیدوارم که سبب نجاح و فلاح کلّی گردد و اسباب راحت و آسایش فقرا و ضعفا و تعلیم اطفال و تربیت ایتام حاضر و مهیّا شود.
مسئلۀ تربیت اطفال و پرستاری ایتام بسیار مهمّ است و همچنین تربیت و تعلیم بنات اهمّترین امور است زیرا این دختران وقتی مادران گردند و اوّل مربّی اطفال امّهاتند اطفال را هر قسم تربیت نمایند نشو و نما کنند و مادام الحیات آن تربیت تأثیرش باقی و تبدیل و تغییر بسیار مشکل مادر بیتربیت و نادان چگونه تربیت و تعلیم اطفال نماید پس معلوم شد که تربیت و تعلیم دختران اعظم و اهمّ از پسرانست این کیفیّت بسیار اهمّیّت دارد باید نهایت همّت و غیرت را مبذول داشت.
خدا در قرآن میفرماید لا یستوی الّذین یعلمون و الّذین لا یعلمون۵پس جهل مطلقاً مذموم خواه در ذکور و خواه در اناث بلکه در اناث مضرّتش بیشتر است لهذا امیدوارم که احبّا اطفال را چه ذکور چه اناث در نهایت همّت تربیت و تعلیم نمایند هذا هو الحقّ و ما بعد الحقّ الّا الضّلال المبین.
ترویج علوم و معارف در این امر بدیع اساس اعظم متین است باید جمیع یاران بذل جهد بلیغ نمایند تا ترویج امر نور مبین گردد و جمیع اطفال بقدر لزوم بهره از علوم و فنون برند حتّی طفل دهقانی نماند که بکلّی از علوم محروم باشد.
مبادی علوم فرض است و قرائت و کتابت واجب لهذا تحسین این تأسیس میگردد و تشویق این ترتیب میشود از خدا خواهم که سائر قری نیز تأسّی بشما نماید در هر قریهئی که معدودی از احبّا هستند مکتبی ترتیب شود که نورسیدگان در آن تحصیل قرائت و کتابت و مبادی علوم نمایند.
از جملۀ تعالیم بهآءاللّه این است که جمیع عالم باید تحصیل معارف کنند تا سوء تفاهم از میان برخیزد جمیع بشر متّحد شوند و ازالۀ سوء تفاهم بنشر معارفست.
و از جملۀ وظائف مقدّسۀ محافل روحانیّه تعمیم معارف تأسیس مدارس و ایجاد تسهیلات و لوازم تحصیل از برای عموم بنین و بنات است.
هر طفلی مندون استثنا باید از صغر سنّ علم قرائت و کتابت را کاملاً تحصیل نماید و بحسب میل و رغبت بقدر استعداد و استطاعت خویش در اکتساب علوم عالیه و فنون نافعه و لغات مختلفه و حرف و صنایع موجوده همّت و سعی موفور مبذول نماید.
اعانه و دستگیری اطفال فقرا در کسب این کمالات علیالخصوص در تحصیل مبادی اوّلیّه بر اعضای محافل روحانیّه فرض و واجب و از فرائض مقدّسۀ وجدانیّۀ امنای الهی در جمیع بلاد محسوب.
"انّ الّذی ربّی ابنه او ابناً من الابنآء کانّه ربّی احد ابنآئی علیه بهآئی و عنایتی و رحمتی الّتی سبقت العالمین".
(توقیع مورّخ ۸ ژوئن ۱۹۲۵ حضرت شوقی افندی خطاب به محافل روحانی شرق) [۱۹۵]
در موضوع فقر و غنا و زحمت فقرا و راحت اغنیا استفسار نموده بودید و اظهار تعجّب و حیرت از این وضعیّت فرمودهاید….
مراد این نیست که همۀ فقرا اغنیا شوند و یکسان گردند این خیال مثل آنست که بگوئیم همۀ جهلا و بیسوادها علّامۀ دهر و فهّامۀ زمان شوند و حال آنکه تربیت و تعلیم چون عمومی و اجباری گردد جهل و نادانی تخفیف یابد و بیسواد و بیبهره از علم کسی نماند ولی چون تفاوت در استعداد و قابلیّت و فرق در مدارک و هوش و ذکا است پس همه در علم و معرفت و دانائی متساوی نگردند مقصد اینست که مقتضیات خلقت و ایجاد برای تمشیت و نظام امور عالم منوط بمراتب و درجات تفاوت است و تنوّع و اختلاف کائنات نوعاً و شکلاً و رتبة و مقاماً اسباب حفظ و بقا و وحدت و ائتلاف و لازم و ملزوم یکدیگرند.
(نامۀ مورّخ ۲۲ مه ۱۹۲۸ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۹۶]
… حضرت بهاءاللّه آموزش و پرورش را یکی از اساسیترین عوامل مدنیّت حقیقی دانستهاند. امّا برای اینکه این آموزش و پرورش کافی و مثمر ثمر واقع شود، باید از نظر ماهیّت جامع بوده نه تنها جنبۀ جسمانی و فکری انسان بلکه جوانب روحانی و اخلاقی او را نیز در بر گیرد.
(نامۀ مورّخ ۹ ژوئیه ۱۹۳۱ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۹۷]
شما از هیکل مبارک درخواست اطّلاعات مفصّل در بارۀ برنامۀ تعلیم و تربیت بهائی نمودهاید. هنوز برنامهای به عنوان موادّ درسی بهائی موجود نیست و نشریّات بهائی مختصّ به این موضوع وجود ندارد زیرا که تعالیم حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء یک نظام آموزشی مشخّص با تعیین جزئیّات را عرضه نمیکند بلکه صرفاً اصولی اساسی و تعدادی آرمانهای تربیتی را ارائه میدهد که میبایست مربّیان آیندۀ بهائی را در مجهوداتشان برای تنظیم یک برنامۀ آموزشی مناسب هدایت کند، برنامهای که هماهنگی کامل با روح تعالیم بهائی داشته باشد تا نیازها و ملزمات عصر حاضر را برآورده سازد.
این اصول اساسی در آثار مقدّسۀ امر الهی موجود است و باید با دقّت مورد مطالعه قرار گیرد و به تدریج در برنامههای کالجها و دانشگاههای مختلف گنجانده شود. ولی وظیفۀ تنظیم یک سیستم آموزشی که به طور رسمی توسّط امر اللّه شناخته شده در تمام عالم بهائی به مورد اجرا گذاشته شود واضحاً امری نیست که نسل کنونی پیروان اسم اعظم بتوانند آن را انجام دهند و باید توسّط محقّقین بهائی و متخصّصین تعلیم و تربیت آینده به تدریج جامۀ عمل پوشد.
(نامۀ مورّخ ۷ ژوئن ۱۹۳۹ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۱۹۸]
آموزش و پرورش رشتۀ وسیعی است و تئوریهای آموزشی فراوانند. مطمئنّاً بسیاری از این تئوریها مزایای قابل ملاحظهای دارند ولی باید به خاطر داشت که هیچ یک عاری از فرضیّاتی در بارۀ ماهیّت انسان و اجتماع نیستند. مثلاً یک فرایند آموزشی باید در کودک نسبت به استعدادهای خود آگاهی ایجاد نماید ولی از بزرگداشت نفس و از پرورش احساس خودپسندی شدیداً بپرهیزد. چه بسا مواردی که به نامِ ایجاد اعتماد به نفس، نفس امارّه تقویت میگردد. همین طور در تربیت نسل جوان، بازی مکان خود را دارد ولی کودکان و نوجوانان اغلب قابلیّت خود را برای شرکت در مباحث انتزاعی — در سطحی متناسب با سنّشان — به اثبات رسانده و از تلاش جدّی برای درک و فهم مطالب حظّ وافر بردهاند. یک فرایند آموزشی که با دریایی از سرگرمیهای فریبنده و مسحورکننده محتوای موادّ آموزشی را کم مایه میسازد نفعی برای کودکان و نوجوانان ندارد.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱ بیت العدل اعظم خطاب به محافل روحانی ملّی) [۱۹۹]
در صحیفۀ حمرا در سجن عکّا نازل شد آنچه که سبب سموّ عباد و عمار بلاد است از جمله این بیانات در آن از قلم مالک امکان نازل اسّ اعظم که ادارۀ خلق بآن مربوط و منوط آنکه.
اوّل باید وزرای بیت عدل صلح اکبر را اجرا نمایند تا عالم از مصاریف باهظه فارغ و آزاد شود این فقره لازم و واجب چه که محاربه و مجادله اسّ زحمت و مشقّت است.
دوم باید لغات منحصر بلغت واحده گردد و در مدارس عالم بآن تعلیم دهند.
سوّم باید باسبابی که سبب الفت و محبّت و اتّحاد است تشبّث جویند.
چهارم جمیع رجال و نساء آنچه را که از اقتراف و زراعت و امور دیگر تحصیل نمایند جزئی از آن را از برای تربیت و تعلیم اطفال نزد امینی ودیعه گذارند و باطّلاع امنای بیت عدل صرف تربیت ایشان شود.
