آنچه بهائیان باور دارند
حیات روح
حُسن اخلاق و رفتار
پاکی قلب
- آنچه بهائیان باور دارند
- آنچه بهائیان انجام میدهند
حضرت عبدالبهاء میفرمایند: «در سير و سلوک، اول پاکی و بعد تازگی و آزادگی. جوی را بايد پاک نمود بعد آبِ عذبِ فرات جاری نمود... مشام پاک، استشمام رائحۀ گلشن عنايت فرمايد و قلب پاک، آينۀ جمال حقيقت گردد.» قلب انسان مانند آینهای است که میتواند خصائص روحانی را منعکس کند و صفات الهی را ظاهر سازد. برای این کار، قلب را باید مدام از غبار و زنگار این دنیا پاک نمود. حضرت عبدالبهاء چنین میفرمایند: «تضرع و زاری من به ملکوت الهی اين است که... قلوبتان مثل آئينۀ صافی و از پرتو شمس حقيقت روشن گردد.»
يا ابنَ الرُّوْح، فی اوّل القول املک قلباً جيّداً حسناً منيراً لتملک ملکاً دآئماً باقياً ازلاً قديماً. (ای پسر روح، اولین پند من این است: دلی پاک و مهربان و تابناک داشته باش تا سلطنتی دیرین و پایدار نصیبت شود.)
يا ابن الأنسان افرح بسرور قلبک لتکون قابلاً للقآئی و مرآتا لجمالی. (ای پسر انسان، به سرور قلب خود شاد باش، تا شایستۀ دیدار من و آینۀ جمال من گردی)
ای پسران آدم ،کلمۀ طيبه و اعمال طاهرۀ مقدسه به سمآء عزّ احديه صعود نمايد. جهد کنيد تا اعمال از غبارِ ريا و کدورت نَفْس و هوی پاک شود و به ساحتِ عزِّ قبول درآيد. چه که عنقريب، صرافانِ وجود در پيشگاهِ حضورِ معبود، جز تقوای خالص نپذيرند و غير عملِ پاک، قبول ننمايند. اين است آفتابِ حکمت و معانی که از افقِ فمِ مشيّت ربّانی اشراق فرمود. طوبی للمقبلين.
ستفنی الدّنيا و ما انتم به تسرّون فی قلوبكم و تفتخرون به بين الخلايق اجمعين. طهّروا مرآة قلوبكم عن الدّنيا و ما فيها لتنطبع فيها انوار تجلّی الله و هذا ما يغنيكم عمّا سوی الله و يدخلكم فی رضی الله الكريم العالم الحكيم. (دنیا و آنچه در قلب خود به آن شاد هستید و در میان تمام مردم به آن افتخار میکنید به زودی فنا میپذیرد. پس آینۀ قلوبتان را از دنیا و آن چه در اوست پاک نمایید تا انوار تجلی الهی در آن جلوهگر شود. این است آنچه شما را از غیر او بینیاز میسازد و به رضای خداوند کریم و دانا و حکيم میرساند.)
وقتِ تقدیس است. دَمِ تنزیه است. زمانِ جانبازی است و اوانِ پاکی و آزادگی. هر یک از احبای الهی باید به تقدیسی مبعوث شود که جهان را طیّب و طاهر نماید چون نور منزه و مقدس گردند.
تنزيه و تقديس در جميع شئون از خصائصِ پاکان است و از لوازم آزادگان. اول کمال، تنزيه و تقديس است و پاکی از نقائص. چون انسان در جميع مراتب، پاک و طاهر گردد مظهر تجلی نورِ باهر شود.
در سير و سلوک، اول پاکی و بعد تازگی و آزادهگی. جوی را بايد پاک نمود، بعد آبِ عذبِ فرات جاری نمود و ديدۀ پاک، ادراک مشاهده و لقا نمايد و مشام پاک، استشمام رائحۀ گلشن عنايت فرمايد و قلب پاک، آينۀ جمال حقيقت گردد.
به نصوص الهيه، ما ممنوع از فساديم و مأمور به صلح و صلاح و مجبور به راستی و دوستی و آشتی به جميع اقوام و امم آفاق.