پنجم توجّه کامل است در امر زراعت این فقره اگرچه در پنجم ذکر شد ولکن فیالحقیقه دارای مقام اوّلست.
در بارۀ زراعت در این امور حکم کلّیّه فرمودهاند و آن اینست که بر هر نفسی واجب شده که بکسب یا زرع و یا صنعت مشغول شود و همان عمل نفس عبادتست نزد حق ولو بیومی توقّف در ارضی باشد چنانچه در ایّام حرکت عراق با اینکه تدارک هجرت دیده میشد معذلک بزرع مشغول بودند و حین خروج امر شد که حاصل آن را ما بین احباب قسمت نمایند.
و چون بکشتزاری مرور نمائی که زرع و نبات و گل و ریحان پیوسته است و جمعیّتی تشکیل نموده دلیل بر آنست که آن کشتزار و گلستان بتربیت دهقان کاملی انبات و ترتیب شده است و چون پریشان و بیترتیب و متفرّق مشاهده نمائی دلیل بر آنست که از تربیت دهقان ماهر محروم بلکه گیاه خودروئیست.
تا میتوانی بکوش که در فنّ زراعت نهایت مهارت را حاصل نمائی زیرا بموجب تعالیم الهی تحصیل فنون و اتقان صناعت عبارت از عبادتست شخصی اگر بتمام همّت بتحصیل علمی پردازد و یا باتقان صناعتی کوشد مانند آنست که در کنائس و معابد عبادت الهی مینماید پس تو چون در مدرسۀ زراعی داخل شوی و بکمال همّت تحصیل فنون نمائی فیالحقیقه شب و روز بعبادت مشغولی و این عبادت مقبول درگاه کبریا چه موهبتی اعظم از این که علم عبارت از عبادت باشد و صنعت عبارت از خدمت بملکوت اللّه باشد.
چون طفل عزیزت را امتحان کنند از درگاه الهی رجا نمائیم که موفّق و مؤیّد گردد و در مستقبل تحصیل علوم و فنون زراعت نماید فنّ زراعت علم جلیل است اگر مهارت یابد سبب راحت جمّی غفیر گردد.
فیالحقیقه تجارت و زراعت و صناعت مانع از خدمت حضرت احدیّت نه بلکه بجهت اثبات دیانت و امانت و ظهور اخلاق رحمانیّت واسطۀ عظماست و دلیل لائح.
بحران موجود در جهان منحصر به کشاورزان نیست. اثراتش در تمام امور معیشت نفوذ کرده است. کشاورزان از یک نظر در موقعیّت بهتری هستند زیرا اقلاً غذای خود را دارند. امّا این بحران به طور کلّی به مقصدی بزرگ کمک میکند. چشمانداز بشر را توسعه میدهد و به او میآموزد که فکرش جهانی باشد و او را ملزم میدارد که اگر مایل به اصلاح شرایط خود میباشد باید رفاه و آسایش همسایگان خود را هم در نظر گیرد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲ مارس ۱۹۳۲ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۰۶]
شما اشجار رضوان منید باید باثمار بدیعۀ منیعه ظاهر شوید تا خود و دیگران از شما منتفع شوند لذا بر کل لازم که بصنایع و اکتساب مشغول گردند اینست اسباب غنا یا اولی الألباب و انّ الأمور معلّقة بأسبابها و فضل اللّه یغنیکم بها و اشجار بیثمار لایق نار بوده و خواهد بود.
اگر این تعالیم عظیمه انتشار یابد هیئت اجتماعی عموم انسانی از جمیع مخاطرات و علل و امراض مزمنه نجات یابد و همچنین مسئلۀ اقتصاد بهائی نهایت آرزوی عمّال و منتها مقصد احزاب اقتصاد است.
مختصر اینست در تعالیم بهآءاللّه مواساتست و این اعظم از مساواتست مساوات امریست مجبوری ولکن مواسات امریست اختیاری.
کمال انسان بعمل خیر اختیاریست نه بعمل خیر اجباری و مواسات خیر اختیاریست و آن اینست که اغنیا بفقرا مواسات نمایند یعنی انفاق بر فقرا کنند ولی بمیل و اختیار خویش نه اینکه فقرا اغنیا را اجبار نمایند زیرا از اجبار اختلال حاصل گردد و انتظام امور بشر مختل شود ولی مواسات که آن انفاق اختیاریست سبب راحت عالم انسانیست سبب نورانیّت عالم انسانیست و سبب عزّت عالم انسانیست.
ای یاران رحمانی من اعظم وسائط ترقّیات عصریّه و معموریّت ممالک و مدنیّت امم تأسیس شرکتها در تجارت و صناعت و سائر موادّ ثروتست زیرا شرکت آیتی از وحدت کلمه و اتّحاد و اتّفاق در امر الهیست نوع بشر منفرداً بسیار مشکلست که بر امری موفّق گردد ولکن چون انجمنی تشکیل شود و شرکتی تأسیس یابد بالاتّفاق موفّق بتمشیت امور عظیمه گردند مثلاً سپاه اگر هر کدام منفرداً جنگ نماید هر یک بقوّۀ واحده محاربه نماید و چون فوج تشکیل شود هر یک از افراد این فوج بهزار قوّت مقاومت کند زیرا قوّت هزار نفس در نقطهئی اجتماع کند و همچنین سائر امور ولی تأسیس هر شرکتی باید بر مبادی الهی باشد اساسش امانت و دیانت و صداقت گردد تا حقوق جمیع ناس محافظه نماید و روز بروز مغناطیس امانت سبب شود و تأییدات ربّ العزّت رخ بگشاید و همچنین شرکت مشروعه باید که آنچه در قوّه دارد در حفظ حقوق جزئی و کلّی خلق مجرا دارد و امور شرکت را بنهایت اتقان و درستکاری و صیانت اداره نماید چون چنین گردد شبهه نیست که آن شرکت مظهر برکت شود و آن انجمن مغناطیس تأیید حضرت ذو المنن گردد و در صون حمایت اسم اعظم از جمیع آفات محفوظ و مصون ماند و علیکم التّحیّة و الثّنآء.
این مسئلۀ اقتصاد را باید از دهقان ابتدا نمود تا منتهی باصناف دیگر گردد زیرا عدد دهقان بر جمیع اصناف اضعاف مضاعف است لهذا سزاوار چنان است که اقتصاد از دهقان ابتدا شود و دهقان اوّل عامل است در هیئت اجتماعیّه باری در هر قریه باید که از عقلاء آن قریه انجمنی تشکیل گردد که قریه در زیر ادارۀ آن انجمن باشد و همچنین یک مخزن عمومی تأسیس شود و کاتبی تعیین گردد و در وقت خرمن بمعرفت آن انجمن از حاصلات عموم مقادیری معیّن بجهت آن مخزن گرفته شود.
این مخزن هفت واردات دارد واردات عشریّه رسوم حیوانات مال بیوارث لقطه یعنی چیزی که در راه پیدا شود و صاحب نداشته باشد دفینه اگر پیدا شود ثلثش راجع باین مخزن است معادن ثلثش راجع باین مخزن است تبرّعات خلاصه.
هفت مصرف نیز دارد اوّل مصارف معتدلۀ عمومی مانند کاتب مخزن و ادارۀ صحّت عمومی ثانی ادای عشر حکومت ثالث ادای رسوم حیوانات بحکومت رابع ادارۀ ایتام خامس ادارۀ اعاشۀ عجزه سادس ادارۀ مکتب سابع اکمال معیشت ضروریّۀ فقرا.
اوّل واردات عشر است و آن باید چنین گرفته شود ملاحظه میشود که یک نفر واردات عمومیّهاش پانصد دولار است و مصارف ضروریّهاش پانصد دولار از او چیزی عشر گرفته نشود شخصی دیگر مصارفاتش پانصد دولار ولی وارداتش هزار دولار از او عشر گرفته میشود زیرا زیادتر از احتیاجات ضروریّه دارد اگر عشر بدهد در معیشتش خلل حاصل نگردد شخص دیگر هزار دولار مصارف ضروریّه دارد ولی پنجهزار دولار واردات چون چهارهزار دولار فضله دارد از او یک عشر و نصف گرفته میشود زیرا فضله زیاد دارد شخص دیگر مصارف ضروریّهاش هزار دولار است ولی وارداتش دههزار دولار از او دو عشر گرفته میشود زیرا فضله زیاد دارد شخص دیگر مصارف ضروریّهاش چهار یا پنجهزار دولار است ولی وارداتش صدهزار دولار از او ربع گرفته میشود دیگری حاصلاتش دویست دولار ولی احتیاج ضروریّهاش که قوت لایموت باشد پانصد دولار است و در سعی و جهد قصوری ننموده ولی کِشتش برکتی نیافته این شخص را باید از مخزن معاونت نمود تا محتاج نماند و براحت زندگانی نماید.
و در ده هر قدر ایتام باشد بجهت اعاشۀ آنان از این مخزن باید مقداری تخصیص نمود و از برای عجزۀ ده باید مقداری تخصیص داد و از برای نفوس از کارافتادۀ محتاج باید از این مخزن مقداری تخصیص نمود از برای ادارۀ معارف ده باید مقداری از این مخزن تخصیص نمود از برای ادارۀ صحّت باید مقداری از این مخزن تخصیص نمود و اگر چیزی زیاد ماند آن را باید نقل بصندوق عموم ملّت بجهت مصارف عمومی کرد.
پس باید نظام و قانونی ترتیب داد كه معدّل ثروت مفرط نفوس معدود گردد و باعث سدّ احتیاج هزار ملیون از فقراء جمهور شود تا اندكی اعتدال حاصل شود.
ولی مساوات تامّ نیز ممكن نه چه كه مساوات تامّ در ثروت و عزّت و تجارت و فلاحت و صناعت سبب اختلال راحت و پریشانی و اغتشاش معیشت و ناكامی عمومی شود و بكلّی انتظام امور جمهور بر هم خورد زیرا در مساوات غیر مشروع نیز محذور واقع پس بهتر آنست كه اعتدال بمیان آید و اعتدال اینست كه قوانین و نظاماتی وضع شود كه مانع ثروت مفرط بیلزوم بعضی نفوس شود و دافع احتیاج ضروریّۀ جمهور گردد مثلاً اصحاب فبریک صاحب كارخانهها هر روز كنزی بدست آرند ولی بیچارگان عمله بقدر كفایت معیشت یومیّه اجرت نگیرند این نهایت اعتساف است البتّه انسان منصف قبول ننماید پس یا باید نظامات و قوانینی گذاشت كه گروه عمله اجرت یومیّه از صاحب فبریک بگیرند و شركتی در ربع و یا خمس منافع باقتضای وسع فبریک داشته باشند و یا در منافع و فوائد گروه عمله با صاحب فبریک بنوع معتدلی مشترك گردند یعنی رأس المال و اداره از صاحب فبریک و شغل و عمل از گروه فعله و یا آنكه عمله بقدر معیشت معتدله اجرت یومیّه گیرند و چون سقط یا عاجز یا ناتوان گردند بقدر كفاف حقّ استفاده از واردات فبریقه داشته باشند و یا اجرت باندازهئی باشد كه عمله بصرف مقداری از اجرت قناعت نمایند و اندكی از برای روز عجز و ناتوانی اندوخته كنند.
چون كار بر این منوال باشد نه صاحب فبریق هر روز كنزی اندوخته نماید كه بهیچوجه از برای او مثمر ثمر نیست (زیرا ثروت اگر بینهایت شود شخص صاحب ثروت در زیر حمل ثقیل افتد و در غایت زحمت و محنت افتد و ادارۀ دائرۀ ثروت مفرطه بسیار مشكل شود و قوای طبیعی انسان مضمحل گردد) و نه عمله و فعله از نهایت تعب و مشقّت از پا افتند و در نهایت عمر بشدّت احتیاج مبتلا گردند.
پس معلوم و مسلّم گردید که اختصاص ثروت مفرطه بنفوس معدوده با احتیاج جمهور ظلم و اعتساف است و همچنین مساوات تامّ نیز مخلّ زندگانی و راحت و انتظام و آسایش نوع انسانی. پس در اینصورت اعتدال از همه بهتر و آن اینست که اهل ثروت باید در اکتساب منافع اعتدال را ملاحظه نمایند و مراعات فقرا و اهل احتیاج را منظور دارند و آن اینست که عمله و فعله را اجرتی یومی معلوم و مقرّر گردد و از منافع عمومیّۀ فبریق نیز نصیب و بهرهئی یابند.
از جمله نتایج ظهور قوای روحانی آنست که عالم انسانی ترکیب اجتماعی جدیدی به خود خواهد گرفت و عدل الهی در جمیع امور بشری ظاهر خواهد شد و برابری نوع بشر در عالم مستقرّ خواهد شد. فقرا به فضل و موهبت عظیمی مخصّص گردند و اغنیا به سعادت ابدی رسند. زیرا هرچند در حال حاضر اغنیا در نهایت تجمّل و راحت به سر برند ولکن از سعادت ابدی محرومند زیرا سعادت ابدی موکول به عطا و بخشش است و فقرا در همه جا در فقر مطلقاند. با ظهور عدل و انصافِ خداوندی فقرای جهان اجر جزیل یابند و تحت حمایت کامل قرار گیرند و شرایط اقتصادی بشر تعدیل یابد به طوری که در آینده نه ثروت مفرط باشد و نه فقر مطلق. اغنیا از مواهب این شرایط اقتصادی جدید مانند فقرا محظوظ خواهند گشت زیرا به سبب وجود بعضی تمهیدات و قیود، آنان قادر نخواهند بود آنچنان ثروتی بیندوزند که تمشیت آن موجب وبالشان شود و فقرا در عین حال از تنگنای فقر و بیچارگی رهایی خواهند یافت. غنی از قصر خود لذّت خواهد برد و فقیر کلّبّۀ راحت خود را خواهد داشت.
(ترجمهای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۲۱۳]
… تعلیم ششم حضرت بهآءاللّه تعدیل معیشت حیاتست یعنی باید قوانینی و نظاماتی گذارد که جمیع بشر براحت زندگانی کنند یعنی همچنان که غنی در قصر خویش راحت دارد و بانواع موائد سفرۀ او مزیّن است فقیر نیز لانه و آشیانه داشته باشد گرسنه نماند تا جمیع نوع انسان راحت یابند امر تعدیل معیشت بسیار مهّم است و تا این مسئله تحقّق نیابد سعادت برای عالم بشر ممکن نیست.
از جمله تعالیم حضرت بهاءاللّه تعدیل معیشت در جامعۀ بشری است. بر اساس این تعدیل، افراط و تفریط نمیتواند در وضعیّت انسانی از جهت ثروت و معاش وجود داشته باشد. زیرا جامعه به سرمایهگذار، کشاورز، تاجر و کارگر احتیاج دارد همانگونه که یک سپاه محتاج به فرمانده، افسر و افراد لشکر است. همه نمیتوانند فرمانده باشند و همه نمیتوانند افسر یا افراد لشکر باشند. هر یک در مقام خود در نظام اجتماعی باید متبحّر باشد — هر یک بر اساس قابلیّتش عمل مینماید ولی با حفظ عدالت و رعایت فرصت پیشرفت برای همه….
تفاوت در قابلیّت و استعدادِ افراد انسانی امری اساسی است. ممکن نیست که جمیع یکسان باشند، جمیع برابر باشند، جمیع فرزانه باشند. حضرت بهاءاللّه تعالیم و احکامی نازل فرمودند که تعدیل جمیع قابلیّات مختلف انسانی را حاصل خواهد نمود. هیکل مبارک فرمودهاند که هر توفیقِ ممکن در ادارۀ امور بشری در نتیجۀ این تعالیم حاصل خواهد شد. وقتی که احکام نازله مبارکهاش اجرا شود، نه ثروت مفرط و نه فقر مفرط در جامعه وجود خواهد داشت. و این امر با تعدیل درجات مختلف قابلیّات بشری منظّم و مجری خواهد شد. بنیان اساسی جامعه کشاورزی و زراعت است. جمیع باید تولیدکننده باشند. هر عضو جامعه که نیازش با قابلیّت تولید انفرادیش برابر باشد از مالیات معاف خواهد بود. امّا اگر عایداتش از احتیاجاتش بیشتر است باید مالیات بپردازد تا تعدیلی محقّق شود. یعنی قابلیّت تولید یک فرد با احتیاجاتش از طریق مالیات تعدیل خواهد شد. اگر تولیدش بیشتر باشد مالیات خواهد پرداخت؛ اگر احتیاجاتش بیش از تولیدش باشد مبلغی که کفاف برابری و تعدیل بنماید دریافت خواهد کرد. بنا بر این مالیات به تناسب قابلیّت و تولید خواهد بود و هیچ فقیری در جامعه وجود نخواهد داشت.
(ترجمهای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۲۱۵]
اساس تمام امور اقتصادی ماهیّتی الهی دارد و وابسته به عالم روح و قلب است. این موضوع در تعالیم بهائی کاملاً مشروح است و بدون آگاهی بر اصول مربوطهاش هیچ اصلاحی در وضع اقتصادی نمیتواند تحقّق پذیرد. بهائیان این اصلاح و بهبود را فراهم خواهند آورد ولی نه با آشوب و فتنه و نه با توسّل به قوای مادّی؛ نه با جنگ و محاربه بلکه از راه تأمین آسایش و رفاه عامّه. قلوب باید چنان به هم پیوند یابد و مهر و محبّت چنان غلبه کند که اغنیا به طیب خاطر به مساعدت و کمک فقرا پردازند و برای استقرار همیشگیِ تعدیلاتِ اقتصادی اقدام نمایند. اگر این منظور به این نحو حاصل شود بسیار مقبول و ممدوح خواهد بود زیرا به خاطر رضای الهی و در راه خدمت به آستانش خواهد بود. مثلاً بمثابه آن خواهد بود که ساکنین ثروتمند یک شهر بگویند ”فیالحقیقه سزاوار نیست که این درجه ثروت داشته باشیم با وجودی که در این شهر فقر شدید هست“ و سپس به خواست خود، ثروتشان را به فقرا انفاق کنند و برای خودشان فقط به قدر لازم که بتوانند به راحتی زندگی کنند نگهدارند.
(ترجمهای از خطابات حضرت عبدالبهاء که اصل آن به فارسی موجود نیست) [۲۱۶]
هیکل مبارک همچنین مقالهای را که شما در بارۀ تعالیم اقتصادی امر مبارک برای ”عالم بهائی“ نوشتید دریافت نمودند.۶همانطور که بیان کردهاید آثار بهائی در این زمینه چندان غنی نیست و بسیاری از مطالبی که در حال حاضر افکار عالم را مشوّش نموده حتّی ذکر نشده است. نکتۀ اصلی روحیّهای است که باید در حیات اقتصادی ما نفوذ نماید و این روحیّه تدریجاً در قالب مؤسّسات و اصولی در خواهد آمد که به ایجاد وضعیّت مطلوبی که حضرت بهاءاللّه به آن بشارت دادهاند کمک نماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۰ دسامبر ۱۹۳۱ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۲۱۷]
در بارۀ علاقۀ شما برای تنظیم امور تجاری خود بر طبق تعالیم بهائی، حضرت شوقی افندی روحیّهای را که سبب ابراز چنین پیشنهادی شده صمیمانه تمجید میفرمایند. با این وجود معتقدند که هنوز زمان آن نرسیده که یک بهائی سعی در ایجاد تغییراتی چنین اساسی در ساختار اقتصادی اجتماع ما نماید حتّی اگر وسعت چنین ابتکاری محدود باشد. تعالیم اقتصادی امر مبارک، اگرچه طرح کلّی آن به خوبی معلوم است ولی هنوز به اندازۀ کافی تشریح و سیستماتیک نشده که اجازه دهد کسی به طور صحیح و دقیق حتّی در مقیاسی محدود به آن جامۀ عمل بپوشاند.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۲ مه ۱۹۳۵ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۱۸]
در امر اللّه عملاً تعالیم فنّی در زمینۀ اقتصاد مانند امور بانکی و نظام قیمتگذاری و مسائل مشابه وجود ندارد. امر الهی یک نظام اقتصادی نیست و مؤسّسین آن نیز نباید متخصّص اقتصادی محسوب شوند. کمکهای آیین بهائی در این زمینه اساساً غیر مستقیم است زیرا شامل رعایت اصول روحانی در نظام اقتصادی کنونی است. حضرت بهاءاللّه چند اصل اساسی ارائه فرمودهاند که باید راهنمای اقتصاددانان آیندۀ بهائی در استقرار مؤسّساتی گردد که ارتباطات اقتصادی جهانی را تعدیل خواهد نمود.
… حضرت عبدالبهاء صریحاً فرمودهاند که دستمزدها باید متفاوت باشد زیرا افراد در قابلیّتهایشان متفاوتند لذا دستمزدشان هم باید بر اساس امکانات و قابلیّتهای آنان متفاوت باشد. به نظر میرسد که این فکر با عقاید بعضی از اقتصاددانان عصر حاضر مغایر باشد. ولی احبّا باید به بیانات مولای عزیز اطمینان کامل داشته باشند و بیانات مبارک را بر آنچه روشنفکران به اصطلاح متجدّد ابراز میکنند ترجیح دهند.
… پیشرفت ماشینآلات هر چقدر باشد بشر برای معاش خود باید همواره تلاش نماید. سعی و کوشش جزء لاینفکّ حیات بشر است و اگرچه با تغییر شرایطِ جهان ممکن است شکلهای متفاوتی به خود گیرد ولی همواره عنصر لازم حیات دنیوی ما خواهد بود. حیات در هر حال یعنی تلاش. پیشرفت از طریق سعی و کوشش حاصل میشود و بدون آن حیات مفهوم خود را از دست میدهد و حتّی معدوم میگردد. پیشرفت ماشینآلات سعی و کوشش را غیر ضروری ننموده بلکه طریق و شکل جدیدی به آن بخشیده است.
… جملۀ ”راه حلّ اقتصادی ماهیّتی الهی دارد“ به معنای این است که دین به تنهایی میتواند مآلاً تغییراتی چنان اساسی در ماهیّت انسان به وجود آورد که وی را قادر به تعدیل روابط اقتصادی اجتماع نماید. تنها از این طریق است که انسان میتواند قوای اقتصادی را که بنیان حیات بشر را تهدید میکند تحت کنترل درآورد و بدین ترتیب برتری خود را بر قوای طبیعت ثابت نماید.
… همانطور که … به آن اشاره گردید، عدم تساوی اجتماعی از نتایج اجتنابناپذیر عدم تساوی طبیعی افراد است. انسانها در توانایی با یکدیگر متفاوتند و بنا بر این در شرایط اجتماعی و اقتصادیشان هم باید متفاوت باشند. امّا ثروت و فقر مفرط در هر صورت باید کاملاً منسوخ شود. نفوسی که قوای فکریشان به ایجاد و بهبود ابزار تولید کمک کرده است باید منصفانه پاداش بگیرند اگرچه این ابزار میتواند در تملّک و اختیار دیگران هم باشد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۶ دسامبر ۱۹۳۵ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۱۹]
در مورد سؤال شما راجع به نظر دیانت بهائی در خصوص مشکلات کارگری، حضرت عبدالبهاء میفرمایند که این مسائل تنها از طریق زور و خشونت قطعاً حلّشدنی نیست. عدم همکاری نیز حتّی اگر با خشونت همراه نباشد مؤثّر نیست. کشمکش بین کارگر و کارفرما میتواند به بهترین وجه از طرق مسالمتآمیز و روشهای سازنده همکاری و مشورت حل شود.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۰ ژوئن ۱۹۳۷ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۲۰]
در مورد سؤال شما راجع به نظر دیانت بهائی در بارۀ مسائل گوناگون اقتصادی از قبیل مشکل مالکیّت، تنظیم و توزیع سرمایه، و طرق دیگر تولید، مشکل شرکتهای نیابتی و شرکتهای انحصاری، و تجربیّات اقتصادی مانند شرکتهای تعاونی اجتماعی: تعالیم حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء راه حلّهای خاصّ و مفصّل برای چنین مسائلی که اکثراً متعلّق به جنبۀ فنّی اقتصاد میباشد ارائه ننمودهاند و لذا موضوعی نیست که مستقیماً مورد توجّه امر اللّه میباشد. البتّه اصول هدایتکنندهای در آثار مقدّسۀ بهائی راجع به موضوع اقتصاد وجود دارد ولی به هیچ وجه شامل همۀ حوزههای نظری و عملی اقتصاد نیست و هدف آن بیشتر هدایت نویسندگان و متخصّصین آیندۀ بهائی در امور اقتصاد میباشد تا یک نظام اقتصادی تأسیس نمایند که با روح امر اللّه کاملاً مطابقت داشته و بر حسب تمهیدات آن در بارۀ این موضوع و موضوعات مشابه دقیقاً عمل نماید. بیت العدل اعظم در آینده باید با مشاوره با کارشناسان اقتصادی برای تنظیم و تکامل یک نظام اقتصاد بهائی اقدام نماید. امّا نکته مسلّم این است که امر الهی نه تئوریهای اقتصاد سرمایهداری را به طور کامل میپذیرد و نه میتواند با نظام مارکسیستی و کمونیستی که اصل مالکیّت شخصی را مردود میشمارد موافق باشد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۰ ژوئن ۱۹۳۹ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۲۱]
ایدئولوژیهای متداول در جهان کنونی بینهایت پیچیده است. همانطور که مشکل است یک نظام اعتقادی منسجم یافت که بتوان آن را مسیحیّت نامید و شامل تمام کسانی باشد که خود را مسیحی میدانند، به همین نحو انواع بسیاری از کمونیست نیز وجود دارد که اغلب کاملاً متفاوت از یکدیگرند. بر همین منوال انواع بسیاری از طرفداران ”سرمایهداری“ وجود دارند که آن را به عنوان مطلوبترین شکل سیستم اقتصادی ارائه میدهند. بیانیّۀ ”وعدۀ صلح جهانی“ جایی برای تجزیه و تحلیل حسنات و سیّئات این نظریّههای گوناگون نبود تنها توانست به بعضی از آشکارترین کمبودهای ناشی از انحرافات شدید آنها اشاره کند و همۀ طرفداران آن تئوریها را تشویق کند تا به دنبال راه حلّی واقعی برای مشکلاتی که نوع بشر را مبتلا ساخته از اختلافات خود چشمپوشی کنند.
دو حدّ افراطی تئوری اقتصادی را میتوان تصوّر نمود: کسانی که معتقدند بهترین راه حلّ از میان برداشتن تمامی کنترلها و مداخلات دولتی در عملکرد سیستم اقتصادی است، و کسانی که عقیده دارند عملکرد سیستم اقتصادی باید توسّط دولت از نزدیک نظارت و تنظیم شود تا اجتماع تحت فرمان سیستم اقتصادی نباشد بلکه آن را تحت کنترل داشته باشد. همانطور که کاملاً روشن شده هیچ یک از این دو تئوری افراطی قابل اجرا نیست و طرفداران هر دو به تدریج مواضع معتدلتری اتّخاذ کردهاند اگرچه در واکنش نسبت به تغییر شرایط نیز نوسانی در نقطه نظرها به نظر میرسد. در اشاره به طرفداران یکی از این گروههای افراطی و نیز به اوضاع اقتصادی بسیار نامطلوب کنونی جهان است که بیت العدل اعظم به ایدئولوژیهایی اشاره میفرمایند که میتوانند ”بیرحمانه میلیونها مردم گرسنه را رها نمایند تا قربانی عملیّات یک سیستم بازار اقتصادی گردند، سیستمی که به وضوح باعث تشديد مصائب اکثريّت نوع بشر گشته و در عین حال عدّۀ قليلی را قادر ساخته است که در چنان وفور نعمتی غوطهور شوند که نسلهای پیشینِ ما آن را حتّی در خواب هم نمیدیدند.“
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۳ نوامبر ۱۹۸۵ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۲۲]
مثال واضحی در بحث فرایند جهانی شدن مطرح میشود که شما در نامۀ خود به آن اشاره کردهاید. مزایای بیشماری که این مرحلۀ مورد انتظار در تکامل جامعۀ بشری به همراه میآورد مستلزم تلاشهایی مشابه از جانب دولتها و جامعۀ مدنی در راه تضمین توزیع منصفانۀ منافع جهانی شدن در بین تمامی نوع بشر است. حضرت عبدالبهاء این مطلب را صریحاً برای ما توضیح میدهند:
ملاحظه میکنی که فردی از افراد انسان گنجی اندوخته و اقليمی را مستعمرۀ خويش نموده، ثروت بیپايان يافته و منافع و واردات بمثابۀ سيل روان مهيّا ساخته ولی صد هزار نفر از بيچارگان ديگر ضعيف و ناتوان و محتاج يک لقمۀ نان مساوات و مواساتی در ميان نيست. لهذا ملاحظه ميکنی که آسايش و سعادت عمومی مختلّ و راحت نوع بشر بقسمی مسلوب که حيات جمّ غفيری بیثمر زيرا ثروت و عزّت و تجارت و صنايع مختصّ بنفوسی معدود و سائرين در زير بار گران مشقّت و زحمت نامحدود و از فوائد و منافع و راحت و آسايش محروم.
مشکلات خطیر این مسئله که امروز تمامی کرۀ ارض را تحت تأثیر قرار میدهد در تاریخ بشر بیسابقه است. رسیدگی به این مشکلات مستلزم وحدت در درک ماهیّت مخاطراتِ احتمالی است، درکی که فقط از طریق تجزیه و تحلیل کنجکاوانه، بحث و گفتگوی عمومی آزاد و تعهّدی تزلزلناپذیر برای ایجاد سیستمهای مورد توافق جهت تنظیم امور میتواند حاصل شود.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۷ نوامبر ۲۰۰۱ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۲۳]
بیت العدل اعظم نامۀ شما را … که در آن تقاضای هدایت در مورد فلسفۀ اقتصادی مناسبی برای عصر حاضر نمودهاید دریافت کردهاند.…
در نامۀ خود … عبارتی از کتاب ”قرن انوار (Century of Light)“ نقل کردهاید که نظام فکری کنونی حاکم بر جهان را نظامی ورشکسته از نظر اخلاقی و عقلانی میخواند. این عبارت به شما میگوید که جامعۀ بهائی [نظام] سرمایهداری را یک فلسفۀ اقتصادی بیهوده برای توسعۀ آیندۀ جهان میداند. شما این موضع را تعجّبآور مییابید زیرا نه فقط با استنتاجات متفکّرین امروز که سرمایهداری را تنها سیستم مناسب برای توسعۀ اقتصاد جهانی میشمرند تضادّ مستقیم دارد بلکه به نظرتان میرسد که با بعضی از بیانات حضرت شوقی افندی نیز مغایرت دارد. سرمایهداری به سیستمی تبدیل شده است که به استدلال شما اگر نه کاملاً بلکه تا حدّ زیادی با بیانات حضرت شوقی افندی مطابقت دارد. سؤال شما این است که بهائیان شاغل در زمینۀ اقتصاد چگونه باید به پیش روند در حالی که نظرات بسیار متفاوتی در بارۀ موضوع دارند، از افرادی مانند شما گرفته که بیانات حضرت ولیّامراللّه را در حمایت از سرمایهداری میبینند تا دیگران که معتقدند این سیستم باید عوض شود.
در نامۀ خود … عبارتی از کتاب ”قرن انوار (Century of Light)“ نقل کردهاید که نظام فکری کنونی حاکم بر جهان را نظامی ورشکسته از نظر اخلاقی و عقلانی میخواند. این عبارت به شما میگوید که جامعۀ بهائی [نظام] سرمایهداری را یک فلسفۀ اقتصادی بیهوده برای توسعۀ آیندۀ جهان میداند. شما این موضع را تعجّبآور مییابید زیرا نه فقط با استنتاجات متفکّرین امروز که سرمایهداری را تنها سیستم مناسب برای توسعۀ اقتصاد جهانی میشمرند تضادّ مستقیم دارد بلکه به نظرتان میرسد که با بعضی از بیانات حضرت شوقی افندی نیز مغایرت دارد. سرمایهداری به سیستمی تبدیل شده است که به استدلال شما اگر نه کاملاً بلکه تا حدّ زیادی با بیانات حضرت شوقی افندی مطابقت دارد. سؤال شما این است که بهائیان شاغل در زمینۀ اقتصاد چگونه باید به پیش روند در حالی که نظرات بسیار متفاوتی در بارۀ موضوع دارند، از افرادی مانند شما گرفته که بیانات حضرت ولیّامراللّه را در حمایت از سرمایهداری میبینند تا دیگران که معتقدند این سیستم باید عوض شود.
جنبۀ دوّم سؤالات شما در بارۀ خصوصیّات تئوری اقتصادی است. اینکه به نظر شما متفکّرین بهائی به طیف وسیعی از نظرات در بارۀ سرمایهداری و اشکال مختلفش متمسّکاند نباید باعث نگرانی باشد. بیت العدل اعظم برعکس این وضعیّت را وضعیّتی کاملاً سالم میبینند و در حال حاضر مایل به توضیح بیشتری در این مورد نیستند. بیان شما در نامهتان … مبنی بر اینکه راه حلّ مشکلات بشریّت را باید در به کار گرفتن دانش علمی و تعالیم حضرت بهاءاللّه راجع به واقعیّت اجتماعی یافت صحیح است. بنا بر این باید انتظار داشت که تعالیم حضرت بهاءاللّه در نحوۀ تصمیمگیری بشر برای چگونگی تولید، توزیع، تکثیر، به کار گیری و استفاده از ابزار مادّی به کار گرفته شود. همانطور که در پیشرفت هر رشتۀ علمی امری طبیعی است، بینش در بارۀ یک تئوری اقتصادی مناسب فقط زمانی کسب خواهد شد که مردم با نظرات گوناگون طرق مختلف را مورد بررسی قرار دهند. انتقاد از عملکرد اقتصادی کنونی را نباید به سادگی به محکوم کردن نظام سرمایهداری سوء تعبیر کرد و یا آن را تأیید سوسیالیسم تلقّی نمود. همانطور که بیتردید شما موافق خواهید بود اصل مالکیّت خصوصی میتواند طرقی جدید و بهتر از روشهای جاری برای سازماندهی فعّالیّتهای اقتصادی نوع بشر ارائه دهد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۲ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۲۴]
تحقّق عدالت اجتماعی در شرایطی امکانپذیر خواهد بود که همگان از رفاه نسبی مادّی برخوردار و در اکتساب خصایص معنوی کوشا باشند. بنا بر این راه حلّ اساسی مشکلات اقتصادی جهان را باید در توجّه همزمان به موازین علمی و اصول روحانی جستجو نمود. خانواده محیط مناسبی است که در آن فضایل اخلاقی لازم برای نگرشی صحیح نسبت به منابع مالی و استفاده از آن میتواند شکل گیرد.
حضرت بهاءاللّه در بیان مقتضیات عالم خلقت، تأیید میفرمایند که پیشرفت هر امری و تحقّق هر هدفی معلّق به وجود اسباب و وسایل است. تعمّق در این بیان مبارک به انسان میآموزد که پیوسته باید بین هدف و اسبابِ وصول به آن تفاوت قائل شد و اجازه نداد که به دست آوردن آنچه وسیلهای بیش نیست جای هدف را در زندگی انسان بگیرد. مثلاً مال و منال در مقام وسیلهای ضروری برای نیل به اهدافی متعالی از جمله معیشت روزانه، ترقّی خانواده، خدمت به جامعه و اقداماتی در جهت استقرار مدنیّت جهانی، ممدوح و مقبول است ولی شایستۀ شأن انسان نیست که کسب آن را به خودی خود هدف غایی و منظور نهایی زندگی خویش قرار دهد.
نکتۀ مهمّ دیگری که با روح تعالیم الهی مطابقت دارد آن است که هدف وسیله را توجیه نمیکند بدین معنی که یک هدف هر قدر والا، مفید و شکوهمند باشد و یا حصولش برای زندگی فرد و خانواده ضروری شناخته شود، نیل به آن از راه نادرست و توسّل به اسباب ناپسند جایز نیست. متأسّفانه در عصر حاضر برخی از سیاستمداران و رهبران اجتماعی و مذهبی و همچنین عدّهای از کارگزاران بازارهای مالی بینالمللی، گروهی از مدیران شرکتهای چند ملّیّتی و ارباب صنایع و تجارت و جمعی از مردم عادی، تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و علیرغم ندای وجدان خویش، این نکتۀ مهم و اساسی را نادیده گرفته رسیدن به اهداف خود را از هر طریقی مشروع میشمرند.
حضرت عبدالبهاء مطلوب بودن ثروت را مشروط به نحوۀ کسب و مصرف آن دانسته میفرمایند”… غنا منتهای ممدوحیّت را داشته اگر به سعی و کوشش نفس خود انسان در تجارت و زراعت و صناعت به فضل الهی حاصل گردد“ و ”جمهور اهالی به ثروت و غنای کلّی برسند“ و در ”امور خیریّه“ و در راه ”ترویج معارف“ و تأسیس مدارس و صنایع و پیشبرد تعلیم و تربیت و به طور کلّی در جهت منافع عمومی صرف شود.…
تمسّک به اصل عدالت در تأمین ثروت، اصلی که مورد تأیید بسیاری میباشد، البتّه درجات و سطوح مختلف دارد. در یک سطح بدین معنی است که مثلاً کارگر و کارفرما هر دو در کلّیّۀ امور با پیروی از قوانین و مقرّرات متداول، امانتداری و صداقت را پیشۀ خود سازند. ولی برای درک عمیقتر مقتضیات عدالت باید به دو شرط دیگر ممدوحیّت ثروت نیز توجّه نمود و در پرتو آن معیارهای رایج را مورد مطالعه قرار داد. به عنوان مثال، رابطۀ بین میزان دستمزدهای قانونی امروز با هزینۀ زندگی و ارزش دستآورد کارِ کارگران که به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء مستحقّ شریک شدن در سود حاصله از زحمات خود هستند، شایان توجّه و بررسی خاصّ است. تفاوت فاحش و اغلب غیر قابل توجیه بین هزینۀ تولید یک کالا و قیمت فروش آن درخور تفکّر فراوان میباشد. کسب مال به شیوهای که تودۀ مردم ”به ثروت و غنای کلّی برسند“، امری اساسی و شایستۀ تحقیق و تأمّل جدّی است. در ضمن چنین تفکّرات و مطالعاتی، البتّه زشتی و ناپسندی اندوختن ثروت از طرقی نظیر استثمار دیگران، احتکار و انحصار و یا تولید کالاهای مخرّب و آنچه خشونت و فسق و فجور را در بین جمهور ناس رواج میدهد بیش از پیش روشن و آشکار میگردد.
(پیام مورّخ ٢ آوریل ٢٠١٠ بيت العدل اعظم خطاب به احبّای ایران) [۲۲۵]
رفاه هر بخشی از مردم جهان به نحوی جداییناپذیر با رفاه کل به هم آمیخته است. وقتی هر گروهی بدون در نظر گرفتن آسایش همسایگانش تنها به رفاه خود اندیشد و یا منافع اقتصادی را بدون توجّه به تأثیرش بر محیط زیست که تأمینکنندۀ معاش همگان است دنبال کند، حیات جمعی نوع بشر است که دستخوش آسیب میشود. پس مانعی سرسخت در راه پیشرفت هدفمند اجتماعی قرار دارد: حرص و منفعتطلبی شخصی اغلب بر رفاه همگانی غلبه مییابد. ثروت در مقادیری وجداناً نامعقول اندوخته میشود و بیثباتی حاصل از آن بر اثر توزیع نامتعادلِ درآمد و امکانات، هم در بین ملّتها و هم در درون ملّتها، وخیمتر میگردد. امّا اوضاع الزاماً نباید چنین باشد. هرچند چنین شرایطی دستآورد تاریخ است ولی نباید مسیر آینده را تعیین کند و حتّی اگر رویکردهای اقتصادی رایج جوابگوی نیازمندیهای مرحلۀ نوجوانی نوع بشر بوده است قطعاً برای رفع احتیاجات دوران طلوع عصر بلوغ او نارسا خواهد بود. هیچ دلیلی برای تداوم بخشیدن به ساختارها، قوانین، و سیستمهایی که آشکارا از تأمین منافع همگان عاجز است قابل توجیه نیست. تعالیم دیانت بهائی جایی برای شک و شبهه باقی نگذاشته است که کسب، توزیع و استفاده از ثروت و منابع، بُعدی اخلاقی در بر دارد.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۱ مارس ۲۰۱۷ بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان) [۲۲۶]
پس همّتی نمائید تا تنزیه و تقدیس کبری که نهایت آرزوی عبدالبهاست در میان اهل بها جلوه نماید و حزب اللّه در جمیع شئون و کمالات فائق بر سائر نوع انسان گردند و در ظاهر و باطن ممتاز از دیگران و در طهارت و نظافت و لطافت و حفظ صحّت سرخیل عاقلان و در آزادگی و فرزانگی و حکم بر نفس و هوی سرور پاکان و آزادگان و عاقلان.
ای امة الاعلی نامۀ شما رسید مرقوم نموده بودید که در فکر تأسیس شفاخانۀ جدیدید و با پنج نفر دیگر از دکتوران بهائی در فکر تنظیم و ترتیب هستید اگر چنین قضیّهئی تحقّق یابد بسیار مفید است.
صحّت و سلامت جسم اگر در سبیل ملکوت صرف شود بسیار مقبول و محبوب و اگر در نفع عموم عالم انسانی ولو منفعت جسمانی باشد صرف گردد و سبب خیر شود آن نیز مقبول ولی اگر صحّت و عافیت انسان در مشتهیات نفسانی و حیات حیوانی و متابعت شیطانی صرف گردد مرض از آن صحّت بهتر بلکه موت مرجّح بر آن حیات اگر چنانچه طالب صحّتی صحّت را بجهت خدمت ملکوت بخواه امیدوارم که بصیرتی کامل و عزمی صارم و صحّتی تامّه و قوّتی روحانیّه و جسمانیّه حاصل نمائی تا از سرچشمۀ زندگانی ابدی بنوشی و بروح تأیید الهی موفّق گردی.
شفا تنها از طریق قوای روحانی بدون شک به همان اندازه نارسا است که اطبّا و متفکّرین مادّی بیهوده میکوشند تا منحصراً با توسّل به روشها و ابزار مکانیکی بدست آورند. بهترین نتیجه میتواند از توأم کردن هر دو روش جسمانی و روحانی حاصل گردد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۲ مارس ۱۹۳۴ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۳۱]
قوای عظيمهای که در راه جنگهای اقتصادی و سیاسی هدر و اتلاف میشوند به اهدافی معطوف خواهد شد که موجب توسعۀ دامنۀ اختراعات و ترقّیات فنّی، ازدیاد بهرهوری نوع بشر، و ریشهکنی امراض، توسعۀ تحقیقات علمی، بالا بردن میزان سلامت جسمانی، و اعتلای ذکاوت و تزکیۀ افکار بشری، کشف منابع دست نخورده و ناشناختۀ کرۀ ارض، افزایش طول عمر انسان، و پیشرفت هر عامل دیگری گردد که میتواند حیات فکری و اخلاقی و روحانی نوع بشر را تقویت کند.
احیاناً خشنود خواهید شد بدانید که اطّلاعات در بارۀ بیماری ایدز (AIDS) در بسیاری از پروژههای آموزش بهداشت بهائی در افریقا و سراسر دنیا و توأم با تأکید بر اهمّیّت عفّت و عصمت، وفاداری در زندگی زناشویی، تقدّس ازدواج و اهمّیّت حیاتی خانواده به عنوان نهاد بنیادین اجتماع، گنجانده شده است. آموزش در بارۀ ایدز و تمایلات جنسی احتمالاً مؤثّرترین روش خواهد بود اگر بر جنبههای وسیعتر معنوی و اخلاقی زندگی که منجر به تقویت بنیان خانوادهها و جوامع میشود متمرکز باشد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۵ نوامبر ۲۰۰۰ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۳۳]
تحصیل علوم و فنون از هر قبیل جایز ولکن علومی که نافع است و سبب و علّت ترقّی عباد است کذلک قضی الأمر من لدن آمر حکیم.
باید اوّل هر امری آخر آن ملاحظه شود و از علوم و فنون آنچه سبب منفعت و ترقّی و ارتفاع مقام انسان است اطفال بآن مشغول گردند.
طوبی از برای نفسیکه در ایّام الهی بصنعت یدی مشغولست هذه موهبة من اللّه چه که در این ظهور اعظم اشتغال بامریکه انسان را از انتظار منع نماید لدی اللّه مقبولست صنع هر صانعی از عبادت محسوب شده.
باید آنچه نوشته میشود از حکمت خارج نشود و در کلمات طبیعت شیر مستور باشد تا اطفال روزگار بآن تربیت شوند و بمقام بلوغ فائز گردند از قبل ذکر نمودیم که یک کلمه بمثابۀ ربیع است عالم قلوب از او تازه و خرّم شود و کلمۀ دیگر بمثابۀ سموم ازهار و اوراد را بسوزاند انشآءاللّه مؤلّفین از دوستان حقّ باید بنویسند آنچه را که نفوس منصفه بپذیرند و نزد قوم محلّ ایراد واقع نشود.
آیا توسیع دایرۀ معارف و تشیید ارکان فنون و علوم نافعه و ترویج صنایع کامله از امور مضرّه است زیرا که افراد هیئت اجتماعیّه را از حیّز اسفل جهل باعلی افق دانش و فضل متصاعد میفرماید.
لهذا لازم است که رسایل و کتب مفیده تصنیف شود و آنچه الیوم ما یحتاج الیه ملّت و موقوف علیه سعادت و ترقّی بشریّه است در آن ببراهین قاطعه بیان شود و آن رسایل و کتب را طبع نموده در اطراف مملکت انتشار شود تا اقلّاً خواصّ افراد ملّت قدری چشم و گوششان باز شده در آنچه سبب عزّت مقدّسۀ ایشان است بکوشند نشر افکار عالیه قوّۀ محرّکۀ در شریان امکان بلکه جان جهانست افکار چون بحر بیپایان و آثار و اطوار وجود چون تعیّنات و حدود امواج تا بحر بحرکت و جوش نیاید امواج برنخیزد و لآلی حکمت بر شاطی وجود نیفشاند.
مثلاً ملاحظه نمائید که در ممالک سایره مدّتی مدیده کوشیدند تا آنکه قوّۀ بخار را کشف و معلوم و بواسطۀ آن چه بسیار امور و اشغال مشکله را که مافوق طاقت انسان بود سهل و آسان نمودند حال استعمال این قوّه را ترک نموده و سعی و کوشش شود تا آنکه قوّهئی مشابه این قوّه کشف و ایجاد شود قرون کثیره لازم است پس بهتر آنست که در استعمال این قوّه قصوری نشود ولکن دائماً متفکّر در آن باشند که بلکه قوّهئی اعظم از آن بدست آید و همچنین قیاس نمائید سایر فنون و معارف و صنایع و قضیّات مثبوت الفوائد عالم سیاسی را که در قرونهای عدیده مکرّراً تجربه شده و بجهت عزّت و عظمت دولت و آسایش و ترقّی ملّت منافع و فواید و محسّنات کلّیّهاش ثابت و مبرهن گشته حال آن را بدون سبب و داعی ترک نموده بنوع دیگر در صدد اصلاحات کوشیده شود تا آن اصلاحات از حیّز قوّه بوجود آید و فواید و منافعش ثابت و مبرهن گردد سالها بگذرد و عمرها بسر آید و ما هنوز اندر خم یک کوچهایم.
درین دور بدیع اساس متین تمهید تعلیم فنون و معارفست و بنصّ صریح باید جمیع اطفال بقدر لزوم تحصیل فنون نمایند لهذا باید در هر شهری و قریهئی مدارس و مکاتب تأسیس گردد و جمیع اطفال بقدر لزوم در شهر و لزوم در قریه در تحصیل بکوشند.
روزی فرا خواهد رسید که روح و تعالیم بهائی در روی صحنه و کلّاً در آثار هنری و ادبی عرضه خواهد شد و امر اللّه چون آتشی فروزان منتشر خواهد گشت. هنر، خصوصاً در میان تودۀ مردم، بهتر از استدلالات خشک قادر به بیدار کردن احساسات لطیف است.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۱۰ اکتبر ۱۹۳۲ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۴۴]
در مورد مجلّه، هیکل مبارک … پیشنهاد میفرمایند که بر ازدیاد تعداد و کیفیّت مقالات تأکید بیشتری شود و مقالات فقط در بارۀ موضوعات خاصّ بهائی نوشته نشود بلکه مطالب متنوّعی اعمّ از اجتماعی، دینی یا نوعدوستی را نیز در بر گیرد. قسمت علمی آن بدون شک خیلی مهمّ است و جاذبۀ خاصّی برای جوانان و تازهتصدیقان دارد.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۰ مه ۱۹۳۵ صادره از جانب حضرت شوقی افندی خطاب به یکی از احبّا) [۲۴۵]
وحدت نوع بشر آنچنان که مورد نظر حضرت بهاءاللّه میباشد مستلزم تشکيل يک جامعۀ مشترک المنافع جهانی است که در آن تمام ملّتها، نژادها، اديان، و طبقات به اتّحادی محکم و پایدار نائل آیند و در عین حال خودمختاری دول عضو و آزادی فردی و ابتکارات افرادی که آن جامعه را تشکیل میدهند تماماً و قطعاً محفوظ ماند.… تحت چنین نظامی، مطبوعات در حالی که میدان را برای تجلّی دیدگاهها و عقاید متنوّعۀ بشر کاملاً باز میگذارند، مورد سوء استفاده مزوّرانۀ صاحبان غرض چه شخصی و چه عمومی قرار نگرفته و از اعمال نفوذ دول و ملل متنازعه رهایی میيابند.
آراسته به این صفت متعالی و متّصف به خضوع و خشوع، جوانان این دوران باید با پیگیری و استقامت و سرشار از روحیّۀ خدمتِ عاشقانه، در صف مقدّم امور شغلی و تجاری، صنایع، هنرها و فنون لازم برای پیشرفت و ترقّی نوع بشر حرکت نمایند تا مطمئن شوند که روح امر الهی بر جمیع مجهودات مهمّ بشری پرتو خواهد افکند. به علاوه، در عین حال که در مفاهیم وحدتآفرین و پیشبرد سریع علوم و تکنولوژی این عصرِ ارتباطات تبحّر مییابند، میتوانند، بل به راستی موظّفند، که مهارتها و فنونی را که حافظ دستآوردهای حیرتبخش و حیاتیِ گذشته است قطعیّاً به آیندگان انتقال دهند.
(ترجمهای از پیام مورّخ ۸ مه ۱۹۸۵ بیت العدل اعظم خطاب به جوانان بهائی در جهان) [۲۴۷]
پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی حاصله در اين قرنِ فوقالعاده خجسته دلالت بر جهش عظیمی در تکامل اجتماعی کرۀ زمین دارد و ابزاری را ارائه میدهد که میتواند راه حلّی برای مشکلات عملی نوع بشر فراهم آورد. این پیشرفتها براستی وسایل لازم برای ادارۀ زندگی پیچیدۀ یک دنیای متّحد را فراهم میسازند. با اين حال هنوز موانع بسیاری وجود دارد. شک و تردید، برداشتهای غلط، تعصّبات، بدگمانیها و خودخواهیهای کوتهنظرانه، بر روابط بین ملل و اقوام سایه افکندهاند.
(ترجمهای از بیانیّۀ مورّخ اکتبر ۱۹۸۵ بیت العدل اعظم خطاب به مردم جهان، وعدۀ صلح جهانی) [۲۴۸]
لازم است در نظر داشته باشیم که اینترنت انعکاسی است از دنیای اطراف ما و در صفحات بیشمار آن همان نیروهای رقابتکنندۀ تألیف و تحلیلی را مییابیم که شاخص آشوبی است که نوع بشر گرفتار آن است.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۹ آوریل ۲۰۰۸ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۴۹]
قابلیّت مؤسّسات و نهادهای امر اللّه برای ایجاد وحدت فکر در جوامع خود، حفظ تمرکز دوستان، جهت بخشیدن به قوای آنان در راه خدمت به امر اللّه، و ترویج مجهودات سیستماتیک، تا حدّی به این بستگی دارد که سیستمها و ابزار مورد استفادۀ آن مؤسّسات به چه میزان پاسخگوی واقعیّت یعنی نیازها و خواستههای جوامع محلّی هستند که به آن خدمت میکنند و اجتماعی که در آن فعّالیّت دارند.
در این رابطه مقرّر فرمودند این نکته را متذکّر شویم که استفادۀ … از تکنولوژی برای توسعۀ سیستمها و ابزار های مؤثّر البتّه ضروری خواهد بود؛ ولی نمیتوان اجازه داد که [تکنولوژی] نیازها را مشخّص و عمل را تعیین نماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۰ مارس ۲۰۱۱ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۲۵۰]
شکّی نیست که تکنولوژی مدرن میتواند ابزار ارزشمندی در مشروع عظیم بنای یک تمدّن جهانی مرّفه باشد. امّا شما به عنوان فردی متعهّد به عمران و آبادی روستایی، مطمئنّاً نسبت به نیروهای بالقوّۀ مخرّبی که با به کار گیری نسنجیدۀ تکنولوژی، به اسم تجدّد و جهانی شدن، رها میشود آگاهی دارید. مثلاً معرّفی شیوۀ کشاورزیِ کشت تکگونهای (monoculture) در مناطق روستایی به منظور افزایش محصول و کارآیی خردهمالکین، در بعضی موارد در واقع به قیمت از دست رفتن اراضی آنها تمام شده است؛ حتّی اگر مزیّتی در حرکت به سوی شیوههای کشاورزی مدرن مآلاً وجود داشته باشد، نمیتوان احتمال هزینۀ سنگین آلام انسانی آن را نادیده گرفت، هزینهای که با تغییری در رویکرد میتوان آن را کاهش داد. بیان مذکور در نامه، اشارهای به این گرایشهای منفی بود نه مردود شمردن کلّی توسعه و پیشرفت تکنولوژیکی که در تعالیم بهائی مورد تأیید است.…
بهائیانی که در پروژههای توسعۀ اجتماعی و اقتصادی اشتغال دارند به این نکته آگاهند که در راه استفاده از تکنولوژی هم فوائد و هم خطراتی موجود است. بنا بر این سؤال مهمّ این نیست که آیا باید از تکنولوژی استفاده نشود بلکه این است که چگونه باید از آن استفاده شود. رویکردهای توسعۀ متمرکز بر اهدای کالا و خدمات که از خصوصیّات مؤسّسات خیریّۀ مذهبی سنّتی با نیّت نیک و برنامههای رفاه اجتماعی دولتیاند، اثرات تضعیفکنندۀ شناخته شدهای دارند. فریبندگیهای اوّلیّۀ تکنولوژیهای نویددهنده اغلب زودگذر است. عبارت ”تکنولوژی با بستهبندی فریبنده“ به این پدیده اشاره دارد. امید چنان است که دوستانی که در زمینۀ توسعه فعّالیّت دارند مسائل مرتبط به تکنولوژی و نیروهای اجتماعی مربوطه را خواهند سنجید و بهرهمندی از درک عمیقی، هم از علم و هم از دین، را ممکن خواهند ساخت تا بتوانند به ارائۀ رویکردی صحیح کمک کنند که از افراط در اتّکای کورکورانه به مادّیگرایی و وابستگی خیالپرورانه به سنّت اجتناب مینماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۳۰ دسامبر ۲۰۱۴ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا) [۲۵۱]
همان طور که مطّلعید پیشبرد تکنولوژی بخش جداییناپذیری از ظهورِ یک تمدّن جهانی است. اینترنت براستی تجلّی پیشرفتی است که حضرت ولیّامراللّه وقوع آن را در نامهای به زبان انگلیسی ضمن توصیف خصوصیّات اتّحاد بشری پیشبینی فرمودهاند که ”یک سیستم مخابرات و ارتباطات جهانی ابداع گردد که با سرعتی حیرتانگیز و نظمی کامل به کار افتاده، فارغ از موانع و قیود ملّی جميع کرۀ ارض را در بر گیرد.“ امّا يادگيریِ استفاده از اینترنت چون عاملی مؤثّر در راه پیشرفت مادّی و معنوی، چالشی است بس عظیم.
… امّا با توجّه به اینکه اینترنت انتشارِ آنی و فوری مطالب بین تودۀ کثیری از مردم را فراهم میسازد، استفاده از آن مستلزم رعایت حکمت و انضباط شخصی است تا مبادا نحوۀ نامناسب، سبک و نادرست ارائۀ مطالب به اهمّیّت و اعتبار تعالیم مبارکه لطمهای وارد سازد.…
… به عنوان مثال اگرچه تأمّل در بارۀ ماهیّت و نحوۀ فعّالیّتهای اصلی نقشه، به ویژه در بستر تجربیّات یک محدودۀ جغرافیایی یا یک منطقه میتواند مفید باشد ولی تأسیس وبسایتی که در اين مواضیع مخاطبش بهائیان جهان باشد مشکلات خاصّی ایجاد مینماید. چنین رویکردی ممکن است منجرّ به ترویج معیارها و ارزشهای فرهنگی یک گروه خاصّ در سطح جهانی شود — الگویی که امروزه در جهان بسیار مرسوم است. خطر دیگر، اِعمال نفوذی ناخواسته در فرایند یادگیری در سطح تودۀ مردم میباشد، فرایندی که افراد و جوامع و مؤسّسات پیشروان اصلی رشد و توسعۀ آن میباشند. دیدگاه ذیل مندرج در پیام ۱۲ دسامبر ۲۰۱۱ بیت العدل اعظم خطاب به تمام محافل روحانی ملّی — گرچه در زمینۀ خاصّ مجهودات هنری و مطالب آموزشی تکمیلی است — ولی ارتباط نزدیکی با ابعاد فرهنگی فوقالذّکر دارد:
اهل عالم را میتوان چنین مشاهده نمود که تحت تأثیر نیروهایی که در درون و برون جامعۀ بهائی به وجود آمده است از جهات مختلف به هم نزدیکتر شده به سوی آنچه مآلاً یک تمدّن جهانی خواهد بود در حرکتاند، تمدّنی چنان شکوهمند که تصوّر آن امروز غیر ممکن است. با شتاب گرفتن این حرکت مرکزگرای جمعیّتهای بشری در سراسر عالم، عناصری که در هر یک از فرهنگها با تعالیم امر الهی سازگاری ندارد به تدریج زائل خواهد شد و عناصر دیگری قوّت خواهد گرفت. به همین منوال، با بروز الگوهای فکر و عمل — بعضی از طریق هنر و ادب — از طرف مردمانی از هر گروه و ملّت که ملهم از تعالیم حضرت بهاءاللّه هستند، عناصر فرهنگی جدیدی به مرور زمان تکامل خواهد یافت.… با اشتیاق فراوان امیدواریم که به عنوان مثال سرودها و ترانههایی جذّاب به همۀ زبانها در اطراف و اکناف عالم تهیّه و تنظیم شود، سرودهایی که بتواند مفاهیم عمیق مندرج در تعالیم بهائی را در آگاهی خردسالان و نوجوانان تسّری دهد. ولی اگر احبّای عزیز، هرچند ناآگاهانه، از الگوهای رایج در جهان پیروی کنند که در آن به دارندگان منابع مالی اجازه داده میشود که دیدگاه فرهنگی خویش را بر دیگران تحمیل نمایند و موادّ و محصولات خود را با سیلی از تبلیغات شدید ترویج کنند، هرگز یک چنین شکوفایی اندیشههای خلّاق تحقّق نخواهد یافت.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۹ اکتبر ۲۰۱۵ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۲۵۲]
یکی از مهمّترین ترقّیاتی که نشاندهندۀ بسط نقشۀ ملکوتی در این ایّام است پیشرفتهایی در فرهنگ جامعۀ بهائی میباشد که بیت العدل اعظم در چندین پیام خود به آن اشاره فرمودهاند. این پیشرفتها درخور تفکّر و تأمّل عمیق است. هر مؤمن مخلصی مطمئنّاً آرزومند حفظ و ترویج این توفیقات است. بنا بر این دوستان باید به شیوۀ ارتباطات خود که میتواند اثرات زیادی بر فرهنگ جامعه داشته باشد توجّه نمایند. دوستان عزیز باید بیداری وجدان را افزایش دهند بدون اینکه نفس امّاره را بیدار کنند، بینش و بصیرت را انتشار دهند بدون اینکه حسّ شهرتطلبی را پرورش دهند، مسائل را عمیقاً بررسی نمایند ولی از مجادله پرهیز کنند، در گفتار صراحت داشته باشند ولی خود را به بینزاکتیهای متداول در گفتمانهای عمومی تنزّل ندهند، از برنامهریزی عمدی یا غیر عمدی برای جامعه اجتناب نمایند، و مراقب باشند مجهودات جامعه را به منظور جلب رضایت اجتماع با اصطلاحاتی ابراز ندارند که میتواند نفس آن مجهودات را تضعیف نماید.
(ترجمهای از نامۀ مورّخ ۴ آوریل ۲۰۱۸ صادره از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از محافل روحانی ملّی) [۲۵۳]